W: نکات و ملاحظاتی در مورد عقیدهی مسیحیها - بخش هفتم
رد عقیده به صلیب کشیدن عیسی - قسمت ۱
انجیل عقیدهی به صلیب کشیده شدن عیسی علیه السلام را مردود میداند. در انجیل متی اصلاح شدهی 27 شماره 39 الی 40 با این عبارت آمده است: و کسانی که از کنار او گذر میکردند به او اهانت مینمودند و سر خود را تکان میدادند و میگفتند ای کسی که تندیس و مجسمه را نابود کردی و در مدت سه روز آن را ساختی اگر راست میگویی که پسر خدا هستی، از دار اعدام و صلیب پایین بیا و خودت را نجات بده! العهد الجدید، ص 69.
راستی عقل و فهم آنها کجاست در حالی که این سخنان منطقی را از کتاب خود میخوانند؟ وارد شدن لاهوت (سرشت خدایی الله) به ناسوت (سرشت انسانی عیسی) یعنی اینکه لاهوت (رب) اوصاف و افعال او تغییر کرده است چون با ناسوت (جسد مسیح) مخلوط شده است. آن جسدی که بعد از خارج شدن روح از آن اوصافش تغییر کرده است. چون لاهوت و ناسوت در نظر آنها یک نهاد و یک طبیعت واحد هستند. پس تغییر ناگهانی که به خاطر کشتن و به دار آویختن برای ناسوت پیش میآید نقص را در لاهوت ایجاد میکند و سبب میشود که کمالاتی که مخصوص اوست از او سلب شود. پس اگر فردی از آنها تغییر ناگهانی را بر لاهوت به خاطر کمال آن نفی میکند این نفی از طرف او اعتراف به انفصال و جدایی و استقلال لاهوت از ناسوت میباشد.
اما زمانی که گمان ببرند که لاهوت به سبب مرگ از ناسوت جدا شده است بلکه به آسمان صعود کرده است، مسیح که خدای کامل و انسان کامل است طرف راست پدرش مینشیند (ناسوت طرف راست لاهوت.) این وضعیت مستلزم آن است که ناسوت مسیح در صفات و احکام با سایر ناسوتهای دیگر فرق داشته باشد و باید لاهوت به خاطر اختلاط و اتحاد با ناسوت صفات او تغییر کرده باشد و این محال است.
خلاصهی کلام، هرگونه تأویل برای تغییر ناگهانی بر ناسوت به سبب به دار آویخته شدن و همچنین در لاهوت، تأویلی فاسد از آب در میآید و حجّت و دلیلی بر ضد خودشان خواهد بود.
خداوند در این رابطه میفرماید: «و گفته ی آنان که ما عیسی پسر مریم، پیغمبر خدا را کشتیم! در حالی که نه او را کشتند و نه به دار آویختند ولیکن کار بر آنها مشتبه شد و (متردد گردیدند که آیا عیسی یا دیگری را کشتهاند و در این مورد با هم اختلاف نظر پیدا کردند و) کسانی که دربارة او اختلاف پیدا کردند (جملگی راجع به او در شک و گمانند و آگاهی به آن ندارند و تنها به گمان سخن میگویند و (باید بدانند که) یقیناً او را نکشتهاند (و قطعاً مقتول کس دیگری بوده است.) بلکه خداوند او را از دست آنان رهاند) در پیش خود به مرتبهی والائی رساند و خداوند چیره (است و بر هر کاری تواناست و) حکیم است. (هر چیزی را برابر حکمتی انجام میدهد و سنجیده عمل میکند. (نساء: ۱۵۸– ۱۵۷)
ادامه موضوع در قسمت بعدی
این مـــرگ،