5-2: نواقض اسلام - قسمت 4

هشتم: پشتیبانى كـردن از مشركان و یاری كردن آنان بر ضد مسلمانان، خداوند مى‌فرماید: وَمَن یتَوَلَّهُم مِّنكُمۡ فَإِنَّهُۥ مِنۡهُمۡۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا یهۡدِی ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِینَ [المائدة: 51]. «و هركس از شما آنانرا(یهود و نصاری) دوست گیرد، براستی كه خود از آنان است، بى‌گمان خداوند گروه ستمكاران را هدایت نمى‌كند».

نهم: كسیكه معتقد باشد كه بعضى از مردم مى‌توانند از شریعت و دین محمد صلی الله علیه وسلم خارج شوند كافر مى‌باشد. خـداوند مى‌فرماید: وَمَن یبۡتَغِ غَیۡرَ ٱلۡإِسۡلَٰمِ دِینٗا فَلَن یقۡبَلَ مِنۡهُ وَهُوَ فِی ٱلۡأٓخِرَةِ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِینَ  [آل‌عمران: 85]. «و هركس دینى جز اسلام بجوید، هرگز از او پذیرفته نمى‌شود و او در آخرت از زیانكاران است».

دهم: روی گردانی و اعراض نمودن از دین خدا و نیاموختن اسلام و عمل نكردن به آن. خداوند مى‌فرماید: وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِ‍َٔایٰتِ رَبِّهِۦ ثُمَّ أَعۡرَضَ عَنۡهَآۚ إِنَّا مِنَ ٱلۡمُجۡرِمِینَ مُنتَقِمُونَ [السجده: 22]. «و كیست ستمكارتر از كسى كه به آیات پروردگارش پند یابد، آنگاه از آن روی بگرداند، بى‌گمان ما از گناهكاران انتقام خواهیم گرفت».

و در تمامی این نواقض و مخالفتها بین اینكه انسان جـدی باشـد و یا اینكه شوخی كنـد و یا از انجام آن بترسد، هیچ فرقی وجود ندارد، مگر كسیكه مكره یعنی مجبور شود به انجام آن عمل در حالیكه او راضى نیست. و همه اینها از گناهان كبیره است كه ممكن است مردم در آن واقع گردند. پس بر مسلمان لازم است از آنها بر حذر باشد و بترسد از اینكه در این گناهان بیفتد و باید از آن اجتناب و دوری ورزد. پروردگارا! ما از خشم و غضب و عقاب دردناك تو، به تو پناه مى‌بریم.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

5-2: نواقض اسلام - قسمت 3

ششم: هر كسیكه به چیزی از دین مبین اسلام مسخره و ریشخند كند، همان دینی كه رسـول الله صلی الله علیه وسلم آنرا از طرف خداوند آورده، و یا از ثواب و نیكی و پاداش آن، و یا از جزا و عقاب و كیفر آن، كافر شود. خداوند مى‌فـرماید: قُلۡ أَبِٱللَّهِ وَءَایٰتِهِۦ وَرَسُولِهِۦ كُنتُمۡ تَسۡتَهۡزِءُونَ لَا تَعۡتَذِرُواْ قَدۡ كَفَرۡتُم بَعۡدَ إِیمَٰنِكُمۡ [التوبة: ۶۶-۶۵]. «بگو: آیا بخدا و آیات او و رسولش ریشخند مى‌كردید؟ عذر نیاورید، به راستی كه پس از ایمانتان كفر پیشه كردید».

هفتم: سحر و جادوگری و آنچه شامل آن مى‌شود از قبیل طر و دستی بین دوستان و جلبِ آن برای دیگران و كسى كه آنرا انجام دهد، و یا از آن راضی شود كافر گردد، خداوند مى‌فرماید: وَمَا یعَلِّمَانِ مِنۡ أَحَدٍ حَتَّىٰ یقُولَآ إِنَّمَا نَحۡنُ فِتۡنَةٞ فَلَا تَكۡفُرۡ [البقرة: 102] «و (آن دو فرشته)به هیچ كسى (جادو) نمى‌آموختند مگر آنكه مى‌گفتند: ما تنها(مایه) آموزنی هستیم، پس(با به كارگیری جادو) كافر مشو».

ادامه موضوع در قسمت بعدی

5-2: نواقض اسلام - قسمت 2

دوم: كسیكه بین خود و بین خدا واسطه قرار دهد و از آن واسطه چیزی بخواهد(یعنی دعای خود را متوجه او سازد) و از او شفاعت بطلبد و بر او تـوكل كند.

سـوم: كسیكه مشركان را كافر نداند، و یا اینكه در كفر آن مشركان شك و تردید داشته باشد، و یا اینكه مذهب آن مشركان را صحیح بداند كافر است.

چهارم: كسیكه اعتقاد داشته باشد كه هدایت و دستورهای غیر رسـول اكرم صلی الله علیه وسلم كامل‌تر و بهتر است از هدایت و دستورهای رسـول اكرم صلی الله علیه وسلم، و یا اینكه بگوید حكم و قضاوت غیر رسول الله صلی الله علیه وسلم بهتر است از حكم و قضاوت پیامبر صلی الله علیه وسلم، مانند كسانیكه حُكْم و قضاوت طواغیت (قوانین رسمی كشوری) را كه غیر شرعی باشد بر قوانین شرعی و دینی برتری مى‌دهند و اینها همه كافر مى‌باشند.

پنجم: كسیكه به چیزی از آنچه رسول الله صلی الله علیه وسلم برای امت اسلامی از هدایت بشری و قضاوت و حُكْم به قرآن و سنت آورده، بُغض ورزد، اگرچه به آن حكم عمل كند، در حالیكه از آن نفرت دارد، باز هم جزو كافران مى‌باشد.

خداوند متعال مى‌فرماید: ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ كَرِهُواْ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ فَأَحۡبَطَ أَعۡمَٰلَهُمۡ ﴾ [محمد: 9]. «این از آن است كه آنان آنچه را كه خدا نازل كرده است ناخوش داشتند، در نتیجه خداوند اعمالشان را تباه كرد».

ادامه موضوع در قسمت بعدی

5-2: نواقض اسلام - قسمت 1

اول: شـرك آوردن در عبادت خـدای یكتا و برای او شریك قائل شدن.

خداوند مى‌فرماید: إِنَّ ٱللَّهَ لَا یغۡفِرُ أَن یشۡرَكَ بِهِۦ وَیغۡفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَن یشَآءُ [النساء: 116]. «خـداوند نمى‌بخشد كه به او شرك آورده شود، و جز آن را برای هركس كه بخواهد، مى‌آمرزد».

ومى فرماید: مَن یشۡرِكۡ بِٱللَّهِ فَقَدۡ حَرَّمَ ٱللَّهُ عَلَیۡهِ ٱلۡجَنَّةَ وَمَأۡوَىٰهُ ٱلنَّارُۖ وَمَا لِلظَّٰلِمِینَ مِنۡ أَنصَارٖ [المائدة: 72]. «بى‌گمان كسى كه به خداوند شرك آورد، خداوند بهشت را بر او حرام مى‌گرداند و جایگاهش آتش (دوزخ) است، و ستمكاران یاورانی ندارند».

و از جمله شرك در عبادت خـداوند متعال دعا كردن مردگان و طلب مدد خواستن از آنهاست، و همچنین نذر كردن و ذبح و قربانی برای آنهاست.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

5-2: شروط لا إله إلاَّ الله - قسمت 2

دلیل این شرطها از قرآن و سنت پیغمبرصلی الله علیه وسلم: 

دلیل علم و معرفت به معنای آن: [محمد: 19]. «پس یقین بدان كه معبودی بحق جز خداى یكتا نیست».و [الزخرف: 86]. «بلكه كسانی (چنین حقی دارندک) كه آنان دانسته به حق گواهی داده باشند».  ­یعنی «مى‌دانند با دل‌هایشـان»، آنچه زبان‌های آنها با آن نطق كرده است.

رسول اكرم صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هركسى كه بمیرد و بداند كه هیچ معبودی بر حق غیر از خدای یكتا نیست، به بهشت داخل مى‌شود».

دلیل یقین و ایمان داشتن به آن: خداوند مى‌فرماید: [الحجرات: 15]. «مؤمنان تنها آنانند كه به خدا و رسولش ایمان آورده‌اند، آنگاه شك به دل راه نداده‌اند و با اموال و جانهاى‌شان در راه خدا جهاد كرده‌اند. اینانند كه راستگویند».

خـداوند برای صدق و راستی ایمان‌شان به خدا و رسول شرط كرده كه شك به دل خود راه ندهند، یعنی شك نكنند، زیرا كسى كه شك كند از منافقین بشمار مى‌رود. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «گواهى مى‌دهم كه معبودی بر حق جز خدای یكتا نیست، و من فرستاده و رسول خدا هستم، هركسى با این دو گواهی خدا را ملاقات كند، و در آن شكی در دل نیاورد، به بهشت داخل خواهد شد، و در روایتى آمده است: هركسى با این دو گواهی خدا را ملاقات كند در حالیكه شكی در دل او نباشد، از داخـل شدن به بهشت جلوگیری نخواهد شد».

و در جزئى از حدیثى دیگر رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هركه را پشت این دیوار ملاقات كردی كه گواهی مى‌دهد: كه هیچ معبودی بر حق غیر از خدای یكتا نیست، در حالیكه دلش متیقن به آن باشد. به بهشت مژده بده».

ادامه نوشته

5-2: شروط لا إله إلاَّ الله - قسمت 1

1- دانستن معنای آن بطور نفى و اثبات: یعنی (لا إله) نفی تمام أنواع عبادت از غیر خدا. و (إلاَّ الله) اثبات تمام أنواع عبادت برای خدای یگانه.

2- یقین: و آنهم عبارتست از اینكه: علم و یقین كامل به آن داشته باشیم، علمى كه در آن شك و تردیدی وجود نداشته باشد.

3- إخلاص: همان إخلاصى كه مخالف شرك است.

4- راست: همان راستی كه با دروغ منافات دارد و مانع از نفاق مى‌شود.

5- دوست داشتن این كلمه و آنچه بر آن دلالت دارد و خوشحال بودن به إسلام و توحید.

6-  تسلیم شدن به حقوق آن، و آنهم انجام عملهای واجب بطور خالص برای خدا و طلب رضای او.

7- قبولی كه منافی و مخالف به رد كردن آن مى‌باشد.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

5-2: اصـول سه گانه كه يادگيری آن بر هر مسلمان زن و مرد واجب است

و آنها هم عبارتند از: اینكه بنده، خدا، دین و پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم را بشناسد.

 پس اگر به تو گفته شود پروردگار تو كیست؟

بگو: پروردگار من كسى است كه تمامی جهانیان را با نعمت‌های خود آفریده و پرورش داده، و اوست معبود و پروردگار من، و غیر از او من معبود دیگری ندارم.

و اگر بتو گفته شود دین تو چیست؟

بگو: دین من إسلام است، و آنهم تسلیم شدن به خداى یكتا و اطاعت از او، و براءت از شرك و مشركان.

و اگر بتو گفته شود پیامبر تو چه كسى است؟

بگو: محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم، و هاشم از قبیله و طایفهء قریش است، از عربهاست، و عرب از نسل و فرزندان إسماعیل بن إبراهیم الخلیل هستند، بهترین سلام‌ها و درودها نثار آنان باد.

ادامه موضوع در قسمت بعدی