إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا
إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَىٰ يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ
إِلَّا قَلِيلًا [النساء: ١٤٢] «بیگمان منافقان (نشانههای ایشان را مینمایانند و کفر خویش را پنهان میدارند و به
خیال خام خود) خدا را گول میزنند! در حالی که خداوند (دماء و اموال ایشان را در
دنیا محفوظ مینماید، و در آخرت دوزخ را برای آنان مهیّا میدارد و بدین وسیله)
ایشان را گول میزند. منافقان هنگامی که برای نماز برمیخیزند، سست و بیحال به
نماز میایستند و با مردم ریا میکنند (و نمازشان به خاطر مردم است؛ نه به خاطر
خدا) و خدای را کمتر یاد میکنند و جز اندکی به عبادت او نمیپردازند. »
ریا کردن به این معناست
که شخص، خودش را جلوی چشم مردم خداترس و پرهیزکار نشان میدهد تا مورد احترام و
قبول مردم قرار گیرد و به چشم آدم خوب به او نگاه کنند. حتی نمازهای انفرادی نیز
طوری وانمود میکند که بسیار مخلص و متدین است. در اجتماعات و مجالس نیز با ادب و
عبادت پیشه نشان میدهد اما وقتی به خلوت میرود، برعکسِ آنچه نشان میداد عمل میکند
و انگار هیچ ترسی از خدا ندارد و اصلاً خدا را نمیشناسد. تمام سخنان و کارهایش
برای جلبِ توجه مردم است و خودش هم به این دوگانگیِ شخصیتی در وجود خود آگاهی دارد.
ریا از گناهان کبیره بوده
و به شرک نزدیک میباشد، چون مقصود از عبادتِ شخص ریاکار، جلب توجه مردم است و این
به معنای پرستش مردم بوده و شرک است. گاهی مقصود ریاکار، جلب
نظر مردم برای رسیدن به مقام و مسئولیتی مانند نمایندگی یا ریاست یا رهبری است.
نمایندگی و قضاوت و
ولایت و رهبری که به امور و حقوق مردم تعلق دارد، اگر همراه با رعایتِ عدالت باشد،
از عبادات بزرگ بشمار میرود اما اگر با
عدالت همراه نباشد از گناهان کبیره و بزرگ است. بنابراین کسی که مطمئن نیست بتواند
عدالت را رعایت کند و بر آن توانا نیست، قبول مسئولیت برایش حرام است.
قبول مسئولیت
در صورتی حرام میباشد که شخص مطمئن باشد از عهده وظیفه اش بر نخواهد آمد و حق
دیگران ضایع میگردد در حالی که افرادی اولاتر از او وجود دارند که توانایی انجام
مسئولیت را دارند. اما در صورت عدم وجود افراد اولاتر و متخصص و همچنین عدم
اطمینان به ناکارآمدی و ناتوانی خویش، قبول مسئولیت جایز بوده و حرام نیست.
ادامه موضوع در قسمت بعدی . . .