سوالی که امروزه مطرح است این است که: آن انجیلی که خداوند بر بنده و فرستاده خود عیسی علیه السلام نازل کرد کجاست؟ ابراهیم خلیل احمد به این سوال جواب می‌دهد: (ابراهیم خلیل احمد کشیش و سرپرست کلیسای انجیلی و استاد علوم خداشناسی در دانشکده لاهوت (الهیات) در شهر أسیوط بود.(بعدا ابراهیم خلیل احمد به دین اسلام مشرف شد.) او می‌گوید: آن انجیلی که برای یسوع مسیح در حیات او وحی شده است هم اکنون وجود ندارد، همان طور که نوشته‌های قدیمی که شامل اقوال و گفته‌های یسوع المسیح باشد و هم چنین کتاب‌هایی که در رابطه با رحلت حضرت مسیح، آن زمان که بزرگی و عزّت او آشکار شد این نوشته‌ها که عوض نشده باشند همگی از بین رفته‌اند.

 تمام مسیحی‌ها و غیر آن‌ها بدون اختلاف اتفاق نظر دارند که در زمان حیات عیسی علیه السلام تنها یکصد و بیست مرد به او ایمان آوردند، زنان ثروت و دارائی خود را به عنوان انفاق به آن‌ها می‌دادند. این صراحت انجیل آن‌ها است. هر کس که به او ایمان می‌آورد خود را مخفی می‌کرد و همواره در زندگی ترس داشت و بعد از مسیح؛ دعوت دینی خود را به صورت سرّی و پنهانی انجام می‌دادند. هیچ کس هنگام دعوت قوم خود صورت و چهره خود را آشکار نمی‌کرد، و آیین و دین خود را پنهان می‌داشتند چون هر کس را با این اعتقاد می‌یافتند یا سنگسار می‌کردند یا به صلیب می کشیدند یا با شمشمیر یا به وسیله‌ی سمّ کشته می‌شد.

 آنها به همین حالت ماندند و جرأت آشکار کردن دین مسیح را هرگز نداشتند بعد از رهایی و رفعت حضرت مسیح؛ به مدت سیصد سال پیروان آن حضرت مکان و مأوایی برای در امان ماندن پیدا نکردند. در طی این دوران آن انجیلی که از طرف خداوند نازل شده بود جز چند فصلی کم که خداوند به عنوان دلیل و حجت علیه مسیحی‌ها به کاربرد چیزی از آن باقی نماند. همین طور باقی ماندند تا این که پادشاه قسطنطینیه مسیحی شد و قدرت گرفتند از آن زمان مسیحیت آشکار شد و دین خود را علنی کردند و دور هم جمع شدند.

انجیل ها و تاریخ چهارگانه که منبع عقیده‌ی مسیحی‌ها است: این تاریخ‌های چهارگانه، چهار مرد معروف و مشهور در زمان‌های مختلف آن را نوشته‌اند، اولین تاریخ، تاریخی است که شخصی به نام متّی اللاوانی (شاگرد حضرت مسیح) بعد از گذشت نُه (9) سال از رهایی حضرت مسیح؛ آن را با زبان عبرانی در سرزمین یهوذا (یهوذا یکی از دوست داران یسوع بود که به او خیانت کرد و او را به دشمنانش تحویل داد در مقابل 30 قطعه نقره، که بعد از خیانت خود را خفه کرد و خودکشی نمود. این یهوذا غیر یهوذای رسول است.) واقع در شام نوشته است حجم آن بیست و هشت (28) ورقه با خط متوسط می‌باشد. ( انجیل متّی 28 بار تصحیح در 70 صفحه از ص 3 الی 72 ضمن کتاب عهد جدید و مزامیر تشکیل شده در سال 1974 چاپ شده است.)

تاریخ دوّم: تاریخی است که مارقش هارونی (یا مارقس) شاگرد شمعون پسر یوحنا که باطره نام داشت بعد از بیست و دو سال از رهایی و رفعت حضرت مسیح آن را تألیف کرده است و آن را با زبان یونانی در شهر انطاکیه در سرزمین روم نوشته است. و می‌گویند که شمعون (ذکر شده در بالا) آنرا نوشته است بعداً اسم خود را از اول آن پاک کرده و نام شاگردش مارقش را جایگزین آن کرده است، این تاریخ 14 ورقه با خط متوسط می‌باشد. شمعون مذکور شاگرد عیسی بوده است. ( انجیل مارقش شانزده بار تصحیح شده است 53 صفحه از ص 73 الی 115 از کتاب عهد جدید و مزامیر. )

تاریخ سوّم: تاریخی است که شخصی به نام لوقا (پزشکی از اهل انطاکیه و شاگرد شمعول باطره) با زبان یونانی و در شهر خودش «إقایه» بعد از این که مارقش مذکور تاریخ خود را تألیف کرد لوقا هم تاریخ خود را تألیف کرد و تاریخ لوقا به اندازه تاریخ متّی می‌باشد. ( انجیل لوقا 24 بار تصحح در ص 73 الی ص 116 الی 188 از کتاب عهد جدید است.)

تاریخ چهارم: تاریخی است که یوحنا پسر سبذایی شاگرد مسیح  بعد از شصت و چند سالی از رهایی حضرت مسیح؛ آن را با زبان یونانی در شهر «استیه» نوشته است. از 24 صفحه با خط متوسط تشکیل شده است. یوحنا شخصاً انجیل متّی را از زبان عبرانی به زبان یونانی ترجمه کرده است. ( انجیل یوحنا 21 بار تصحیح در 58صفحه از ص 189 الی ص 246 از کتاب عهد جدید.)

ادامه در قسمت بعدی . . .