4-1: محبت خدا و ترس از خدا - قسمت 1
انسان چیزهایی را در زندگی دوست میدارد و از چیزهای دیگری نیز متنفر است. وی خوراک لذیذ و خوشطعم و خوشمزه را دوست میدارد. مناظره زیبا را دوست دارد. معمولاً مردان با زنان محبت دارند، در جایی که بعضی از مردان زنان را به درجه عشق دوست دارند و با ایشان اظهار محبت میکنند و لکن همانطور که قبلاً گفتهایم در این دنیا دوستداشتن محبتی خواهد بود محدود که پایانی خواهد داشت.
ما معمولاً هرگونه سود و منافع را دوست داریم، خوراک لذیذ و بامزه پسند میکنیم، اما هرگاه گندیده شود به ضرر تبدیل گردد، بدون شک ما آن را نمیپسندیم، اما محبت و مودت و خاطرخواهی که انسان در برابر حق تعالی در دل دارد محدود نیست، بلکه آن محبت دائمی و ناگسستنی است که پایانی ندارد. همچنین ترس حقیقی باید فقط از خدا باشد و از هیچکس و هیچ چیز بدون او ترسیدن جائز نمیباشد. انسان در زندگی خود از بسیاری از مخلوقات میترسد. از آتش سوزان میترسد، از درندگان میترسد، از سم و مواد خطرناک بیم دارد، از ظالم و ستمگر میترسد، فرزند از پدر خود میترسد، شاگرد از آموزگارش ترس دارد و لکن همة ترسها محدود است و حتماً پایانی خواهد داشت.
هرگاه آتش خاموش شود و دیگر از آن نمیترسد، هرگاه از درندگان نجات یابد از آنها نمیترسد، هرگاه ستمگری بمیرد دیگر ترس از او ندارد، مواد سمی هرگاه کناره انداخته شود از آن ترس نداردند. هرگاه پدر مهربان شود از او نمیترسد، در صورتی که آموزگار عوض شود دیگر از او هیچگونه ترس ندارد. پس ترسیدن بشر از بشر مانند خودش و حیوانات و اشیاء محدود است که پایان مییابد. اما خوف از خداوند متعال برای هیچکس و هیچ چیز محدود نیست، مسلمان واقعی باید در تمام مدت عمر خود از خدا بترسد و در هر مکان و زمان باید خدا را در نظر داشته و از مخالفت با او بپرهیزد، در شب، در روز، در حضر، در سفر، در بیماری، در تندرستی، در کودکی، در پیری خلاصه در همه اوقات و لحظات عمر خود باید از خدا بترسد و در ابتداء هر کار خلاف بایستی اول خدا را به یاد آورد و هیچ لحظهای از او غفلت نکند، زیرا که ذکر خدا را در نظر داشتن انسان را بسیاری از کارهای حرام و ناروا بازمیدارد و از کار حرام اجتناب مینماید.
این مـــرگ،