ذ: وصیت هجدهم: دل نبستن به دنیا
در دنیا مانند مسافر و یا رهگذر، زندگی كن.

ادامه موضوع ذ: یکصد وصیت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در پست آینده
در دنیا مانند مسافر و یا رهگذر، زندگی كن.

ادامه موضوع ذ: یکصد وصیت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در پست آینده
وقتی داستان آدم را در قرآن كریم تلاوت كنیم، میبینیم كه خدای ما را به سرچشمه علم همه بشریت راهنمایی نموده است. جایی كه در آیه 31 از سوره «بقره» میفرماید: «و خداوند همه اسماء را به آدم تعلیم داد و سپس آنها را بر فرشتگان عرضه كرد».
خدای سبحان در این آیه دروازه اولیه ورودی علم به سوی ذهن بشر را معرفی میكند. این دروازه ورودی اوّلیه در حقیقت آموزش «أسماء» است، زیرا از همان بدو طفولیت وقتی كودكتان به مرحله سنّیی میرسد كه میتواند اشیا را از یكدیگر تمییز دهد، شما ناگزیر باید روند آموزش به وی را از آموزش نامها آغاز كنید و مثلاً برایش بگویید: این فنجان است، این قلم ... و این صندلی است.. این غذا... و الی آخر...
چه اگر ما «نامها» را به طفل آموزش ندهیم، او قطعاً نمیتواند چیزی را بفهمد. اما آنگاه كه او این نامها را یاد گرفت، بعد از آن است كه به فراگیری علم قادر میشود. هم از این روی است كه ما باید در همه دنیا و نسبت به همهی بشریت، فراگیری علم را از همین نقطه آغاز نماییم و بعد از این دروازه ورودی ابتدایی است كه باز ممكن است برنامهها و شیوههای آموزشی از یك كشور تا كشور دیگر، یا از یك سیستم تا سیستم دیگر متفاوت باشد.
از همین جاست كه ما به این حقیقت نیز دست مییابیم كه آغازگر تعلیم علم برای بشریت در حقیقت پروردگار بزرگ است، زیرا او تعالی آغازگر تعلیم اسماء برای انسان بود و این آغاز، هنوز هم سرآغاز همهی نظامهای تعلیمی است. حتی ما اسماء را فقط در مدرسه به طفل آموزش نمیدهیم، بلكه این همان روش فطریی است كه قبل از رفتن طفل به مدرسه، مادر آن را با او آغاز میكند. اعم از اینکه مادر خود از اهل علم و سواد باشد یا نباشد.
چه علم فطری نیز همیشه از آموزش «اسماء» آغاز میشود و بعد از آن است كه شیوههای علوم، تطوّر و تغییر مییابند. پس آموزش «أسماء» اولین پل تفاهم میان یك مادر با طفلش و میان یك طفل با اطفال دیگر است. لیكن در اینجا در ساحه علم بشری، معجزهی دیگری نیز وجود دارد كه ناگزیر باید به آن التفات داشته باشیم، این معجزه، دلیلی لغوی بر وجود خدای متعال را نیز با خود حمل میكند.
ادامه موضوع ۶-۱: تجلی قرآن در عصر علم در پست آینده
آیه 189:
وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۗ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ «و فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خداست، و خداوند بر هرچیزی تواناست».
119
از اینکه به دیگران بگویی چه طور کاری را انجام دهند، اجتناب کن. در عوض به آنها بگو چه کاری باید انجام گیرد. خواهی دید که آنها با راه حل های خلاقانه شان تو را شگفت زده خواهند کرد.
ادامه موضوع G: نکته های کوچک زندگی در پست آینده
از جمله آیاتی که به اعجاز علمی آب اشاره دارد، آیه زیر است که خداوند – جلّ جلاله – میفرماید :
«[ای عاقل] مگر نمیبینی که خداوند از آسمان آب سودمندی را میباراند و با آن محصولات گوناگون و میوههای رنگارنگ را به وجود میآورد و [مگر نمیبینی که] کوهها خطوط و جادههایی است [که بر سطح زمین کشیده شده است. خطوط و جادههایی] که بعضی سفید و گروهی سرخ و بعضیها سیاه پررنگ است و هر یک از آنها به رنگهای مختلفی و در طرحهای متفاوتی [با دست تقدیر پرودگار، بر چهره زمین ترسیم شده] است* انسانها، جنبندگان و چهارپایان نیز کاملاً دارای رنگهای مختلفی بوده و متفاوتند ... [این نشانههای بزرگ آفرینش، بیش از همه توجه خردمندان و فرزانگان را به خود جلب میکند و این است که] تنها بندگان دانا و دانشمند، از خداوند، ترس آمیخته با تعظیم دارند. قطعاً خداوند توانا و [در کار جهانآرایی] چیره و [برای بندگان توبهکننده و امیدورا به الطاف کردگاری] بس آمرزگار است». (فاطر : 28-27)
در این آیه در سه مورد به اختلاف رنگها اشاره شده است.
شاید انسان از [شنیدن] ارتباط بارش باران و برف از آسمان با اختلاف رنگ کوهها تعجب کند. در خلاصه تحقیق مفصل و بسیار پیچیدهای آمده است که آب این عنصر حیاتی که جزو بهترین عناصر ذوبکننده و فعال به شمار میرود، عامل قطعی در تعیین رنگ کوهها میباشد. رنگ کوهها به وسیله رنگ عناصری که در ساختمان آن مشارکت دارند، تعیین میشود. عناصر نیز متناسب با میزان اکسید شدن، رنگین میشود و آب با این اکسید شدن ارتباط دارد. به همین دلیل درمییابید که یکی از عوامل رنگی بودن سنگها و کوهها، اختلاف رنگ آنها، سیاهی، سفیدی، قرمزی و رنگهای مختلف آنها آب میباشد. به همین دلیل خداوند – تعالی – میفرماید:
«[ای عاقل] مگر نمیبینی که خداوند از آسمان آب [سودمندی] را میباراند و با آن محصولات گوناگون و میوههای رنگارنگ را به وجود میآورد؟ و [مگر نمیبینی که] کوهها خطوط و جادههایی است [که بر سطح زمین کشیده شده است. خطوط و جادههایی] که گروهی از آنها سفید، گروهی قرمز و بعضی نیز سیاه پررنگ است و هر یک از آنها به رنگهای مختلفی در طرحهای متفاوتی [با دست تقدیر پروردگار، بر چهره زمین ترسیم شده] است». (فاطر : 27)
مصرف دارویی: ضد خارش پوشت، ضد آلرژی و کهیر نام دارو: موز مقدار مصرف: پوست موز را جدا کرده، مغز آن را کوبیده با مقداری سرکه و آبلیمو مخلوط نموده، شبانه روزی چند مرتبه به پوست بمالید.
مصرف دارویی: التیام زخمها و جلوگیری از خونریزی آنها نام دارو: پوست موز مقدار مصرف: پوست موز را سوزانیده، گرد سوخته آن را بر زخمها قرار داده، مدتی با پنبه نگه دارید. خونریزی بند امده، لبه زخم بسته می شود.
مصرف دارویی: لکه های سیاه پوست صورت یا قسمتهای دیگر بدن نام دارو: موز مقدار مصرف: موز پوست گرفته را با آب خربزه مخلوط نموده بر صورت یا بر لکه های پوستی بمالید و هر روز تا بهبودی کامل ادامه دهید.
مصرف دارویی: تسکین سرفه، درمان خشونت صدا نام دارو: موز مقدار مصرف: صبح، ظهر و شب هر دفعه یک عدد موز را نرم کوبیده، گرم کنید و تناول نمایید.
ادامه موضوع د: میوه درمانی در پست آینده
آیه 188-187:
وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۖ فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ «و به یاد آورید هنگامی را که خداوند از کسانی که به آنها کتاب داده شده است پیمان گرفت: آن را برای مردم بیان کنید و آن را پنهان ندارید، پس ایشان آنرا پشت سر انداخته و به بهای اندکی فروختند. چه بد است آنچه آنها میخرند!».
لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِمَا أَتَوا وَّيُحِبُّونَ أَن يُحْمَدُوا بِمَا لَمْ يَفْعَلُوا فَلَا تَحْسَبَنَّهُم بِمَفَازَةٍ مِّنَ الْعَذَابِ ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ «گمان مبر کسانی که بدانچه انجام دادهاند خوشحال میشوند، و دوست دارند در برابر کارهایی که انجام ندادهاند ستایش شوند، گمان مبر که آنها از عذاب نجات یابند، و برای آنان عذابی دردناک است».
مسلمان واقعی باید میان امید و بیم از خدا باشد تا از خدا بترسد و هم به او امید داشته باشد. و یقینی بداند که خدا هم سریع الحساب است و هم شدید العقاب. در قرآن مجید بیان شده که: خداوند متعال هم آمرزنده گناه، قبولکننده توبهها و هم انتقامگیرنده سخت است. [غافر: 3] و عفو، رحیم و أرحم الراحمین هم میباشد، عفو، رحیم، عفوکننده و مهربان، و أرحم الراحمین: مهربانترین مهربانان. بنابراین، خدا بخشنده مهربان است و خدا هیچکس از بندگان خود را از رحمت خود محروم نمیفرماید، و رحمتهای بیکران او شامل همه موجودات بوده است و در این باره میفرماید:
پس ایمن نشوند از فکر خدا مگر زیانکاران. [یوسف: 87] از مجازات خدایی ایمن نمیباشد مگر زیانکاران. [اعراف: 99]
خدا هیچوقت ممکن نیست با یکی از مخلوقاتش تشبیه داد. بار دیگر اینجا هم با مثالهای در این باره روشنی خواهیم انداخت، مثلاً: ایوب از شیر درندهای که در جلوش ایستاده و نیشهای تیز خود را برایش نمایان کرده میخواهد به او حملهور شود، شکی نیست که ایوب از آن شیر میترسد، ولی ترسیدن او از شیر محدود است. هرگاه صیادی که تفنگ به دست دارد و بیاید و آن شیر را از پای درآورد و آن را در جلو ایوب درازش کند دیگر ایوب از آن ترس ندارد.
داود چون در وسط درهای رفته باشد ناگهان باران عظیمی ببارد و سیل بزرگی در آن دره جریان یابد، شکی نیست که داود از این رود میترسد و به زودی خود را از آن نجات میدهد، ولی چون از آن رود بدر رود یا آب آن پایان یابد دیگر داود از آن نخواهد ترسید. پس ثابت شد که ترسیدن داود از رود و جریان آب عظیم در آن محدود است. اما ترسیدن از خدای تبارک و تعالی همیشگی و غیر محدود است. الرحمن الرحیم یعنی بخشنده مهربان به جهت این که رحمت خدا از غضبش بیشتر است، در اول هر سوره از قرآن خداوند رحمت و بخشایش خود روشن فرموده و تمام سورهها را به الرحمن الرحیم افتتاح نموده است.
مالک یوم الدین صاحب روز قیامت و در بعضی قراءت ملک یوم الدین یعنی پادشاه روز جزاء میباشد. و لکن با کمال تأسف باید گفت که بیشتر مسلمانان امروز امید را بر ترس از خدا ترجیح دادهاند. از خدا هیچگونه نمیترسد و عقوبت و عذابهای سخت و دردناک او را هیچگاه به خاطر نمیآورند، فقط میگویند: خدا کریم است، خدا رحیم است، خدا آمرزنده است، این جملهها را میگویند. ولی هیچوقت عذاب دردناکش به خاطر نمیآورند.
دوزخ و آتشهای سوزندهاش به یاد نمیآورند، میدانند که همیشه و در همه جا خدا ایشان را میبیند، ولی خلاف میکنند در موقع انجام گناه مانند روزهخوردن، زناکردن از نظر مردم پنهان میشوند. ولی از خدا که همیشه آنها را در نظر دارد، شرم و حیاء نمیکنند و دست به هرگونه بدکاری میزنند، و مسلمانی که واقعی باشد و جمیع فرائض و واجبات دینی را انجام بدهد و از همه محرمات و خلافکاری بپرهیزد، نزد خدا از فرشتهگان مقربتر و بهتر است و به بهترین درجات عالیه الهی دست یافته است.
ولی مسلمانی که واقعی نباشد همه فرائض و واجبات دینی را انجام بدهد و کارهای گناه و ناشایسته مانند زنا و ریا و دزدی و گواهی به دروغ و ظلم و غیره بنماید به درگاه خدا مسلمان است. ولی نه مسلمان واقعی و صحیح. و چنین شخصی مانند شاگردی است که در امتحانات ثمره خوب و معدل خوب به دست نمیآورد فقط دقت میکند که مردود نشود.
ادامه موضوع ۴-۱: تعالیم اسلام در پست آینده
الهی!
ای ســزای کرم و نوازنده عالم!
نه با وصل تو اندوه است، نه با یاد تو غــــم.
خصمی و شفیعی و گواهی و حکیم.
هرگز بین ما، نفسی با مهــر تو بهم.
آزاد شده از بند وجود و عدم.
در مجلس اُنس قَدحِ شادی بر دست نهاده، دمادم.
ادامه موضوع F: مناجات نامه و نیایش با خدا در پست آینده
وَمِنَ النَّاسِ مَن يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَىٰ حَرْفٍ ۖ فَإِنْ أَصَابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ ۖ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انقَلَبَ عَلَىٰ وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ بعضی از مردم هم، خدا را در حاشیه و کناره میپرستند (و دارای عقیدهی سستی هستند. ایمانشان بر پایهی مصالحشان استوار است، و لذا) اگر خیر و خوبی بدیشان برسد، به سبب آن شاد و آسوده خاطر و (بر دین) استوار و ماندگار میشوند، و اگر بلا و مصیبتی بدیشان برسد، (به سوی کفر برمیگردند و) عقبگرد میکنند. بدین ترتیب هم (آرامش ایمان به قضا و قدر و مدد و یاری خداوند را در) دنیا و هم (نعمت و سعادت) آخرت را از دست میدهند، و مسلّماً این زیان روشن و آشکاری است (که انسان هم دنیا و هم آخرتش بر باد فنا رود).
مردی به مدینه میآمد و دین اسلام را میپذیرفت، پس اگر همسرش پسر به دنیا میآورد و گله اسبهایش زاد و ولد میکرد. میگفت: اسلام دین نیکو و شایسته است. اگر همسرش پسر نمیزایید و گله اسبهایش زاد و ولد نمیکرد. میگفت: اسلام آیین شر و آفت است. پس خدا آیه وَمِنَ النَّاسِ مَن يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَىٰ حَرْفٍ را نازل کرد.
ادامه موضوع خ: اسباب نزول آیات قرآن در پست آینده