اما رهنمودهای اسلام را در ارتباط با اعتماد به نفس و پرهیز از خودکمبینی در بسیاری از آیات قرآن مشاهده مینماییم. به ویژه آیاتی که به امت مسلمان روحیه میدهد و بار مسئولیت اصلاح و آبادی را بر دوش ایشان مینهد. ﴿كُنتُمۡ خَیۡرَ أُمَّةٍ أُخۡرِجَتۡ لِلنَّاسِ﴾ [آلعمران: 110]. «شما بهترین ملتی هستید که در جهت خیر و مصلحت بشریت پدید آمدهاید».
﴿وَكَذَٰلِكَ جَعَلۡنَٰكُمۡ أُمَّةٗ وَسَطٗا لِّتَكُونُواْ شُهَدَآءَ عَلَى ٱلنَّاسِ﴾ [البقرة: 143]. «بدین گونه شما را امتی معتدل و میانهرو قرار دادیم، تا اسوه و سرمشقهایی برای همه انسانها باشید».
﴿وَلَا تَهِنُواْ وَلَا تَحۡزَنُواْ وَأَنتُمُ ٱلۡأَعۡلَوۡنَ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِینَ ﴾ [آلعمران: 139]. «خود را سست و خوار نشمارید و اندوهگین نگردید، اگر به راستی اهل ایمان باشید، این شمایید که برترید».
همچنین رسول خدا صلی الله علیه وسلم بسیار زیبا و رسا فرمودهاند که: «هیچ یک از شما به هیچ وجه خود را خوار نشمارد».
«هیچ یک از شما به گونهای بیاراده نباشد که بگوید: اگر مردم خوب بودند من نیز راه خوبی را در پیش میگیرم، و اگر بد کردند، من نیز همچون آنان عمل خواهم کرد، بلکه اینگونه باشد که هرگاه مردم خوب عمل کردند، او هم راه خیر و نیکی را در پیش بگیرد، و چنانچه آنان بد عمل کردند، او از بدی دوری کند».
اینها رهنمودهای اسلام در ارتباط با گسترش و تقویت اعتماد به نفس است. اعتماد به نفسی که قربانی غرور و خودبرتربینی نمیشود. بر همین اساس انسان مسلمان در صدر اسلام هیچگاه خود را کمتر از آن نمیدانست که رهبر و رئیس مملکت را اندرز بدهد و به خود اجازه میداد از آنها سئوال کند: ای امیرالمؤمنین این را از کجا آوردهای؟
همچنین خود را دستکم نمیگرفت و فرماندهی ارتش و فتح ممالک و حاکمیت بر آن را بالاتر از شأن خود نمیدانست، بزرگان صدر اسلام بیشتر جوانانی گمنام بودند که به خاطر دمیده شدن روح اسلام در شخصیت ایشان، بخشیدن اعتماد به نفس به آنان و درک استعدهایشان، از آنان رادمردان و رهبران و پیشگامانی ساخت که چرخ تاریخ را براساس باورهای خود به چرخش درآوردند!. مگر ابوبکر و عمربن خطاب و سعد و خالد و عمروبن عاص چه کسانی بودند؟
مگر تعدادی از آنها در زمان جاهلیت کارگر و تاجر و جوانی اهل لهو و لعب و یا جنگآوری که تنها در میان قبیلهاش شهرت داشت، نبودند؟ که پس از مسلمان شدن به خاطر خودآگاهی و اعتماد به نفس به صورت آوای ماندگاری درآمدند که قصهگویان قهرمانیهای قهرمانان آنان را به شیوهای دلنشین زمزمه میکنند و دلهای بسیاری را به سوی خویش جلب مینمایند؟
دوست گرامی!
به هیچوجه منزلتی بالاتر از آنچه که هستی برای خویش قرار مده! تا دچار غرور و خودبرتربینی نشوی! و همچنین خود را از آنچه که هستی کمتر مشمار تا به بیماری و عقدة خودکمتربینی دچار نگردی!. سعی کن! که خود را در جای واقعی خویش قرار بدهی! مدام به استعدادها، تواناییها، کمبودها و ضعفهای خویش توجه داشته باش و در برابر تواناییهای خود خداوند را شاکر باش! و از او بخواه که آن را برایت بیشتر بگرداند. و مردم را نیز از آن بهرهمند بنما! و در برابر این احساس مسئولیت خویش بر آنان منت مگذار! تا از پاداش تو کاسته نشود و به بدی از تو یاد نکنند!.
هرگاه به وجود عیب و نقصی در خود آگاهی پیدا کردی، تلاش کن به وسیله تربیت و تمرین و بهرهگیری از راهکارهای علمی آنها را معالجه و برطرف نمایی، و به هیچوجه در رفع و برطرف کردن آن کوتاهی مکن! زیرا زمینه ذلت و نابودیت را فراهم میگرداند.
و شما ای فرزندان امت مسلمان! در مقایسه با ملتهای دیگر رقم کمی نیستید! شما بهخاطر رسالت و باورهای بلندتان از جایگاه والایی برخوردار میباشید! چنانچه راه زندگی را به درستی در پیش بگیرید، به خوبی میتوانید از بهترین پرچمداران زندگی سالم و متمدنانه و سعادتمند باشید. اما چنانچه خود را حقیر و خرد به شمار بیاورید، در میان انسانها از هیچ جایگاه بلندی برخوردار نخواهید بود، و در عرصه زندگی دچار خواری و درماندگی خواهیم گردید.
شما را به خدا از غرور و خودبرتربینی که شما را به باتلاقی از خیالات خام گرفتار گرداند برحذر باشید! همچنین از عقدهی حقارت و خودکمتربینی که میان شما و سعی و حرکت مانعی بزرگ را به وجود میآورد، خود را نجات بدهید و مدام در این مسیر حرکت کنید تا این فرمودة خداوند در مورد شما تحقق پیدا نماید که: ﴿وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى ٱلَّذِینَ ٱسۡتُضۡعِفُواْ فِی ٱلۡأَرۡضِ وَنَجۡعَلَهُمۡ أَئِمَّةٗ وَنَجۡعَلَهُمُ ٱلۡوَٰرِثِینَ﴾ [القصص: 5]. «ما میخواهیم بر ضعیف و سرکوبشدگان منت بگذاریم و ایشان را پیشوایان و وارثان (حکومت و قدرت) بنماییم».
ادامه موضوع در قسمت بعدی