ج: نعمتهایی فراوان و سپاسگذاری از آنها
برادر جوان! خداوند نعمتهای فراوان به تو عنایت كرده است كه قابل شمارش نیستند، هر حركتی نعمت است و هر سكون و هر نفسی كه تنفس میكنیم و هر طرفة العینی نعمت است. «و اگر نعمتهای خدا را بشمارید، هرگز آنها را شماره نتوانید کرد!» (ابراهیم: 34) در مقابل این همه نعمت چه كاری انجام دادهای؟ آیا با زبان و قلب از این نعمتها تشكر كردهای؟ آیا آثار آنها بر رفتار و كردارت ظاهر شدند؟
برادر جوان! چگونه میتوانی شكر نعمت هدایت و اسلام را اداء كنی؟ آیا این از نعمت و احسان خدا نیست كه تو را از بهترین مخلوقات و داعی دین خود قرار داد؟ آیا از فضل و احسان خدا نیست كه تو را جزء امت نبی خاتم و رسول بزرگوار او قرار گرفتی؟ آیا این از فضل خدا نیست كه تو را از افراد امت و دعوت جهانی قرار داد. «و هر کس جز اسلام (و تسلیم در برابر فرمان حق،) آیینی برای خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زیانکاران است.» (آل عمران: 85)
اگر خداوند تو را یهودی یا نصرانی و یا مجوسی خلق میكرد چه میشد یا اینكه بی دین بودی؟ پس خدا را بر آنچه كه به تو از نعمت اسلام عنایت كرده است شاكر باش.
نعمت قرآن: قرآن كتابی كه خداوند برای هدایت بشریت نازل فرموده و راهنمای رستگاری است، آیا این از فضل و احسان خدا نیست كه براحتی قرآن، این كتاب عظیم در اختیار توست؟ ملیونها انسان هستند كه به آسانی و سهولت به تلاوت و درك معانی آن دسترسی ندارد.
نعمت عقل: آیا خدا را بر نعمت عقل سپاس گذاری كردهای؟ نعمتی كه تو را از سایر مخلوقات متمایز میكند، اگر آن را از تو بگیرد حال تو چگونه خواهد بود كه از دیوانگان قرار بگیری و بچهها به سوی تو سنگ پرتاب كنند؟
نعمت اعضاء و جوارح: آیا خدا را بر نعمت دست و پا، چشم ، گوش، زبان و بینی شاكر بودهای؟ اگر یكی از اینها را از تو بگیرد، مثلاً چشم را كه كور شوی و یا گوش را كه دیگر نشنوی و یا گنگ شوی و نتوانی راه بروی چه میكنی؟ و اعضای دیگری كه داخل بدن تو هستند مانند قلب، كبد، ریهها، كلیهها و ... اگر یكی از آنها كم كار شود و تو در معرض نابودی قرار بگیری قدر این نعمتها را میدانی. «و در وجود خود شما (نیز آیاتی است)؛ آیا نمیبینید؟!» (الذاریات:21)
نعمت مال: نعمت سرمایه و مال، و نعمت خوردنیها و نوشیدنیها، لباسها و مسكن، و هوایی كه از آن تنفس میكنی، همه اینها نیاز به تشكر و سپاسگذاری از خالق دارند، تصور كن یكی از این نعمتها را از تو بگیرند چه احساسی خواهی داشت.
یك جرعه آب مساوی با حكومت هارون الرشید:: روزی ابن سماك بر هارون الرشید وارد شد، هارون پیالهی آب خواست سپس آب سرد و گوارایی برایش آوردند، ابن سماك گفت: ای امیرالمؤمنین! اگر آب را از تو بگیرند و به شدت تشنه باشی این لیوان آب را به چند میگیری؟ گفت: به نصف پادشاهی ام، گفت: نوش جان بنوش، چون نوشید دوباره پرسید اگر خروج آبی كه خوردی ممكن نباشد چقدر هزینه میكنی كه از بدنت دفع شود؟ گفت نصف دیگر مملكت و پادشاهی ام، ابن سماك گفت: پادشاهی كه نصف آن یك لیوان آب و نصف دیگر ادرار كردن باشد شایسته نیست كه در آن رقابت كرد؟
ادامه موضوع در قسمت بعدی
این مـــرگ،