7-2: شرح عناصر تشكیل‌دهنده یك توبه حقیقی - قسمت 1

۱- عامل ادراكی و یا معرفت‌شناختی

اولین عنصر یا عامل تشكیل‌دهنده توبه، همانا عامل ادراكی یا معرفت‌شناختی است كه در معرفت انسان نسبت به خطا و لغزش، هنگام وقوع نافرمانی پروردگارش و كشف نقاب از پرده چشمان بینایش و زدودن سنگینی گوشهای شنوایش و رفع پرده‌های تاریكی در ادراك عقلانیش در لحظه‌ای از لحظه‌های بیداری و در بازگشت به فطرت سالم خود، متجلی و عیان می‌گردد. اینجا است كه شخص به درك عظمت پروردگار و به عزت مقام والای نایل خواهد آمد و نسبت به تقصیرات و كوتاهیش در پیشگاه خداوند و اطاعت و پیروی از دشمن خود، شیطان، و احساس زیان و خسارت آشكار در هر دو سرای اگر همسفر كاروان ابلیس و لشكریان او گردد، ادارك و یا معرفت كسب خواهد كرد.

در رابطه با تحصیل توبه، انسان به موارد زیر نیاز مبرم دارد: تمركز اندیشه، بكارگیری عقل و خرد، اندیشه عمیق در خود و اطرافیانش، در رابطه با مبدأ و سرانجام زندگیش، و در رابطه با مرگ و جهان بعد از مرگ، در رابطه با نعمتهای فراوان پروردگارش و برخورد او نسبت به نعمتها و نیكی‌های خداوند كه به او عطا فرموده و بدیهایی كه دارد، همه به سوی پروردگار باز می‌گردد.

در رابطه با محبت پروردگار به انسان در عطای نعمتهایش در حالی كه او از انسان بی‌نیاز است و بغض انسان نسبت به پروردگار در راستای اقدام به نافرمانیهایش در حالی كه او فقیرترین و نیازمندترین موجود به سوی خدا است و همچنین درك و شناخت اینكه بندگان خدا گرچه ظلم و گناه و اسراف بر خویش كنند ولی باز خداوند متعال درگاه رحمت و توبه را به روی آنان نبسته است و مرتب آنان را مورد خطاب قرار می‌دهد كه:

«از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت خدا همه گناهان را می‌آمرزد». [زمر/53]

این تأمل و بیدارباش نفسانی كه سنگِ زیربنای ساختمان توبه است چنان تأملی است كه قلب انسان را به سوی پشیمانی وندامت، و اراده او را به سوی جزم راسخ، و زبان او را به سوی استغفار و بدن او را به سوی اجتناب و خودداری، می‌كشاند.

ادامه نوشته

7-2: توبه نصوح یا توبه خالص

توبه‌ای كه از مسلمانان خواسته شده همان توبه­ی خالص است كه قرآن بدان اشاره می‌نماید: «ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، به درگاه خداوند توبه‌ای راستین كنید». [تحریم/8]

معنی توبه­ نصوح یا خالص چیست؟

توبه­ نصوح یعنی توبه­ صادق قطعی كه موجب محو گناهان گذشته تائب گردد. شكافهای او را ترمیم و پراكندگی او را جمع گرداند و همچنین موجبات پوشاندن گناهان و خطاهای بنده عاصی را فراهم آورد. «نصوح» صیغه مبالغه «ناصح» است. مانند «مشكور و صبور» كه صیغه مبالغه «شاكر و صابر» می‌باشند. ریشه [ن ص ح] در زبان عربی به معنای خالص است. وقتی گفته می‌شود «نصح العسل» یعنی عسل را از غش، خالص، و از قید تقلب و ناخالصیها آراسته گردید.

 توبه خالص همچون عبادت خالص است. قید خالص در مشورت یعنی آراستن مشورت از هر غشّ و نقص و فساد و انجام آن به بهترین وجه ممکن، خالص ضد غش است. توبه نصوح، یعنی بنده نسبت به گذشته خود نادم و پیشمان باشد و تصمیم قطعی بگیرد كه هیچگاه بدان گناه بازگشت ننماید.

توبه نصوح یعنی استغفار با زبان، پشیمانی با قلب و خودداری با بدن. توبه­ نصوح در بردارنده چهار چیز است: 1- استغفار با زبان2- امتناع و خودداری با اندام 3- قصد ترك و عدم بازگشت به گناه با قلب 4- ترك و مهاجرت از یاران و همنشینان بد.

ادامه موضوع در قسمت بعدی 

7-2: عناصر تشكیل‌دهنده توبه

ماده [ت و ب] در زبان عربی بر رجوع و بازگشت دلالت دارد. توبه به سوی خدا یعنی بازگشت و رجوع به درگاه خداوند و تسلیم در پیشگاه او. و آن به این دلیل است كه انسان مدام باید با پروردگار خود باشد و به ریسمان او چنگ زند و از او گریزان نگردد. همانطوری كه انسان برای حیات معنوی، خود را از خداوند بی‌نیاز نمی‌داند در حیات جسمانی هم نباید خود را از او بی‌نیاز داند و چه بسا در قیامت، نیاز انسان به خداوند بمراتب بیشتر باشد.

انسان در نیازمندیهای جسمانی و مادی با چهارپایان وجه اشتراك دارد. در­ نیازمندیهای روحی و معنوی است كه خداوند انسان را با حیوانات متمایز گردانیده زیرا انسان با دو سرشت آفریده شده است: 1- سرشت خاكی 2- دمیدن روح. و این دومی [دمیدن روح در بدن] بود كه به خاطر تكریم و بزرگداشت خداوند، انسان را شایسته سجده ملائك قرار داد. آنجا كه می‌فرماید:  «آنگاه كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشر را از گِل خواهم آفرید. پس چون او را كاملاً درست كردم و از روح خویش در آن دمیدم، سجده‌كنان برای او به خاك بیفتد». [ص/۷۲-۷۱]

  خداوند متعال پس از خلقت كامل انسان و دمیدن روح در او، بر فرشتگان دستور داد كه به او سجده تكریم كنند. به عبارت دیگر خداوند در جانب روحی و معنوی انسان را بر جانب مادی و همچنین جانب عالی و ربّانی آن را بر جانب پست و خاكی، برتری داد. و بر این دیدگاه است كه مرتبه انسان عالی و پیوسته رو به كمال است و به میزان سعی و كوشش در ارتقای روحی و معنوی خود می‌تواند به پروردگار نزدیك گردد.

و هر گاه انسان، خدا را نافرمانی كند قضیه آیه بر عكس خواهد شد، جانب خاكی بر جانب روحی وی برتری می‌یابد و جوانب پست مادی بر جوانب عالی و ربّانی او غلبه و چیره خواهد یافت. به بیان روشن‌تر اینكه انسان به وسیله این نافرمانی از مقام خود هبوط و سقوط می‌نماید و از طرف دیگر، به میزان غرق‌شدن و اقدام او در گناهان و معاصی از خداوند متعال، دور خواهد گشت. توبه در جبران مافات و ترمیم نواقص نقش به سزایی را ایفا می‌نماید و بدین وسیله انسان بعد از سقوط دوباره صعود خواهد كرد، و بعد از دوری از خداوند دوباره به وی نزدیك خواهد شد و بعد از فرار و گریز، به سوی پروردگار باز خواهد گشت.

ادامه موضوع در قسمت بعدی