98. تفسیر سوره قمر - مکی و 55 آیه است.

آیه‌ 55 - 41:

وَلَقَدْ جَاءَ آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ «و به‌راستی هشدارها به نزد فرعونیان آمد».

كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِرٍ «آنان (همه) آیات ما را تکذیب کردند آنگاه آنان‌را چون فرو گرفتن پیروزمندی توانا فرو گرفتیم».

أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُولَٰئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَاءَةٌ فِي الزُّبُرِ «(ای قریش!) آیا کافرانتان از اینان (که ذکر شد) بهترند یا اینکه در کتاب‌های (پیشین) برائتی دارید».

أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِرٌ «یا اینکه می‌گویند: ما گروهی شکست ناپذیر هستیم و یک‌دیگر را یاری می‌دهیم؟!».

سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ «این گروه شکست خواهند خورد و پشت می‌کنند».

بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَىٰ وَأَمَرُّ «بلکه موعدشان قیامت است و قیامت سخت‌تر  و تلخ‌تر است».

إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ «بی‌گمان گناهکاران در نادانی و گمراهی‌اند».

يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ «روزی‌که بر چهره‌هایشان در دوزخ کشیده می‌شوند (و می‌گوییم:) طعم و در آتش دوزخ را بچشید».

إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ «بی‌گمان ما هرچیزی را به اندازه مقرّر آفریده‌ایم».

وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ «و حکم ما جز مانند چشم به‌هم زدنی نیست».

وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ «و به‌راستی امثال شما را نابود کردیم. پس آیا پنذ پذیری هست؟».

وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ «و هرچیزی  را که انجام داده‌اند در کار نامه‌ها هست».

وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُّسْتَطَرٌ «و هر کوچک و بزرگی نوشته شده است».

إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ «بی‌گمان پرهیزگاران در باغ‌ها و (در جوار) جویباران خواهند بود».

فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ «در مقام و منزلتی راستین در نزد فرمانروایی توانا».

ادامه نوشته

98. تفسیر سوره قمر - مکی و 55 آیه است.

آیه‌ 40 - 33:

كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ «قوم لوط هشدارهای پیامبران را تکذیب کردند».

إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلَّا آلَ لُوطٍ ۖ نَّجَّيْنَاهُم بِسَحَرٍ «بی‌گمان ما بر آنان سنگ‌بادی فرستادیم، جز خانوادة لوط که آنان‌را به هنگام سحر نجات دادیم. (همه نابود شدند)».

نِّعْمَةً مِّنْ عِندِنَا ۚ كَذَٰلِكَ نَجْزِي مَن شَكَرَ «این نعمتی بود از جانب ما، بدینسان کسی را که سپاس گزارد جزا می‌دهیم».

وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ «و به‌راستی (لوط) آنان‌را از کیفر ما بیم داد امّا آنان درباره هشدارها شک کردند».

وَلَقَدْ رَاوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِ فَطَمَسْنَا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ «و همانا با (لوط) درباره مهمانانش سخن گفتند، پس ما چشمهایشان را کور کردیم (و گفتیم: طعم) عذاب من و هشدارهایم را بچشید».

وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌ مُّسْتَقِرٌّ «و بامدادن عذابِ پیاپی و پایداری به سراغ ایشان آمد».

فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ «پس (طعم) عذاب من و هشدارهایم را بچشید».

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ «و به‌راستی قرآن را برای پند پذیری آسان گردانده‌ایم، پس آیا پند پذیری هست؟».

ادامه نوشته

98. تفسیر سوره قمر - مکی و 55 آیه است.

آیه‌ 32 - 23:

كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ «ثمود هشدار‌های (پیامبرشان) را تکذیب کردند».

فَقَالُوا أَبَشَرًا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ «آنگاه گفتند: آیا زا انسانی از خودمان پیروی کنیم؟ همانا ما آنگاه در گمراهی و دیوانگی خواهیم بود».

أَأُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ «آیا از میان همة ما وحی بر او فرو فرستاده شده است؟ (خیر) بلکه او دروغگویی خود پسند است».

سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ «فردا خواهند دانست که بسیار دروغگوی خودپسند کیست؟».

إِنَّا مُرْسِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ «بی‌گمان ما ماده شتر را برای امتحان آنان خواهیم فرستاد، پس (ای صالح) چشم به راهشان باش و شکیبایی ورز».

وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاءَ قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ ۖ كُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَرٌ «و به آنان خبر ده که آب درمیان آنان تقسیم شده است. نوبت هرکدام که باشد بر سر آب می‌ورد».

فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَىٰ فَعَقَرَ «پس یارشان را ندا دادند و او دست درازی کرد آنگاه شتر را پی نمود».

فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ «پس عذاب من و هشدارهایم چگونه بود؟».

إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ «همانا بر آنان بانگ مرگباری را فرستادیم و ایشان همگی به صورت گیاه خشکی درآمدند که صاحب چهارپایان در آغل جمع‌آوری می‌کند».

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ «و به‌راستی قرآن را برای پند پذیری آسان گرداندیم پس آیا پند پذیری هست؟».

ادامه نوشته

98. تفسیر سوره قمر - مکی و 55 آیه است.

آیه‌ 22 - 18:

كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ «(قوم) عاد تکذیب کردند (پس بنگر) عذاب من و هشدارهایم چگونه بود؟».

إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ «به‌درستی که ما در روزی شوم (و) به طور مداوم تند باد سختی را بر آنان فرستادیم».

تَنزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُّنقَعِرٍ «بادی که مردمان را از زمین برمی‌داشت گویی که آنان تنه‌های درختان خرمایی هستند که از جا برکنده شده‌اند».

فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ «پس عذاب من و هشدار‌هایم چگونه بود؟»

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ «و به‌راستی قرآن را برای پند پذیری آسان گردانده‌ایم، پس آیا پند پذیری هست؟».

ادامه نوشته

98. تفسیر سوره قمر - مکی و 55 آیه است.

آیه‌ 17 - 9:

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ «پیش از آنان قوم نوح تکذیب کردند و بنده ما را دروغگو انگاشتند و گفتند: دیوانه است. و (با او) به درشتی رفتار شد».

فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ «آنگاه پروردگارش را به فریاد خواند: به‌درستی که من مغلوب شده‌ام پس (از آنان) انتقام بگیر».

فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاءِ بِمَاءٍ مُّنْهَمِرٍ «سپس درهای آسمان را با آبی فروریزنده گشودیم».

وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُونًا فَالْتَقَى الْمَاءُ عَلَىٰ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ «و از زمین چشمه‌ها جوشاندیم سپس آب برای کاری که مقدّر شده بود فراهم آمد».

وَحَمَلْنَاهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ «و نوح را بر کشتی ساخته شده از تخته‌ها و میخ‌ها سوار کردیم».

تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاءً لِّمَن كَانَ كُفِرَ «(کشتی) زیر نظر ما روان بود. (این) پاداش کسی بود که انکارش کرده بودند».

وَلَقَد تَّرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ «و آن‌را نشانه‌ای برجای گذاشتیم، پس آیا پند پذیری هست؟!».

فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ «پس عذاب و هشدارهای من چگونه بود».

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ «و به‌راستی که قرآن را برای پند پذیری آسان گردانده‌ایم، پس آیا پند پذیری هست؟».

ادامه نوشته

98. تفسیر سوره قمر - مکی و 55 آیه است.

 آیه‌ 8 - 6:

 فَتَوَلَّ عَنْهُمْ ۘ يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلَىٰ شَيْءٍ نُّكُرٍ «بنابراین، از ایشان روی بگردان آن روزی  که فرا خواننده به چیزی ناخوشایند فرا می‌خواند».

 خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُّنتَشِرٌ «درحالیکه دیدگانشان فروهشته است. از گورها چنان بیرون می‌آیند که گویی آن‌ها ملخ‌هایی پراکنده‌اند».

 مُّهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ ۖ يَقُولُ الْكَافِرُونَ هَٰذَا يَوْمٌ عَسِرٌ «حال آنکه شتابان به‌سوی فرا خواننده می‌روند. کافران می‌گویند: این روزی دشوار است».

ادامه نوشته

98. تفسیر سوره قمر - مکی و 55 آیه است.

 آیه‌  5 - 1:

 اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ «قیامت نزدیک شد و ماه شکافت».

 وَإِن يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ «و اگر نشانه‌ای را ببیند روی می‌گردانند و می‌گویند: جادویی مؤثر است».

 وَكَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ ۚ وَكُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ «و تکذیب کردند و از خواسته‌های (نفسانی) خود پیروی نمودند و هرکاری هم ثابت و ماندگار می‌ماند».

 وَلَقَدْ جَاءَهُم مِّنَ الْأَنبَاءِ مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ «اخباری که بتواند موجب بیزاری (از گناهان) شود به اندازه کافی برای آنان آمده است».

 حِكْمَةٌ بَالِغَةٌ ۖ فَمَا تُغْنِ النُّذُرُ «حکمتی رسا و بسنده است، پس هشدارها سودی نمی‌بخشد».

ادامه نوشته