W: محتویات و مطالب کتاب مقدس
شاول، شاول چرا به من ستم میکنی؟ او گفت: سرورم شما کیستی؟ خدا (ربّ) گفت: من یسوع آن کسی هستم که تو به او ستم میکنی. برای شما سخت است که با لگد به پهلوی دیگران بزنی؟ شاول در حالی که میلرزید و متحیر و حیران بود گفت: یا رب چه چیزی میخواهی که انجام دهم؟ رب (خدا) به او گفت: بلند شو، وارد شهر شو آن جا به تو گفته میشود که چه چیزی لازم است انجام دهی! اما مسافرهایی که با او بودند همگی ایستاده و ساکت بودند و آن صدا را گوش میکردند به هیچ کس نگاه نمیکردند. شاول از زمین بلند شد در حالی که چشمانش باز بود ولی هیچ کس را نمیدید پس دستش را کشیدند و او را وارد دمشق کردند سه شبانه روز بیناییاش را از دست داد و نه چیزی میخورد و نه چیزی مینوشید.
در دمشق شاگردی به نام حنانیا بود خدا در خواب به حنانیا گفت: ای حنانیا! حنانیا جواب داد: با اشتیاق و علاقه فراوان بفرمایید یا رب: خدا به او گفت: بلند شو و به کوچهای که نامش مستقیم است برو و خانهای را جست و جو کن که در آن یهوذ ا مردی از اهل طرطوس که اسمش شاول است وجود دارد چون او در حال نماز است. حنانیا رفت و وارد خانه شد و دستش را روی آن مرد گذاشت و گفت ای برادر شاول، خدا یسوع مرا نزد تو فرستاده است آن خدایی در راه بر تو ظاهر شده آمدهام تا دوباره ببینی و درونت از روح القدس پر شود بدون تأخیر چیزی مثل پوسته وارد چشمش شد و فوراً بینایی به چشمانش برگشت و بلند شد و تکیه داد و فوراً داخل جمعیتها میشد و میگفت که مسیح پسر خداست.
برگرفته از کتاب العهد الجدید، ص 267 الی ص 269، با اختصار و پولس کسی است که مسئله تثلیث (سه خدا) را با حیله و دسیسه به میان آورد و گوشت خوک را حلال کرد و حرامها را مباح اعلام کرد. و هیکل و شنبه و ختنه را باطل نمود.
ادامه موضوع در قسمت بعدی . . .
این مـــرگ،