128. تفسیر سوره انشقاق - مکی و 25 آیه است.

 آيه‌ 25 - 16:

 فَلَا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ «سوگند به شفق».

 وَاللَّيْلِ وَمَا وَسَقَ «و سوگند به شب و هر آنچه فرامی‌گیرد».

 وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ «و به ماه چون کامل شود».

 لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٍ «قطعاً وضع و حالی دیگر خواهید یافت».

 فَمَا لَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ «آنان‌را چه شده است که ایمان نمی‌آورند؟!».

 وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لَا يَسْجُدُونَ «و هنگامی‌که قرآن بر آنان خوانده شود به سجده نمی‌روند؟!».

 بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُكَذِّبُونَ «بلکه کافران تکذیب می‌کنند».

 وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُوعُونَ «و خداوند به آنچه در دل نهفته دارند داناتر است».

 فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ «پس آنان‌را به عذابی دردناک مژده بده».

 إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ «مگر کسانی‌که ایمان آودره‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، آنان پاداشی پایان ناپذیر دارند».

ادامه نوشته

128. تفسیر سوره انشقاق - مکی و 25 آيه است.

 آيه‌ ۱۵-۱:

 إِذَا السَّمَاءُ انشَقَّتْ «هنگامی‌که آسمان بشکافد».

 وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ «و پروردگارش را فرمان می‌برد و چنین هم سزد».

 وَإِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ «و هنگامی‌که زمین کشیده می‌شود».

 وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْ «و آنچه را که در آن است برون اندازد و تهی گردد».

 وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ «و پروردگارش را فرمان برد و چنین هم سزد».

 يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ «ای انسان! تو پیوسته با تلاش بی‌امان و رنج فراوان به‌سوی پروردگار خود رهسپاری و سرانجام او را ملاقات خواهی کرد».

 فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ «و اما کسی‌که نامة اعمالش به دست راستش داده شود».

 فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا «به حسابی آسان محاسبه می‌شود».

 وَيَنقَلِبُ إِلَىٰ أَهْلِهِ مَسْرُورًا «و شادمان به‌سوی خانواده‌اش برمی‌گردد».

 وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاءَ ظَهْرِهِ «و اما کسی‌که نامة اعمالش از پشت سر او به او داده شود».

 فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا «نابودی را خواهد طلبید».

 وَيَصْلَىٰ سَعِيرًا  «و به دوزخ درمی‌آید».

 إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا «چراکه او درمیان خانوادة خود شادمان بود».

 إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ «بی‌گمان او پنداشته بود که وی هرگز باز نخواهد گشت».

 بَلَىٰ إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا «آری! بی‌گمان پروردگارش به او بینا بود».

ادامه نوشته