M: روز عشاق (والنتاین)

 خداوند متعال می فرماید:"پس اگر پیشنهادت را نپذیرفتند و پاسخت نگفتند، بدان که ایشان فقط از هواها و هوس های خود پیروی می کنند".

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:"هر کس تلاش کند که شبیه قومی رفتار کند جزو آنها محسوب می شود". امروزه پیکره امت اسلامی به انواع بیماری ها مبتلا شده است، این بیماری ها از هر طرف به این امت هجوم می آورند. بیماری جشن عید کسانی که خداوند بر آنها خشم گرفته است و نیز عید گمراهان مانند روز عشاق، روز تولد، روز مادر و جشن های دیگر از آن جمله است.

جشن هایی که بسیاری از جوانان دختر و پسر مسلمان را فریفته است. آنها این روزها را جشن می گیرند، به هم هدیه می دهند و با پوشیدن لباس های شبیه به لباس های دشمنان خداوند رحمن، تقلید از رفتارها و عادات آنها، فضای گناه، فسق و فجور و ارضای نفس، هوی و هوس در بین خود حمکفرما می سازند. علاوه بر اینها انتشار رذایل در رسانه ها، ضعف ایمان، شیفتگی به همه چیزهایی که از سوی سرمداران فساد تزریق می شود، تردید پدران و مادران نسبت به قرآن کریم و احادیث رسول اکرم صلی الله علیه وسلم و عدم اجرای عملی اوامر الله و رسولش در درون خانواده به این گونه رفتارهای شیطانی دامن زده است.

ادامه نوشته

M: آیا اسلام مسئول عقب ماندگی مسلمین است؟

واقعیتهای تاریخی که هیچ مجالی برای شک و تردید باقی نمی‌گذارند، بیان می‌کنند که اسلام در مدت زمانی کوتاه، توانست با شکوه‌ ترین و طولانی‌ترین تمدن را در تاریخ بنیانگذاری کند. دانش فراوان در زمینه‌های مختلف علوم و فنون که مسلمین از خود بر جای گذاشته اند هنوز هم شواهدی هستند که حاضر پیش رو داریم و کتابخانه‌های دنیا هزاران نسخه خطی عربی - اسلامی را در بر می‌گیرند که نشان می‌دهند تا چه اندازه تمدن مسلمین ریشه‌دار و اصیل بوده است. آثار اسلامی پراکنده در تمام دنیای اسلامی نیز به عظمت آنچه هنر اسلامی بدان دست یافته است شهادت می‌دهند.
تمدن مسلمین در اندس، و آثار بر جای مانده از آن تا به امروز نیز، در خود اروپا شاهد بر ادعای ما است. اروپا در قرن دوازده و سیزده فعالانه شروع به ترجمه علوم مسلمین کرد و تمدن جدید خود را براساس آن، بنا نهاد.
قرآن کریم، علم و علماء را بسیار گرامی می دارد و انسان را بر تدبر در هستی و تحقیق در آن و آبادانی زمین تشویق میکند و اولین آیات قرآن که نازل شدند، انسانها را به اهمیت علم و خواندن و تدبر یادآوری می کنند. این آیات پیام مهمی داشتند که از همان ابتدا، مسلمانان متوجه آن شدند و همچنین یاری رسانی اسلام به رشد تمدن، از لحاظ مادی و معنوی، نیاز به دلیل ندارد.
اسلام تاوان عقب ماندگی مسلمین را در عصر حاضر، به عهده نمی‌گیرد. چون اسلام مخالف تمام انواع عقب ماندگی است. آنگاه که مسلمانان از درک معنای واقعی اسلام عاجز شدند، از زندگی عقب افتادند.
عقب ماندگی‌ای که امروز مسلمانان از آن رنج میبرند، سبب آن اسلام نیست بلکه این، سزایی است شایسته از ناحیه اسلام بر مسلمین، به سبب اینکه اسلام را رها کرده اند نه به سبب تمسک به آن همچنانکه برخی نادان می پندارند. پس عقبماندگی مسلمین هیچ ربطی به اسلام ندارد.
اسلام بر روی هر توسعه‌ی تمدنی که خیر و سعادت انسان را در بر گیرد باز بوده و همچنان باز خواهد ماند. هر گاه مسلمانان اسباب واقعی عقب ماندگی خود را بررسی کنند، اسلام را بین این اسباب نخواهند یافت. عوامل خارجی زیادی وجود دارند که اکثر آنها بر جای مانده از دوران استعماری هستند که سرزمینهای اسلامی را از پیشرفت باز داشتند. و این به نوبه خود - به اضافه بعضی عوامل خارجی - باعث شدند که مسلمانان عناصر مثبت و ارزشهای محرک در اسلام را فراموش کنند.
جائز نیست، اسلام با واقع اسف بار امروز دنیای اسلام آمیخته شود. عقب ماندگی‌ای که امروز مسلمانان از آن رنج می برند،‌ مرحله‌ای از تاریخ آنان به شمار می‌آید و هرگز به معنای این نیست که تا ابد اینطور باقی خواهند ماند. جائز نیست، اسلام متهم شود به اینکه عامل عقب‌ ماندگی مسلمین شده است، همچنانکه جائز نیست که در عقب ماندگی کشوهای امریکای لاتین مسیحیت متهم گردد.
امانت علمی ایجاب میکند که حکم بر موضعگیری اسلام نسبت به تمدن، براساس بررسی موضوعی اصول اسلام، و از روی انصاف صورت گیرد نه بر اساس شایعات، اتهامات و پیش داوریهای باشد که هیچ ربطی به حقیقت ندارند. پایان

ادامه موضوع در قسمت بعدی

M: موضعگیری اسلام در مورد عقل انسان چیست؟

شاید اسلام تنها دینی باشد که تا این اندازه به عقل انسان بها می دهد و شأن و منزلت آن را بالا میبرد. پس عقل، شرط تکلیف و مسئولیت است و به سبب آن، انسان آفریدگارش را می شناسد و به اسرار آفرینش و عظمت آفریننده پی می برد و قرآن در خطابش به انسان، عقل او را مخاطب قرار می دهد و او را به نظر در هستی و بررسی و تدبر در آن، بخاطر سعادت بشر و آباد کردن زمین از لحاظ مادی و معنوی، تشویق می کند. هیچ چیزی در اسلام نیست که با عقل منافات داشته باشد یا با فکر سالم و حقائق علمی اصطکاک پیدا کند.
اسلام از انسان خواسته است که حتما از عقل خود بهره بگیرد و کسانی را که نیروهای ادراکی خود را تعطیل کرده اند و مخصوصاً عقل را از انجام وظیفهاش باز داشته اند، سرزنش میکند و آنان را از انسانهای به حساب میآورد که از انسانیت خود دور ماندهاند و می فرماید :
"لهم قلوبٌ لا یفقهونَ بها و لهم أعیُنٌ لا یبصرون بها و لهم آذان لا یسمعون بها اولئک کالا نعامِ بل هم أضلُّ" الأعراف 179 آنان، دلهای دارند که بدانها نمی فهمند و چشمانی دارند که بدانها نمی بینند و گوشهای دارند که بدانها نمی شنوند. اینان همسان چهار پایانند و بلکه سرگشته ترند.
قرآن، عدم به کارگیری عقل را گناه به حساب می آورد و به همین خاطر به نقل از کفار در روز قیمات، می فرماید: "و قالو لو کنا نسمعُ أو نعقلُ ما کنا فی أصحابِ السعیر فاعترفوا بذبنهم". الملک / 10 و می گویند اگر گوش شنوا می داشتیم یا عقل خود را بکار می گرفتیم هرگز از زمره دوزخیان نمی شدیم پس به گناه خودشان اعتراف می کنند.

ادامه نوشته

M: طاعات پنهانی، نشانه اخلاص

صالحان عبادت خود را پوشیده می‌داشتند و از روی اخلاص برای خداوند و ترس از ریا، طاعاتِ خود را مخفیانه انجام می‌دادند.

از میان سلف کسانی بودند که در مجلس ذکر نشسته و جلوی اشک خود را می‌گرفتند و اگر نمی‌توانستند بر گریهٔ خود غلبه کنند از مجلس برمی‌خواستند.

برخی از فقرای مدینه نمی‌دانستند غذایشان از کجا می‌آید، تا آنکه علی بن الحسین، زین العابدین ـ رحمه الله ـ درگذشت دیگر غذایی به در خانه‌شان نیامد، و هنگام غسل پیکر او اثر بند زنبیل را بر پشت او دیدند.

عبدالله بن مبارک ـ رحمه الله ـ در جهاد برای آنکه شناخته نشود چهرهٔ خود را می‌پوشاند.

عبدالرحمن بن مهدی ـ رحمه الله ـ شب را به نماز می‌ایستاد اما همین که احساس می‌کرد کسی می‌آید خود را به خواب می‌زد!

ربیع بن خیثم کارهای نیک را تا جایی که می‌توانست مخفیانه انجام می‌داد و هنگامی که قرآن می‌خواند اگر کسی به نزد او می‌آمد آن را با لباس خود می‌پوشاند.

پیشینیان این را می‌پسندیدند که انسان حتما بخشی از کارهای نیکش را مخفیانه انجام دهد و حتی همسرش نیز از آن بی‌اطلاع باشد.

اما برخی از طاعات را نمی‌شود مخفی کرد، یا به سبب طبیعت آن، مانند اذان و نماز جماعت، و یا به سبب منفعتی که در پی علنی انجام دادنِ آن به دست می‌آید، مانند صدقه دادن برای تشویق دیگران به انجام این کار، و در هر صورت: «کارها به نیت‌ها بستگی دارد.

ادامه موضوع در قسمت بعدی . . .

M: خدایت را بشناس!...

چه بسا جامعه در راه شناخت پروردگار خود با مرور زمان و تراکم لغزش‌ها به مسیری نادرست می‫رود. و در مداری از اندیشه‫های پوچ و بی‫اساس می‫چرخد. تغییر این اندیشه‫ها نیاز به یک بازنگری کلی در نحوه شناخت واقعیت‌ها و نگاه به مسیر فکری و تحولات تاریخی دارد. عقل‌های میراث پرست جامعه قدرت انتقاد و توان بازنگری در خود ندارند از اینروست که فورا در مقابل اصلاح‫گری واکنش نشان داده، رد فعلی غیر مسئولانه بروز می‫دهند.

وَكَذَٰلِكَ مَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ فِی قَرۡیةٖ مِّن نَّذِیرٍ إِلَّا قَالَ مُتۡرَفُوهَآ إِنَّا وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا عَلَىٰٓ أُمَّةٖ وَإِنَّا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم مُّقۡتَدُونَ [الزخرف: 23]. «همین گونه در هیچ شهر و دیاری پیش از تو (پیغمبر) بیم‌دهنده‌ای مبعوث نکرده‌ایم مگر این که متنعّمان (خوشگذران و مغرور از ثروت و قدرت) آنجا گفته‌اند: ما پدران و نیاکان خود را بر آئینی یافته‌ایم (که بت‌پرستی را بر همگان واجب کرده است) و ما هم قطعاً (بر شیوه‌ی ایشان ماندگار می‌شویم و) به دنبال آنان می‌رویم».

حال شما خدایت را از کجا شناخته‫ای؟!

از مردم و تراکم میراث جامعه؟! شیوه راز و نیازت با خداوند منان به چه صورت است؟! رابطه‫ات با پروردگارت مستقیم و بی‫واسطه است یا اینکه چون مشرکان و بت‫پرستان واسطه و رابطه‫ای برای رسیدن به پروردگارت در ذهن خود پرورده‫ای تا تو را به خدای برتر برساند؟! آنچنان که میراث جامعه بت پرست به مردم تلقین می‫کرد:

أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّینُ ٱلۡخَالِصُۚ وَٱلَّذِینَ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِیآءَ مَا نَعۡبُدُهُمۡ إِلَّا لِیقَرِّبُونَآ إِلَى ٱللَّهِ زُلۡفَىٰٓ إِنَّ ٱللَّهَ یحۡكُمُ بَیۡنَهُمۡ فِی مَا هُمۡ فِیهِ یخۡتَلِفُونَۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا یهۡدِی مَنۡ هُوَ كَٰذِبٞ كَفَّارٞ [الزمر: 3]. «هان! تنها طاعت و عبادت خالصانه برای خدا است و بس. کسانی که جز خدا سرپرستان و یاوران دیگری را برمی‌گیرند (و بدانان تقرّب و توسّل می‌جویند، می‌گویند: (ما آنان را پرستش نمی‌کنیم مگر بدان خاطر که ما را به خداوند نزدیک گردانند. خداوند روز قیامت میان ایشان (و مؤمنان) درباره‌ی چیزی که در آن اختلاف دارند داوری خواهد کرد. خداوند دروغگوی کفرپیشه را (به سوی حق) هدایت و رهنمود نمی‌کند (و او را با وجود کذب و کفر به درک و فهم حقیقت نائل نمی‌گرداند)».

یا اینکه چون انقلابگران و مصلحان جوانی که تاریخ از آن‌ها بنام «اصحاب کهف» یاد می‫کند، و قرآن قصه‫شان را در سوره مبارکه کهف آورده، بطور مستقیم و بدون در نظر گرفتن واسطه‫های کذایی با خدایت راز و نیاز می‫کنی:

إِذۡ أَوَى ٱلۡفِتۡیةُ إِلَى ٱلۡكَهۡفِ فَقَالُواْ رَبَّنَآ ءَاتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحۡمَةٗ وَهَیئۡ لَنَا مِنۡ أَمۡرِنَا رَشَدٗا  فَضَرَبۡنَا عَلَىٰٓ ءَاذَانِهِمۡ فِی ٱلۡكَهۡفِ سِنِینَ عَدَدٗا  ثُمَّ بَعَثۡنَٰهُمۡ لِنَعۡلَمَ أَی ٱلۡحِزۡبَیۡنِ أَحۡصَىٰ لِمَا لَبِثُوٓاْ أَمَدٗا  نَّحۡنُ نَقُصُّ عَلَیۡكَ نَبَأَهُم بِٱلۡحَقِّۚ إِنَّهُمۡ فِتۡیةٌ ءَامَنُواْ بِرَبِّهِمۡ وَزِدۡنَٰهُمۡ هُدٗى وَرَبَطۡنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ إِذۡ قَامُواْ فَقَالُواْ رَبُّنَا رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ لَن نَّدۡعُوَاْ مِن دُونِهِۦٓ إِلَٰهٗاۖ لَّقَدۡ قُلۡنَآ إِذٗا شَطَطًا  [الکهف: 14-10].

«(یادآور شو) آن گاه را که این جوانان به غار پناه بردند و (رو به درگاه خدا آوردند و) گفتند: پروردگارا! ما را از رحمت خود بهره‌مند، و راه نجاتی برایمان فراهم فرما * پس (دعای ایشان را برآوردیم و پرده‌های خواب را) چندین سال بر گوش‌هایشان فرو افکندیم (و در امن و امان به خواب نازشان فرو بردیم) * پس از آن (سال‌های سال به خواب ناز فرو رفتن، که انگار خواب مرگ است) ایشان را برانگیختیم (و بیدارشان کردیم) تا ببینیم کدام یک از آن دو گروه (یعنی آنان که می‌گفتند: روزی یا بخشی از یک روز خوابیده‌ایم، و آنان که می‌گفتند: خیر! تنها خدا می‌داند که چقدر خوابیده‌اید) مدّت ماندن خود را حساب کرده است (و زمان خوابیدن خویش را ضبط نموده است) * ما داستان آنان را به گونه‌ی راستین (بدون کم و کاست) برای تو بازگو می‌کنیم. ایشان جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان داشتند، و ما بر (یقین و) هدایتشان افزوده بودیم *  ما به دل‌هایشان قدرت و شهامت دادیم، آن گاه که بپا خاستند و (برای تجدید میعاد با آفریدگار خود، در میان مردم فریاد برآوردند و) گفتند: پروردگار ما، پروردگار آسمان‌ها و زمین است. ما هرگز غیر از او معبودی را نمی‌پرستیم. (اگر چنین بگوئیم و کسی را جز او معبود بدانیم) در این صورت سخنی (گزاف و) دور از حق گفته‌ایم».

مؤمن همواره از لغزش در پرتگاهای شرک که شیطان چون دام بر سر راه او انداخته در هراس است، و روزانه بارها و در هر رکعت نماز زبانش سوره مبارکه فاتحه را زمزمه می‫کند: ٱهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِیمَ بار الها ما را به راه راست راهنمایی فرما -.

و پس از هر نماز چون پیامبر و محبوبش دعا می‫کند: «اللهم أعنی على ذكرك و شكرك و حسن عبادتك» بار خدایا! مرا بر ذکر و یادت و بر ادای شکر و سپاست و بر عبادت و بندگیت به بهترین شیوه یاری ده.

ادامه موضوع در قسمت بعدی . . .

M: با نرمی و آرامش می‌توان به هدف رسید

راننده‌ای که می‌خواهد اتومبیلش را از کوچه‌ای تنگ عبور دهد که فقط به اندازه یک خودرو عرض دارد، باید کاملا احتیاط کند و اتومبیلش را به آرامی از کوچهٔ تنگ، عبور دهد؛ حال اگر راننده، بخواهد اتومبیل را با سرعت در این کوچه براند، حتماً اتومبیلش، به دو طرف می‌خورد و خراب می‌شود. ماشین، همان ماشین است و سرعتِ کم و زیاد، راه را کم و زیاد نمی‌کند؛ فقط روش عبور از کوچهٔ تنگ فرق می‌کند. یکی با احتیاط رد شد و دیگری، بی احتیاطی و شتاب کرد و زیان دید.

نهال کوچکی که می‌کاریم، اگر کم کم و به اندازه آبیاری شود، رشد می‌کند؛ اما اگر تمام این آبها، یک دفعه روی آن ریخته شود، از ریشه بیرون می‌آید؛ مقدار آب، یکی است، اما روش آبیاری فرق می‌کند. هر کس لباس خود را آرام و آهسته در بیاورد، لباس او سالم خواهد ماند. اما کسی که با تمام قدرت لباس خود را از تنش بیرون بکشد، لباسش پاره خواهد شد.

برادران یوسف، لباس یوسف علیه السلام را درآوردند و گفتند که او را گرگ خورده است؛ نشان دروغگویی آنها، این بود که لباس یوسف علیه السلام پاره نشده بود؛ زیرا آنها با دقت و با نرمی لباس او را بیرون کشیده بودند و اگر آنطور که آنها می‌گفتند، او را گرگ خورده بود، لباسش پاره پاره می‌شد.

زندگی ما، به نرمی احتیاج دارد؛ با همدیگر به نرمی‌رفتار کنیم، چنانکه در حدیث آمده است: «خداوند، مهربان است و نرمی و مهربانی را دوست می‌دارد»؛ «با زنان مهربان باشید».

ادامه نوشته

M: بعد از رمضان...

رمضان با همه خوبی‌ها و لطافت‌هایی که داشت بالأخره رخت بر بست و قلب‌های مشتاق عاشقانش را در هاله‌ای از امید به بازگشتی دیگر و ترس از اینکه دیگر دیداری در کار نباشد رها کرد. رمضان امسال آمد و بسیاری از عزیزان و دوستان و آشنایانی که رمضان سال گذشته را در کنار ما به عبادت می‌پرداختند خبری نبود، و رمضان رفت و دوستانی را نیز با خود برد، و بار دیگر رمضان خواهد آمد، اما آیا ما خواهیم بود؟! و یا که رمضان می‌آید و بسیاری از ما ـ و شاید من و تو هم ـ زیر خروارها خاک خفته باشیم و با منکر و نکیر درگیر..!

رمضان آمد و بارهای سنگین گناه کمرهای ما را خم کرده بود، در چشمه جوشان رمضان ـ به امید مغفرت و بخشش الهی ـ همه آن گناهان شسته شد و شخصیت هر یک از ما بگونه‌ای دیگر ساخته شد؛ دور از گناه و سرشار از باده غفران و بخشش الهی، با درسهایی از صبر و بردباری و اراده، و با آموزش فقر اختیاری که دارایان را با درد مستمندان و ناداران مجبور آشنا ساخت، با تربیت شکمی که اساس همه اختلافات طبقاتی و روابط اجتماعی است ـ البته برخی رمضان را فقط اختلاف در اوقات صرف غذا می‫دانند و از آن ماه خورد و نوش و خواب و آرامش ساخته‫اند، با این وجود رمضان آن‌ها را نیز از برکات خویش محروم نمی‌سازد! ـ..

در این ماه مبارک خداوند شیطان‌ها را به زنجیر کشید تا مؤمنان بدور از وسوسه‫های شیطان و سربازانش بتوانند پله‌های صعود و رسیدن بخداوند را بپیمایند، و اکنون که رمضان رفت... تو گویی  می‌خواهد مؤمنانی را که ادعای عشق می‌کنند بیازماید، تا ثابت شود که عشقشان عشقی است راستین و پایدار یا شعاری توخالی...

حال که رمضان رفته خداوند شیطان‌هایی را که چون شیر درنده یک ماه کامل در زنجیر بودند را به یکباره آزاد می‫کند، خود تصور کنید که شیطان‌ها با چه شراست و ددمنشی‫ به شکارهای خود حمله‫ور خواهند شد، از اینروست که عارفان گفته‫اند شیطان پس از رمضان از همیشه وحشی تر ودرنده تر است، چون شیری که یک ماه کامل در بند زنجیر بوده و لب به شکاری نزده باشد!

منکرات و گناهانی که در روز عید شاهد آنی خود ترجمانی است از این شراست و ددمنشی شیطان که همه آن‌ها را در چشمان دوستان خویش زیبا جلوه می‌دهد...

ای مؤمن بیا با کمال صداقت و مردانگی کمر به طاعت خداوند بر بندیم تا کمر شیطان بشکنیم. البته با زاد و توشه‌ای که از باغچه رمضان برگرفته‌ایم می‌توانیم بسادگی به آرزویمان دست یابیم. در مکتب رمضان که خود سلطان فرصت‌های طلایی است آموختیم که فرصت‌های طلایی عبادت را غنیمت بشمریم، و اگر ما تنها و تنها به این نکته توجه کنیم تا آمدن رمضان آینده و درس دیگر بنظر من موفقیت بسیار بزرگی را بدست آورده‌ایم. در اینجا جای دارد به برخی از این فرصت‌های طلایی اشاره‌ای کنیم.

1- شش (6) روز روزه ماه شوال که پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند: هر کسی که پس از روزه رمضان شش روز از شوال را روزه بگیرد گویا همه سال را روزه گرفته است. 2- نمازهای تهجد سحرگاهان. در وقت سحر خداوند بندگانش را می‌خواند: آیا کسی هست که از من آمرزش بخواهد تا او را بیامرزم...، در این لحظه‌های حساس و فرصتهای طلایی جای دارد مؤمنان با حداقل دو رکعت نماز خود را به پیشگاه الهی نزدیک سازند و خواست‌هایشان را از او و تنها او بخواهند.

3- پایبندی به نمازهای جماعت پنجگانه. 4-  نماز ضحی ـ یا اشراق ـ دو رکعت نماز پس از بالا آمدن خورشید که بیشتر مردم از خداوند غافلند، پاداشت حج و عمره‌ کاملی را برایت به ارمغان می‌آورد. 5- پایبندی به دعاهای صبح وشام. 6- لبخندی بر لبانت! آیا زحمتی دارد که دو لبت را کمی کش دهی و لبخندی بسازی که لبخند مؤمن به برادر مسلمانش صدقه است.

7- روزه تاسوعا و عاشورا. 8- اهتمام به عبادت در ده روز اول ماه ذی الحجه که در این ده روز عمل صالح پیش خداوند از هر چیز دیگری، حتی از جهاد در راه خدا  بالاتر و والاتر است، مگر مجاهدی که با مال و جان خویش به معرکه رود و هرگز برنگردد!

9- روزه روز عرفه که کفاره گناهان سال گذشته و آینده است. 10- اهتمام و پایبندی به نمازهای جمعه، که جمعه تا جمعه کفاره گناهان میان آندو و سه روز بیشتر است. (یعنی 10 روز)

این‌ها برخی از فرصت‌های طلایی است که ما از بزرگترین و والاترین و با ارزشترین فرصت طلایی که رمضان است آموختیم، رمضانی که در آن شبی است بهتر از هزار شب، یعنی بهتر از هشتاد و سه سال و چهار ماه، و آنانی که چیزی از کرم و سخاوت الهی درک می‌کنند می‌دانند که «بهتری» نزد خداوند چه معنا دارد! ـ شاید بیش از هزار سال وشاید هم بیشتر... ـ شب قدر پادشاه و سرور فرصت‌های طلایی بود، و خوشا بحال آنانکه این فرصت را غنیمت شمردند.

اگر هر یک از ما این فرصت‌های طلایی را با خطی بزرگ نوشته در اتاق خود و پیش روی خود آویزان کند تا همیشه بیادشان باشد بسادگی می‌تواند پیمان و عهدش را با رمضان تا بازگشت دوباره آن حفظ کند...

ادامه در قسمت بعدی . . .

M: خدا حافظ رمضان!..

کشتی ایمان پس از سفر تجارتی پرفروغ رمضان در ساحل شوال لنگر می‌اندازد. مؤمنان شاد و خرم از این تجارت پرسود بار دگر زندگی را البته با شیوه ای بسیار بهتر آغاز می‌کنند. هر یک از مسافران در این کاروان برای خود توشه و آذوقه‌ای از ایمان بر گرفته تا تمام سال را با آن بگذارند. خدای را شکر و سپاس بر نعمت ایمان و توحید... خدای را شکر و سپاس بر نعمت رمضان.. خدای را شکر و سپاس بر همه نعمت‌های بیدریغ و بزرگ و والایش...

فضل خدای را که تواند شمار کرد؟

 

یا کیست آنکه شکر یکی از هزار کرد؟

چه بسیار عزیزانی که در رمضان سال گذشته در کنار ما بودند.. و امسال طعمه‌ی خاک!.. و شاید رمضان سال آینده برسد و از ما خبری نباشد!.. این معنا را صالحان و پرهیزگاران خوب درک می‌کردند. از اینرو 6 ماه تمام بعد از رمضان یکریز دعا می‌کردند: بار الها، طاعات و عباداتمان در رمضان را پذیرا باش. و پس از آن 6 ماه دیگر دعا می‌کردند: بار خدایا رمضان آینده را نصیبمان کن...

ای مؤمن بیا تا دست نیایش بسوی درگاه ابدیت دراز کنیم و اشک زاری بر سجاده‫ی تقوا ریزیم و از خدایمان بخواهیم: بار الها طاعات، عبادات، دعا و نیایش ما را در ماه رمضان پذیرا باش. و از گناهانمان درگذر و ما را از قبول شدگان درگاهت قرار ده... رمضان آمد و رفت...

در لحظاتی که تو ای مؤمن در مهمانی خدایت و در خانه‌ی او به نماز و تلاوت قرآن مشغول بودی چه بسا محرومان نگون بختی بودند که وقتشان را در بازارها و در مقابل فیلمها و سریالهای پوچ و بی‌محتوا و در کارهای شیطانی و بی‌بها می‌گذراندند... پس باید خدای را شکر و سپاس گوئیم که به ما توفیق طاعت داد...

شکر و سپاس و منت و عزت خدای را

 

پروردگار خلق و خداوند کبریا

دادار غیب دان و نگهدار آسمان

 

رزاق بنده‌پرور و خلاق رهنما

چقدر بدبخت و محروم بودند آنانیکه از لذت طاعت و عبادت پروردگارشان محروم ماندند... خدایا تو را هزاران هزار سپاس و شکر بر نعمت توفیق برای طاعت و عبادتت.
ادامه نوشته

M: اعتکاف مدرسه‫ انسان سازی

در مدرسه‌ اعتکاف مؤمن با قرآن و نماز و نیایش پروردگار سخت انس می‌گیرد و از حرف‌های بیهوده و نشست و برخواست با مردم بی‌هدف نجات می‌یابد. او آنچنان در لذت عبادت و طاعت پروردگارش غرق و مدهوش است که شهوت‌های حیوانی و خورد و نوش و پرخوری، و خواب‌های طولانی غفلت در او ضعیف می‌شوند. و قلبش صفا و جلال و نورانیت خاصی بخود می‌گیرد و جسم و جانش از بیماری‌ها رهایی می‌یابد.

در اعتکاف: قلب انسان با اندیشیدن و تفکر خو می‌گیرد و روحش آلایش پیدا می‌کند و نفسش پاک می‌شود و ذهنش از وسوسه‌های شیطانی صاف می‌گردد.

در اعتکاف: جز راز و نیاز عاشقان حق، و جز از گریه‌ خاشعانه‌ توبه کنندگان و حسرت پشیمانی گناهکاران، و شعور به ذلت و خواری صادقانه‌ بنده در درگاه مولایش هیچ نمی‌شنوی..

اعتکاف یکی از بزرگترین نعمت‌های الهی در این دنیا و در این ماه مبارک است. سرچشمه‌ی لذت‌ها و خوشی‌های صالحان و شهد زلال و صاف ایمان برای متقیان..

اعتکاف زندگی است و لذت و مدهوشی برای روح و روان.. وای خدای من!.. چه زیباست و خوش لذت سجده‫ معتکفان!.. آری!.. مؤمن در لذت عبادت از زمان و زمینیان عروج می‌کند و در قبله‌ی محبت و عشق غرق لذت طاعت و از خود بی‌خود می‌شود.

وای خدای من!.. چه زیباست تاریکی‌های شب معتکفان..؛ دعا و راز و نیاز با خدا، گریه و زاری در پیشگاه ذات پاک یزدان،.. توبه و بازگشت بسوی او،... شستشو دادن قلب و پاکی روح..

یکی از عالمان دینی می گوید: لذت شب زنده داران در شب‌هایشان هزاران برابر لذت هوسرانان در هوی و هوسشان است. و اگر شب و لذت عبادت در آن نمی‌بود یک لحظه نمی‌خواستم در دنیا بمانم!...

چه زیباست لحظه‌های سحرگاهان...

همه‌ مردم به خانه‌های خود می‌روند و زندگی را در آغوش می‌گیرند. تنها معتکف است که در خانه‌ خدا به خلوت پروردگارش نشسته، از کوتاهی‌هایش شرمسار و به رحمت و فضل خدایش دل بسته و امیدوار. آرام از ته قلبش ندا بر می‌آورد که ای پروردگار من، همه‌ مردم پیش عزیزانشان رفته‌اند. دوستان در کنارهم نشسته‌اند، و من جز تو دوستی و عزیزی ندارم. من مانده ام چون تو را دوست دارم. من مانده ام چون بهر آنچه تو دوست داری عشق می‌ورزم. تو روح و روان منی. تو قبله‌ سعادت و امید و آرزوهای منی، تنها رضایت تو را می‌خواهم. و بیزارم از هر آنچه نمی‌پسندی...

آه خدای من!.... چه زیباست ساعت‌های عبادت معتکف. نمازهای پنجگانه‌اش با جماعت، سنتها و نوافلش، نماز ضحی و اشراقش، قلبش دوخته به مسجد. و بدون شک در روز رستاخیز روزی که گرمای سوزان خورشید خشمگین همه چیز را زغال می‌کند و هیچ سایه‌ای نیست جز سایه‌ی عرش الهی.. این معتکف است که در آنجا در امان است.

از جمله هفت گروهی که زیر سایه خدا در روزی که هیچ سایه‌ی جز سایه او نیست جای می‌گیرند. آن کسی است که قلبش با مسجد انس دارد و گویا قلبش در مسجد آویزان است.

معتکف همه‌ وقتش را در نماز است و فرشتگان الهی برای او دعا می‌کنند. پیامبر خدا صلی الله علیه و  سلم می‌فرمایند: هر کسی از شما تا وقتی در انتظار نماز است و نماز او را نگه داشته، گویا در نماز است و فرشتگان برای او دعا می‌کنند. و می‌گویند: بار الها ببخشای او را، و بر او رحم و کرم فرما. و این تا وقتی که او از نمازش فارغ شود و یا وضوءش باطل گردد ادامه دارد..

ای مؤمن بر حذر باش از وسوسه‌های نفس!...

با توکل و اعتماد بر خدا، و با قلبی آکنده از ایمان، یقین و محبت، و با شعور به اینکه خداوند از هر آنچه می‌کنی آگاه است، و اینکه مرگ سراسیمه در پی توست، و شیطان می‌خواهد هر طور شده تو را گمراه کند... برخیز، و دست رد بر سینه‌ وسوسه‌های شیطان بزن،... کارها  و مشغولیتهای دنیا تمامی ندارد. و بدان که این چند ساعت اعتکاف در این ماه مبارک توشه‌ی راه یکسال توست از آن غافل مباش...

برخیز و به کاروان معتکفان در مسجد بپیوند.... هرگز!.. دیر نیست... آنچه باقیمانده را غنیمت شمار که آن نیز از دستت خواهد رفت...

ادامه در قسمت بعدی . . .

M: شب قدر - قسمت دوم

بِّسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ. إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِی لَیۡلَةِ ٱلۡقَدۡرِ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا لَیۡلَةُ ٱلۡقَدۡرِ  لَیۡلَةُ ٱلۡقَدۡرِ خَیۡرٞ مِّنۡ أَلۡفِ شَهۡرٖ تَنَزَّلُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ فِیهَا بِإِذۡنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمۡرٖ   سَلَٰمٌ هِی حَتَّىٰ مَطۡلَعِ ٱلۡفَجۡرِ  [القدر]. «ما این قرآن عظیم الشأن را در شب قدر نازل کردیم و چه تو را به عظمت این شب قدر آگاه تواند کرد؟!  شب قدر از هزار ماه بهتر و بالاتر است در این شب فرشتگان و روح (یعنی جبرئیل) به اذن خدا از هر فرمان و دستور الهی نازل می‌شوند  این شب  سلامت و تهنیت است تا صبحگاه »

شب قدر همان شبی است که رابطه زمین خاکی با ملکوت أعلی بر قرار شد، شبی که پروردگار بر بشریت منت نهاده، به یکی از آن‌ها برگزید تا پیام و کلام او را به همنوعان خود برساند: لَقَدۡ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِینَ إِذۡ بَعَثَ فِیهِمۡ رَسُولٗا مِّنۡ أَنفُسِهِمۡ یتۡلُواْ عَلَیۡهِمۡ ءَایٰتِهِۦ وَیزَكِّیهِمۡ وَیعَلِّمُهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبۡلُ لَفِی ضَلَٰلٖ مُّبِینٍ [آل‌عمران:164]. «به راستى خدا بر مؤمنان منت نهاد آن‌گاه كه در میانشان پیامبرى از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و پاكشان كند و كتاب و حكمتشان بیاموزد، در حالى كه بى‌تردید از پیش در گمراهى آشكارى بودند»

شبی که فهم بزرگی و عظمت و احساس مکانت و جایگاه آن از عقل و ادراک بشر بکلی خارج است. وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا لَیۡلَةُ ٱلۡقَدۡرِ «و تو چه دانى كه شب قدر چیست؟!» با تمام این وجود قرآنی که با عقل‌های محدود سخن می‫گوید از باب لطف و مهر می‫خواهد تصویری از عظمت بی‫منتهای آن را در تعبیری قابل هضم برای ادراک بشر به او تقدیم کند: لَیۡلَةُ ٱلۡقَدۡرِ خَیۡرٞ مِّنۡ أَلۡفِ شَهۡرٖ «شب قدر بهتر از هزار ماه است» هزار ماه به معنای تحدید عددی نیست، بلکه کنایه است به هدف نزدیک کردن معنای بی‫منتها به عقل‌های محدود. و این خدای عالم است که می‫گوید: «خَیرٌ‌«و بهتر و برتر!... و کیست که بتواند ساحل خیریت و برتریت الهی را تنها حتی بصورت نظری در تصور خود بگنجاند؟!.. و چه عجب بر این!..

چندها هزار ماه و چندها هزار سال بر بشریت گذشته و خواهد گذشت!.. آیا همه این زمان با تمام خیراتش توانسته به انسانیت آن ارمغانی را دهد که شب مبارک قدر به تاریخ و بشریت ارزانی داشته؟!.. چه خوشبخت شبی است که خداوند آن را برای آغاز فرستادن قرآن و کلام خود به بشریت برگزیده است! شبی که در فضای ملکوتی آن پرتو نور الهی بر تمامی وجود سلام و آسایش می‫بخشد: سَلَٰمٌ هِی حَتَّىٰ مَطۡلَعِ ٱلۡفَجۡرِ «آن شب تا طلوع بامداد همه سلام و درود است».

در این شب زمین و آسمان، خلایق و ملایک در یک جشن بی‫مانند شرکت می‫کنند. مؤمنان از خود بیخود سخت مشغول طاعت و عبادتند.. اشکهای گرم پشیمانی و ندامت از گناهان و لغزش‌ها با اشکهای سرد امید و بخشایش الهی بر گونه‫ها آمیخته شده است. دست‌های راز و نیاز بسوی درهای گشوده کرم الهی دراز است. خدایا!... بار الها!... مالکا!... کریما!... رحیما!... خالقا!... آفریدگارا!.. رازقا!.. غفورا!.. سلاما!.. غفارا!.. جبارا!... منتقما!.. و...

و فوج فوج ملایک به رهبری جبریل امین؛ پیک آسمان علیه السلام بسوی پیک زمینیان صلى الله علیه وسلم به فرمان پروردگار از کرانه‫های آسمان بسوی زمین رژه می‫روند: تَنَزَّلُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ فِیهَا بِإِذۡنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمۡرٖ «در آن شب فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان براى انجام دادن كارها نازل مى‌شوند» چه نگونبخت و بیچاره‫اند آ‌ن‌هایی که حقیقت این حادثه تاریخی بی‫مانند در تاریخ خلقت را درک نکرده‫اند! چه بدبختند و حیران آ‌ن‌هایی که چشم‌های ضمیرشان را توان دیدن این جشن پر ابهت نیست؟!

آه!...  بحال این نابخردان نگونبخت باید خون گریست که از آسایش و سلام که سیمای وجودی این شب است محرومند.. نه وجدان و ضمیر آنان آسوده است، و نه در خانه و کاشانه خود آرامش دارند، و نه جامعه و کشورشان در امان بسر می‫برد!.. اضطراب و پریشانی و حیرت و درماندگی و واماندگی و سرگردانی سیمای زندگیشان و خسارت اخروی نهایت پر دردشان در روز قیامت!.. لذت مستانه این شب چنان روح عاشقان عبادت را به وجد و حیرت در آورده که پیامبر مهر و عطوفت صلى الله علیه وسلم نخواست شیدایی این لذت را بر مؤمنان کوتاه کرده، این شب را برای آن‌ها معرفی کند!

و در حدیثی صحیح از خاتم المرسلین صلى الله علیه وسلم آمده است:«در دهه آخر ماه رمضان شب قدر را جستجو کنید». پیامبر اکرم صلى الله علیه وسلم)در این فرموده گهربار مؤمنان را به مشارکت فعال در این جشن جهانی دعوت می‫کند، مشارکتی که به صورت نماز و مناجات و تلاوت قرآن البته «إیمانا واحتسابا»؛ عاشقانه و از روی ایمان و باور قلبی و تنها بهدف رسیدن به خشنودی پروردگار تجلی کند. این است شیوه تربیت قرآنی؛ گره زدن بین عبادت و ماهیت عقیده در ضمیر و وجدان بنده..

عبادت در حقیقت نمادی است بیانگر آنچه در ضمیر و وجدان فرد می‫گذرد. تصویری زنده با رنگ مشاعر و احساسات که از محدوده انکار و خیالات بیرون آمده است. در سایه این سلام و آسایش شب قدر، و در پی برقراری رابطه قوی شب قدر با عباداتی که از عشق و باور و ایمان قلبی سرچشمه گرفته، تنها رضایت و خشنودی پروردگار را مد نظر دارند، آسایش و سعادت فرد، و جامعه رقم زده می‫شود. کسی که در مسابقات جشن ملکوتی شب قدر به مقامی رسیده باشد، هرگز از مقام و منزلت انسانی خود تنازل نخواهد کرد و در تمام مراحل زندگیش عزت و قدر و منزلت ایمانیش را حفظ خواهد نمود..

خوشا بحال آنانی که خداوند توفیقشان می‫دهد تا ده روز آخر رمضان را به اعتکاف بنشینند!.. انسان‌های وارسته‫ای که با این حرکت هوشمندانه و زیرکانه که بیانگر توفیق الهی به آن‌هاست رسیدن به برکات شب مبارکه قدر را برای خود تضمین کرده‫اند!..

ادامه در قسمت بعدی . . .

M: شب قدر - قسمت اول

عجب شبی است این شب!...

شب قدر در حقیقت تاج تابان ماه رمضان است، ماهی که مکانت و ارزشش از ماهیت این شب نشأت گرفته است. شَهۡرُ رَمَضَانَ ٱلَّذِیٓ أُنزِلَ فِیهِ ٱلۡقُرۡءَانُ هُدٗى لِّلنَّاسِ وَبَینَٰتٖ مِّنَ ٱلۡهُدَىٰ وَٱلۡفُرۡقَانِۚ... [البقرة: 185]. «ماه رمضان است که قرآن در آن نازل شده است که راهنمای مردم است و آیات روشنگری شامل رهنمودها و جداکننده حق از باطل در بر دارد...»

شبی که در پرتو آن رابطه بنده  با خدایش در نام «المحیی» – زندگی بخش – پرودگار تجلی می‫کند. و مفهوم عبادت بنده از تجارت به محبت ارتقاء می‫یابد: «هر کس شب قدر را با ایمان خالص بخداوند متعال و کسب رضایت و خشنودی تنها او زنده نگه داشت از تمام گناهانی که از او سر زده چشم پوشی خواهد شد.»

عجب شبی است!.. شبی که خداوند آن را «لیلة القدر» نام نهاده، و القدر یعنی بزرگی و جایگاه بر آخرین قله وجودش!..  و این تعبیر از سخن بشر نیست! این تعبیر و بیان پروردگاری است که نهایت مرز عظمت و بزرگی و قدر و منزلت را می‫شناسد. کسی که کمالش بی‫پایان است. الله جل جلاله...

شبی که قرآن در آن نازل شد بدون شک، شب همان کسی است که بر او فرود آمده و شب همان جایی که بشریت این شرف را دریافت کرده، یعنی مکه مکرمه!.. و ای کاش شب قدر و این معنای روشن باعث می‫شد تمامی مسلمانان آنچنان که مصطفی صلى الله علیه وسلم می‫خواست همراه با مکه که محور دایره عبادی مسلمانان است و مغناطیس قلب‌های عاشقان و کعبه پروردگار مهربان در آن قرار دارد، و میدان حج دل‌هاست روزه می‫گرفتند.

پیامبر خاتم در آخرین سال زندگی مبارکشان در حجة الوداع خطاب به اهل مکه فرمودند:«رمضان آن روزی است که شما روزه می‫گیرید، و عید آن روزی است که شما روزه باز می‫کنید، و عید قربان آنروزی است که شما قربانی می‫دهید»!

شبی که قرآن در بیان منزلت آن سوره‫ای کامل به بشریت تهفه داده تا زمزمه دل‌های امیدوارشان گردد تا بروز قیامت، شبی که در آن قدر و منزلت هر فرد نزد پروردگارش رقم زده می‫شود. و عجب جهالتی است خالی شدن مسجدها بعد از جشن ختم قرآن در شب قدر نزد برخی از آستین کوتاهان در فهم و درک مغزای عبادت و عقیده و رابطه بنده و خالق! گویا چاپلوسانیند که برای کسب اجر و ثوابی آمده بودند و حالا گمان می‫برند آن را بدست آورده‫اند، و دیگر نیازی نیست که در کنار منعم و پروردگارشان باشند! انگار نه انگار آن‌ها را خدایی است بخشاینده و مهربان و لایق و سزاوار عبادت و پرستش!..

محروم آن نگونبختی است که از خیرات این شب پر برکت محروم ماند. آنکه همت و جوانمردیش نتواند او را در زنده نگه داشتن این شب به عبادت و نیایش و مناجات پروردگارش یاری دهد در واقع قرآن مجید؛ نعمت بزرگ و ارمغان وجودی، که خالق به بشریت هدیه داده را احساس نمی‫کند. مؤمن با زنده نگه داشتن شب قدر با عبادت در مقابل پروردگارش کمر طاعت و بندگی خم کرده می‫گوید: «بار الها! تو را هزاران بار شکر که مرا با نعمت قرآن نوازیدی، خدای من نعمت‌های تو بر من از شمارش برونند و مرا توان شکر هیچ یک نیست، ولی برترین نعمت تو بر من نعمت هدایت و دین حق و روشنایی ضمیر و وجدان است که آن را تاج نعمت‌هایت؛ قرآن کریم، در روان من کاشته است. شمع فروزانی که مرا از تاریکی‌ها و گمراهی‌ها نجات داده بر شاهراه هدایت و رستگاری نهاده است.»

ادامه در قسمت بعدی . . .

M: چرا اعتکاف را ترک گفته ایم؟!

اعتکاف مدرسه‌ای است از ایمان و عرفان که رسول پاک یزدان از روزی که به مدینه‌ی منوره آمدند هرگز آن را ترک نگفتند. حال چه شده مؤمنان را که از آن بیخبرند؟!

آیا میدانی چرا اعتکاف در جامعه‌های ما بی‌رنگ شده است؟!

ـ اعتکاف را ترک  کرده‌ایم چون در زرق و برق دنیا مست و مدهوشیم. بنده‌ی دنیا شده‌ایم و از لذت بندگی خداوند محروم!...

ـ اعتکاف را ترک کرده‌ایم چون مهارمان را بدست مال و منال و زن و فرزندمان سپرده‌ایم. در پی آسایش آن‌ها و ساختن دنیایی بهتر جان می‌کَنیم و از اندیشیدن به آخرتمان کاملا غافلیم.

ـ اعتکاف را ترک گفته‌ایم چون به آسایش و زندگی نرم و نازک خو گرفته‌ایم. و رمضان برای ما ماه خورد و نوش و خواب و راحتی است!..

ـ اعتکاف را ترک گفته‌ایم چون تنبلی و راحتی بر ما سایه افکنده و طعم و لذت طاعت و عبادت و بندگی خدایمان را نچشیده‌ایم، تا در پی آن باشیم.

ـ اعتکاف را ترک کرده‌ایم چون نمی‌دانیم این چند روز خلوت با خدا را چه اثری است بزرگ بر روح، روان، قلب و جان ما. از اثر اعتکاف در پاکی نفس و طهارت آن و نورانی شدن روح و بلندی آن، و صفای قلب و شستشوی آن از گناهان بی‌خبریم.

ـ اعتکاف را ترک کرده‌ایم چون آمادگی برای مرگ را در برنامه‌ی زندگی ما جایگاهی نیست، و چنان غرق زندگی شده‌ایم که گویا هرگز نمی‌میریم.

حال چگونه می‌توانیم از این غفلت رهایی یافته سنت اعتکاف را زنده کنیم:

ـ اعتکاف را می‌توان با محبت و دوستی صادقانه‌ی رسول پاک خدا صلی الله علیه وسلم زنده کرد. اگر بحق محبت صادقانه‌ی پیامبر و مولایمان در قلب‌هایمان جای گیرد از هیچ سنتی از سنتهای او غافل نخواهیم شد.

ـ اعتکاف را می‌توان با علم و دانستن زنده کرد. وقتی بدانیم اعتکاف از سنت محبوبمان؛ رسول خدا صلی الله علیه وسلم بوده و از اهمیت آن آگاهی یابیم هرگز آن را ترک نخواهیم کرد.

ـ اعتکاف را می‌توان با همت صادقانه، و عزم والا، و بدور انداختن تنبلی، و عشق و علاقه به طاعت و عبادت خداوند زنده نمود.

ـ اعتکاف را می‌توان با محبت به خانه‌های خدا و تمرین در گذراندن ساعت‌هایی از روز ـ در غیر از رمضان و یا روزهای اول رمضان ـ در مسجد و مشغول عبادت شدن در خود زنده کرد. تا نفس برای رسیدن روزهای اعتکاف بی‌قرار گردد.

ـ اعتکاف را می‌توان با عشق ورزیدن به دین و با محبت صادقانه و اخلاص و یکسویی برای خدای خود، و در نظر داشتن رضایت او در همه‌ی حرف‌ها و گفته‌ها و کارهایمان زنده کرد.

ـ اعتکاف را می‌توان با احساس به خطر هولناک جهنم و طمع در رسیدن به رضایت الهی و نعمت‌های بی‌منتهای بهشت برین زنده کرد.

ادامه در قسمت بعدی . . .

M: فرصت اعتکاف را از دست ندهیم!..

اعتکاف یعنی از دنیا بریدن و در گوش‌های از مسجد برای عبادت و خلوت با خدای خود نشستن.

اعتکاف یک برنامه‌ی تربیتی سالانه‌ای است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم روی آن بسیار تأکید می‌کردند. پیامبر را با خلوت و تنها با پروردگارش بودن شوق و علاقه‌ای خاص بود. ایشان حتی قبل از برگزیده شدن به مقام والای نبوت در غار حراء به اعتکاف می‌نشسته و در قدرت بی‌انتها و خلقت خداوند می‌اندیشیدند. و از روزی که به مدینه تشریف آوردند تا روزی که ندای حق را لبیک گفته پیش پروردگار یکتا شتافتند هر ساله مدت ده روز در مسجد به اعتکاف می‌نشستند.

در اعتکاف بنده‌ی مؤمن رابطه‌اش را با خلائق قطع می‌کند تا تنها با خالقش به راز و نیاز پردازد. این سنت نبوی را عجب اثری است در تربیت نفس بشری و رام کردن آن.

 وقتی انسان قلبش را از همه‌ی مشغولیت‌ها و سر و صدای دنیای پر پیچ و خم خالی می‌کند و در گوشته‌ی از خانه خدا تنها و تنها مشغول به یاد و ذکر خالق خود می‌گردد. و جز به قدرت و تفکر در حکمت او در آفرینش بندگانش نمی‌اندیشد. و شبانه روز را مشغول ذکر و دعاء و راز و نیاز و نیایش و مناجات و تلاوت قرآن و و توبه و استغفار و نماز و اظهار بندگی و بردگی در مقابل اوست. در این فضای ملکوتی قلب انسان از همه گناهان و پستی‌ها و رذالت‌ها و شهوت‌های حیوانی پاک گشته، بنده مؤمن با جاری شدن اشکهای سیل آسای ندامت و پشیمانی از کوتاهی‌هایش لذت ایمان را می‌چشد. آنگاه است که دنیا در مقابل او به پشیزی نیز نمی‌ارزد.

وقتی حجم دنیا در چشم مؤمن آنچنان پست و ناچیز ـ که خداوند قرار داده ـ پدیدار می‌گردد و دنیا از قلب او بدر می‌آید، او توانسته از مرحله‌ی خاکی آدمیت رهایی یافته بمرحله‌ی ملکوتی آن که بر فرشتگان الهی نیز برتری دارد برسد.

پس ای بنده‌ی مؤمن... پیش بسوی زنده نمودن این سنت و کسب فیض از برکات آن..

اعتکاف مدرسه‌ی است برای رسیدن به تقوا و پرهیزگاری. خداوند متعال می‌فرمایند: وَلَا تُبَٰشِرُوهُنَّ وَأَنتُمۡ عَٰكِفُونَ فِی ٱلۡمَسَٰجِدِۗ تِلۡكَ حُدُودُ ٱللَّهِ فَلَا تَقۡرَبُوهَاۗ كَذَٰلِكَ یبَینُ ٱللَّهُ ءَایٰتِهِۦ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمۡ یتَّقُونَ [البقرة: 187]. «(همخوابگی با همسران در تمام شبهای روزه‌داری حلال است. لیكن) وقتی كه در مساجد به (عبادت) اعتكاف مشغولید، با آنان همخوابگی نكنید. این (احكام روزه و اعتكاف) حدود و مرزهای الهی است و بدانها نزدیك نشوید. خداوند این چنین آیات خود را برای مردم روشن می‌سازد، باشد كه پرهیزگار شوند.‏».

پیامبر خدا صلى الله علیه وسلم اهمیت و جایگاه اعتکاف و قدرت آن در آلایش و پاکی انسان را با عمل خویش بخوبی به تصویر کشیده است. «پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم ده روز آخر ماه مبارک رمضان  را همه ساله تا روزی که وفات کردند به اعتکاف می‌نشستند. و پس از وفات آنجناب همسرانشان به اعتکاف می‌نشستند.

 و چون کوس رحیل زده شد و پیامبر خدا صلى الله علیه وسلم خواستند دنیای فانی را بسوی دیار باقی ترک گویند، خود را برای این سفر چگونه آماده ساختند؟

در اعتکاف مؤمن توشه‌ای بس بزرگ از پاکی قلب و آلایش روح و روان برمی‌گیرد تا در سفر طولانی و بسیار سخت سال از آن تغذیه کند. بر تاج ماه مبارک رمضان نگینی است که ارزش آن از توان تفکر و اندیشه‌ی کوتاه بشر بسیار بالاتر است. شب قدر شب نزول قرآن که خدای متعال درباره آن می‌فرمایند:

بِّسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ. إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِی لَیۡلَةِ ٱلۡقَدۡرِ  َمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا لَیۡلَةُ ٱلۡقَدۡرِ لَیۡلَةُ ٱلۡقَدۡرِ خَیۡرٞ مِّنۡ أَلۡفِ شهر تَنَزَّلُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ فِیهَا بِإِذۡنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمۡرٖ سَلَٰمٌ هِی حَتَّىٰ مَطۡلَعِ ٱلۡفَجۡرِ [القدر] «ما قرآن را در شب با ارزش «لیلةالقدر» فرو فرستاده‌ایم.‏ *  تو چه می‌دانی شب قدر كدام است (و چه اندازه عظیم است‌ ؟)‏ *  شب قدر شبی است كه از هزار ماه بهتر است.‏* فرشتگان و جبرئیل در آن شب با اجازه پروردگارشان، پیاپی (به كره زمین و به سوی پرستشگران و عبادت كنندگان شب زنده‌دار) می‌آیند برای هرگونه كاری (كه بدان یزدان سبحان دستور داده باشد).‏* آن شب، شب سلامت و رحمت (و درود فرشتگان بر مؤمنان شب زنده‌دار) است تا طلوع صبح.‏»

شبی که خداوند می‌فرمایند از هزار ماه بهتر است. خودت تصور کن خدای عالمیان می‌فرمایند: «بهتر است» پس آیا من و تو ای بشر ناتوان و کوته اندیش می‌توانیم دریابیم که چقدر بهتر است؟!

هرگز! تنها این یک تصویری است که در آن قرآن می‌خواهد چیزی بسیار بسیار والا و برتر که در اندیشه‌ی بشر نمی‌گنجد را به فهم و درک او نزدیک کند. در عرف و فهم بشر هزار یک عدد بزرگ است، و ما به کنایه از خیلی زیاد بودن آن را استعمال می‌کنیم: هزار بار به شما گفتم.. هزار پا.. هزار و یک بهانه... و هزارها تومان.. و.... و خداوند نیز برتری این شب که غیر قابل تصور است را با این جمله که در خور عقل بشری است برای ما به تصویر کشیده است.

و در حقیقت شب قدر و مکانت آن از تصور و اندیشه عقل ما بشر بسیار فراتر و بزرگتر است، تنها همین بس که خداوند متعال آن را به «بهتر از هزار ماه» توصیف می‌کند. حال؛ برای دریافتن چنین شب والایی هر چه انسان خرج کند باز هم هیچ و پوچ است! تجارتی است با فایده و سودهای خارج از تصور در مقابل جهد و تلاش انسان ضعیف و ناتوان.

پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم در راه رسیدن به این شب بزرگ سالی؛ ده روز اول ماه مبارک رمضان را همراه برخی از یارانش به اعتکاف و عبادت نشستند. با تمام شدن ده روز اول دریافتند که آن شب از جمله‌ی آن ده شبانه‌روز نبود. به یارانش فرمودند: ده روز اول را برای کسب شب قدر به عبادت نشستم ولی آن را نیافتم. شاید در ده روز آتی باشد. آنگاه ده روز وسط ماه مبارک را نیز به اعتکاف نشستند. ولی باز دریافتند که شب قدر در این دهه‌ی دوم نیز نبود. آنگاه بدو وحی آمد که شب قدر در ده روز پایانی ماه مبارک است. ایشان ده روز آخر ماه را نیز همراه یارانشان به اعتکاف نشسته، فرمودند: هر کس از شما می‌خواهد از این نعمت بی‌پایان بهره‌مند شود به اعتکاف بنشیند.

ادامه در قسمت بعدی . . .

M: دهه‌ پایانی رمضان را غنیمت بشماریم!..

خداوند متعال بنا به حکمتش که از بندگان پنهان است برخی از ماهها و روزهای سال را بر برخی دیگر برتری بخشیده، ماه رمضان شاه و سرور همه‌ی ماههای سال به شمار می‌آید و عبادت روزه تاج با شکوه آن است. و طاعات و عبادات در این ماه را اجر و پاداشی خاص است. ده روز اول ماه رمضان دهه‌ی تلاش برای رسیدن به مغفرت الهی است. و ده روز دوم آن سعی و کوشش برای یافتن رحمت الهی است و دهه‌ی سوم آن آرزوی رسیدن به نجات از آتش سوزان جهنم است!..

ده روز اخیر ماه رمضان با عبادت اعتکاف جلال و جمال خاصی بخود می‌گیرد. این ده روز اخیر در این ماه پرشکوه و با مکانت در درگاه الهی جایگاه خاصی دارد. شب تلاقی و رسیدن زمین به آسمان، و فرود آمدن کلام ملکوتی رحمان؛ کلام پاک یزدان؛ شب قدر یکی از شب‌های همین ده روز آخر ماه مبارک رمضان است. شبی که به از هزار ماه به نص پاک قرآن است. لَیۡلَةُ ٱلۡقَدۡرِ خَیۡرٞ مِّنۡ أَلۡفِ شَهۡرٖ

آری! شب قدر بهتر است و والاتر از هزار ماه که بیش از 83 سال عمری است که تنها در عبادت و نیایش سپری گردد!.. این ده روز آخر ماه مبارک را چگونه بگذرانیم تا خدای ناکرده در روز رستاخیز حسرت آن را نخوریم؟..

پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم و یاران و شاگردان او و پس از آن‌ها صالحان و نیکوکاران را در این ده روز پایانی ماه مبارک شور و حالی خاص بود. آن‌ها در این ده روز اخیر بیش از هر چیزی به عبادت و طاعت و راز و نیاز با خدا، دعا، نیایش و تلاوت قرآن کریم مشغول می‌شدند. همه‌ی لحظات آن‌ها در این ده روز عبادت بود و نماز و تهجد و بر پایی شب‌های آن و ذکر و نیایش و قرآن و ادای زکات و کرم و سخاوت و رسیدگی به مستمندان و جاجتمندان و..

در اینجا به برخی از مهمترین و با ارزشترین کارهایی که می‌توان در این ده روز پایانی ماه با انجام آن در بهشت برین الهی سرمایه‌گذاری نمود اشاره می‌کنیم. امیدواریم با اهتمام به این عبادت‌ها و اخلاص و تفانی در آن بتوانیم رضایت الهی را با وجود ضعف و ناتوانی و گناهانمان جلب نموده، در مکانت و جایگاهی که خداوند برای پیامبران و مؤمنان و صالحان در بهشت برین ترتیب داده با آن‌ها محشور گردیم.. الهی آمین!

ادامه نوشته

M: رمضان ماه بازگشت بسوی خدا - قسمت دوم

ای انسان!.. دریاب که هر چند گناهان تو بزرگ باشند، هر گز نمی‫توانند از رحمت بیکران الهی بیشتر و بزرگتر شوند، و رحمت پروردگارم بر همه چیز چیره می‫گردد: وَرَحۡمَتِی وَسِعَتۡ كُلَّ شَیۡءٖۚ... [الأعراف: 156]. «و رحمت من هم همه‌چیز را در برگرفته».

پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم از خداوند ذی الجلال روایت می‫کند که فرمودند: «ای فرزند آدم! هر گاه مرا خوانده‫ای و از من درخواست کرده‫ای تو را بر هر آنچه از تو سر زده بخشیده‫ام، و هیچ برایم مهم نیست که چه گناهی بوده است. ای فرزند آدم! اگر گناهانت تا سقف آسمان رسیده باشند، سپس از من مغفرت و پوزش خواسته باشی، تو را می‫بخشم. ای فرزند آدم! اگر با اشتباهات وگناهانی به اندازه پری زمین به نزد من آیی، در حالیکه به من شرک نورزیده‫ای، من با با دنیایی پر از مغفرت و بخشش از تو استقبال می‫کنم».

ای عزیز!.. از شرک و کفر برحذر باش که این مرز تباهی است! خودت را تنها و تنها بنده خداوند قرار ده، از خرافات و شرکیات دور شو، که خداوند غیر از آن را می‫بخشد.

پروردگارمان در حدیثی که رسول هدایت و رستگاری نقل کرده چنین می‌فرمایند: «ای بندگان من، شما شبانه روز اشتباه می‫کنید، و من همه گناهان را می‫بخشم، پس استغفار و توبه کنید تا شما را ببخشم»

آگاه باش!..

مگذار شیطان بر تو چیره گردد، و کار امروز را به فردا واگذاری...

نکند توبه‫ات را لحظه‫ای به تأخیر اندازی...

اشک ندامت و پشیمانی را بر گونه‫هایت جاری ساز و دروازه خدای رحمان را بکوب، و فریاد برآور:

ای عزیز!

مگذار شیطان در پوستت رخنه کرده، توبه‫ات را به تأخیر اندازد. شاید که فردا بسیار بسیار دیر باشد، چرا که لاشخور موت هر لحظه صدها بار از بالای سرت می‫گذرد: وَلَیۡسَتِ ٱلتَّوۡبَةُ لِلَّذِینَ یعۡمَلُونَ ٱلسَّی‍َٔاتِ حَتَّىٰٓ إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ ٱلۡمَوۡتُ قَالَ إِنِّی تُبۡتُ ٱلۡـَٰٔنَ وَلَا ٱلَّذِینَ یمُوتُونَ وَهُمۡ كُفَّارٌۚ أُوْلَٰٓئِكَ أَعۡتَدۡنَا لَهُمۡ عَذَابًا أَلِیمٗا [النساء: 18]. «‏توبه كسانی پذیرفته نیست كه مرتكب گناهان می‌گردند (و به دنبال انجام آن‌ها مبادرت به توبه نمی‌نمایند و بر كرده خویش پشیمان نمی‌گردند) تا آن گاه كه مرگ یكی از آنان فرا می‌رسد و می‌گوید: هم اینك توبه می‌كنم (و پشیمانی خویش را اعلام می‌دارم). همچنین توبه كسانی پذیرفته نیست كه بر كفر می‌میرند (و جهان را كافرانه ترك می‌گویند). هم برای اینان و هم آنان عذاب دردناكی را تهیه دیده‌ایم».

و رمضان ایستگاه بازخواست است...

خود را دریاب...

بسوی پروردگارت باز آی...

از گناهان و اشتباهاتت توبه کن....

و در عبادت و نیکی بکوش که؛ رسول هدایت و رستگاری صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هر کس با ایمان درست و تنها بخاطر رسیدن به رضایت الهی رمضان را روزه گرفت، خداوند همه گناهان پیشین او را می‫آمرزد!».

پس بکوش که این فرصت طلائی از دستمان نرود... طاعات و عباداتت قبول درگاه حق... خدا قوت!...

ادامه در قسمت بعدی . . .

M: رمضان ماه بازگشت بسوی خدا - قسمت اول

اگر بار گناه و معصیت کمرت را خم کرده است...

اگر احساس به گناه خواب و آرامش را از چشمانت ربوده است...

اگر احساس می‫کنی در منجلاب فساد و گناه غرق گشته‫ای...

اگر گمان می‫بری انسانیت و شرافت در کالبدت زنده بگور شده‫اند...

گوشهایت را خوب بازکن!...

با دقت بشنو!...

این صدای خداوند متعال است که تو را ـ آری! تو را ـ ای بنده گناهکار صدا می‫زند و می‫گوید: قُلۡ یٰعِبَادِی ٱلَّذِینَ أَسۡرَفُواْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ لَا تَقۡنَطُواْ مِن رَّحۡمَةِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ یغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ جَمِیعًاۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِیمُ [الزمر: 53]. «‏(از قول خدا به مردمان) بگو: ای بندگانم! ای آنان كه در معاصی زیاده‌روی هم كرده‌اید! از لطف و مرحمت خدا مأیوس و ناامید نگردید. قطعاً خداوند همه گناهان را می‌آمرزد. چرا كه او بسیار آمرزگار و بس مهربان است.‏»

ایست!...

کمی تأمل! کمی سکوت!

آگاه باش!...

از آن گناهانت که گمان می‫بری آسمان و زمین از تحمل آن عاجزند، بزرگتر، و پست‫تر، و پلیدتر احساس به نا امیدی از لطف پروردگار یکتاست.. دریاب که درگه خداوند درگه نا امیدی نیست!

بازآ بازآ هر آنچه هستی بازآ

 

گر کافر و گبر و بت‌پرستی بازآ

این درگه ما درگه نومیدی نیست

 

صد بار اگر توبه شکستی بازآ

ای بنده عاصی!

اگر عصیان و نافرمانی اختیار کرده‫ای، اگر لطف و کرم خداوند و بزرگی و عظمت او را نادیده گرفته ظلم و ستم ورزیده‫ای...

بخود آی!...

دروازه توبه پروردگارت همیشه ودر هر لحظه برویت باز است، ره پشیمانی و ندامت و توبه پیش گیر و بسوی صلاح و رستگاری قدم نه، بدانکه خدایت؛ آن خالقی که تو را آفریده، بتو می‫گوید:

فَمَن تَابَ مِنۢ بَعۡدِ ظُلۡمِهِۦ وَأَصۡلَحَ فَإِنَّ ٱللَّهَ یتُوبُ عَلَیۡهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِیمٌ  [المائدة: 39]. «‏امّا كسی كه پس از ارتكاب ستم پشیمان شود و توبه كند و به اصلاح (حال خود) پردازد، خداوند توبه او را می‌پذیرد، بیگمان خداوند بس آمرزنده و مهربان است».

بله! از گناه خود توبه کن و بسوی پروردگار و آفریدگارت بیا، چرا که او، و تنها او، حامی بنده‫اش است، و از گناهان و اشتباهات بندگانش درمی‫گذرد، آن خدایی که به ما چنین می‫گوید: وَإِنِّی لَغَفَّارٞ لِّمَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا ثُمَّ ٱهۡتَدَىٰ  [طه: 82]. «‏من قطعاً (با غفران عظیمی كه دارم) می‌آمرزم كسی را كه (از كفر و گناه خود) برگردد و (به بهترین وجه) ایمان بیاورد و كارهای شایسته بكند و سپس راهیاب بشود (و این راه را تا آخر زندگی ادامه دهد)».

خداوند متعال انسان را از دو خمیره خیر و شر آفریده است. غرائز حیوانی و شهوانی در انسان با پرتوهای ملکوتی همواره در ستیزند. و اختیار و اراده هر فرد است که فرمان او را به دست گرفته بدین سو یا بدان سو راه خود را انتخاب می‫کند. چون به طرف شر و گناه رود نقطه سیاهی قلبش را کبود می‫کند، و چون توبه کرده بسوی نور هدایت آید سیاهی قلبش شستشو داده می‫شود.

وانسان به حکم انسان بودنش در فطرت و خلقتش گناه و معصیت جزء مستلزمات او قرار داده شده است...

از اینروست که پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم می‫فرمایند: همه انسان‌ها خطا کارند. و بهترین خطا کاران توبه گنندگانند!

پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم می‫فرمودند: «سوگند به خدا که من روزانه بیش از هفتاد مرتبه استغفار کرده نزد خداوند توبه می‫کنم». پس شایسته من و شما است که این حقیقت را درک کرده، از کاروان بازگشتگان بسوی حق عقب نمانیم. و بدانیم که خداوند توبه پذیر است و از بنده‫اش گذشت می‫کند: وَمَن یعۡمَلۡ سُوٓءًا أَوۡ یظۡلِمۡ نَفۡسَهُۥ ثُمَّ یسۡتَغۡفِرِ ٱللَّهَ یجِدِ ٱللَّهَ غَفُورٗا رَّحِیمٗا [النساء:110]. «‏هركس كه كار بدی بكند یا (با ارتكاب معاصی) بر خود ستم كند، سپس (دست دعا به سوی خدا بردارد و) از خدا آمرزش بطلبد،  (از آنجا كه درگاه توبه همیشه باز است) خدا را آمرزنده (گناهان خویش و) مهربان (در حق خود) خواهد یافت».

برخی از مردم این حقیقت را بدرستی هضم نکرده بودند، و سعی بر آن داشتند با فشارهای ساختگی بر فطرت انسانی غالب آمده، گمان برند می‫بایستی چون ملائک و فرشتگان معصوم باشند. پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم بدانها گوشزد نمود که این تصور به هیچ وجه درست نیست، و خداوند از انسان نمی‫خواهد ناممکن‫ها را ممکن کنند، ایشان فرمودند: «سوگند بدان ذاتی که جان من در دست اوست، اگر گناه نکنید خداوند شما را از روی زمین برمی‫چیند، و کسانی دیگر را می‫آورد که گناه می‫کنند، و بسوی پروردگاشان توبه می‫کنند، و خداوند آن‌ها را می‫بخشاید»

چرا که تصور ستیز با فطرت باعث می‫شود، انسان در لحظه‫ای از راه بلغزد و آنگاه گمان برد راه بازگشتی نیست، و به کلی از رحمت الهی نا امید گردد. و نا امیدی از فضل و کرم الهی سبب تباهی و بربادی فرد خواهد شد.

ادامه در قسمت بعدی . . .

M: رمضان ماه تغییر

تغییر و تحول در زندگی مایه نشاط و شادابی و حرکتی است که باعث تحریک قوه ابتکار و خلاقیت در فرد شده، هم روند زندگی او را روح می‫بخشد و هم باعث رشد جامعه و ایجاد واکنشی مثبت در اطرافیان می‫گردد. بر خلاف رکود و روتین ثابت که فرد در مسیر آن با گذشت زمان چون آب گودال جلبک زده می‫پوسد.

رمضان ارمغانی است الهی برای یک خانه تکانی جدی در فرد؛ تغییر در مفاهیم و نگرش‌ها و ارزش‌ها، تحریک روح انسان دوستی و همدردی با زیردستان و مستمندان، تجدید میثاق و عهد با قرآن و مبانی عقیدتی و اخلاقی و عبادی آن، شکستن غرور و خودپرستی و استبداد، و زنده کردن احساس بندگی و نیاز به خالق و آفریدگار ومالک کون و مکان، ترتیب جدید برنامه روزمره زندگی از خواب و خوراک گرفته تا نماز و کار و تلاش، و خلاصه تغییر جامعه به یک مسجد بزرگ که افراد در صحن آن چون زنبورهای عسل آرام به این سو و آن سو پریده با تلاوت قرآنشان به کندوی ایمان جلال و جمال ویژه‫ای می‫بخشند.

در فضای رمضان هر فرد به خود محک می‫زند که آیا واقعا خوشبخت و با سعادت است؟ آیا از وضع خودش راضی است و به آرزوهایش دست یافته، یا میدانی برای بهتر شدن و به درجه بالاتر رسیدن هنوز وجود دارد؟

در فضای رمضان هر شخص درمی‫یابد که گام اول تغییر شناختن و تشخیص درست واقعیت‌هاست. در سایه ملکوتی رمضان و زنده شدن حس ضعف و ناتوانی هر فرد از خود می‫پرسد که پس از رفتنم از این دنیای فانی چه بر جای خواهم نهاد؟ آیا مصدر نام نیک و سرچشمه دعا یا اجر و پاداشی برای خود ساخته‫ام؛ صدقه جاریه‫ای بر جای گذاشته‫ام، یا که علم و دانشی در سینه‫های کتاب‌ها و شاگردان کاشته‫ام، یا فرزندان صالح و پارسایی تربیت کرده‫ام؟!

تغییر یعنی انتقال از وضع فعلی به وضعی که آرزویش را داریم! و این همان اهرمی است که مبانی و ارزش‌های عبادی رمضان؛ از ترک حلال و نیازهای فطری بشر، تغییر روتین زندگی، تربیت نفس بر صبر و شکیبایی در برابر گرسنگی و تشنگی، احساس به دیگران، اطاعت و فرمانبرداری بی‫چون و چرا از پروردگار، را تلاش دارد بدست روزه دارن بسپارد.

ادامه در قسمت بعدی . . .

M: پیام رمضان

رمضان ایستگاه پر نور سال است... در رمضان حقیقت هر انسان برملا می‌شود و پرده از واقعیتش بر کشیده می‌گردد... تو گویی رمضان ندای رب العالمین است... برای بندگانی که همیشه گناه و کوتاهی خویش بر دوش شیطان می‌اندازند و شانه از زیر بار کوتاهی‌های خویش خالی می‌کنند... ندای پر طنین آسمانی است که با صلابت قلب‌ها را بخود می‫آورد.

این است ندای رمضان!

که ای بندگان خدا... حال که ما شیطان‌ها را به زنجیر کشیده‌ایم درهای جهنم سوزناک را قفل و زنجیر زده‫ایم و درهای بهشت‌های برین را باز گشوده‫ایم... به میدان آی و خودت را نشان ده.

ثابت کن که کیستی و چه در توان داری... با دستان خود جایگاهت را در بهشت‌های والای الهی رقم زن...

آری! رمضان ماه نور است... ماه مرد خدا بودن و یا شیطان شدن (!).. آنکه در رمضان ره خدا نجوید و پا در ره شیطان نهد او دیگر راه شیطان نپیموده و یا در دام شیطان نیفتاده، بلکه او خود شیطانی است از شیاطین بشر... چرا که در رمضان شیطانی نیست که او را از راه به چاه کشد... این صفات شیطانی است که در خون و رگ او آمیخته شده، فطرت و وجدان ایمانی او را درهم شکسته از او موجودی دیگر در کالبد انسانی پرورده... که اگر توان دیدن او را با آینه صدق و صفای ایمانی داشته باشی همان چهره ننگ و عصیانگر شیطان را در چهار چوب کالبدی انسانیش خواهی دید...

ادامه در قسمت بعدی . . .

M: رمضان ماه سخاوت

رمضان مدرسه آلایش و پاکی بنده است که در پرتو آن مؤمن شخصیت نوینی یافته به سوی کمال پیش می‫رود. خداوند متعال رسول الله صلى الله علیه وسلم را آیتی از کمال انسانیت قرار داده، بسوی بشریت فرستاد تا از او نسخه برداری کنند و هر فرد مؤمن سعی کند هر آنچه از قدرت و نیرو و توان دارد بخرج داده به حضرت خاتم الرسل (صلى الله علیه وسلم) نزدیک و نزدیکتر شود.

لَّقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِی رَسُولِ ٱللَّهِ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ لِّمَن كَانَ یرۡجُواْ ٱللَّهَ وَٱلۡیوۡمَ ٱلۡأٓخِرَ وَذَكَرَ ٱللَّهَ كَثِیرٗا «سرمشق و الگوی زیبائی در (شیوه‌ی پندار و گفتار و کردار) پیغمبر خدا برای شما است. برای کسانی که (دارای سه ویژگی باشند:) امید به خدا داشته، و جویای قیامت باشند، و خدای را بسیار یاد کنند»

مقام و جایگاه و اهمیت مثال و نمونه را وقتی می‫توانی بدرستی هضم کنی، که دریابی؛ خداوند منان با وجود همه نعمت‌هایی که به ما ارزانی داشته؛ از نعمت بندگی گرفته تا چشم و گوش و صحت و توانائی، و تا تسخیر جهان و کون و مکان برای خدمت انسان تا نعمت عقل و دانایی و درک و شعور، و تا نعمت اختیار و اراده و خلاصه هزاران هزار نعمت.

با تمام این وجود هیچ نعمتی را بر ما منت ننهاده مگر نعمت ارسال پیامبر و الگو و نمونه‫ای که از بین خود ما برگزیده شد تا فرامین الهی را بما برساند، و ما را از آموزه‫های حق بهره‫مند ساخته پاک گرداند. و تا ما بدو خیره شویم و حرکات و شیوه انسانیت و نحوه بندگی او را تکرار کنیم.

لَقَدۡ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِینَ إِذۡ بَعَثَ فِیهِمۡ رَسُولٗا مِّنۡ أَنفُسِهِمۡ یتۡلُواْ عَلَیۡهِمۡ ءَایٰتِهِۦ وَیزَكِّیهِمۡ وَیعَلِّمُهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبۡلُ لَفِی ضَلَٰلٖ مُّبِینٍ  [الأحزاب: 21]. «یقیناً خداوند بر مؤمنان  منّت نهاد و تفضّل کرد بدان گاه که در میانشان پیغمبری از جنس خودشان برانگیخت. (پیغمبری که) بر آنان آیات (کتاب خواندنی قرآن و کتاب دیدنی جهان) او را می‌خواند، و ایشان را (از عقائد نادرست و اخلاق زشت) پاکیزه می‌داشت و بدیشان کتاب (قرآن و به تبع آن خواندن و نوشتن) و فرزانگی (یعنی اسرار سنّت و احکام شریعت) می‌آموخت، و آنان پیش از آن در گمراهی آشکاری (غوطه‌ور) بودند.»

وجود پیامبر اکرم صلى الله علیه وسلم  در زندگی ما؛ در سلوک عبادی، در اخلاق فردی و اخلاق جمعی جامعه، در شیوه نگرش فرد و جامعه، ما را از هر زشتی و پلیدی واکسینه کرده، از خشم و غضب الهی در امان می‫دارد. وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِیعَذِّبَهُمۡ وَأَنتَ فِیهِمۡۚ وَمَا كَانَ ٱللَّهُ مُعَذِّبَهُمۡ وَهُمۡ یسۡتَغۡفِرُونَ[الأنفال:33]. «خداوند تا تو در میان آنان هستی ایشان را عذاب نمی‌کند (به گونه‌ای که آنان را ریشه‌کن و نابود سازد. چرا که تو رَحْمَةًلِلْعالَمین بوده و آنان را به سوی حق فرا می‌خوانی و امیدواری که آئین اسلام را بپذیرند و راه رستگاری در پیش گیرند)، و همچنین خداوند ایشان را عذاب نمی‌دهد در حالی که (برخی از) آنان طلب بخشش و آمرزش می‌نمایند (و از کرده‌ی خود پشیمانند و از اعمال ناشایست خویش توبه می‌کنند)»

رسول الله صلى الله علیه وسلم فرستاده و پیک پروردگار و سخنگوی رسمی دفتر ذی الجلال، و نماینده خاص خالق و آفریدگار متعال است و اطاعت و فرمانبرداری از او یعنی حرف شنویی کامل از الله ذی الملک و الملکوت می‫باشد. هدایت و رستگاری هر فرد با میزان اطاعت و پیروی از آن جناب صلى الله علیه وسلم تناسب مستقیم دارد. قُلۡ أَطِیعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِیعُواْ ٱلرَّسُولَۖ فَإِن تَوَلَّوۡاْ فَإِنَّمَا عَلَیۡهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَیۡكُم مَّا حُمِّلۡتُمۡۖ وَإِن تُطِیعُوهُ تَهۡتَدُواْۚ وَمَا عَلَى ٱلرَّسُولِ إِلَّا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِینُ [النور: 54]. «بگو: از خدا و از پیغمبر اطاعت کنید (اطاعت صادقانه‌ای که اعمالتان بیانگر آن باشد). اگر سرپیچی کردید و روی‌گردان شدید، بر او (که محمّد و پیغمبر خدا است) انجام چیزی واجب است که بر دوش وی نهاده شده است (و آن تبلیغ رسالت است و از عهده‌اش هم برآمده است و کار خود را کرده است) و بر شما هم انجام چیزی واجب است که بر دوش شما نهاده شده است (که اطاعت صادقانه و عبادات مخلصانه است) امّا اگر از او اطاعت کنید هدایت خواهید یافت (و به خیر و سعادت جهان نائل می‌گردید. در هر حال) بر پیغمبر چیزی جز ابلاغ روشن و تبلیغ آشکار نیست (و به وظیفه‌ی خود هم عمل کرده است).»

ادامه نوشته

M: قصر شیشه ای

دختر دانشجویی در رشته‌ی روانشناسی مشغول تحصیل بود، سه خواهر داشت که یکی از آن‌ها در دوره‌ی دبیرستان تحصیل می‌کرد و دو خواهر دیگر دوران راهنمایی را پشت سر می‌گذاشتند، پدرشان بقالی کوچکی داشت که از عرق جبینش چندرغازی کسب می‌کرد تا هزینه‌ی تحصیل دخترانش را بپردازد. از میان دخترانش، دختر دانشجویش یک دختر استثنایی بود، بسیار باهوش و زرنگ و نیز خوش مشرب و خوش اخلاق، بگونه‌ای که هم‌کلاسی‌هایش برای دوستی با او با هم رقابت می‌کردند.

خودش داستان زندگی‌اش را چنین تعریف می‌کند:

روزی از روزها که پس از پایان درس از دانشگاه خارج می‌شدم ناگهان جوانی زیبا رو با قامتی رعنا و لباسی برازنده روبرویم سبز شد، چنان به من خیره شده بود که گویا سالهاست مرا می‌شناسد! با بی‌توجهی به راهم ادامه دادم اما رهایم نمی‌کرد و قدم زنان پشت سرم حرکت می‌کرد، با صدایی آرام و کودکانه گفت: به خدا دوستت دارم، عاشقتم، مدتهاست به تو می‌اندیشم، می‌خواهم با تو ازدواج کنم! شیفته‌ی اخلاقت شده‌ام!

به سرعتم افزودم، قدمهایم می‌لرزید و عرق از پیشانی‌ام سرازیر شده بود. تاکنون با چنین صحنه‌ای مواجه نشده بودم، هراسان به خانه رسیدم و آن شب تا صبح صحنه‌ای که اتفاق افتاده بود را مرور می‌کردم.

روز بعد هنگام خروج از دانشگاه دوباره او را دیدم… درحالی که لبخندی زیبا بر لبانش نقش بسته بود در مقابلم ایستاد و سخنان عاشقانه‌ی دیروزش را تکرار کرد. دوباره با بی‌توجهی راه خانه را در پیش گرفتم اما رهایم نمی‌کرد، نهایتا نامه‌ای بسویم انداخت و راه بازگشت را در پیش گرفت… متردد بودم نامه را بردارم یا نه؟ دستانم می‌لرزید، دلهره داشتم، پس از چند دقیقه کشمکش با درونم بالاخره نامه را برداشتم، نامه‌ای مملو از جملات عاشقانه و همچنین حاوی معذرت خواهی بابت اعمال نسنجیده‌اش. نامه را پاره کرده و در سطل آشغال انداختم.

دیری نگذشت که صدای زنگ تلفن را شنیدم، گوشی را برداشتم، خودش بود، می‌خواست بداند نامه‌اش را خوانده‌ام یا نه، گفتم: اگر می‌خواهی پا از گلیمت فراتر بگذاری خانواده‌ام را خبر می‌کنم، و تلفن را قطع کردم. ساعتی نگذشته بود که بار دیگر تماس گرفت. قسم می‌خورد که هدفش پاک است و قصد ازدواج دارد، می‌گفت: بازمانده‌ی یک خانواده‌ی ثروتمند است و شاهزاده‌ی رؤیاهایم خواهد شد و برایم قصری بلورین خواهد ساخت.

ادامه نوشته