2-2: وسواس بودن

عامل وسوسه آثار شوم گناهان پیشین است، هنگامی که کسی از گناهان توبه می‌کند شیطان به نزد او می‌آید و فریبش می‌دهد و گناهان گذشته را به یادش می‌آورد تا از رحمت خدا مأیوس شود، و زمانی که مؤمن هتک حرمات پروردگار نکرده باشد شیطان نمی‌تواند او را وسوسه کند.

 چنانچه امیرالمؤمنین علی ‌بن ابیطالب رضی الله عنه می‌گوید: «هیچ بلائی جز با گناه فرود نمی‌آید و هیچ بلائی جز با توبه برداشته نمی‌شود» و در قرآن می‌فرماید: «هر مصیبتى به شما رسد بخاطر اعمالى است كه انجام داده‏اید، و بسیارى را نیز عفو مى‏كند». (الشوری: 30).

ادامه موضوع در قسمت بعدی

2-2: لعنت و آثار شوم آن

لعنت و نفرین نکته بارز در بیشتر سخنان مردم است، و از بلاهای است که شمولیت پیدا کرده است، و این تأیید و مصداق این حدیث است كه از پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسیدند: (سقّارین) کی هستند؟ فرمودند: «مردمانی هستند که در آخر زمان وقتی که به هم می‌رسند به جای سلام کردن یکدیگر را لعنت و نفرین می‌کنند».

به آثار شوم گناه در این حدیث بنگرید، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «اگر کسی چیزی را نفرین نماید این نفرین به آسمان بالا می‌رود، درهای آسمان بر رویش بسته می‌شود، سپس به زمین باز می‌گردد، درهای زمین نیز بسته می‌شود، سپس به راست و چپ می‌رود، و چون جای را نمی‌یابد به کسی که نفرین شده – اگر مستحق آن باشد – برمی‌گردد وگرنه به گوینده آن برمی‌گردد.

و آثار شوم این گناه منجر به محرومیت شخص از شهادت دادن و شفاعت کردن می‌شود، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: لعنت‌کنندگان نباید بعنوان شفاعت‌کننده و شاهد پذیرفته شوند.

شوم بودن گناه لعن شامل غیر عاقل نیز می‌شود، مردی باد را لعن و نفرین کرد، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «باد را لعن مکن، باد مأمور است. زیرا هر کسی چیزی را لعن کند و آن چیز مستحق لعن نباشد به گوینده برمی‌گردد».

و از بزرگترین گناهان: لعن غیرمستقیم پدر و مادر است، چنانچه پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: «کسی که به پدر کسی ناسزا می‌گوید او نیز پدر او را ناسزا می‌گوید، و به مادر کسی ناسزا می‌گوید او نیز به مادرش ناسزا می‌گوید»، و نسبت دادن فسق و کفر به مسلمان نیز بر لعن قیاس می‌شود.

پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هركس, فرد دیگرى را متهم به فسق یا كفر كند و او اینگونه نباشد فسق و كفر، به خودش بر مى‌گردد».

ادامه موضوع در قسمت بعدی

2-2: زنا کردن و مقدمات آن

هر کسی– پناه به خدا – زنا کند یا برخی از مقدمات آن مانند عشق‌بازی و چشمک‌زنی انجام دهد، آثار شوم آن، خانواده و همسر و خواهر و مادر و دخترانش را فرامی‌گیرد، خداوند می‌فرماید: «و نزدیك زنا نشوید، كه كار بسیار زشت، و بد راهى است». (الإسراء: 32).

و طرف دیگر آن با هم این حدیث شگفت‌انگیز را بخوانیم: یکی از یاران پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌گوید: با نه نفر از مهاجرین نشسته بودیم ناگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم رو به ما کرد و فرمود: «ای جماعت مهاجرین به خداوند پناه می‌برم که پنج خصلت هست شما را فرانگیرد: زنا و فحشاء در بین هر ملتی علنی و آشکارا شود به طاعون و خشکسالی گرفتار می‌شوند که در گذشتگان سابقه نداشته است و غیره ....». این حدیث بیماری‌های ناشی از بی‌اخلاقی و انحرافات جنسی را بیان می‌کند، و این بیماری‌ها دارای صفاتی هستند، در هیچ بیماری دیگری یافت نمی‌شود به شیوه‌ای که نشان می‌دهد این بیماری‌‌ها – پناه به خدا – مجازاتی الهی هستند.

از جمله آن مجازات‌ها:

1- از بین رفتن قدرت طبیعی: هنگامی که انسان به بیماری میکروبی مانند حصبه مبتلا می‌شود، و دارو برای وی تجویز شود، داروی ضد آن به خواست خدا باکتری آن را از بین می‌برد، ولی در بیماری‌های جنسی برعکس است، چون به محض بهبودی شخص از یک بیماری به دیگری مبتلا می‌شود.

2- واگیر است: باکتری بیماری‌های جنسی فقط دچار انسان و بر بدن وی زیست می‌کند، و در بدن حیوان زیست نمی‌کند، و بیشتر از طریق آمیزش جنسی انتقال می‌یابد، و گاهی از طریق آمپول و خون و آب دهان نیز انتقال می‌یابد، و این آثار شوم زناست!

3- ویروس سفلیس، تمام دانشمندان جهان را متحیر کرده است: بیشتر بیماری‌های واگیر قابل علاج و کشت در آزمایشگاه و بررسی و تحقیق هستند، اما ویروس بیماری‌های جنسی مانند ویروس زگیل جنسی و سفلیس غیر قابل علاج و کشت در آزمایشگاه است، و بخصوص جز موارد نادری از آن شناخته شده نیست. و پیچیدگی که در انواع این میکروب‌ها وجود دارد و همه از آن بی‌خبرند نشان دهنده آن است که مجازات الهی هستند: «لشكریان آسمانها و زمین (لشكرهای ‌حسی، لشكرهای‌ معنوی‌ و لشكرهای‌ غیبی‌ ـ اعم‌ از فرشتگان، انسیان‌، جنیان، شیاطین‌ و فرود آوردن‌ آرامش‌ روحی‌ بر مؤمنان‌ ـ) از آن خداست». (الفتح: 4).

ادامه نوشته

2-2: نافرمانی پدر و مادر و قطع خویشاوندی

پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: به پدر و مادر نیکی کنید، فرزندانتان به شما نیکی می‌کنند.

پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هر کس دوست دارد روزیش فراوان، و عمرش طولانی باشد، صله رحم «خویشاوندی» را قطع نکند».

این درباره کسی است که به پدر و مادر نیکی کند و صله رحم را برقرار نماید، اما کسی که نافرمانی پدر و مادر نماید و قطع خویشاوندی کند، وای بر وی، وای، بدی جوابش بدی است، چون هر کسی انگور بکارد انگور درو می‌کند، و هر کسی خار بکارد خار درو می‌کند، و هر طور رفتار کنید همان در زندگی به سراغت می‌آید، تا جای که گفته‌اند: «نیکی کردن به پدر و مادر به فرزندان می‌رسد».

پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: هنگامی که خداوند تمام خلایق را آفرید، «رحم» برخاست و گفت: این مقامی است که از قطع آن «رحم» به تو پناه برده می‌شود، خداوند فرمودند: آری، آیا راضی می‌شوید هر کسی تو را وصل کند وصلش کنم؟ و هر کسی تو را قطع کند قطعش کنم؟ گفت: آری، خداوند گفت: این حق توست.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

2-2: اسباب گناه

گناهان اسباب و عواملی دارند که بصورت خلاصه به سه چیز برمی‌گردد:

1- وابستگی قلب به غیر خداوند، و آن منجر به شرک می‌شود.

2- پیروی از نیروی قهری، و آن منجر به ظلم کردن می‌شود.

3- پیروی از نیروی شهوانی، و آن منجر به فاحشه‌گری می‌شود.

و عاقبت وابستگی به غیرخدا: شرک، و باور به خدای دیگر است.

و عاقبت پیروی از نیروی قهری: قتل است.

و عاقبت پیروی از نیروی شهوانی: زنا کردن است.

بدین سبب خداوند هر سه را در یك آیه چنین آورده است: «و كسانى كه معبود دیگرى را با خداوند نمى‏خوانند; و انسانى را كه خداوند خونش را حرام شمرده، جز بحق نمى‏كشند; و زنا نمى‏كنند; و هر كس چنین كند، مجازات سختى خواهد دید». (الفرقان: 68).

و برخی از اینها باعث به وجود آمدن دیگری می‌شود، شرک آدم را به ظلم و فاحشه‌گری وامی‌دارد، چنانچه توحید و اخلاص آدم را از آن دور می‌دارد.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

2-2: ریشه‌ گناه

اولین گناه و نافرمانی که در آسمان انجام گرفت:

اولین گناه در آسمان حسادت ابلیس به آدم بود، آنگاه که خداوند به او فرمان داد برای آدم سجده نماید، بخاطر تکبر و غرور و خودخواهی سجده نبرد.

پس از آن، گناه آدم و حوا بود، آنگاه که خداوند به آنها دستور داد از ثمر درخت نخورند بـه تشویـق ابلیس از آن خوردند، سپس توبه کردند و خداوند توبه آنها را پذیرفت، و علت آن: «چون گناه، ترک فرمان در نزد خداوند از ارتکاب نهی بزرگ‌تر است، بخاطر این آدم از خوردن درخت نهی شده بود، و خداوند توبه او را پذیرفت، و به ابلیس دستور داده بود برای آدم سجده ببرد و چون امتثال امر نکرد توبه‌اش مورد پذیرش قرار نگرفت.

  ابلىس در واقع اصلاً توبه نکرد. وگرنه خداوند تواب و رحیم است، چون مى‌فرماىد: «و من هر كه را توبه كند، و ایمان آورد، و عمل صالح انجام دهد، سپس هدایت شود، مى‏آمرزم!». (طه:82).  چون غالباً منشاء ارتکاب نهی، شهوت و نیار است، و منشاء ترک فرمان و امر، تکبر و خودخواهی است، و کسی که به اندازه ذره‌ای تکبر در قلبش باشد وارد بهشت نمی‌شود، اما کسی که بر توحید بمیرد گرچه زنا و دزدی نیز کرده باشد، وارد بهشت می‌شود». پس هر کسی اوامر پروردگار مانند نماز و امثال آن را ترک کند، بی‌تردید در برابر خطر بزرگی قرار گرفته است.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

2-2: غفلت از گناهان

چه بسا مردمانی از سنگدلی و از بین رفتن برکت و وسوسه‌های شیطان و مشغول شدن به دنیا به جای دین شکایت می‌کنند. و از فرموده پروردگار غافل هستند که می‌فرماید: «گمان مبر كه خدا، از آنچه ظالمان انجام مى‏دهند، غافل است». (ابراهیم: 42). این آیه تسلی خاطر برای ستمدیده‌ و تهدید برای ستمگر است. ما نسلی بهشتی بودیم ابلیس با معصیت ما را فریب داد و از آن رانده شدیم، پس شایسته است که انسان گناهکار به زندگی خرسند نشود تا به وطنش «بهشت» بازگردد.  بنابراین همه این بدبختی‌ها جز بهره گناه و شوم بودن آن چیز دیگری نیست، خداوند می‌فرماید: «آیا مؤمنانی را (كه در برابر حق و عدالت تسلیمند) همچون مشركان و مجرمان قرار دهیم. شما را چه می‌شود؟ چگونه داوری می‌كنید؟» (القلم: 36-35)

«آیا كسانى كه مرتكب بدیها و گناهان شدند گمان كردند كه ما آنها را همچون كسانى قرار مى‏دهیم كه ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند كه حیات و مرگشان (در دنیا و آخرت) یكسان باشد؟! چه بد داورى مى‏كنند». (الجاثیه: 21) «آیا كسانى را كه ایمان آورده و كارهاى شایسته انجام داده‏اند همچون مفسدان در زمین قرار مى‏دهیم، یا پرهیزگاران را همچون فاجران؟!» (ص: 28)

عامل گناه غفلت و شهوت است. غفلت و شهوت گناهکار را به گناه تشویق می‌کند و ریشه بدبختی است. خداوند در قرآن می‌فرماید: «و از كسانى كه قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم اطاعت مكن! همانها كه از هواى نفس پیروى كردند، و كارهایشان افراطى است». (الکهف:28)

و هوس و نادانی با هم علت گناهان است، چون اگر شخص هوس باز بداند که هوی و هوس بسیار آسیب‌رسان است قطعاً از آن دوری می‌کند، به همین خاطر هر کسی که نافرمانی خداوند می‌کند نادان و جاهل است.  ولیکن این بیچاره به نادانی‌اش معذور نیست، پس گناهکار بایـد در عواقب گنـاه و بـدبختی حاصل از آن در دنیا و آخـرت - پناه به خدا - بیاندیشد، چون گناهکار هنگامی که گناه می‌کند، نافرمانی چه کسی می‌کند؟ نافرمانی مالک هستی می‌کند! به ناچیزی گناه نگاه مکن، بلکه به عظمت کسی که نافرمانی‌اش می‌کنید نگاه کن. گناه زخم است، و چه بسا زخم در جای کشنده باشد.

به خدا سوگند توبه تنها کافی نیست؛ بلکه لازم است انسان پشیمان شده و بیمناک باشد و همیشه طلب مغفرت نماید و همراه با آن احسان و کار نیک انجام دهد تا از جمله رستگاران مقرب قرار گیرد، خداوند می‌فرماید: «مگر كسانى كه توبه كنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، كه خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدل مى‏كند; و خداوند همواره آمرزنده و مهربان بوده است!» (الفرقان: 70) و در آیه دیگر می‌فرماید: «و كسى كه توبه كند و عمل صالح انجام دهد، بسوى خدا بازگشت مى‏كند (و پاداش خود را از او مى‏گیرد)» (الفرقان: 71)

ای برادر مسلمان: هنگامی که جان و نفس، شما را به گناه کردن فراخواند، و به انجام آن فکر کردی و در دل تصمیم به ارتکاب آن گرفتی، عظمت آفریدگار و فضلش بر خویش را به یاد آورید، خدای که نعمت سلامتی و عافیت را به شما عطا کرده است، و اگر این نعمت‌ها نبودند نمی‌توانستی گناه انجام بدهی، برادر! رفتارت را با هم مقایسه کن، لذت گناه چند لحظه است، امیدوارم هنگام گناه کردن تلخی محرومیت را به یاد آورید، فایده در لذتی نیست که عاقبت آن آتش است.

خدایا آرزوهایمان را برآورده کن، و عاقبت ما را نیکو گردان، و راه رسیدن به خشنودی را برایمان هموار ساز، و دست ما را در رسیدن به امور خیر بگیر، و در دنیا و آخرت به ما رحمت عطا فرما، ای غفار از مرحمت و مهربانی‌ات ما را از آتش جهنم محفوظ بفرما.

ادامه موضوع در قسمت بعدی