137. تفسیر سوره قارعه - مکی و 11 آيه است.

 آيه ۱۱ - ۱:

 الْقَارِعَةُ «فروکوبنده».

 مَا الْقَارِعَةُ «(آن) فروکوبنده چیست؟».

 وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْقَارِعَةُ «و تو چه دانی که فروکوبنده چیست؟».

 يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ «روزی است که مردمان همچون پروانه‌های پراکنده خواهند بود».

 وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ «و کوه‌ها مانند پشم رنگینِ حلاجی شده خواهند شد».

 فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ «اما هرکس که کفه‌های (نیکی‌های) او سنگین باشد».

 فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَّاضِيَةٍ «او در زندگی رضایت‌بخشی به سر می‌برد».

 وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ «و اما کسی‌که ترازوی (نیکی‌ها و حسنات) او سبک باشد».

 فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ «مادر (مهربان) او پرتگاه دوزخ است».

 وَمَا أَدْرَاكَ مَا هِيَهْ «و تو چه می‌دانی که آن چیست؟».

 نَارٌ حَامِيَةٌ «آتش بزرگ و بسیار گرم و سوزانی است».

ادامه نوشته

137. تفسیر سوره تکاثر - مدني و 8 آيه است.

 آيه‌ 8 - 1:

 أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ «افزون‌طلبی شما را غافل ساخت».

 حَتَّىٰ زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ «تا وقتی که به گورستان‌ها رسیدید».

 كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ «نه! خواهید دانست».

 ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ «باز هم (می‌گویم) خواهید دانست».

 كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ «اگر به علم یقین (حقیقت کار را) بدانید (چنین نمی‌شد)».

 لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ «شما قطعاً دوزخ را خواهید دید».

 ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ «سپس آن‌را به دیده یقین خواهید دید».

 ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ «سپس در آن روز از ناز و نعمت(هایی که از آن برخوردار هستید) بازخواست خواهید شد».

ادامه نوشته

137. تفسیر سوره عصر - مکی و 3 آيه است.

 آيه‌ 3 - 1:

وَالْعَصْرِ «سوگند به زمان».

إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ «که انسان در زیانکاری است».

إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ «مگر آنان که ایمان آورده و کارهای شایتسه کرده و همدیگر را به حق سفارش و همدیگر را به شکیبایی توصیه نموده‌اند».

ادامه نوشته

137. تفسیر سوره همزه - مکي و 9 آيه است.

 آيه‌ 9 - 1:

 وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ «وای به حال هر عیب‌جوی طعنه‌زن».

 الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ «کسی‌که مال گرد آورد و آن‌را شمارش کرد».

 يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ «می‌پندارد که مالش او را جاودانه می‌دارد».

 كَلَّا ۖ لَيُنبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ «نه! به یقین در «حطمه» انداخته خواهد شد».

 وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ «و تو چه می‌دانی که «حطمه» چیست؟».

 نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ «آتش برافروختة خداست».

 الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ «آتشی که بر دل‌ها مسلط و چیره می‌گردد».

 إِنَّهَا عَلَيْهِم مُّؤْصَدَةٌ «بی‌گمان آن (آتش) بر آنان فرو بسته شده است».

 فِي عَمَدٍ مُّمَدَّدَةٍ «در ستون‌هایی دراز».

ادامه نوشته