8-1: نامهای خدا توقیفی هستند

نامهای خدا، توقیفی هستند و عقل، مجالی در آن ندارد بنابراین باید به آنچه در کتاب و سنت در این زمینه آمده، توقف کرد. بر این اساس نمی توان به نامهای خدا افزود و یا از آن کم کرد. چراكه عقل نمی تواند نامهایی را که سزاوار و شایسته خداست، دریابد. لذا باید بر نصوص واردشده در این زمینه توقف نمود. زیرا خداوند متعال می فرماید: «از چیزی دنباله روی مکن که از آن آگاهی نداری؛ بی گمان چشم و گوش و دل، همه، مورد پرس و جوی از آن قرار می گیرند».  (اسراء:36)

و می فرماید: «بگو: خداوند، کارهای نابهنجار را حرام كرده است؛ چه آن عمل زشتی که آشکارا انجام شود و ظاهر گردد و چه آن عملی که پوشیده انجام گیرد و پنهان ماند و نیز بزهکاری و ستمگری را که به هیچ وجه درست نیست و اینکه چیزی را شریک خدا کنید بی آنكه دلیل و برهانی از سوی خدا مبنی بر حقانیت آن در دست باشد و اینکه به دروغ از زبان خدا چیزی بیان دارید که نمی دانید». (اعراف:33)

همینطور نامیدن خدا به آنچه که خود را به آن نام ننهاده یا انکار آنچه که خود را بدان نامیده، جرم بزرگی در حق خداوند متعال است. بنابراین باید در این زمینه ادب را رعایت کرد و به آنچه که در قرآن و سنت آمده، بسنده نمود.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

8-1: شناخت نام های نیکوی خداوند متعال و تقویت ایمان - قسمت 5

از جمله اموری که باعث تقویت ایمان می شود، دعوت دادن به سوی خدا و دین است. سفارش کردن یکدیگر به حق و بردباری نیز در این موضوع داخل است. چنین رویكردی سبب می شود تا بنده، خودش و دیگران را به کمال برساند. دوری جستن از انواع مختلف كفر، نفاق و فسق و گناه، عامل افزایش و تقویت است.

 همچنین نزدیکی جستن به خدا با انجام نمازهای نفل بعد از فرائض و نیز مقدم داشتن حكم و رضای خدا بر خواسته ها و امیال نفسانی، در زمانی كه بر انسان چیره می شوند، ایمان را قوی و افزون می گرداند. قسمت پایانی شب، هنگام نزول خداست؛ در این زمان خلوت كردن با خدای خود و راز و نیاز با او ،تلاوت قرآن و نشستن با حضور قلب و انجام ادب بندگی در پیشگاه پروردگار و نیز پایان دادن این کارها با طلب آمرزش از خداوندU و توبه و انابت به درگاهش، از عواملی است که ایمان را قوی می نماید.

همنشینی با علمای راستین و مخلص، ایمان بنده را قوت و فزونی می بخشد. از اینرو باید از سخنانشان، بهترین میوه ها را چید. همانطور که از درختان، بهترین میوه ها را می چینیم. دوری جستن از هر چیزی که میان قلب بنده و میان خدا فاصله می اندازد، راهكار دیگری برای تقویت ایمان است. شناخت نامهای نیک خداوند با مراحل سه گانه آن، از بزرگترین زمینه ها و عوامل تقویت ایمان می باشد و بلکه شناخت خداوند با نامها و صفاتش، اصل ایمان است و ایمان به این اصل بزرگ برمی گردد.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

8-1: شناخت نام های نیکوی خداوند متعال و تقویت ایمان - قسمت 4

خدا را به كثرت یاد كردن و دعا و زاری به درگاهش، از اسباب تقویت ایمان است. ذکر خدا نیز عبادتی است كه در هر حال، با زبان، با قلب و با عمل انجام می شود. از اینرو بهره بنده از ایمان به اندازه نصیبش از ذکر و یاد خداست.

شناخت خوبیهای اسلام نیز باعث تقویت ایمان می شود. زیرا دین اسلام سراسر خوبی است و عقاید و باورهای اسلامی، صحیح ترین و راست ترین و مفیدترین عقاید و باورها هستند؛ اخلاق اسلامی نیز زیباترین شیوه رفتاری است و اعمال و احکام اسلامی، بهترین و منصفانه ترین دستورات و اعمال هستند. با این نگرش، خداوند متعال، ایمان را در قلب بنده آراسته می سازد و ایمان را محبوب او می گرداند. یکی از بزرگترین عواملی که ایمان را تقویت می نماید، تلاش برای انجام نیك و شایسته عبادت خدا و نیکی کردن به بندگان و آفریده های الهی است.

بدین سان بنده در عبادت خدا می کوشد و او را چنان می پرستد که گویا او را مشاهده می کند و اگر توانایی انجام عبادتی این چنینی را نداشته باشد، همواره به خاطر دارد که خداوند، او را می بیند و بدین ترتیب در عمل و خوب انجام دادن آن می کوشد؛ همچنین همواره بنده با نفس خود مجاهده می کند تا اینکه ایمان و یقینش قوی می گردد و در این مورد به یقین راستین می رسد که بالاترین مراحل یقین است و آن وقت شیرینی عبادت را احساس می کند.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

8-1: شناخت نام های نیکوی خداوند متعال و تقویت ایمان - قسمت 3

شناخت پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم و اخلاق والا و اوصاف بزرگش، از دیگر زمینه های تقویت ایمان می باشد. کسی که پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم و صفات و اخلاق سترگش را بشناسد، در صداقت او و همچنین در درستی آنچه که ایشان از کتاب و سنت و دین حق آورده، هیچ شک و تردیدی نخواهد کرد.

از دیگر زمینه های افزایش ایمان، تفکر در جهان هستی و اندیشیدن در آفرینش آسمانها و زمین و مخلوقات متنوعی است که در جهان وجود دارد. همین طور اندیشیدن در وجود انسان و ویژگیهایی که دارد، انگیزه بزرگی برای ایمان آوردن است. زیرا اینها، موجودات بزرگی هستند که بر قدرت و عظمت آفریننده دلالت می کنند و زیبایی و نظم و کمال و دقت حیرت انگیزی در خود دارند که نشان دهنده گستردگی علم خدا و فراگیر بودن حکمت اوست.

 همچنین نگریستن به نیازمندی همه مخلوقات از هر جهت به پروردگارشان و اینکه به اندازه یک چشم به هم زدن نیز نمی توانند از خداوند متعال بی نیاز باشند، باعث می شود تا بنده با کمال فروتنی و کثرت دعا و اظهار نیازمندی، پروردگارش را بخواند و از او بخواهد كه آنچه را به سود اوست، نصیب او نماید و آنچه را که در دین و دنیا به زیان اوست، از او دور بدارد.

همچنین این حالت، توکل بنده را بر خدا قوی می گرداند و بدین سان سبب می شود تا بنده، به نیکی و احسان خداوند متعال امیدوار گردد و بطور کامل به وعده الهی اعتماد نماید. بدین ترتیب ایمان، تحقق و قوت می یابد. اندیشیدن در کثرت نعمتهای خدا و توجه به این موضوع که هیچ مخلوقی، یک لحظه هم از نعمتها و الطاف الهی بی نیاز نیست، باعث تقویت ایمان می شود.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

8-1: شناخت نام های نیکوی خداوند متعال و تقویت ایمان - قسمت 2

یکی از عوامل تقویت ایمان، تدبر در قرآن کریم است. زیرا کسی که در قرآن می اندیشد، همواره از علوم و معارف آن بهره می برد و بدین سان ایمانش، بیشتر می گردد. همچنین وقتی انسان به نظم و کمال قرآن می نگرد و می بیند که بخشی از قرآن، بخشی دیگر را تصدیق می کند و برخی از آن با برخی دیگر موافق است و در آن تضادی وجود ندارد، ایمانش افزایش می یابد.

یکی از عوامل افزایش ایمان، اینست که بنده، قرآن را آنگونه با تدبر و توجه بخواند که گویی نامه ای دریافتی را برای فهمیدن منظور نویسنده اش با دقت تمام می خواند. پیامد تأمل و باریک بینی و دقت نظر بنده در نشانه های الهی و آیاتی که تلاوت می کند، بینش درست خواهد بود. این فرآیند، منوط به این است که بنده، قلبش را از دنیا بیرون بیاورد و آن را در آخرت جای دهد و با تمام قلب و با جان و دل، به معانی قرآن توجه کند، در مفاهیم آن بیندیشد و منظور آن را بفهمد و بداند که برای چه نازل شده است، از هر آیه ای از آیات قرآن بهره مند شود و از آن همچون دارویی برای درمان بیماری قلبش استفاده کند. این، راهِ کوتاه، هموار و نزدیکی است که انسان را به خدای بزرگ می رساند و بلکه بهترین روش برای تدبر در قرآن کریم می باشد.

از دیگر اموری که ایمان را تقویت می کند، شناخت احادیث پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم و آموزه هایی است که در احادیث ایشان، پیرامون ایمان و اعمال بیان شده است. از اینرو هرچه شناخت بنده نسبت به کتاب خدا و سنت پیامبرش بیشتر شود، ایمان و یقین او بیشتر خواهد شد و در علم و ایمانش به مقام یقین خواهد رسید.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

8-1: شناخت نام های نیکوی خداوند متعال و تقویت ایمان - قسمت 1

خداوند متعال برای هر خواسته و هدفی، راه و سببی وضع کرده که با آن می توان به هدف مورد نظر دست یافت؛ باید دانست که ایمان، از برترین و مهمترین خواسته هاست. از اینرو خداوند، برخی از اسباب و عوامل را زمینه تقویت ایمان قرار داده است. چنانکه عوامل دیگری نیز وجود دارد که ایمان را ضعیف و سست می گرداند. یکی از بزرگترین عوامل و زمینه های تقویت ایمان، شناخت نامهای نیکوی خدا و تلاش برای فهمیدن معانی آنها و نیز عبادت و پرستش خدای متعال به وسیله آنها می باشد. می دانیم که نامهای نیک خداوند، در کتاب و سنت، بیان شده است.

خداوند متعال می فرماید: «خدا، دارای زیباترین نامهاست؛ او را بدان نامها بخوانید و کسانی را که در نامهای خدا به الحاد و تحریف دست می یازند، واگذارید.آنان، کیفر کار خود را خواهند دید». (اعراف:180)

پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است: «خداوند، نود و نه اسم دارد؛ هرکس،آنها را حفظ کند، وارد بهشت می شود».

مفهوم حدیث، این است که هرکس، نامهای خدا را حفظ کند و معانی و مفاهیمش را دریابد، خداوند را با این نامها بستاید، او را با آنها بخواند و به آنها معتقد باشد، وارد بهشت می شود. از آنجا که فقط مؤمنان وارد بهشت می شوند، به این نکته نیز پی می بریم که اسمای حسنای الهی، بزرگترین سرچشمه ایمان و وسیله دستیابی به آن و باعث قوت و پایداری ایمان می باشد. باید اسمای حسنی را با مراحل سه گانه آن شناخت که عبارتند از: یادگیری نامها و تعداد آنها، فهمیدن معانی و مفاهیمی که در اسمای الهی وجود دارد و خواندن خداوند با آنها. (یعنی ستایش خداوند با نامهای نیکویش). گفتنی است خواستن از خداوند بوسیله نامهای او، اصل ایمان است که ایمان، به آن برمی گردد.

چراکه شناخت اسمای حسنی، انواع سه گانه توحید یعنی: توحید الوهیت و توحید ربوبیت و توحید اسماء و صفات را دربر دارد و انواع توحید، روح ایمان و اصل و هدف آن است؛ از اینرو هرچه شناخت بنده نسبت به نامها و صفات خدا بیشتر شود، ایمانش افزونتر می گردد و یقینش قویتر می شود. بنابراین شایسته است که مؤمن، تمام تواناییش را برای شناخت نامها و صفات و افعال خداوند بکار گیرد؛ بدون آنکه نامها و صفات و افعال خدا را نفی کند یا آن را با سایر چیزها تشبیه دهد یا معانی آن را تحریف نماید و یا برای آن کیفیت و چگونگی قایل گردد.

در این میان، شناخت اسماء و صفات باید برگرفته از کتاب و سنت و مبتنی بر فهم اصحاب و تابعین واقوال روایت شده از ایشان باشد. آری! چنین شناختی مفید است و ایمان و یقین کسی که از چنین شناختی برخوردار باشد، همواره افزایش و قوت می یابد و آرامش، او را فرا می گیرد و محبت او، نسبت به پروردگارش بیشتر می شود. هرکس، خداوند متعال را با نامها و صفات و افعالش بشناسد، قطعا او را دوست نیز خواهد داشت. بنابراین منکرین صفات و فرعونیه و جهمیه، راهزنانی هستند که از رسیدن دلها به محبت خداوند جلوگیری می کنند.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

8-1: معرفت خالق

معرفت خدای متعال، نخستین تكلیف هر انسانی است و این معرفت، تنها با شناخت اسماء و صفات باری تعالی میسر می‌گردد؛ آن هم درصورتی‌كه برخاسته از داده‌های قرآنی و آموزه‌های نبوی و بدور از هرگونه تأویل و انكاری باشد. سخن از صفات الله متعال بسیار دشوار است و پرداختن به این موضوع نیز بسی مهم و در عین حال خطیر و حساس می‌باشد. از این‌رو كسی كه بدون دانش كافی بدین موضوع بپردازد و چیزهایی را به خداوند نسبت دهد كه شایسته‌ صفات كمالش نیست، در واقع دچار انحراف شده و راه اتباع از گذشتگان نیك را رها كرده و راه بدعت و نوآوری را در پیش گرفته است و این، همان چیزی است كه خدای متعال در قرآن كریم نكوهش كرده و پیامبرش را از همنشینی با چنین كسانی بازداشته و فرموده است:  «هرگاه كسانی را دیدی كه به یاوه‌گویی در آیات ما می‌پردازند از آنان روی بگردان». (انعام:68)

گفتنی است از آنجا كه اسمای نیك خدا‏‏، توقیفی است و مجال اجتهاد در آن وجود ندارد‏‏، لذا ضرورت تلاش برای دستیابی به بینشی صحیح درباره اسما و صفات الهی‏، نمایان‌تر می‌گردد و این، تنها از طریق در پیش گرفتن روش نیكان گذشته، میسر می‌باشد. البته این بدان معنا نیست كه عقل، هیچ جایگاهی در حوزه تفكر دینی ندارد؛ بلكه منظور، شناخت الله متعال بدور از مباحث پیچیده فلسفی و كلامی و اكتفا به آموزه‌های قرآنی و رهنمودهای نبوی در این زمینه می‌باشد و این، روش صحابه و سایر نیكان گذشته است. چراكه عقل سلیم‏، همان چیزی است كه در مخلوقات الهی می‌اندیشد و از این طریق به وحدانیت خالق هستی پی می‌برد.

گشودن باب تفكر و تعقل در میدان نظام هستی، نه تنها ایرادی ندارد، بلكه بسیار پسندیده و مفید است؛ اما این، بدان معنا نیست كه عقل، در عرصه‌هایی وارد شود كه از حوزه دركَش بیرون است. بنابراین بسط حوزه تفكر بشری و گستراندن مرز آن به عرصه غیب، اشتباه بزرگی است كه پیامدی جز انحراف و سرگشتگی ندارد. به همین سبب ما، بر این باوریم كه عقل سلیم، عقلی است كه از كتاب و سنت صحیح نور می‌گیرد و با الهام از كتاب و سنت، راه رشد و هدایت را در جنبه‌های مختلف عقیدتی، عبادی، اخلاقی و… می‌پیماید.

هرچند توحید اسما و صفات، یكی از زیرساخت‌های عقیدتی اسلام است و موضوعی بس مهم و در عین حال دشوار می‌باشد‏، اما متأسفانه به علت دوری مسلمانان از علوم اسلامی در عصر حاضر و نیز جدایی امت از سنت رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم و روش صحابه و سایر گذشتگان نیك، اینك امت اسلامی، از عقیده ناب و خالص اسلامی دور افتاده و همین، ضرورت توجه جدی به فراگیری عقیده اسلامی را بر اساس فهم نیكان گذشته، افزایش داده است.

ادامه موضوع در قسمت بعدی