3- دین پایدار و ابدی است
اگر دین ریشه در درون
انسان داشته باشد و انسانها به اشتیاق آن را بپذیرند، دیگر تصور نمیشود روزی
باشد که انسان بدون دین زندگی کند و چون نفس انسان به دین اشتیاق دارد و مشتاق
چیزی است که خواسته اوست، همین که از آن خالی باشد دچار مشکل زیادی میشود.
بنابراین، مشکل، مشکل دین نیست چون دینداری سرشتی و فطری است.
فَأَقِمۡ وَجۡهَكَ لِلدِّینِ حَنِیفٗاۚ فِطۡرَتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِی فَطَرَ ٱلنَّاسَ
عَلَیۡهَاۚ لَا تَبۡدِیلَ لِخَلۡقِ ٱللَّهِۚ ذَٰلِكَ ٱلدِّینُ ٱلۡقَیمُ وَلَٰكِنَّ
أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا یعۡلَمُونَ [الروم: 30]. «پس روی خود را با گرایش تمام به سوی این دین کن، همان سرشتی که خدا مردم را بر
آن سرشته است، آفرینش خدای تغییرپذیر نیست. این است همان دین پایدار، ولی بیشتر
مردم نمیدانند». و در حدیث صحیح است: «كُلُّ
مَوْلُودٍ یولَدُ عَلَى الْفِطْرَة» «هر نوزادی براساس فطرت راستین آفریده شده است».
4- مشکلنبودن تعلیمات دینی
مشکل و گرفتاری حقیقینبودن
تعلیمات دینی است، چرا که تعلیمات موجب نبوغ فکری و آشکار شدن، هنرهای نهفته و
پنهان در نفس انسان و واسطه ترقی روحی و کمال مادی میباشد. انسانهای گذشتۀ دوران
جاهلیت هر نوع عقایدی که به آنان تلقین میشد قبول مینمودند و توانایی بحث و مخارج
درسی نداشتند، با این که آنچه که به آنان تلقین شده بود از خرافاتی باشد که عقل آن
را قبول نداشته باشد و علم آن را مردود بداند، ولی الان آن مسئله گذشته و در نظر
انسانهای عصر حاضر که عصر علم و دانش است تغییر کرده، اگر کسی دین را بخواهد باید
مورد قبول عقلش باشد، نظرش را راضی کند و در مسیر پیشرفتش باشد و او را از ثمرۀ
تلاش و لذت جسمانیش محروم نسازد.
گاهی نبودن دین انسان را
به سوی ناهمواریها میکشاند و واسطۀ انصراف علمایانی که آگاهی دینی دارند و میخواهند
سهمی در ایجاد جامعۀ دینی داشته باشند، میشود. لذا چنین افرادی فقط متوجه عقل
هستند و آن را داور قرار میدهند. مجال فرصت نیست برای آن جماعت که میخواهند بر
مبادی اسلام عزیز و تعالیم صحیح آن اطلاع کامل پیدا کنند و از آداب و اخلاق و روش
آن آگاه شوند، اگرچه بعضی از ایشان اسلام را به اعمال و کردار جمعی که به اسلام
منسوبند، شناخته اند. و بنابراین، شیوه پرنور اسلام را کریهه و زشت نشان داده اند
و عارضه زشت و ناهمواری را برای دستورات واقعی اسلام فراهم آورده و حکم اسلام را
مانند ادیان دیگر تصور کردهاند، اینجاست که ضرورت تعلیمات دینی، ضرورت پیدا میکند.
5- اسلام، دین تعلیمی است
انسان در این
عصر به رغم غرور مادی که ظاهراً او را از دین منصرف میکند میبینیم که به سوی
دینی مطمئن و محل اعتبار از جهتی و قادر بر کمال مادی و روحی از جهت دیگر تمایل
دارد. ما ثابت و
استوار در ایمان و اعتماد ماندهایم، چرا که اسلام تنها دینی است که مورد اعتماد و
مشخصات آن واضح و مبادی و مصادر آن ثابت است که از تغییرات و تحولات و تضعیف و
تبدیل مصون و محفوظ است. وَإِنَّهُۥ لَكِتَٰبٌ عَزِیزٞ لَّا یأۡتِیهِ ٱلۡبَٰطِلُ
مِنۢ بَیۡنِ یدَیۡهِ وَلَا مِنۡ خَلۡفِهِۦۖ تَنزِیلٞ مِّنۡ حَكِیمٍ حَمِیدٖ [فضلت:
42-41]. «قرآن کتاب ارزشمند و بینظیری است، از پیش روی آن و از پشت
سرش باطل به سویش نمیآید، وحی نامهای است از پروردگار ستوده صفات».
إِنَّا نَحۡنُ نَزَّلۡنَا ٱلذِّكۡرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ [الحجر:
9]. «بیتردید ما این قرآن را به تدریج نازل کردیم و قطعاً
نگهبان آن خواهیم بود».
اسلام ضامن ارتقاء رشد
انسان، هرطور که بخواهد از کمال و معرفت و خوشبختی میباشد. قَدۡ جَآءَكُم مِّنَ ٱللَّهِ نُورٞ وَكِتَٰبٞ مُّبِینٞ
یهۡدِی بِهِ ٱللَّهُ مَنِ ٱتَّبَعَ رِضۡوَٰنَهُۥ سُبُلَ ٱلسَّلَٰمِ وَیخۡرِجُهُم
مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ بِإِذۡنِهِۦ وَیهۡدِیهِمۡ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِیمٖ
[الـمائدة:
16-15]. «قطعاً برای شما از جانب خدا روشنایی و کتابی روشنگر آمده است، خدا هرکه را از
خشنودی او پیروی کند، به وسیله آن کتاب به راههایی رهنمون میشود و به توفیق خویش
آنان را از تاریکی به سوی روشنایی بیرون میبرد و به راه راست هدایتشان میکند».
ادامه موضوع در قسمت بعدی . . .