2-1: تأثیر استقامت و پایداری در زندگی انسان

استقامت و پایداری موجب ترقی است و انسان را به اوج کمال می‌رساند، عقل و دل را از تمایل به اعمال زشت بازمی‌دارد و از ورود به راه‌های فساد و تباهی در دل و جان جلوگیری می‌کند. هر زمان اشتیاق و رغبت برای استقامت، در جامعه ایجاد و به آن اهمیت داده شد، آن اجتماع دارای ارزش و امنیت و صلاح است.

اگر در جامعه استقامت نباشد و میل به استقامت ضعیف شود، روی آوردن به خیر و نیکی در آن جامعه هم ضعیف می‌شود. و باعث می‌شود انسان در منجلاب گناه و افشای منکرات بیفتد که همواره انسان ذلیل و خوار و حریت و استقلال و آزادی نابود می‌شود. از نظر اسلام استقامت در رأس همه امور است و بسیار به آن اهتمام و توجه شده است.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

2-1: پس همانگونه که دستور یافته‌اید ایستادگی کنید

خداوند تبارک و تعالی برای انسان آداب و رسومی سهل و آسان گذاشته و آن را اساس و پایه‌ای نهاده که هم با خدا و غیر خدا به آن رفتار شود. این دستور منحصر به دو امر است:

(الف): درستی ایمان به غیب به تمامی آن چیزهایی که پوشیده و نهان است، مانند فرشتگان و جن و رستاخیز و دوزخ و غیره، همچنان که قرآن به آن تصریح نموده، بدون هیچگونه تعطیل و تأویلی. (بدون مهمل گذاشتن چیزی یا مانند کردن یا برخلاف ظاهر معنی کردن).

(ب): التزام عملی به کتاب خداوند و به تفسیر سنت نبوی، در ظاهر و باطن.

تبعیت از این قانون الهی، اصل و اساس استقامتی است که قرآن به آن اشاره نموده است:

وَأَنَّ هَٰذَا صِرَٰطِی مُسۡتَقِیمٗا فَٱتَّبِعُوهُۖ وَلَا تَتَّبِعُواْ ٱلسُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمۡ عَن سَبِیلِهِۦۚ ذَٰلِكُمۡ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ  [الانعام: 153]. «و [بدانید] این است راه راست من، پس از آن پیروی کنید و از راه‌های دیگر که شما را از راه او پراکنده می‌کند پیروی نکنید، این‌ها که شما را به آن سفارش کرده است شاید به تقوا گرایید».

یعنی راه و طریقی که خدا معلوم کرده مستقیم است و کجی و پیچیدگی در آن نیست، بر مردم لازم است از آن پیروی نمایند و قبولش دارند، وقتی که آن را قبول کردند و از آن تبعیت نمودند، از گمراهی و ضلالت محفوظ می‌مانند و خوشبخت و سعادتمند بر صراط مستقیم، به رضایت خدا در دنیا و آخرت می‌رسند و همین که از راه راست منحرف شدند و راه دیگری انتخاب کردند، کارِ بد و بدعت را قبول نموده‌اند و از دستور الهی سرپیچی کرده‌اند و دوری جسته‌اند و مستحق گمراهی از هدایت الهی می‌باشند، این است وصیت خداوند به بندگانش، تا قدرت و توانایی تقوا برایشان حاصل شود.

از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت شده که؛ خط راست و مستقیمی کشید و از طرف راست این خط، چند و از طرف چپ هم چند خط، بعد به خط مستقیم اشاره کرد و فرمود: این راه خدا است. بعد اشاره به خطوط راست و چپ، راه‌هایی است که بر سر هرراهی شیطانی موجود است که انسان را به کجی و انحراف دعوت می‌نماید، سپس این آیه را قرائت فرمود که: ﴿وَأَنَّ هَٰذَا صِرَٰطِی مُسۡتَقِیمٗا فَٱتَّبِعُوهُ﴾ [الانعام: 153]. «و بدانید این است راه راست من، پس از آن پیروی کنید».

ادامه موضوع در قسمت بعدی

2-1: مسلماً در نیکی گنجینه‌هایی است - قسمت 4

4- عادت یافتن به خیر

اقدام به کار خیر نیازمند بازگشت نفس از حرکات قبلی است تا به خیر الفت گیرد؛ و تمرین خیر بر نفس آسان شود. طبق دستور اسلام ما موظفیم از بچگی، فرزندانمان را به فضایل و اخلاق اسلامی تربیت دهیم و از اول برای انجام فرایض دینی، اولاد را عادت دهیم، تا با نشأت گرفتن از اسلام پرورش یابند. جوانان از ما نشأت می‌گیرند و رشد می‌کنند، همانگونه که فرزند از پدرش عادت یاد می‌گیرد؛ و پدر به او عادت و روش یاد می‌دهد.

5- پیشی‌گرفتن در کار خیر

مبادرت به کار خیر و به سوی فضایل انسانی رفتن، لازمۀ انسان است، زیرا انسان را به درجۀ والای معرفت می‌رساند. خورشید یک لحظه منتظر نمی‌ماند، زمان به سرعت سپری می‌شود، وقت فرصتی طلایی است که خدا به انسان داده تا به خیر و نیکی عمر را به پایان برساند. خداوند می‌فرماید: ٱلَّذِی خَلَقَ ٱلۡمَوۡتَ وَٱلۡحَیوٰةَ لِیبۡلُوَكُمۡ أَیكُمۡ أَحۡسَنُ عَمَلٗا [الملک: 22]. «همانگونه مرگ و زندگی پدید آورده، تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید».

هنگامی که انسان از کردار خوب کوتاهی کرد و در ادای واجبات بی‌اعتبار بود، به راستی خودش را گول زده و به نوعی خوار و تباه شده که جبران نخواهد شد. وَٱلۡعَصۡرِ  إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَفِی خُسۡرٍ  إِلَّا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلۡحَقِّ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلصَّبۡرِ [العصر: ۳-۱]. «سوگند به عصر (غلبه حق بر باطل) که واقعاً انسان دستخوش زیان است، مگر کسانی ایمان آورده و کارهای شایسته کرده و همدیگر را به حق سفارش و به شکیبایی، توصیه کرده‌اند».

و پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است: «دو نعمت هست که بسیاری از مردم در آن شکست خورده‌اند: سلامتی و آسایش». گاهی فتنه‌ها مانع ایجاد می‌نمایند و انسان را از کوشش خیر منصرف می‌کنند. و از واجبات انسان است که در جهت رفع این موانع و پیشی‌گرفتن از این فتنه‌ها و رهایی از آن کوشش کند، تا زمانی که اسباب و امکانات برایش آماده شود و درهای خیر و نیکی به رویش بازشود.

رسول خدا صلی الله علیه وسلم می‌فرمود: «به سوی کارهای شایسته بشتابید؛ چرا که فتنه‌ها مانند پاره‌های شب تاریک پدید خواهند آمد. شخص به هنگام صبح مسلمان از خواب برمی‌خیزد و به هنگام شب کافر می‌شود. شب را مسلمان به سر می‌آورد و صبح به کافری از خواب برمی‌خیزد و دین خود را به کالای دنیوی می‌فروشد».

بهترین اعمال انسان آن است که در حال صحت بدن و ثروتمندی و خوش اقبالی در دنیا و امید به زندگی انجام دهد که کردار خوب در این حالات دلیل ایثار و خودگذشتگی و بیداری اوست.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

2-1: مسلماً در نیکی گنجینه‌هایی است - قسمت 3

3- نمونه‌ها و مثال‌هایی از خیر

اسلام جامعه را به راه و روش خیر و اقسام آن راهنمایی کرده تا مورد توجه و عنایت قرار گیرد، پس علم و آگاهی زیاد خیر است. خداوند سبحان می‌فرماید: یؤۡتِی ٱلۡحِكۡمَةَ مَن یشَآءُۚ وَمَن یؤۡتَ ٱلۡحِكۡمَةَ فَقَدۡ أُوتِی خَیۡرٗا كَثِیرٗاۗ وَمَا یذَّكَّرُ إِلَّآ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ [البقرة: 269]. «خدا به هرکس که بخواهد حکمت می‌بخشد و به هرکس حکمت داده شد مسلماً خیری فراوان داده شده است و جز خردمندان پند نمی‌گیرند».

رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: «کسی که خداوند به او اراده خیر کند، در علم دین آگاهش می‌کند و به او رشد و توانایی می‌بخشد».

راهنمایی بر خیر و دلالت دیگران بر آن اهمیتش کمتر از تمرین خیر و اقدام به خیر نیست. پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: «هرکس به نیکی راهنمایی کند، همچون انجام دهندۀ آن دارای خیر است». همچنین فرموده است: «اگر توسط تو، خدای مردی را هدایت دهد، برای شما از شتر سرخ‌موی خوبتر است».

پاکی و جوانمردی و رحمت و مهربانی و سخن خوب همه این‌ها مظهر اراده خداست که متصف به خیر هستند. رسول خدا صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: «این اخلاق از طرف خداست، پس کسی که خدا به او اراده خیر داشته باشد، اخلاق حسنه به او می‌بخشد و اگر اراده بد به او داشته باشد، رفتار بد به او می‌دهد». پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «کسی که سهمی از محبت و مهربانی به او داده شده باشد، معلوم است که سهمی از خیر به او داده شده و کسی که از محبت محروم شده است».

و مرد اگر از زحمات و کوشش خود استفاده کند، برایش خیر است و گذشت و مداراکردن با دیگران نیز خیر است. پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: «هیچ کدام از شما به خیر نمی‌رسد، مگر آن کس که از دست رنج خود می‌خورد و داود پیامبر علیه السلام هم از کار و کوشش خودش می‌خورد». پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «بر هرفرد مسلمان صدقه‌ای است. مردی گفت: اگر نداشت چه کند؟ فرمود: کار کند و استفاده نماید و صدقه بدهد. گفت: اگر توانایی کار نداشت؟ فرمود: همکاری انسان ناتوان و مظلوم نماید. گفت: اگر نتوانست؟ فرمود: امر به معروف انجام دهد. گفت: اگر نتوانست؟ فرمود: از شر دوری کند و آن صدقه است».

پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «دست برتر (بخشنده) بهتر از دست پایینتر (گیرنده) است». و فرمود: «هر مسلمانی که نهالی و یا دانه‌ای بکارد و انسانی یا حیوانی، یا هرچه از آن بخورد برای او صدقه است». پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: «خودتان را از آتش جهنم دور کنید، اگرچه به نصف خرمایی [صدقه] باشد و اگر کسی نداشت با سخن خوب».

ادامه نوشته

2-1: مسلماً در نیکی گنجینه‌هایی است - قسمت 2

2- معنای خیر

خیری که خداوند به بنده‌اش ببخشد، تمام نیکی‌ها را در بر دارد و شامل همۀ اعمال صالح است. پس طاعت خدا خیر است و تمرین فضایل و همیشه به آن مشغول بودن خیر است... اخلاص و نیت پاک خیر است... احسان و نیکوکاری به مردم خیر است... و به قوم و فامیل خیر است... و سخن خوب خیر است... و هرکاری که فرد و جامعه را بیدار کند خیر است.

سرشت و اخلاق سالم، انسان را به خیر هدایت می‌کند و چون کمال سعادت و خوشبختی را در بر دارد، به این خاطر در کتاب آسمانی و سنت نبی اکرم صلی الله علیه وسلم دعوت به خیر شده، بدون اشاره به حدود نیکی‌ها و خیرات که البته عملاً آثارش معلوم می‌شود.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

2-1: مسلماً در نیکی گنجینه‌هایی است - قسمت 1

1- دعوت به خیر و نیکی

نهایت آرزوها و اهمّ مقاصد انسانی آن است که انسان بسیار مشتاق و کوشا بر خیر باشد که اگر دارای این صفت شد، انسان نامیده می‌شود و رتبۀ انسانیتش بالا می‌رود و شبیه به ملائکه می‌شود و متخلق به اخلاق خداپسندانه، به این خاطر خداوند انسان را در کار خیر و پیش قدم بودن آن دستور داده است و می‌فرماید: وَلِكُلّٖ وِجۡهَةٌ هُوَ مُوَلِّیهَاۖ فَٱسۡتَبِقُواْ ٱلۡخَیۡرَٰتِۚ أَیۡنَ مَا تَكُونُواْ یأۡتِ بِكُمُ ٱللَّهُ جَمِیعًاۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَیۡءٖ قَدِیرٞ [البقرة: 148]. «و برای هر ملتی جهتی است که بدانجا رو می‌کنند، پس به سوی نیکی‌ها بشتابید و در انواع خیرات بر یکدیگر سبقت بگیرید، هرجا باشید خدا همگی شما را گرد می‌آورد، خدا بر همه چیز توانا است».

یعنی: مقصود و منظور مردم متفاوت و مختلف است، قسمتی تابع شهوانیت و امیال نفسانی هستند و قسمتی دیگر به مقام و مراتب دنیوی از قبیل ریاست و جاه‌طلبی و افتخار سرزمین که آن را کرامت و شرف می‌نامند تمایل دارند؛ اما اسلام انسان را متوجه کار خیر کرده و مسابقه را در کار خیر لازم دانسته است، که خداوند متعال در بسیاری آیات جدّاً خیر را اساس رستگاری مشخص کرده است و می‌فرماید: وَٱفۡعَلُواْ ٱلۡخَیۡرَ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ [الحج: 77]. «و کار خوب انجام دهید باشد که رستگار شوید».

در خبر است که خداوند متعال به انبیاء و پیامبرانش وحی کرده که کار خیر انجام دهند و خیر را یک اصل اساسی و وسیله نجات قرار دهند، همچنانکه می‌فرماید: وَأَوۡحَیۡنَآ إِلَیۡهِمۡ فِعۡلَ ٱلۡخَیۡرَٰتِ وَإِقَامَ ٱلصَّلَوٰةِ وَإِیتَآءَ ٱلزَّكَوٰةِۖ وَكَانُواْ لَنَا عَٰبِدِینَ [الأنبیاء: 73]. «و به ایشان انجام دادن کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان تنها ما را می‌پرستیدند». خداوند متعال انسان مشتاق و آزمند به احسان را ستوده و فرموده است: إِنَّهُمۡ كَانُواْ یسَٰرِعُونَ فِی ٱلۡخَیۡرَٰتِ وَیدۡعُونَنَا رَغَبٗا وَرَهَبٗاۖ وَكَانُواْ لَنَا خَٰشِعِینَ [الأنبیاء: 90]. «به راستی آنان در کارهای نیک شتاب می‌نمودند و ما را از روی رغبت و بیم می‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند».

و پاداش کار نیک را با بهشت داده است و می‌فرماید: وَمَا تُقَدِّمُواْ لِأَنفُسِكُم مِّنۡ خَیۡرٖ تَجِدُوهُ عِندَ ٱللَّهِ هُوَ خَیۡرٗا [المزمل: 20]. «و هرکار خوبی برای خویش از پیش فرستید، آن را نزد خدا بهتر و پاداشی بیشتر باز خواهید یافت». پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:«به راستی که این خیر و احسان گنجینه است و در برابر این گنج‌ها، کلیدهایی است؛ خوشا [و خیر فراوان] برای کسی که کلید خیر است و قفل بستۀ شر، و وای بر کسی که کلید شر و بستن خیر است».

خداوند تبارک و تعالی لذایذ دنیا را با مضراتش سنجیده و هموزن کرده و صفات حسنه را معلوم نموده است. آشکار و روشن است که فضائل خوب و روش نیک اثرش باقی‌تر است و بهترین و ارزشمندترین ذخیره است و شایسته و سزاوار کوشش انسان است که در دنیا و آخرت برای او خیر است. خداوند سبحان می‌فرماید: ٱلۡمَالُ وَٱلۡبَنُونَ زِینَةُ ٱلۡحَیوٰةِ ٱلدُّنۡیاۖ وَٱلۡبَٰقِیٰتُ ٱلصَّٰلِحَٰتُ خَیۡرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابٗا وَخَیۡرٌ أَمَلٗا [الکهف: 46]. «مال و پسران، زیور زندگی دنیایند و نیکی‌ها ماندگار، از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر امید نیز بهتر هستند». و می‌فرماید: فَمَآ أُوتِیتُم مِّن شَیۡءٖ فَمَتَٰعُ ٱلۡحَیوٰةِ ٱلدُّنۡیاۚ وَمَا عِندَ ٱللَّهِ خَیۡرٞ وَأَبۡقَىٰ لِلَّذِینَ ءَامَنُواْ وَعَلَىٰ رَبِّهِمۡ یتَوَكَّلُونَ [الشوری: 36]. «و آنچه به شما داده شده کالای زندگی دنیاست و آنچه پیش خداست برای کسانی که گرویده اند و به پروردگارشان اعتماد دارند، بهتر و پایدارتر است».

همچنانکه خداوند متعال فرموده است: أَیحۡسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِۦ مِن مَّالٖ وَبَنِینَ نُسَارِعُ لَهُمۡ فِی ٱلۡخَیۡرَٰتِۚ بَل لَّا یشۡعُرُونَ إِنَّ ٱلَّذِینَ هُم مِّنۡ خَشۡیةِ رَبِّهِم مُّشۡفِقُونَ ٥٧ وَٱلَّذِینَ هُم بِ‍َٔایٰتِ رَبِّهِمۡ یؤۡمِنُونَ وَٱلَّذِینَ هُم بِرَبِّهِمۡ لَا یشۡرِكُونَ وَٱلَّذِینَ یؤۡتُونَ مَآ ءَاتَواْ وَّقُلُوبُهُمۡ وَجِلَةٌ أَنَّهُمۡ إِلَىٰ رَبِّهِمۡ رَٰجِعُونَ أُوْلَٰٓئِكَ یسَٰرِعُونَ فِی ٱلۡخَیۡرَٰتِ وَهُمۡ لَهَا سَٰبِقُونَ [المؤمنون: ۶۱-۵۵]. «آیا می‌پندارند آنچه از مال و پسران که بدیشان می‌دهیم و با آنان یاریشان می‌نمائیم، برای این است که به شتابان درهای خوبی‌ها و نعمت‌ها به رویشان می‌گشائیم [نه اشتباه می‌کنند]؛ بلکه نمی‌فهمند. در حقیقت کسانی که از بیم پروردگارشان در هراسانند و کسانی که به نشانه‌های پروردگارشان ایمان آورند و آنان که به پروردگارشان شرک نمی‌آورند و کسانی که آنچه را دارند در راه خدا می‌دهند، در حالی که دل‌هایشان ترسان است [و می‌دانند که] به سوی پروردگارشان بازخواهند گشت، آنانند که در کارهای نیک شتاب کنند و آنانند که در انجام آن‌ها سبقت می‌جویند».

پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «در قلب انسان دو خطره وجود دارد: نخست الهامی است از رسول خدا که وعدۀ خیر می‌دهد و تصدیق‌کنندۀ حق است، کسی که در قلبش این خطره پیدا شود بداند که از طرف خداوند است و باید شکر آن را به جای آورد. دیگری وسوسه‌ای است از سوی شیطان که وعدۀ شر است و تکذیب‌کنندۀ حق و انسان‌ها را از نیکی‌ها بازمی‌دارد، پس هرکس به چنین حالتی گرفتار شد، باید از شر شیطان رانده شده، به خدا پناه ببرد. سپس پیامبر صلی الله علیه وسلم این آیه را تلاوت فرمودند: ٱلشَّیۡطَٰنُ یعِدُكُمُ ٱلۡفَقۡرَ وَیأۡمُرُكُم بِٱلۡفَحۡشَآءِۖ وَٱللَّهُ یعِدُكُم مَّغۡفِرَةٗ مِّنۡهُ وَفَضۡلٗاۗ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِیمٞ [البقرة: 286]. «شیطان شما را به تهدیستی بیم می‌دهد و شما را به انجام کار زشت دستور می‌دهد، ولی خداوند به شما وعده آمرزش خویش و فزونی نعمت می‌دهد، فضل و مرحمتش وسیع و از همه چیز آگاه است».

ادامه موضوع در قسمت بعدی

2-1: تمهید

3- دین پایدار و ابدی است

اگر دین ریشه در درون انسان داشته باشد و انسان‌ها به اشتیاق آن را بپذیرند، دیگر تصور نمی‌شود روزی باشد که انسان بدون دین زندگی کند و چون نفس انسان به دین اشتیاق دارد و مشتاق چیزی است که خواسته اوست، همین که از آن خالی باشد دچار مشکل زیادی می‌شود. بنابراین، مشکل، مشکل دین نیست چون دینداری سرشتی و فطری است.

فَأَقِمۡ وَجۡهَكَ لِلدِّینِ حَنِیفٗاۚ فِطۡرَتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِی فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَیۡهَاۚ لَا تَبۡدِیلَ لِخَلۡقِ ٱللَّهِۚ ذَٰلِكَ ٱلدِّینُ ٱلۡقَیمُ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا یعۡلَمُونَ [الروم: 30]. «پس روی خود را با گرایش تمام به سوی این دین کن، همان سرشتی که خدا مردم را بر آن سرشته است، آفرینش خدای تغییرپذیر نیست. این است همان دین پایدار، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند». و در حدیث صحیح است: «كُلُّ مَوْلُودٍ یولَدُ عَلَى الْفِطْرَة» «هر نوزادی براساس فطرت راستین آفریده شده است».

4- مشکل‌نبودن تعلیمات دینی

مشکل و گرفتاری حقیقی‌نبودن تعلیمات دینی است، چرا که تعلیمات موجب نبوغ فکری و آشکار شدن، هنرهای نهفته و پنهان در نفس انسان و واسطه ترقی روحی و کمال مادی می‌باشد. انسان‌های گذشتۀ دوران جاهلیت هر نوع عقایدی که به آنان تلقین می‌شد قبول می‌نمودند و توانایی بحث و مخارج درسی نداشتند، با این که آنچه که به آنان تلقین شده بود از خرافاتی باشد که عقل آن را قبول نداشته باشد و علم آن را مردود بداند، ولی الان آن مسئله گذشته و در نظر انسان‌های عصر حاضر که عصر علم و دانش است تغییر کرده، اگر کسی دین را بخواهد باید مورد قبول عقلش باشد، نظرش را راضی کند و در مسیر پیشرفتش باشد و او را از ثمرۀ تلاش و لذت جسمانیش محروم نسازد.

گاهی نبودن دین انسان را به سوی ناهمواری‌ها می‌کشاند و واسطۀ انصراف علمایانی که آگاهی دینی دارند و می‌خواهند سهمی در ایجاد جامعۀ دینی داشته باشند، می‌شود. لذا چنین افرادی فقط متوجه عقل هستند و آن را داور قرار می‌دهند. مجال فرصت نیست برای آن جماعت که می‌خواهند بر مبادی اسلام عزیز و تعالیم صحیح آن اطلاع کامل پیدا کنند و از آداب و اخلاق و روش آن آگاه شوند، اگرچه بعضی از ایشان اسلام را به اعمال و کردار جمعی که به اسلام منسوبند، شناخته اند. و بنابراین، شیوه پرنور اسلام را کریهه و زشت نشان داده اند و عارضه زشت و ناهمواری را برای دستورات واقعی اسلام فراهم آورده و حکم اسلام را مانند ادیان دیگر تصور کرده‌اند، اینجاست که ضرورت تعلیمات دینی، ضرورت پیدا می‌کند.

5- اسلام، دین تعلیمی است

انسان در این عصر به رغم غرور مادی که ظاهراً او را از دین منصرف می‌کند می‌بینیم که به سوی دینی مطمئن و محل اعتبار از جهتی و قادر بر کمال مادی و روحی از جهت دیگر تمایل دارد. ما ثابت و استوار در ایمان و اعتماد مانده‌ایم، چرا که اسلام تنها دینی است که مورد اعتماد و مشخصات آن واضح و مبادی و مصادر آن ثابت است که از تغییرات و تحولات و تضعیف و تبدیل مصون و محفوظ است. وَإِنَّهُۥ لَكِتَٰبٌ عَزِیزٞ لَّا یأۡتِیهِ ٱلۡبَٰطِلُ مِنۢ بَیۡنِ یدَیۡهِ وَلَا مِنۡ خَلۡفِهِۦۖ تَنزِیلٞ مِّنۡ حَكِیمٍ حَمِیدٖ [فضلت: 42-41]. «قرآن کتاب ارزشمند و بی‌نظیری است، از پیش روی آن و از پشت سرش باطل به سویش نمی‌آید، وحی نامه‌ای است از پروردگار ستوده صفات».

إِنَّا نَحۡنُ نَزَّلۡنَا ٱلذِّكۡرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ [الحجر: 9]. «بی‌تردید ما این قرآن را به تدریج نازل کردیم و قطعاً نگهبان آن خواهیم بود».

اسلام ضامن ارتقاء رشد انسان، هرطور که بخواهد از کمال و معرفت و خوشبختی می‌باشد. قَدۡ جَآءَكُم مِّنَ ٱللَّهِ نُورٞ وَكِتَٰبٞ مُّبِینٞ یهۡدِی بِهِ ٱللَّهُ مَنِ ٱتَّبَعَ رِضۡوَٰنَهُۥ سُبُلَ ٱلسَّلَٰمِ وَیخۡرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ بِإِذۡنِهِۦ وَیهۡدِیهِمۡ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِیمٖ [الـمائدة: 16-15]. «قطعاً برای شما از جانب خدا روشنایی و کتابی روشنگر آمده است، خدا هرکه را از خشنودی او پیروی کند، به وسیله آن کتاب به راه‌هایی رهنمون می‌شود و به توفیق خویش آنان را از تاریکی به سوی روشنایی بیرون می‌برد و به راه راست هدایت‌شان می‌کند».

ادامه موضوع در قسمت بعدی . . .