W: نکات و ملاحظاتی در مورد عقیدهی مسیحیها - بخش دوم
دوم: خدا قرار دادن عیسی علیه السلام
مسیحیها معتقد هستند که عیسی علیه السلام –معاذ الله– خداست و دلیل آنها برای این سخن چند متن از انجیلهای تحریف شده میباشد که برای مثال بعضی را ذکر میکنیم: در تصحیح دهم از انجیل یوحنا شماره 31 الی 38 با این عبارت آمده است: یهودیها هم، سنگ را در دست گرفتند تا او را سنگسار کنند، یسوع به آنها پاسخ داد و در مورد أعمال و کارهای زیاد و نیکو گفتگو کرد شما را نزد پدرم خواهم دید پس به خاطر کدام یک از این کارها مرا سنگسار میکنید؟ یهودیها جواب دادند ما به خاطر عمل و کار نیک شما را سنگسار نمیکنیم بلکه به خاطر سخن کفرآمیز و اهانت شما به خدا سنگسارتان میکنیم، در حالی که شما انسان هستی خودت را إله و خدا قرار میدهی! آیا کسی که پدر او را مقدس کرده است و او را برای تمام جهان فرستاده است به او میگویید شما سخن کفرآمیز میگویی و به خدا اهانت میکنی؟
چون من گفتهام پسر الله هستم؟ اگر من واقعاً کارهای پدرم را انجام نمیدهم به من ایمان نیاورید، ولی اگر آن اعمال را انجام میدهم شما باز هم به من ایمان نمیآورید به آن اعمال ایمان آورید تا بدانید و بفهمید و ایمان داشته باشید که پدر در درون من است و من هم داخل او. العهد الجدید، ص 218.
رد آنها: خوبترین و نیکوترین دلیل برای رد عقیده مسیحیها چیزی است که به خود عیسی علیه السلام در کتاب مقدسشان نسبت میدهند به خواست خدا پردهای بر چشمانشان کشیده شد و با چشمی جستجو گرانه آن را ندیدند چون اگر آن را بررسی میکردند همان طور که در جاهای زیادی این کار انجام دادهاند آن را تحریف و تعویض میکردند.
از این اقوال مطلبی است که در انجیل مرقس اصلاح شدهی دوازدهم شماره 29 و 30 آمده است: یسوع به او جواب داد: ابتدای همه توصیهها این است که ای اسرائیل بشنو، خدای معبود ما خدایی واحد و تنهاست. و پروردگا خود را با تمام قدرت و با تمام وجودت و از صمیم قلب و از روی فکر و آگاهی دوست داشته باش. این وصیت اول است. همان کتاب، ص 103.
در انجیل یوحنا اصلاح شده هفدهم شماره 3 آمده است: و این زندگی ابدی است که شما را بشناسند، فقط تو به تنهایی معبود حقیقی و واقعی هستی و یسوع مسیح کسی است که تو آن را فرستادهای و رسول خود قرار دادهای. همان کتاب، ص 234.
در انجیل متی تصحیح شده چهارم شماره 10 آمده است: آن زمان یسوع به او گفت: ای شیطان برو، چون نوشته شده است فقط برای پروردگار و معبودت سجده ببر و تنها او را عبادت کن. همان کتاب، ص 8.
سبحان الله ... کجایند عقلهای آگاه و چشمهای بینا که این سخنان را بررسی کنند تا آگاه شوند و در آنها بیندیشند؟ چطور انسانِ آزادهی هوشمند از خود نمیپرسد که سرّ این تناقضات و اختلافات در گفتههای عیسی علیه السلام یا یسوع در انجیلها چیست؟ ولی !!!
چقدر زیباست کلام و گفتار یکی از بزرگان دینی در معرض ردّ علیه مسیحیها، آن جا که میفرماید: بر خداوند– اگر حکمت و خواست او تقاضا میکرد برای بندگانش آشکار شود و از کرسی عظمتش پایین بیاید و مستقیماً خودش با آنها حرف بزند – لازم بود که وارد شرمگاه یک زن نشود و در شکم او در میان ادرار و مدفوع و خون چند ماهی بماند و حالا که این کار را انجام داده لازم بود به صورت بچهای کوچک که شیر بخورد و گریه کند خارج نشود، حالا که این حادثه روی داده است لازم بود با مردم غذا نخورد و آب ننوشد و نخوابد، اگر غذا میخورد و آب مینوشید لازم بود نه ادرار و نه مدفوع کند، در حالی که خداوند تعالی دارای صفات جلال و کمال است و این صفات خاص او هستند، آن صفات کمالی و جلالی که آسمانها و زمینش وسعت و گسترش آنها را ندارند. و کرسی او به اندازه گسترش زمین و آسمانهاست. پس چطور است که فرج و شرمگاه یک زن وسعت و گسترش او را دارد. پاک و منزه است خداوند سبحان از این اقوال بیهوده.
(... پروردگار (ربّ) بعد از این که با آنها صحبت کرد به آسمان صعود کرد و طرف راست الله نشست.) العهد الجدید مرقس اصلاح شدهی 16 شماره 9، ص 115. این شرک، یک شرک احمقانهای است. این ربّ با الله جمع میشود خیلی عجیب است و طرف راست الله مینشیند! پس این دو ربّ و دو إله میشوند، اولی قویتر و نیرومندتر از دوّمی است چون بدون شک آن کس که دیگری طرف راست او قرار داده شده است بلندمرتبه است از کسی که طرف راست او نشسته است.
از خواری و پستی به خدا پناه میبریم.
در انجیل یوحنا اصلاح شدهی اول شماره 9 و 10 در مورد خدا قرار دادن عیسی علیه السلام آمده است: آن نور حقیقی که هر انسانی را نورانی میکند به سوی جهان آمد. آن نور در جهان بود و جهان به وسیلهی آن درست شد و جهان او را نشناخت.) العهد الجدید، ص 189.
این هم نشانهی حماقتِ شرک ورزیدن آنها به خداست چگونه در دنیا است و بوسیلهی او دنیا آفریده شده است؟ اگر إله و خدا است، او دنیا را آفریده است و دیگر درست نیست که به وسیلهی او دنیا ساخته شود. و اگر چنان چه به وسیلهی او دنیا آفریده شده است و آن را خلق نکرده است پس نه إله و خداست و نه خالق و آفریننده، بلکه آلت و وسیلهای است از وسیلههایی که دنیا به وسیلهی آنها آفریده شده است. پاک و منزه است خداوند که چیزی را با آلت و وسیله بیافریند بلکه خلقت و آفرینش از طرف خدا همان طور که در وحی برای رسول صادقش محمد صلی الله علیه وسلم آمده است و در گفتارش هیچ گونه تناقض و اختلافی وجود ندارد، به این صورت است که میفرماید: «هر گاه خدا چیزی را بخواهد که بشود، کار او تنها این است که خطاب بدان بگوید: بشو و آن هم میشود». (یس: 82)
ادامه موضوع در قسمت بعدی . . .
این مـــرگ،