134. تفسیر سوره بلد - مکی و 20 آيه است.

 آيه‌ 20-1:

 لَآ أُقْسِمُ بِهَـٰذَا ٱلْبَلَدِ «سوگند به این شهر».

 وَأَنتَ حِلٌّۢ بِهَـٰذَا ٱلْبَلَدِ «و شهری که تو ساکن آن هستی».

 وَوَالِدٍۢ وَمَا وَلَدَ «و سوگند به پدر، و فرزندی که به وجود آورد».

 لَقَدْ خَلَقْنَا ٱلْإِنسَـٰنَ فِى كَبَدٍ «همانا ما انسان را در رنج و محنت آفریده‌ایم».

 أَيَحْسَبُ أَن لَّن يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌۭ «آیا گمان می‌برد که هیچ‌کس بر او توانایی ندارد؟!».

 يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالًۭا لُّبَدًا «می‌گوید: من مال فراوانی تباه و نابوده کرده‌ام».

 أَيَحْسَبُ أَن لَّمْ يَرَهُۥٓ أَحَدٌ «آیا می‌پندارد که کسی او را ندیده است؟».

 أَلَمْ نَجْعَل لَّهُۥ عَيْنَيْنِ «آیا برایش دو چشم قرار نداده‌ایم؟».

 وَلِسَانًۭا وَشَفَتَيْنِ «و زبان و دو لب را نیافریده‌ایم؟».

 وَهَدَيْنَـٰهُ ٱلنَّجْدَيْنِ «و راه خیر و شر را بدو نموده‌ایم».

 فَلَا ٱقْتَحَمَ ٱلْعَقَبَةَ «پس به گردنه درنیامده است».

 وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا ٱلْعَقَبَةُ «و تو چه می‌دانی آن گردنه چیست؟».

 فَكُّ رَقَبَةٍ «آزاد کردن برده‌ای است».

 أَوْ إِطْعَـٰمٌۭ فِى يَوْمٍۢ ذِى مَسْغَبَةٍۢ «یا خوراک دادن در روز گرسنگی».

 يَتِيمًۭا ذَا مَقْرَبَةٍ «به یتیمی خویشاوند».

 أَوْ مِسْكِينًۭا ذَا مَتْرَبَةٍۢ «یا به مستمندی خاک‌نشین».

 ثُمَّ كَانَ مِنَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَتَوَاصَوْا۟ بِٱلصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا۟ بِٱلْمَرْحَمَةِ «پس از آن از کسانی است که ایمان آورده و همدیگر را به صبر و شکیبایی توصیه کرده و همدیگر را به مهربانی سفارش نموده‌اند».

 أُو۟لَـٰٓئِكَ أَصْحَـٰبُ ٱلْمَيْمَنَةِ «ایشان اهل سعادتند».

 وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِـَٔايَـٰتِنَا هُمْ أَصْحَـٰبُ ٱلْمَشْـَٔمَةِ «و کسانی‌که به آیات ما کفر ورزیده‌اند نگون‌بخت هستند».

 عَلَيْهِمْ نَارٌۭ مُّؤْصَدَةٌۢ «بر آنان (از هرسو) آتشی (فراگیر) گمارده شده است».

ادامه نوشته

134. تفسیر سوره شمس - مکی و 15 آيه است.

 آيه‌ 15 - 1:

 وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا «سوگند به خورشید و پرتو آن».

 وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا «و سوگند به ماه چون از پی (آن) درآید».

 وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا «و سوگند به روز چون آن‌را نمایان سازد».

 وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا «و سوگند به شب چون آن‌را فرو می‌پوشاند».

 وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا «و سوگند به آسمان و به آن که آن‌را بنا کرد».

 وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا «و سوگند به زمین و به آن که آن‌را بگسترد».

 وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا «و سوگند به نفس و آن‌که به آن سامان داد».

 فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا «سپس بدو گناه و تقوا را الهام کرده».

 قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا «همانا کسی‌که آن‌را پاک داشت رستگار شد».

 وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا «و به‌راستی کسی‌که نفس خویشتن را پنهان بدارد ناکام می‌گردد».

 كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا «قوم ثمود از روی سرکشی خود (آن‌را) دروغ انگاشتند».

 إِذِ انبَعَثَ أَشْقَاهَا «آن‌گاه که بدبخت‌ترین ایشان برخاست و رفت».

 فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ نَاقَةَ اللَّهِ وَسُقْيَاهَا «فرستاده خدا به آنان گفت: به شتر خدا کاری نداشته باشید و او را از نوبت آبش بازندارید».

 فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُم بِذَنبِهِمْ فَسَوَّاهَا «پس او را دروغگو انگاشتند آن‌گاه آن‌را پی کردند سپس به سزای گناهانشان، پروردگارشان بر آنان کیفر نازل کرد و ایشان را هلاک کرد و آن کیفر را بر آنان یکسان اعمال داشت».

 وَلَا يَخَافُ عُقْبَاهَا «و خدا از عاقبت کارشان نمی‌ترسد».

ادامه نوشته

134. تفسیر سوره لیل - مکی و 21 آيه است.

 آيه‌ 21 - 1:

 وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَىٰ «سوگند به شب چون فروپوشاند».

وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ «سوگند به روز چون پدیدار شود».

وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنثَىٰ «سوگند به آن که نر و ماده را آفرید».

إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّىٰ «بی‌گمان تلاش شما گوناگون و متفاوت است».

فَأَمَّا مَنْ أَعْطَىٰ وَاتَّقَىٰ «پس اما کسی‌که بخشید و پرهیزگاری کرد».

وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَىٰ «و (آیین) نیک را تصدیق کرد».

فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَىٰ «(راه رسیدن) به آسایش را برایش آسان می‌گردانیم».

وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَىٰ «و اما هرکس که بخل ورزد و (خود را) بی‌نیاز شمرد».

وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَىٰ «و (آئین) نیک را تکذیب کند».

فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَىٰ «او را میسّر برای سختی و مشقت می‌سازیم».

وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّىٰ «و در آن هنگام که (به گور) پرت می‌گردد دارایی‌اش سودی به حل او ندارد».

إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَىٰ «بی‌گمان نشان دادن راه بر عهده‌ی ماست».

وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَىٰ «و قطعاً آخرت و دنیا همه از آن ماست».

فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّىٰ «پس شما را از آتشی که زبانه زند بیم دادم».

لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى «بدان داخل نمی‌شود و نمی‌سوزد مگر بدبخت‌ترین (انسان‌ها)».

الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ «کسی‌که دروغ انگاشت و روی‌گردان شد».

وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى «و پرهیزگار از آن دور داشته خواهد شد».

الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّىٰ «کسی‌که مال خود را می‌دهد تا خویشتن را پاکیزه بدارد».

وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَىٰ «و کسی نزد او نعمتی ندارد که پاداش (آن‌را) ببیند».

إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَىٰ «بلکه برای کسب رضایت پروردگار والاترش می‌بخشد».

وَلَسَوْفَ يَرْضَىٰ «و به‌راستی خشنود خواهد شد».

ادامه نوشته

134. تفسیر سوره ضحی - مکی و 11 آيه است.

 آيه‌ 11 - 1:

 وَٱلضُّحَىٰ «سوگند به چاشتگاه».

 وَٱلَّيْلِ إِذَا سَجَىٰ «سوگند به شب چون آرام گیرد».

 مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَىٰ «پروردگارت تو را رها نکرده و دشمن نداشته است».

 وَلَلْءَاخِرَةُ خَيْرٌۭ لَّكَ مِنَ ٱلْأُولَىٰ «و به یقین آخرت برایت از دنیا بهتر خواهد بود».

 وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَىٰٓ «و پروردگارت به تو (نعمت) خواهد داد که خشنود می‌گردی».

 أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًۭا فَـَٔاوَىٰ «آیا تو را یتیم نیافت و جای داد؟».

 وَوَجَدَكَ ضَآلًّۭا فَهَدَىٰ «و تو را راه نایافته یافت و راه نمود».

 وَوَجَدَكَ عَآئِلًۭا فَأَغْنَىٰ «و تو را فقیر و بی‌چیز یافت و ثروتمند و دارایت ساخت».

 فَأَمَّا ٱلْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ «پس به یتیم ستم مکن».

 وَأَمَّا ٱلسَّآئِلَ فَلَا تَنْهَرْ «و اما بر گدا بانگ مزن».

 وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ «و نعمت‌های پروردگارت را بازگو کن».

ادامه نوشته