ز: ساعت بیولوژی [طبیعی] نزد انسان

یکی از دانشمندان فرانسوی کشف کرده است، که گیاهان می‌توانند زمان را محاسبه نمایند. به طوری که برخی برگ‌های مجموعه‌ای از گیاهان در وقت معینی از روز حرکات معینی را از خود نشان می‌دهند، دانشمندان حالت موجود گیاه را ساعت بیولوژی – که زمان را برای وی محاسبه می‌نماید – می‌نامند.

و دانشمندان نیز کشف نموده‌اند که حیوانات مانند گیاهان دارای محاسبه‌ای زمانی می‌باشند، حیواناتی وجود دارند که با دقت بسیار بالایی گذر زمان را تشخیص می‌دهند، و در زمستان به مکان استراحت خود روی می‌آورند، و چنانچه اندکی تأخر یا تقدم در آن روی دهد بمیرند، و برخی حیوانات نیز به لانه‌های خود برمی‌گردند، تا تمام فصل زمستان به خواب روند، و اگر این حیوانات با مرور و گذشت زمان آگاهی و شناخت نداشتند چگونه امکان زندگی را می‌یافتند. و قرآن در این راستا می‌فرماید:

‚قَالَ ربُّنا الذی أَعْطَی کُلَّ شَیءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَی ƒ (طه ۵۰-۴۹) «موسی گفت: پروردگار ما آن کسی است که هر چیزی را وجود بخشیده است، و سپس (در راستای آن چیزی که برای آن آفریده شده است) رهنمودش کرده است».

اما انسان در کنار غده هیپوفیز مجموعه‌ای سلول با ویژگی‌های شگفت‌انگیزی دارد،  نوری را که بر صفحه شبکیه در هنگام روز می‌افتد، احساس می‌نماید، و این احساس نمودن بدین معنی است که روز شده است، و هرگاه این اشعه که روی صفحه شبکیه افتاده است از بین رفت معنی آن نزد سلول‌های مذکور این است که وقت شب فرا رسیده است.

در روز چه تغییراتی در جسم انسان به وجود می‌آید؟ و در شب نیز چه دگرگونی به وقوع می‌پیوندد؟ در روز مصرف جسم برای [ساخت] انرژی افزایش می‌یابد، و درجه حرارت آن با نیم درجه از میانگین متوسط آن بالا آمده و در شب نیز نیم درجه کاهش می‌یابد. پس چه کسی سلول‌ها و سلول‌های انرژی‌زا را آگاه می‌نماید که هنگام روز یا شب است؟ این سلول‌هایی که در کنار غده هیپوفیز قرار گرفته‌اند از خلال اقتباس از شبکة چشم پی می‌برند که هنگام روز می‌باشد.

ادامه نوشته

ز: تغییرناپذیرها و متغیرات در بدن انسان

از جمله آیات بیانگر اعجاز الهی در آفرینش، اینکه خداوند قلب انسان را آفریده و توان دگرگونی را در وی ایجاد نموده است، با این وجود، تا اکنون در میان موتورهایی که انسان ساخته و یا در آینده خواهد ساخت، همچون آن وجود نداشته و نخواهد داشت، موتور دارای توان یک حرکت واحد می‌باشد، اما قلب بشری برحسب ظروف و شرایط توانایی‌اش دگرگون می‌شود، در پایین‌ترین حد ثابت آن شصت الی هشتاد بار در دقیقه می‌تپد، اما هرگاه با شرایط سختی مانند صعود از کوه‌ها و یا از نردبان و یا هنگامی که با مشکل درونی مواجه شده و با صحنه‌ای مخوف روبرو گردد، تعداد نبض‌های آن به صد و هشتاد نبض می‌رسد.

چشم؛ هر چیزی را که بیش از شش متر فاصله داشته باشد با وضوح تمام می‌بیند، اما در فاصله کمتر از شش متر نیاز به فعالیتی دارد – عمل مطابقت – که در اوج اعجاز می‌باشد، هر گاه بخواهید که به توپی بنگرید، گویی که در میان چشم و توپ جهت سومی هست که مسافت میان چشم و توپ را اندازه‌گیری می‌نماید، و به اندازه یک هزارم میلی‌متر بر عدسی چشم فشار می‌آورد، به گونه‌ای که تصویر جسم بر شبکه چشم می‌ماند، و تفسیراتی که درباره این تطابق تاکنون به انجام رسیده است، قانع‌کننده نیست، بی‌گمان از عنایت خداوند است، فرد با دیدن راه شلوغ و پر از عابر و تا اینکه تصویر آن بر روی شبکه [چشم] واقع شود، با دیدن هر کدام از عابرین و صحنه‌های موجود و محدب‌های عدس چشم تغییر می‌کند، و این عمل با عضلاتی مژگانی، بسیار دقیق و باریک انجام می‌گیرد که بر عدسی چشم فشار وارد می‌آورد تا حالت محدبی آن به اندازه دوری جسم از چشم افزایش و یا کاهش یابد، و این عمل را تطابق گویند.

ادامه نوشته

ز: زنگ‌های سریع هشدار در کالبد بشری

در جسم بشری نشانه‌ای دالّ بر عظمت خداوند سبحان وجود دارد، که برخی دانشمندان آن را به «زنگ‌های سریع بیداری در جسم بشری» نامیده‌اند، و برخی دولت‌های پیشرفته در سنجش زمان دستگاه‌هایی اختراع می‌نمایند، که به زنگ‌های سریع هشداردهنده موسوم‌اند، و این جسمی که خداوند آن را در زیباترین شکل و سیما آفریده است، آنرا با این دستگاه‌ها آراسته است، و آنها را در پوست به کار گذاشته است، پوست سطحی است؛ که شبکه عظیمی از عصب‌ها را می‌پوشاند، و تراکم عصب‌ها در زیر سطح پوست چیز باشکوه و شگفت‌انگیز می‌باشد،

و این عصب‌ها با ذره‌هایی خاص به انتها می‌رسند و هر کدام از آنها به رساندن حس و پیام معینی اختصاص دارند، و عصب و تارهایی وجود دارند که سرما و گرما را جابجا می‌نمایند، پس اینکه در تابستان دستانت را بشوئید، و آب بر صورت بزنی چیز مقبول و پسندیده‌ایست، اما اگر به جای صورت آب را به پشت خود بریزی این عمل را بیشتر مردم نمی‌پذیرند، چون تعداد عصب‌هایی که بر پشت انسان توزیع شده‌اند، بیش از تعداد عصب‌های موجود در دست و صورت می‌باشد، حکمت بزرگی در این جا نهفته است،

لذا اندام‌هایی که هر روز پنج بار می‌بایست شسته شوند، عصب‌های احساس سرمایی ضعیف در آنها قرار داده شده ‌است، ولیکن اندام‌هایی که چون بر آنها آب ریخته شود دچار آسیب گردند، عصب‌های احساس سرمایی در آنها فراوان است، و در آن اندام‌ها، ذره‌ها و مولکول‌هایی هستند که احساس سختی و فشار می‌نمایند، و مسأله احساس فشار موضوع مفصل و طولانی می‌باشد، و چگونه انسان در یک شب پیش از چهل مرتبه [بر پهلو] می‌غلتد، زیرا جسم هرگاه بر سمت معینی احساس فشار نماید شریان‌ها تنگ گردیده، و مغز هم ضعیف گشته، لذا این مولکول‌ها احساس فشار را به مغز ارسال می‌نمایند، و فرد هم در حالت خواب می‌باشد، و مغز دستور تکان و حرکت صادر را می‌نماید، و این مطلب در قرآن کریم – که جزو اعجاز علمی قرآن می‌باشد – وارد شده است. و قرآن آنرا بیان فرموده است:

‚و نقلبهم ذاتَ الیمین و ذاتَ الشمالِ ƒ(کهف : 18) «و آنها را به سمت راست و چپ می‌غلتانیم».

ادامه نوشته

ز: آیا ایشان بدون هیچگونه خالقی آفریده شده‌اند؟ و یا اینکه خودشان آفریدگارند؟

خداوند در قرآن می‌فرماید: ‚و فی أنفسکُم أفَلا تُبصرون (ذاریات : 21) «و در خود نشانه‌هایی [در حقانیت خداوند] وجود دارد چرا آنها را نمی‌بینید؟»

کالبد بشری از سلول‌ها تشکیل یافته، و سلول دستگاه اساسی است که موجود زنده از آن تشکیل می‌یابد، و در کالبد انسان بالغ بر صد تریلیون، یعنی هزارها میلیون سلول وجود دارد، و سلول موجود زنده‌ای است، که با حواس ما قابل تشخیص و رؤیت نیست، و از جمله گلبول‌هایی که نیازمند میکروسکوپ می‌باشد - که شیء را صد و چهل برابر نماید تا با چشم دیده شود، - گلبول‌های قرمز می‌باشد، چون اگر گلبول‌های قرمز را صد و چهل مرتبه بزرگ‌تر کنیم با چشم آنرا می‌بینیم، و وزن آن یک میلیاردم گرم می‌باشد،

و کالبد بشری در هر ثانیه صد و بیست و پنج میلیون سلول را مصرف می‌نماید، و سلول‌ها هر هفته جوانی خود را تجدید می‌نمایند، و اصل و پایه تمام این سلول‌ها که صد تریلیون سلول می‌باشند، سلول نطفه آمیخته (امشاج) می‌باشند که قرآن به آن اشاره نموده و می‌فرماید: انّا خلقنا الانسان من نطفه أمشاج نبنلیه فجعلنهُ سمیعاً بصیراً ƒ(انسان : 2) «ما انسان را از نطفة آمیخته آفریده‌ایم، و چون او را می‌آزمائیم او را شنوا و بینا کرده‌ایم».

و این سلول دارای هسته‌ای می‌باشد، که درباره آن گفته‌اند: این هسته مرکز اداره مدیریت رهبری است، و بر این هسته بیست و سه جفت کروموزوم می‌باشد، و این ماده حیات بوده و اسرار وجود در آن نهفته است، و بر این ژن‌ها، ارائه داد افزون بر هزار میلیون مطلب و اطلاعات را می‌توان چنانچه بخواهیم آنها را بر روی کاغذ بیاوریم، نیازمند یک دایره‌المعارف – افزون بر یک میلیون صفحه، در هر صفحه پنج هزار مطلب و نکته – می‌باشد، و ما از آن مطالب شناخت و آگاهی نداریم.

بحث ژنها، کروموزم‌ها، و سلول‌ها چیز اعجازآوری است، که می‌توان از خلال آن عظمت خداوند را بشناسیم، خداوند می‌فرماید:  وَ فی انفسکم افلا تبصرون (ذاریات : 21)

هنگامیکه انسان غسل می‌نماید و برخی از چیزها به نام چرک از پوست وی دور می‌رود، که همان سلول‌های مرده می‌باشند، و هر سلولی دارای هسته، پرتوپلاسم و جسم و غشاء می‌باشند، و سلول موجود زنده، و قائم به نفس و دارای رشد می‌باشد، و بحث و بررسی درباره سلول به تنهایی سالیانی طولانی در دانشگاه‌ها تدریس می‌گردد. آیا چنین می‌پنداری که تو جسم کوچکی هستی و حال جهان بزرگی در تو نهفته است. آیا آفریدگار بلندمرتبه‌ای که شما را آفریده است، و تو چیز قابل ذکری نبودی نباید به او شناخت پیدا کنی و آیا نباید از وی پیروی و اطاعت کرد؟

ادامه موضوع در قسمت بعدی

ز: تعداد سلول‌ها و عمر آنها

تعداد سلول‌‌ها در کالبد بشری افزون بر میلیاردها و صدها تریلیون می‌باشد، این سلول که امکان رؤیت آن با چشم غیرمسلح ممکن نیست، جز اینکه سلول صد و چهل برابر شود، و وزن آن یک هزارم میلیون گرم می‌باشد، یعنی هرگاه هزار میلیون سلول در کفه ترازویی گذاشته شود با یک گرم واحد برابر می‌گردد، و جسم در هر ثانیه صد و بیست و پنج میلیون سلول مصرف می‌نماید.

و آنچه قابل توجه است، اینکه سلول دارای هسته و کروموزم‌هایی است که حاصل ژن‌ها می‌باشند، و علم [امروزه] به کشف هشتصد [نوع] ژن و یا بیشتر دست یافته است. در سلول هسته، پروتوپلاسم، و جسم (جسم سلول) و غشاء وجود دارد، و غشاء خود [به تنهایی] جای بحث و تأمل است، اما جسم سلول، دانشمندان را متحیر و مبهوت ساخته است، تا اینکه فریاد برآورده‌اند که سلول دستگاه ساختن نیست بلکه دستگاه فیزیولوژی (کاربردی) است، و سلول کوچکترین ماده تشکیل‌دهند جسم نیست.

پس سلول چیست؟

شیء اعجازآور اینکه در سلول پروتون‌ها ساخته می‌شوند، و در سلول مخزن‌هایی است، که برخی مواد در آن ذخیره می‌گردد، و در سلول دستگاه‌های پاکسازی، نایژه‌های رسانا، و تولیدکننده‌های انرژی وجود دارد، تمام موارد مذکور در جسم سلول می‌باشد پس با این وجود سلول دستگاه سازندگی نیست، بلکه دستگاه فیزیولوژیست. اعجازآور اینکه : عمر سلول بر حسب طبیعت خود با هم متفاوت می‌باشند، سلول‌های پوست بیش از یک ساعت زنده نمی‌مانند،

 هر آنگه وارد حمام شوی و بخواهی خود را بشویید احساس می‌کنید چیزی از پوست شما کنده و دور می‌شود، که همان سلول‌های مرده می‌باشند، اما سلول‌های روده‌های کوچک بیشتر از چهل و هشت ساعت زنده نمی‌مانند، یعنی باید بدانید که هر چهل و هشت ساعت سلول‌های روده‌های کوچک شما تجدید می‌گردند، و برخی سلول‌ها مانند سلول‌های چشایی به مدت هفت روز زنده می‌مانند و گلبول‌های سفید نیز بیست و پنج روز زنده می‌مانند.

و چنانچه شما پنج سال زندگی کنید، می‌بایست بدانید، که تمام سلولهای شما جز سلول‌های مغز و قلب تجدید می‌گردند، چون اگر سلول‌های مغز تازه گردند، انسان معلومات خود را – مانند طب، هندسه، تمام معلومات و اطلاعات و خاطرات را فرا گرفته است – فراموش می‌نماید، و به همین خاطر حکمت خداوند اقتضا نموده که سلول مغز و قلب از زمان جنینی تا مرگ در انسان زنده بمانند.

پیر کیست؟ پیر کسی است که عوامل مرگ بر عوامل زندگی و حیات وی غلبه یافته باشد. پس سلول‌ها دارای عمر می‌باشند، پیاپی در جسم وی زنده و مرده می‌گردند، و این همان مفهوم آیه 27 آل عمران می‌باشد، که می‌فرماید: «شب را جزو روز می‌گردانی و روز را جزو شب می‌گردانی، و زنده را از مرده پدید می‌آوری و مرده را از زنده، و به هر کس که بخواهی بدون حساب روزی می‌بخشی».

سلول‌های زنده، سلول‌های زنده را به دنیا می‌آورند،

«هر کس را زنده پدید می‌آوری و به هر کس بخواهی بدون حساب روزی می‌بخشی».

ادامه موضوع در قسمت بعدی

ز: تعادل در تمام مخلوقاتی که خداوند آفریده است

خداوند می‌فرماید: ‚وَالأرْضَ مَدَدْناها و ألْقَیْنا فیها وایسیَ و أنبتنا فیسها مِنْ کل شیءٍ مووزنƒ (حجر : 19) «ما زمین را گسترانیده‌ایم، و در زمین کوه‌های استوار و پابرجایی را پدید آورده‌ایم، و همه چیز را بگونة سنجیده و هماهنگ و در اندازه‌های متناسب و مشخص در آن ایجاد کرده‌ایم».

از نشانه‌‌های بیانگر عظمت خداوند اینکه هر چیزی را آفریده و آنرا متناسب و مشخص قرار داده است، تا چیزی بر چیز دیگر طغیان ننماید، شگفت‌انگیزترین واقعه‌ای که در قاره استرالیا واقع گردید، اینکه نوعی کاکتوس همچون سیم خاردار کاشته شد، اما این گیاه در ادامه رشد خود تمام مساحت بریتانیا را پوشاند، و به گیاه وبائی [آفت] مبدل گردید، و برای اهالی شهرها و روستاها مزاحمت به بار آورد، و مزرعه‌های آنان را نابود ساخت، و مانع از کشت زمین‌هایشان گردید، تا اینکه دانشمندان به حشره‌ای که جز بر کاکتوس ادامه زندگی نمی‌داد دست یافتند، این حشره توانست مرزی را برای گسترش کاکتوس قرار دهد،

گویی که هر آنچه خداوند بیافریده است دارای طبیعت رشد بی حد و مرز است، خداوند برای وی حدی آفریده تا از رشد [بی حد و مرز] آن ممانعت نماید، و این یعنی توازن و تعادل [در آفرینش الهی]. و نظام طبیعت بر مبنای قاعده توازن قرار می‌گیرند، خدای سبحان، غده مخاطی را قرار داده است تا غدّه تیروئید را تحریک و حساس نماید، لیکن هورمون غدّة تیروئید هورمون مخاطی خاص به غده تیروئید را سست می‌نماید، و با این عمل میان غدة مخاطی و غدة تیروئید تعادل و توازن برقرارمی‌گردد.

ادامه نوشته

ز: مرد همسان زن نیست

پروردگار ما خداوند سبحان در قصه مریم علیه السلام می‌فرماید: «هنگامیکه [مادر مریم] مریم را به دنیا آورد گفت: پروردگارا وضع حمل من ماده می‌باشد و تو آگاهتری به آنچه که به دنیا آورده‌ام و نرینه همچون مادینه نیست». (آل عمران : 36)

دانشمندان مسلمان اتفاق دارند بر این که زن در تکلیف، شرافت و مسؤولیت همچون مرد می‌باشد، ولیکن زن در بسیاری چیزهای دیگر همانند مرد نیست، زیرا زن در اساس درونی، اجتماعی، نیروی ادراک و طبیعت تشخیص خود دارای ویژگی‌های خاص خود می‌باشد، فردی که از فرزند پسر و دختر بهره‌مند باشد چنانچه، حرکات و بازی‌ها و خواسته‌های آنان را زیر نظر بگیرد، به اختلاف میان آنان پی می‌برد، دختر کوچک در اوایل عمر دارای علایق و خواسته‌هایی همچون خواسته‌های برادرش نیست گرچه نشانه نرینگی و مادینگی نیز آشکار نشده باشد. (هدف این نیست که مرد را نسبت به زن برتر و اشرفتر جلوه داده شود و در نتیجه برای وی امتیازی قائل شود بلکه هدف این است که زن و مرد در عین تساوی حقوق انسانی و اجتماعی خویش دارای تفاوت وظیفه و استعداد و سلیقه خاص خود می‌باشند.

روانشناسان و خصوصاً روانشناسان کودک و نوجوان بر این باورند که زن دارای ویژگی‌هایی غیر از ویژگی‌های بیولوژی مادی است، علاوه بر آن مرد و زن از نظر جسمی با هم تفاوت آشکاری دارند. نظر برخی دانشمندان درباره تفاوت دقیق مادی و جسمی میان زن و مرد: یکی از دانشمندان پزشکی بعد از تحقیق مفصلی که از کتاب‌ها و منابع معتبر به دست آورده است، می‌گوید: قامت زن در تمام نژادها، از قامت مرد کوتاه‌تر است، میانگین تفاوت در هنگام رشد کامل ده سانتی‌متر می‌باشد، و نیز در وزن ساختار استخوانی زن از ساختار استخوانی مرد سبک‌تر است، و ترکیب ساختار زن از لحاظ نیرو و کار از مرد کمتر و ماهیچه‌های او به مقدار  از ماهیچه مرد کم‌توان‌تر است، اما بافت سلولی زن که شامل بسیاری از ظرفیت‌های خونی و عصب‌های حسی می‌باشد بر مرد برتری داشته، و بافت سلولی او لایه‌های چربی را برای وی فراهم، و ذخیره می‌نماید، و با وجود این لایه چربی شکل دایره‌ای به خود گرفته است.

مغز مرد صد گرم از مغز زن افزون‌تر است و نسبت مغز مرد به جسم وی  می‌باشد، اما نسبت مغز زن نسبت به کالبد وی  می‌باشد، مغز زن دارای کم‌ترین لایه و چین‌های آن کم‌ترین نظام بخشی و سیستم را داراست، و بخش تشخیص [گیرایی] مغز دارای کمترین مساحت است، ولیکن مراکز احساس، شور و هیجان او از لحاظ کارآیی از مراکز مرد شدیدتر است، و سینه و شش زن از سینه و شش مرد وسعت کمتری دارد، ولی نفس زدن وی از تنفس مرد سریع‌تر و قلب وی از قلب مرد کوچک‌تر است، و سرعت نبض او از نبض مرد سریع‌تر می‌باشد.

این تفاوت‌های دقیق [میان زن و مرد] از جهت قلب، تنفس، مراکز احساسی، مغز، ساختار استخوان‌بندی، قامت و وزن بیانگر این است، که آفرینش محکمی از جانب خداوند حکیم انجام گرفته است، و این نظام [ساختار] تکوین زن را نزد مرد محبوب ساخته و خداوند او را مایه سکینه و آرامش مرد قرار داده است، خداوند می‌فرماید:  «و از نشانه‌های خداوند، اینکه از خود شما همسرانی را برای شما آفریده تا نزد آنها آرامش گیرید، و میان شما الفت و رحمت قرار داده است، همانا در این نشانه‌هایی است، برای کسانی تفکّر می‌نمایند». (روم: 21)

ادامه موضوع در قسمت بعدی

ز: توازن و تعادل میان زن و مرد

در اواخر جنگ جهانی دوم آمار نسبت زنان به مردان چهار به یک رسید. یعنی هر چهار زن در برابر یک مرد قرار گرفت، و این نسبت جز چند سال اندکی دوام نیاورد تا اینکه نسبت [میان زن و مرد] به وضعیت طبیعی الهی – صد و پنج درصد مرد و نود و پنج درصد زن – برگشت، و این نسبت، در تمام کشورها، شهرها، قاره‌ها و ازمنه‌ها ثابت است، اما آنچه قابل توجه است، اینکه علیرغم وجود تفاوت تعداد زن و مرد - مثلاً فردی دارای هشت دختر دیگری چهار دختر و چهار پسر و فردی نیز عقیم می‌باشد، - و این نسبت‌های متفاوت در هر شهر و زمان و مکانی در نهایت به نسبت سازمان‌یافته‌ای برمی‌گردند، که جغرافیدانان به آن واقف می‌باشند، مثلاً وزارت دارایی برای اینکه هزینه برمبنای نمودار و برنامه باشد به چه اقدامی می‌پردازد؟

هر حکم و قطع‌نامه‌ای درباره هزینه می‌بایست به ثبت برسد، و چون خرج و هزینه به ثبت برسد، برای آن برنامه‌ریزی می‌شود، در مورد مرد و زن نیز چنین است، که فردی دارای هفت پسر و دیگری هفت دختر، و خداوند در این مورد دارای ثبت دقیقی است، به طوری که در نهایت تماماً برمبنای نسبت مقرر شده از جانب خداوند می‌باشد. و این موضوعی است که مستلزم تفکر و تأمل می‌باشد، با این وجود بعد از سال‌هایی که تمام مادران فرزند ذکور به دنیا آوردند، نسبت مردان به زنان بعد از جنگ جهانی دوم از بیست و پنج به هفتاد و پنج درصد رسید، تا اینکه نسبت [مذکور] تعدیل یافت و به وضعیت کنونی رسید، آیا دست پنهان خداوند در کار نیست؟ آیا پرونده‌های دقیقی این نسبت‌ها را صادر و قانونی نمی‌نماید؟ آیا ترتیبات دقیقی در کار نیست؟

آیه 8 سوره رعد آشکارا [به تأیید موارد مذکور می‌پردازد] و می‌فرماید: «خداوند می‌داند هر زنی چه چیز را حمل می‌کند و می‌داند که رحم‌ها از چه چیز می‌کاهند، و بر چه چیز می‌افزایند، و هر چیز نزد خداوند به مقدار و میزان است».

ادامه موضوع در قسمت بعدی

ز: آفرینش انسان در زیباترین شکل و بهترین سیما

خداوند می‌فرماید: «ما انسان را در بهترین شکل و سیما آفریده‌ایم* سپس ما او را به میان پست‌ترین پستان برمی‌گردانیم* مگر کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته بکنند که آنان پاداش قطع ناشدنی و بی‌منت دارند». (تین: ۶ - ۴)

خداوند هر آنچه را ساخته و آفریده کمال و زیبایی بخشیده  است: «در آفرینش خدای مهربان خلل و نقص نمی‌بیند». (ملک: 3)

‚و با این وجود خداوند در این آیه و آیات دیگر انسان را به زیبایی ترکیب و سیما اختصاص نموده است. «و آنرا به زیبایی شکل و سیما و قامت اختصاص نموده» (انفطار: 8)

و در آیات زیر می‌فرماید: پروردگاری که تو را آفریده است و سپس سر و سامانت داده است، و بعد تو را معتدل و متناسب کرده است. (انفطار: 7)

و این بیانگر فزون عنایت به این آفریده مکرّم است، و اشاره دارد به اینکه انسان نزد خداوند و در نظام هستی دارای ارج و منزلت می‌باشد. این انسان که از لحاظ بافت و ترکیب اعضاء و جهازهای داخلی و ظرافت و کمال پیچیده‌ترین در نظام طبیعت بوده، و از ساخت و طریقه خلقت وی آگاه‌ترین دانشمندان عاجز می‌مانند و او دارای نَفْسی است که با احساسات و عواطف و آرزوها و نیازها و مبادی در کشمکش می‌باشد. به گونه‌ای که آگاه‌ترین روانشناسان از درک واقعیت آن ناتوان می‌باشند.

و در این انسان [نیروی] عقل نهفته است، که دارای مبادی و مسلّمات و نیروی تحلیل و تشخیص و ابتکار می‌باشد و به وی اهلیت برتری و افضلیت بر سایر مخلوقات می‌بخشد. آنچه که بیانگر آفرینش انسان در زیباترین شکل و سیما می‌باشد، وجود دستگاه یا دیواره دفاعی سوم در کالبد انسان می‌باشد. خداوند متعال، انسان را با دستگاه‌های بسیار دقیق مورد بذل قرار داده است، که اولین این دستگاه‌ها پوست می‌باشد، همسان زره و جامه‌ای است بر بدن، میکروب و مواد مضر را از آن به دور می‌سازد، و این (پوست) اولین دیواره دفاعی می‌باشد، خداوند متعال هر عضو جهاز و اندام در انسان رابه دفاع خاص خود اختصاص داشته است.

ادامه نوشته

ز: کالبد انسان

در حیات هرکدام از انسان‌ها نشانه‌های اعجازآوری است که آشکارا بر عظمت خدای عزّ و جلّ دلالت می‌نمایند، که ازجمله آنها کالبدی است که از هر چیز به ما نزدیک‌تر است، در سر هر کدام از ما سیصد هزار موی وجود دارد، که هر موی دارای پیاز، رگ، سرخرگ، ماهیچه، عصب، غده چربی و وراثتی می‌باشد. و شبکه چشم دارای ده قسمت می‌باشد، که در بین مخروط [چشم] و کمانک [آن] صد و چهل میلیون گیرنده نور یافت می‌گردد، و عصبی بینایی که از چشم به مغز می‌رسد شامل پانصد هزار تار عصبی است.

و در گوش همسان شبکه چشم (قسمت‌های مختلف) وجود دارد، و در آن سی هزار سلول شنیداری جهت رساندن پایین‌ترین صداها وجود دارد، و در مغز دستگاهی است - که تفاضل زمانی - که از یک هزار و ششصدم ثانیه کمتر است – برای وصول صدا به هر گوش را اندازه‌گیری می‌نماید، و جهت صدا را برای انسان معلوم می‌سازد. و بر روی زبان جهت شناخت مزه‌های شیرین، ترش، تلخ و شور برآمدگی چشایی وجود دارد، و سپس مزه را به مغز می‌رساند. و هر حرفی که بر روی زبان به صدا در می‌آید، هفده عضله در تشکیل آن شرکت می‌نمایند.

چه کسی باور می‌نماید؟ که در قسمت داخلی دهان پانصدهزار سلول وجود دارد؟ و در هر پنج دقیقه نیم میلیون سلول در دیواره داخلی از بین رفته، و نیم میلیون سلول (زنده) جدید دیگر جای آنها را می‌گیرند. گلبول‌های قرمز خون چنانچه کنار هم چیده شوند طول آن شش برابر محیط زمین می‌باشد، و در هر میلی‌مترمکعب خون پنج میلیون گلبول قرمز وجود دارد، و هر گلبول قرمزی در روز هزار و پانصد بار در خون به گردش درمی‌آید، و مسافت هزار و پنجاه کیلومتر را طی می‌نماید.

قلب (انسان) در عمر متوسط بیشتر از ظرفیت یک [ساختمان] آسمان‌خراش خون تلمبه می‌نماید، در یک دقیقه شصت الی هشتاد بار نبض می‌زند، و در روز هزار بار می‌تپد، که در این تعداد تپش هشت هزار لیتر خون تلمبه می‌نماید و هر دویست لیتر معادل یک بشکه می‌باشد، و برخی دانشمندان تهیه خون توسط قلب را در عمر، پنجاه و شش میلیون گالن حساب نموده‌اند و هرگالن معادل پنج لیتر می‌باشد.

و انسان در هر 2 ثانیه صد و بیست میلیون سلول مصرف می‌نماید، و مغز انسان دارای چهارده میلیارد سلول بیرونی و صد میلیارد سلول پایه‌ای می‌باشد که کارآیی آنها هنوز شناخته نشده است، و مغز پیچیده‌ترین دستگاه در وجود آدمی می‌باشد، با این وجود مغز از فهم حقیقت خود عاجز است. و در دو شش (انسان) همسان خوشه‌های انگور هفتصد میلیون نوع سلول ریوی وجود دارد، و اگر پخش گردند، مساحت دویست متر مکعب را اشغال می‌نماید، و هر دو شش در روز بیست و پنج هزار بار می‌تپند، و صد و هشتاد متر مکعب استنشاق می‌نمایند و در کبد سیصد میلیارد سلول وجود دارد که در ظرف چهار ماه تماماً تجدید می‌گردند، و وظیفه کبد فراوان، مهم و حیرت‌آور است، به طوری که انسان بدون کبد بیش از سه ساعت نمی‌تواند دوام بیاورد.

در جداره معده میلیاردها سلول وجود دارد. در یک روز افزون بر چند لیتر اسید را تراوش می‌نماید، و دانشمندان در حل این معمّا - که چرا معده خودش را هضم نمی‌نماید؟ - بسیار تلاش نموده‌اند، آیا معده اعجازآور نیست؟ و در روده‌ها سه هزار و ششصد موی روده‌ای جهت مکیدن در هر سانتی‌مترمربع یافت می‌گردد، و این موی‌ها تماماً هر چهل و هشت ساعت دوباره تجدید حیات می‌نمایند. و در کلیه دو میلیون دستگاه تصفیه [خون] که طول آنها روی هم صد کیلومتر می‌باشد که در هر روز، پنج بار خون از آنها عبور می‌نماید.

و زیر لایه پوست پانزده میلیون تنظیم‌کننده و تهویه حرارت بدن یافت می‌شود، که همان غدد عرق ریز باشند و هر غدد عرق ریز نیز دارای تهویه، تنظیم، تعدیل حرارت و رطوبت می‌باشد. و کالبدی که ما با آن زیست می‌نمائیم نزدیک‌ترین شیء نسبت به ما می‌باشد و این واقعیت‌هایی است که پزشکان دهها سال پیش آنرا کشف نموده‌اند و مطلقاً جای جر و بحث نیست و قرآن نیز می‌فرماید: «و در خود شما [آیاتی] وجود دارد آیا نمی‌بینید؟». (ذاریات : 21)

ادامه موضوع در قسمت بعدی

ز: آیا هستی معجزه نیست؟

اشیاء عادی و غیرعادی و آنچه را که از طریق عقل به وجود آنها پی می‌بریم، و یا اشیایی را که برخی مردم آن را غیرقابل درک می‌پندارند، تماماً و به طور یکسان در تحت سیطره قدرت الهی قرار دارند، خداوند هر آنچه بخواهد به وقوع ‌پیوندد، همچنانکه در قرآن می‌فرماید: ‚قلنا ینارُکُونی بَرداً و سلاماً علی ابراهیم ƒ(انبیاء: 69) «به آتش دستور دادیم که آتش سرد و سالم شو بر ابراهیم»

آتش جز به اراده خداوند نمی‌سوزاند، هر گاه خداوند بخواهد که بسوزاند، می‌سوزاند و چنانچه او نخواهد، نمی‌سوزاند، و آب با خواست خداوند به صورت سیّال و مایع می‌باشد، و هر گاه خداوند بخواهد جامد و سخت ‌گردد چنان خواهد شد؛ دقت کنید به آنچه که خداوند با موسی انجام داده است و می‌فرماید: ‚فلمّا تَسرعاً الجمعان قال أصحبُ موسی إنّا لمدرکون قال کلاّ إنّ معی ربّی سیهدین فأوحینا إلی موسی اَن اضرب بعصاک البحر فانفلق فکان کلُّ فرقٍ کالطَود العظیم (شعرا : 63) هنگامیکه هر دو گروه یکدیگر را دیدند، یاران موسی گفتند: ما در (چنگال فرعونیان) گرفتار می‌گردیم. موسی گفت :چنین نیست پروردگار با من است، رهنمودم خواهد کرد. به دنبال آن به موسی وحی نمودیم که عصای خود را به دریا بزن، دریا از هم شکافت، و هر بخشی همچون کوه بزرگی گردید.

«با عصایت بر دریا بزن سپس دریا راه خشکی گردد، چرا خداوند خرق عادت می‌نماید؟ چون اگر چیزی را نتیجه سببی دانستی، و چنین پنداشتی که آن سبب آفریده آن شیء است، به شرک دچار شده‌اید، و شما غافل از اینکه خداوند خود آفریننده شیء می‌باشد، و این سبب با نتیجه هماهنگ شده است، و این باور و عقیده درست می‌باشد، ولیکن آنکه در آتش [قوه] احراق ایجاد می‌نماید، و با چشم فرو بستن انتقال از مکانی به مکان دیگر را می‌آفریند، خداوند می‌باشد». پس هرگاه خداوند آفریدگار زمان و مکان بخواهد قادر خواهد بود که شرط زمان و مکان را تعطیل و ابطال نماید، و حکم اسراء و معراج همچون حکم هر معجزه دیگری است، که در قرآن وارد شده است.

نکته دیگر، اینکه اشیاء عادی و غیرعادی هر دو معجزه می‌باشند، به گاوی که به شما شیر می‌دهد، بنگرید که اگر تمام مردم، و دانشمندان شیمی آلی در جهان با هم اجتماع نمایند و دست به دست هم دهند، هرگز نخواهند توانست که از این گیاه سبز شیری بسازند که حاوی خواص شیر و مواد غذایی ما در آن فراهم شود، پس آیا گاو معجزه نیست؟ آیا آفرینش انسان معجزه نیست؟ آیا رویاندن گیاه معجزه نیست؟ آیا بارش باران معجزه نیست؟ و شما در حیطه میلیون‌ها معجزه واقع شده‌اید، و از آنها آگاه نیستید. آیا هستی معجزه نیست؟

ادامه نوشته