ص: راه‌های نفوذ شیطان در انسان - قسمت 7

 سابعاً: ایجاد شك وتردید، دو دلی و بدگمانی است

ایجاد شك و تردید و بدگمانی یكی از راههای خطرناكی است كه شیطان بوسیله آن در انسان نفوذ پیدا كرده و بر او غلبه می‌كند… و این كار چگونه اتفاق می‌افتد؟ شیطان –مثلاً- در ارتباط با صحت و درستی روش تربیتی كه فردی، صادق، پایبند به اطاعت از اوامر الله متعال به دور از كارهای ناشایست، در آن مسیر حركت می‌كند، در رابطه با صحت و درستی روش مورد نظر او را به شك و تردید می‌اندازد، مخصوصاً زمانیكه این شخص در برابر تعداد زیادی افراد گناهكار، افرادی كه پایبند به اطاعت از اوامر الله تعالی نمی‌باشند، قرار می‌گیرد، شیطان او را به اینطریق دچار وسوسه می‌كند كه: آیا تمامی این مردم جهنمی هستند و فقط تو اهل بهشت هستی؟!.

طریقه برخورد درست و فكر صحیح آن است كه هیچگاه زیادی گروهی و یا كمی جماعتی را مقیاس سنجش و صحت و نادرستی قرار ندهی …. حق آن است كه موافق كلام الله متعال (قرآن) و مطابق كلام رسول الله صلی الله علیه وسلم باشد. مقیاس و میزان سنجش جماعت، اكثریت مردم نیست، ولی منظور از جماعت كسی یا كسانی هستند كه موافق با حق باشند و مطابق با حق رفتار كنند، اگرچه تو تنها باشی …خداوند تبارك و تعالی به رسول خودص می‌فرماید: «بیشتر مردم (به سبب تصمیم بر كفر وپیروی از هوی وهوس، به تو) ایمان نمی آورند، هرچند كه تلاش  كنی». [یوسف: ١٠٣].

همانا جماعت آن كسی است كه موافق با اطاعت خداوند باشد و هرگاه جماعت فاسد شد، بر تو واجب است كه از آنچه كه جماعت قبل از فاسد شدن از آن اطاعت می‌كرد، اطاعت كنی، اگر چه تنها باشی در این حالت تو، جماعت هستی….  یكی از راههای نفوذ شیطان در رابطه با شك و تردید، در زمینه نیت درونی شخص است؛ یعنی شخص را وسوسه می‌كند كه در صداقت  نیت درونی خود نسبت به انجام كاری یا عملی شك و تردید و دودلی كند، به انسان می‌گوید: تو ریا كار هستی، بخاطر ریا این عمل را انجام می‌دهی، تو منافق هستی؛ این كار را بخاطر مردم انجام می‌دهی نه بخاطر خداوند تبارك و تعالی- تمامی این شك و تردیدها، بخاطر این است كه فرد، عمل مورد نظر را ترك كند و آن را انجام ندهد.

 از مثالهای دیگری كه در این رابطه می‌توان به آن اشاره كرد. شخصی است كه می‌خواهد صدقه بدهد، و دیگری او را درحین انجام آن كار می‌بیند، با خود می‌گوید: هرگاه من را ببینید، فكر می‌كند كه من ریا كار هستم و بخاطر او این كار را می‌كنم؛ بهترآن است كه این صدقه را ندهم!! در حالیكه ما موظفیم در ارتباط با قضیه نیت به درون خودمان مراجعه كنیم، كه آیا این كار را به خاطر رضایت الله انجام می‌دهیم یا بخاطر رضایت غیرالله. اگر بخاطر رضایت الله است بهتر است آن عمل را انجام بدهیم هر چند كه مثلاً‌ شخصی یا كس دیگری ما را ببیند، و اگر بخاطر رضایت غیرالله است، باید نیت درونی خود را اصلاح نماییم.

به حقیقت مراجعه به درون و نیت درونی خود را در نظر گرفتن؛ كاری بس مطلوب و خوب است، ولی مراجعه آن نیست كه تو را از عمل كردن، باز دارد، بلكه مراجعه آن است كه باعث شود تو كارها را به خاطر رضایت الله متعال انجام دهی و هر لحظه به انجام آن كارها اضافه كنی. : هر گاه در حال نماز خواندن، شیطان تو را وسوسه كرد، به او بگو: ریاكار تو هستی؛ و نمازت را طولانی‌تر بخوان.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

ص: راه‌های نفوذ شیطان در انسان - قسمت 6

سادساً: عدم تشخیص و ارزیابی دقیق و درست، نسبت به خود و استعدادهای درونی

شیطان برای نفوذ در نوع نگرش انسان به خود، دو روش یا طریقه را به مرحله اجرا درمی آورد:

1-نگرش غرور، خودپسندی، خود بینی و تكبّر: بدین معنی: كه شیطان، انسان را طوری وسوسه می‌كند كه همیشه با دید، خودبینی و خود پسندی، به خود نگاه كند، لذا با این روش، انسان را دچار غرور و تكبّر می‌كند، به او می‌گوید: تو این كار را انجام می‌دهی آن كار را انجام می‌دهی، به خودت نگاه كن، ببین كه چه كارها كرده ای، در نتیجه این وسوسه‌ها، انسان تغییر پیدا كرده و تكبر می‌كند و احساس غرور به او دست می‌دهد، دیگران را تحقیر و كوچك می‌شمارد، حق را انكار می‌كند و اگر اشتباهی از طرف او رخ دهد، از اینكه توبه كند و از كار خود پشیمان شود، خودداری می‌كند، و اینكه در مجلس درس كس دیگری بنشیند و علم یاد بگیرد، خودداری می‌كند.

 در بعضی از جلسه‌های تعلیم دیده‌ای. زمانیكه بعضی افراد، در هنگام قرائت قرآن كریم دچار اشتباه می‌شوند، باید تا زمانیكه اشتباهات خود را اصلاح می‌نمایند، در این نوع جلسات حضور داشته باشند، درحالیكه بخاطر قرار گرفتن در چنین موقعیت سختی در مقابل مردم، چون دوست ندارند كه جلوی مردم به اصطلاح شرمنده، و خجالت شوند و از آنان اعتراض بشنوند، از آمدن به این نوع جلسات و حلقه‌های درسی خودداری می‌كنند و در طول حیات، اشتباهات خود را اصلاح نمی‌نماید و اگر كمی فكر كند، می‌داند كه همان كسی كه امروز قرآن را درست و صحیح می‌خواند، زمانی مثل او ناتوان در قرائت قرآن بوده است، ولی با مرور زمان یاد گرفته است، و اگر چنین صفتی و یا طرز فكری در این نوع افراد باشد، تمام زندگی خود را صرف یاد گرفتن می‌كند...

انسان هرگونه اخلاق و رفتار بدی داشته باشد اگر فكر كند كه می‌تواند آن را از مردم مخفی كند، در نهایت مردم آن را می‌دانند، به همین ترتیب بر هر انسانی واجب است كه تلاش كند و خود را طوری یا دبدهد، كه عادات و صفات نادرست و ناشایست را بجای اینكه از مردم مخفی بدارد، آنها رااصلاح كرده و از خود دور كند.

ادامه نوشته

ص: راه‌های نفوذ شیطان در انسان - قسمت 5

خامساً: ایجاد احساس كمال و كامل بودن دروغی و جعلی و كاذب در انسان است

مثلاً شیطان این احساس را در درون انسان ایجاد می كند كه او كامل است و هیچ عیب و نقصی در او نیست. به او می‌گوید: تو از هركس دیگری غیر از خود بهتر و برتر هستی، تو نماز می‌خوانی درحالیكه بسیاری از افراد هستند كه نماز نمی‌خوانند، تو روزه می‌گیری در حالی كه خیلی از افراد هستند كه روزه نمی‌گیرند، تو را وادار می‌كند و تو را در موقعیتی قرار می‌دهد كه خود را با كسانی كه نسبت به تو در انجام دادن اعمال صالح مثل نماز، روزه و… كوتاهی می‌كنند، مقایسه كنی. و ایجاد این نوع احساس و طرز فكر از طرف شیطان فقط بخاطر این است كه تو را از انجام عمل صالح بیشتر و بهتر باز دارد. ولی اگر در این رابطه به وسوسه‌های شیطان جواب ندهی، هیچوقت خود را بهتر و برتر از دیگران نمی بینی بلكه مداوم سعی می‌كنی كه اعمال صالح خود را بیشتر و بهتر جلو دهی.

مثلاً شیطان می‌گوید: عمل تو در روز قیامت برای تو شفاعت خواهد كرد. سپس فرد را به انجام اعمال مباح مشغول و سرگرم می‌كند و از انجام اعمال صالح باز می‌دارد. می‌گوید: كمی استراحت كن- زیاد خودت را خسته نكن. تو الآن مشغول هستی، می‌دانی كه از دیگران بهتر هستی …. و به همین ترتیب كاری می‌كند كه در ارتباط با انجام عمال صالح، سستی و تنبلی در او ایجاد كند و برای انجام آنها تلاش و كوشش نكند.

ولی آنچه كه مورد نظر و مطلوب ما است این كه خود را با كسی مقایسه كنی كه همیشه روزهای دوشنبه وپنجشنبه روزه می‌گیرد، درحالیكه تو این سنت را رعایت نمی‌كنی، به فلانی نگاه كن و خود را با او مقایسه كن كه تمامی سنت‌ها را انجام می‌دهد و تو آنها را انجام نمی‌دهی. این نوع مقایسه كردن مطلوب و مورد نظر است.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

ص: راه‌های نفوذ شیطان در انسان - قسمت 4

رابعا: تاخیر، دست به دست كردن، امروز و فرداكردن، به عقب انداختن

از راههای دیگر نفوذشیطان، دست به دست كردن و به عقب انداختن، بلندپروازی، و آنچه را كه بعضی از مردم به اسم «العائق الكبیر» مانع بزرگ یا سدراه بزرگ، می‌نامند، است.

بعضی از مردم هر نوع از مسئله‌ای را كه برای آنان پیش می‌آید به عنوان سد و مانع، قلمداد می‌كنند مثلاً می‌گوید: هرگاه از تحصیل فارغ شدم -ان شاء الله- توبه می‌كنم!! و این همان مانع و سدّ تحصیل است. یعنی تحصیل را به عنوان سدّ و مانعی در مقابل توبه كردن قرار داده است: از تحصیل فارغ شود یا می‌گوید: هرگاه وظیفه خود را كامل نمودم، توبه خواهم نمود، درحالیكه وظیفه خود را تكمیل می‌كند ولی توبه هم نمی‌كند. به همین ترتیب ادامه می‌دهد یا می‌گوید: هرگاه به حج رفتنم و برگشتم، یا اگر ازدواج كردم و یا اگر… و یا اگر…

همیشه در مقابل خود مانع وسدّ ایجاد می‌كند، دست به دست می‌كند، به تأخیر می‌اندازد، و همراه با آرزوهای دست نیافتنی یا بلند پروازی زندگی می‌كند، همینطور به زندگی خود ادامه می‌دهد تا می‌میرد و زندگی واقعی و حقیقی خود را شروع نمی‌كند. هدف نهایی كه شیطان از تو می‌خواهد آن است كه تو را از عمل بازدار دو یا آن را به تاخیر بیندازی، دست به دست بكنی، و این یكی از راههای بسیارخطرناك، برای نفوذ شیطان درانسانهای صالح است.

شیطان تو را وسوسه می‌كند و به تو می‌گوید:…. . تو تا حالا توانایی این را نداشته ای كه مردم را تعلیم دهی یا آنان را به راه راست دعوت كنی…. صبر كن تا خود یاد بگیری و ما خود مأموریم كه تبلیغ كنیم و مردم را به دین خدا دعوت دهیم، هرگاه چیزی یادگرفتی آن را به مردم یاد بده اگر چه یك آیه از آیات قرآن باشد. یعنی همین طور تو را دست به دست می‌كند تا كار مورد نظر را به تاخیر بیندازد.

بسیاری از افراد هستند كه خیلی جدی و قاطع می‌خواهند كاری را انجام دهند، ولی شیطان او را دست به دست كرده وكار او را به تأخیر می اندازد. او را وادار می كند كه بگوید: سوف، یعنی انجام خواهم داد یا خواهم رفت، یا خواهم…. و افراد زیادی هستند كه سعی می‌كنند كار خوب انجام دهند ولی شیطان او را ازآن كار باز می‌دارد یا او را به تاخیر كردن درآن كار وادار می‌كند، و گاهی فقیه یا متعلم با طلبه تصمیم می‌گیرد كه درس خوانده شد را تكرار كند، مثلاً ولی به او می‌گوید: مدتی استراحت كن بعداً مطالعه كن.

مثلاً، شیطان عادتاً تنبلی را دوست دارد، و دوست دارد كه انجام دادن كار را به تاخیر بیندازد، وچه بسا شیطان برعابدی كه درشب نماز می‌خواند نفوذ كرده و او را وسوسه می‌كند و به او می‌گوید: شب دراز است تا صبح وقت داری و او را به همین ترتیب وسوسه می‌كند و نمی‌گذارد كه نمازش را بخواند!!.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

ص: راه‌های نفوذ شیطان در انسان - قسمت 3

ثالثا: رسیدگی كامل به یك چیز وعدم رسیدگی و كوتاهی در موارد دیگر قضایا

1- ارتباط با فرد: فردی مثلا مرتكب گناهان و نافرمانیهای زیادی می‌شود و در عین حال نماز می‌خواند و معترف است به اینكه نماز ستون دین است، و اولین عمل از اعمال انسان  كه در روز قیامت از آن سوال می شود، نماز است لذا معتقد است كه مرتكب شدن به بعضی گناهان لطمه ای به او وارد نمی‌سازد!! در این حالت نماز را طوری برای خود تعریف می‌كند كه بزرگترین عبادت است  تا بدین ترتیب كوتاهی خود را درمورد سایر عبادات دیگر توجیه كند و با این كار می‌خواهد نماز را وسیله‌ای برای پوشاندن و در حقیقت مخفی كردن كوتاهی‌ها و ارتكاب معاصی و گناهان خود قراردهد.

درست است كه نماز، اساس دین است، ولی كل دین نیست، با این روش و طرز فكر، شیطان پرده بر كوتاهی و سستی‌های او می‌كشد، در بعضی موارد، شیطان به این طریق در شخص نفوذ پیدا می‌كند كه آن شخص می‌گوید: (الدین المعامله)… دین یعنی ارتباط و برخورد درست با مردم و مهمترین چیز آن است كه با مردم خوب باشی، رفتار درست داشته باشی، به آنان دروغ نگویی، و آنان را فریب ندهی، اگر چه نماز هم نخوانی؛ زیرا رسول اكرم صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: «دین یعنی ارتباط و برخورد درست با مردم».

و یا شخص دیگری می‌گوید: مهمترین چیز، نیت پاك است! من هیچ وقت، حسد، كینه و دشمنی نسبت به مردم در دل ندارم در حالیكه هیچگونه عمل صالحی هم انجام نمی‌دهد، فقط به این مورد كه همان نیت پاك است، اكتفاء می‌كند! از موارد دیگری كه بعضی از مردم به آن معتقدند، این است كه تدریس و خواندن قرآن به زیبایی و درست ادا كردن حروف و مخارج آن را بر هر كار دیگری ترجیح می‌دهند…. بسیاری از كارهای مهم دیگر را ترك كرده و انجام نمی‌دهند: زیرا او این اعتقاد را در ذهن خود جای داده است كه خواندن صحیح قرآن به روش مذكور از هر كارو  مسئله‌ای مهمتر است، و بدون شك، صحیح قرائت كردن قرآن تنها قضیه مهم و موجود در اسلام نیست و اینكه به آن هیچ گونه اهمیتی هم ندهیم، اشتباه است، ولی از مسائل مهم این است كه صحیح خواندن قرآن همراه با لحن و تجوید را در مقابل سایر اعمال  مهم دیگر در اسلام قرار داد. و آن را وسیله ای برای كوتاهی و چشم پوشی از مهمات دیگر دین قرار ندهیم.

ادامه نوشته

ص: راه‌های نفوذ شیطان در انسان - قسمت 2

ثانیا: آرایش و زیبا جلوه دادن بدعت برای انسان است

شیطان همواره در تلاش است  تا بدعت را برای انسان زیبا وخوب جلوه دهد، مثلاً به او می‌گوید: مردم در این برهه از زمان، دین را ترك كرده‌اند، و واقعاً دعوت و برگرداندن آنان به دین مشكل است. پس امیدوارم با اضافه كردن به بعضی از عبادتهایی كه ما انجام می‌دهیم، مردم به سوی دین و دینداری برگردند، یا به روش دیگری به عبادتی كه از طریق سنت رسول اكرم صلی الله علیه وسلم ثابت شده است، اضافه می‌كنند مثلاُ شیطان بدین طریق عمل كرده و می‌گوید: زیاد كردن بر كارهای خیر، خوب است، پس به مقدار و حد و حدود آن اضافه كن، و آن را به شكل عبادت جلوه می‌دهد، و در نتجه آنرا به عنوان عبادت جدیدی معرفی می‌كند.

یا بعضی‌ها می‌گویند: «مردم از دین، دور شده‌اند، شاید ما با آوردن و ساختن بعضی احادیث آنان را بترسانیم و به دین برگردانیم».

لذا احادیثی را اختراع می‌كنند و آن را به پیامبر صلی الله علیه وسلم نسبت می‌دهند و می گویند: ما دروغ می‌گوییم ولی به رسول الله صلی الله علیه وسلم دروغ نسبت نمی‌دهیم بلكه به خاطر او دروغ می‌گوییم!! حدیثی را وضع می‌كنند، اختراع می‌كنند تا بوسیله آن مردم را از آتش جهنم بترسانند!! از یك طرف آتش جهنم را بطور غریب و ترسناكی برای مردم جلوه سازی كرده و از طرف دیگر بهشت را عجیب و غریب فرض می‌كنند!

در حالیكه ما می‌دانیم كه عبادات توقیفی هستند، یعنی همانطوریكه از طرف رسول صلی الله علیه وسلم آمده‌اند یا آنگونه كه از جانب خداوند سبحانه و تعالی به سوی رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده‌اند، قبول كرده و می‌پذیریم، لذا ما نمی‌توانیم از آنها كم و یا زیاد كنیم، و آنطور كه دوست داریم آنها را تغییر دهیم، در غیر اینصورت اگر تغییر و تحولی، در آنها صورت بگیرد، بدعت و از كارهای شیطان است.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

ص: راه‌های نفوذ شیطان در انسان - قسمت 1

نخست: ایجاد فتنه و آشوب در بین مسلمانان و همچنین سوء ظن در بین آنان است:

رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: «به حقیقت شیطان از اینكه بندگان صالح خداوند او را عبادت كنند، ناامیدشده است ولی همیشه در تلاش است تا در بین آنان فتنه و آشوب و جنگ و جدل ایجاد كند».

یعنی سعی می‌كند كه در بین آنان دشمنی، كینه، فتنه و آشوب ایجاد كند و بدین ترتیب با همدیگر مشغول شوند، و در روایتی دیگر آمده است كه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده اند: «در حقیقت شیطان از اینكه بندگان صالح خداوند در جزیره العرب (شبه جزیره عربستان) او را عبادت كنند، نا امید شده است».

سوء ظن معمولا از وسوسه‌های شیطان است، و در حدیثی كه ام المؤمنین صفیه دختر حییل روایت كرده است، می‌گوید: «رسول الله صلی الله علیه وسلم در مسجد اعتكاف كرده بود، من هم شبانه برای دیدن او رفتم و با او در رابطه با آنچه كه لازم بود صحبت كردم، سپس خواستم  كه به خانه برگردم، رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز همراه من آمد، دو مرد از انصار از كنار ما گذشتند، زمانیكه رسول الله صلی الله علیه وسلم را دیدند، با عجله تر رفتند. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: صبركنید عجله نكنید، همانا این زنی كه با من است، - ام المؤمنین- صفیه دختر حییل است».

آن دو مرد گفتند: پاك و منزه است الله ای رسول خدا-سبحان الله یا رسول الله (یعنی پناه می‌بریم به خدای پاك و منزه از اینكه در مورد شما فكربد بكنیم) سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «همانا شیطان مانند خون در بدن انسان جاری است (یعنی هر لحظه مانند خون كه در بدن جاری است وسوسه‌های شیطانی نیز در فكر و خاطر انسان نفوذ می‌كند) ترسیدم كه مبادا فكر بدی یا چیزی رادر دل شما بیاندازد. هرگاه مردی با زنی در شب رفت و آمد كند، می‌تواند زمینه شك و تردید، و سوء ظن برای دیگران  فراهم كند به همین دلیل رسول الله صلی الله علیه وسلم خواست كه این زمینه را از بین ببرد لذا می‌فرماید: عجله نكنید، همانا این زنی كه همراه من است، صفیه است»… با توجه به این مساله می‌توان نتیجه گرفت كه:

بر هر كسی واجب است كه هر گاه در مجال اتهام وسوء ظن قرار گرفت، حقیقت موضوع را برای كسی كه تو را در آن موقعیت می بیند، توضیح دهی تا واقعیت رابشنود و جای هیچ گونه شك و تردید و سوء ظنی باقی نماند. پس ایجاد سوء ظن در مورد دیگران یكی از راههای  نفوذ شیطان است و اگر در این رابطه توانایی مقابله با وسوسه های شیطان را نداشته باشی كاری می كند كه همیشه جنبه منفی قضیه ای را كه می بینی یا می شنوی، در نظر بگیری.

همچنین كار دیگر شیطان این است كه در بین مردم، فتنه و آشوب ایجاد می‌كند، با توجه به حدیثی كه مسعود بن صرد رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت كرده است، سلیمان می‌گوید: همراه پیامبر صلی الله علیه وسلم نشسته بودم دو مرد به هم ناسزا می‌گفتند، چهره یكی از آن دو نفر در اثر شدت ناراحتی و عصبانیت سرخ شده بود، نبی اكرم صلی الله علیه وسلم فرمود: به حقیقت كلمه یا جمله ای را می دانیم كه اگر آن جمله را بگوید وضعیت او تغییر پیدا می‌كند. اگر بگوید: أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، «پناه می‌برم به خدا، از شرشیطان رانده شده) و ضعیت او تغییر پیدا می‌كند»

ادامه موضوع در قسمت بعدی

ص: روشهای به كار گیری شیطان در گمراه کردن انسان

معمولا شیطان یا از لحاظ اعتقادی و یا از لحاظ عملكرد انسانی، راههای زیادی را برای نفوذ كردن در انسان اتخاذ می‌كند.  نفوذ كردن شیطان از لحاظ اعتقادی شش مرحله دارد كه عبارتند از:

^ مرحله اول: به شیطان سعی می‌كند كه انسان را و ادار به كفر یا شرك كند، در این حالت اگر شخص مورد نظر مسلمان باشد، كار او را به مرحله می‌كشاند.

^ مرحله دوم : مرحله بدعت است، كه شخص مورد نظر بدعت ایجاد می‌كند یعنی آنچه را خداوندبه آن دستور نداده یا رسول الله صبلی الله علیه وسلم به آن امر نكرده است، وارد دین كرده و به آن عمل می‌كند، در این حالت  اگر شخص مورد نظر مسلمان باشد وارد مرحله سوم خواهد شد.

^ مرحله سوم: مرحله ارتكاب گناهان كبیره است، و اگر خداوند -تبارك وتعالی- انسان را از مرتكب شدن به این اعمال زشت محفوظ دارد، شیطان در این مرحله باز ناامید نیست از اینكه انسان را فریب دهد.

^ مرحله چهارم: مرحله گناه صغیره و مرتكب شدن به آنها است اگر انسان در این مرحله از ارتكاب به آنها محفوظ شود، مجددا شیطان او را به كارهای شیطانی دیگر، مشغول می‌دارد.

^ مرحله پنجم: شیطان، انسان را به انجام اعمال مباح مشغول می‌دارد، بدین ترتیب كه انسان خود را مشغول وسرگرم می كند و وقت خود را صرف كارهای مباح می‌كند، و به امور مهمتری كه به آن دستور داده شده، نمی‌پردازد.

^ مرحله ششم: در این مرحله شیطان، انسان را به كاری مشغول می‌دارد و او را از انجام عملی كه نسبت به آن كار افضل تر و برتر است، باز می‌دارد، مثلاً به جای فرض به انجام سنت می‌پردازد، و یا آنقدر خود را به انجام عمل سنت مشغول و سرگرم می‌كند كه فرض را ترك می‌نماید!!.

پس شیطان نسبت به انجام افكار بد خود حریص و جدی است اما در عمل كردن به برنامه‌های خود، قدم به قدم انسان را وادار به انجام آن می‌كند، همانطور كه خداوند-سبحانه وتعالی- می‌فرماید:«(این خداست كه برای شما) از چهارپایان (یعنی: شتر، گاو و گوسفند و بز) حیواناتی (را آفریده است كه بزرگ و) باربرند، و حیواناتی (را آفریده است) كه كوچكند (و از پشم و موی آنها فرشها و گستردنیها تهیه می‌كنید، اینها روزی خداوند برای شمایند) از آنچه خدا نصیب شما كرده است (و برای شما حلال نموده است) بخورید و از راههای شیطان پیروی نكنید، بیگمان شیطان دشمن آشكار شماست». [الأنعام: ١٤٢].

شیطان در مراحل اولیه نفوذ، هر دفعه از انسان چیزی یا كاری می خواهد و به همین ترتیب كار خود را ادامه می‌دهدتا به هدفش می رسد، و در هر كسی با توجه به موقعیت و تناسب حال و شخص مورد نظر، نفوذ می كند مثلاً بر انسان زاهد از راه زهد نفوذ می‌كند، و بر یك عالم از راه علم و بر یك جاهل از طریق جهل و نادانی وارد می‌شود!.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

ص: حقيقت شيطان

حقیقت و ماهیت شیطان یك مساله اساسی و مهم در ارتباط با عقیده فرد مسلمان می باشد…. كه شیطان چیست؟!. آیا شیطان موجودی حقیقی است؟ آیا معنوی؟ یا همانطور كه بعضی ها گمان می كنند شیطان همان افكار بد و وسوسه های درونی است؟! یا شیطان همان میكروبها هستند آنگونه كه بعضی ها معتقدند؟! یا به عبارت دیگر شیطان نمادی از شر و بدی است، كه به اسم شیطان از آن صحبت می كنیم ؟! و عقیده مسلمانان در این رابطه چیست؟ بنابر عقیده ما شیطان از طائفه جنّی‌ها است همانطور كه خداوند تبارك وتعالی می‌فرماید:

«(ای پیغمبر آغاز آفرینش مردم را بر ایشان بیان كن)آنگاه را كه ما به فرشتگان گفتیم:برای آدم سجده كنید(بخاطر اكرام واحترام، نه عبادت وپرستش)همگی سجده بردند به جز ابلیس كه از جنیان بود واز فرمان پروردگارش سرپیچی كرد…. ». [الکهف: 50].

و ما به وجود جن ایمان داریم، و می‌دانیم كه شیطان، از طائفه جنی ها است، و او همراه تمام انسانها است، و با هر انسانی، شیطانی قرین است، و دلیل این گفته، فرموده رسول اكرم صلی الله علیه وسلم است كه  می‌فرماید: «هیچكدام از شما نیست مگر اینكه همراهی از جنی ها و همراهی از ملائكه با او قرین شده است…. و گفتند: شما هم یا رسول الله؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: حتی من هم، ولی خداوند من را بر او غالب كرده است، و فقط به حق امر می‌كند. (نمی تواند مرا به كارهای نادرست امر كند) ».

لذا همراه هر انسانی همدم، همنشینی از جن است حتی همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم، با این تفاوت كه خداوند رسول الله صلی الله علیه وسلم را بر او غالب و مسلط گردانیده است و او را جز به حق و درست امر نمی‌كند.

خداوند می‌فرماید:  «بگو: پناه می‌برم به پروردگار مردمان 1- به مالك و حاكم (واقعی) مردمان، 2- به معبود (به حق) مردمان، 3- از شر و وسوسه گری كه واپس می‌رود (اگر برای چیره شدن بر او، از خدا كمك بخواهی و خویشتن را در پناهش داری، 4- وسوسه گری است كه در سینه‌های مردمان به وسوسه می‌پردازد (و ایشان را به سوی زشتی و گناه وترك خوبیها و واجبات می خواند) 6- (در سینه های مردمانی) از جنیها وانسانها». [الناس: 6 -  1].

با توجه به آیات فوق، وسوسه یا از جانب انسانهای بدكار است و یا از جانب جنی ها است، پس شیطان جنی هم باعث وسوسه انسان می‌شود. شیطان صاحب فرزند بوده و پی در پی افزایش پیدا می‌كند. «آیا او وفرزندانش را، به جای من سرپرست ومددكار خود می‌گیرید؟!». [الكهف: ٥٠].

فرزندان شیطان وكسانی كه از او تبعیت می‌كند، همواره در تلاش هستند تا نسل بشری را در این دنیا گمراه و منحرف سازند.

ادامه موضوع در قسمت بعدی