W: نکات و ملاحظاتی در مورد عقیدهی مسیحیها - بخش ششم
پنجم: حکم اسلام در مورد عقیدهی تثلیث قسمت 2
2- و قوله تعالی: «بیگمان کسانی کافرند که میگویند(خداوند در عیسی حلول کرده است و) خدا همان مسیح پسر مریم است. (در صورتی که خود)عیسی گفته است، ای بنی اسرائیل! خدای یگانهای را بپرستید که پروردگار من و پروردگار شماست. بیگمان هر کس انبازی برای خدا قرار دهد خدا بهشت را بر او حرام کرده است. (و هرگز به بهشت گام نمینهد) و جایگاه او آتش (دوزخ) است. و ستم کاران یار و یاوری ندارند. (تا ایشان را از عذاب جهنم برهاند.) (مائده: 72).
خداوند در این آیات تمام گروهای مسیحی چه ملکیه، یعقوبیه و نسطوریه باشد را کافر قرارداده است. چون معتقد هستند مسیح علیه السلام الله است. یعقوبیه: گروهی بودند که میگفتند:خدا تا آن مدت که میل داشت پیش ما بود بعداً به آسمان صعود کرد. نسطوریه: گروهی بودند که میگفتند: پسر خدا مدتی با ما بود بعداً خداوند او را پیش خود برد.
خداوند بزرگتر از این سخنان و پاک و منزّه است. در حالی که مسیح علیه السلام از آنها پیشی گرفته و گفته است: که من بندهی خدا و فرستادهی او هستم او اولین حرفی که در زمان بچّگی در مهد بر زبان آورد این بود که گفت: من بندهی خدا هستم. نگفت: من الله یا پسر الله هستم، بلکه گفت: «(عیسی ؛) گفت: من بندهی خدایم، کتاب انجیل را به من داده و مرا پیغمبر خود قرار داده است». (مریم: 30)
3- قوله تعالی: «بیگمان کافرند کسانی که میگویند خداوند یکی از سه خدا است! (اعتقاد به تثلیث) (در صورتی که) معبودی جز معبود یگانه وجود ندارد (و خدا یکی بیش نیست) و اگر از آن چه که میگویند دست نکشند (و از معتقدات باطل خود برنگردند) به کافران آنان (که بر این اعتقاد باطل ماندگار بمانند) عذاب دردناکی خواهد رسید.» (مائده: 73).
این آیه مخصوصاً در مورد مسیحیها نازل شده است. بعضی میگویند منظور کفّار مسیحی است که معتقد به أقنومهای سه گانه هستند که شامل اقنوم پدر، اقنوم پسر و اقنوم کلمه میباشد، همه اینها از پدر به سوی پسر سرچشمه میگیرند که خداوند از این سخنان پاک و منزه و بزرگتر است. در مورد این مسیحیان نازل شده که عیسی علیه السلام و مریم علیها السلام را دو خدا با الله میدانند و در نتیجه با این اعتبار الله را سومین خدا به حساب میآورند.
کافر بودن مسیحیها از جهت عمل آنها است که بدون فهم و علم و آگاهی آن را انجام میدهند، آنها انواع عبادتها را بدون اینکه از طرف خدا تعیین شده باشند انجام میدهند و نسبت به خدا چیزهایی میگویند که نسبت به آن کمترین آگاهی و علم ندارند.
پنجم: اعتقاد مسیحیها به صلیب کشیده شدن عیسی عیه السلام چیزی که بسیار جای تعجب است مسیحیها گمان میبرند عیسی علیه السلام به دار آویخته شده است و مرده و نفس و روح ناطق از او جدا شده است. و جسد و جسم او تبدیل به جثّهای بدون روح گشته است. در انجیل متی اصلاح شده 27 شماره 26 آمده است: (... أما یسوع به او شلاق زد و او را تسلیم دشمن نمود تا به دار آویخته شود.) العهد الجدید، ص 68.
و در شماره 38 همین مبحث بالا آمده است: (در آن زمان دو تا دزد با او به دار آویخته شدند، یکی طرف راست و دیگری طرف چپ.) العهد الجدید، ص 69. در موضوع اعمال رُسُلْ تصحیح دوم شماره 23 آمده است: (... و با دستان انسانهای گناهکار و عاصی او را به دار آویختند و به قتل رساندند.) العهد الجدید، ص 250.
ادامه موضوع در قسمت بعدی
این مـــرگ،