G: نکته یکصد و یک

#101#

ساعتت را پنج دقیقه جلوتر تنظیم کن.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

ب: تلاوت شماره 5

لینک دانلود: تلاوت مجلسی سوره بلد آیات 1 تا 20 با صدای عبدالباسط

حجم فایل: 2 مگابایت

مدت زمان: 3 دقیقه و 48 ثانیه

ادامه موضوع در قسمت بعدی

B: عوامل بد فرجامی - قسمت دوم

2- اصرار بر گناه: كسی که یک گناه را بارها و بارها انجام دهد، محبت آن گناه در دلش جای می‌گیرد. از طرفی، هر چیزی در زندگی پیوسته همراه انسان باشد و انسان بدان انس و الفت گرفته باشد، به‌هنگام مرگ و سکرات، انسان آن‌را در ذهنش تداعی می‌کند و به یاد می‌آورد. حال اگر انسان زندگی را با فرمانبری از الله متعال و محبت او سپری کرده و با آن مأنوس شده باشد، به هنگام مرگ نیز فرمانبردار است و یاد الله بر زبان او جاری می‌باشد و اگر عمری را با سرکشی از فرمان الله سپری کرده باشد، هنگام مرگ به یاد آن گناهان و سرکشی می‌افتد و سختی‌اش دوچندان می‌شود.

گاهی به هنگام مرگ، شهوت و گناهی بر انسان و قلبش چیره می‌شود و بین او و پروردگارش مانعی ایجاد می‌کند و باعث می‌شود که در آخرین لحظات عمر هم به گناه آلوده شود و بر بدبختی خود بیفزاید.  همانگونه که رسول‌الله‌ صلی الله علیه وسلم در حدیثی می‌فرماید: گناه در آخرین لحظه‌ی زندگی موجب گمراهی و بدبختی می‌شود‏»‏ ‏«‏گناهان پلی به سوی کفر هستند.‏»‏

كسی كه از الله سرکشی نکند و یا پس از انجام گناه توبه كند، از چنین خطری به دور و در امان است؛ اما كسی كه به كثرت مرتكب گناه می‌شود، آن‌گونه که گناهانش بیشتر‌ از کارهای خوبش باشد، و با تکرار گناه، توبه را تأخیر اندازد، به شدت در معرض خطر بدبختی و افتادن در دوزخ قرار می‌گیرد، چون محبت و گرایش به گناه، موجب می‌‌شود که گناه در ذهن جای گرفته و بدان گرایش پیدا کند و هنگام مرگ و سکرات هم بر چنین حالتی باقی بماند و در نهایت به بد‌ترین سرنوشت بیانجامد.

بی‌تردید، انسان در عالم خواب و رویا، چیزهایی می‌بیند كه پیوسته با آن‌ها سروکار دارد. مثلاً اگر كسی عمرش را در دانش و مطالعه سپری نموده است، در خواب چیزهایی مربوط به دانش و دانشمندان مشاهده می‌كند و اگر كسی عمرش را با خیاطی سپری کرده باشد، در عالم خواب نیز چیزهایی در همان مورد می‌بیند.

گرچه مرگ چیزی بالاتر از خواب است، اما آغاز و سكرات آن، تشابه زیادی با خواب دارد. بنابراین، محبت و دلبستگی به گناه موجب یادآوری آن گناه به هنگام مرگ و گرایش قلب و نفس بدان می‌شود و اگر در چنین حالتی روح از بدن جدا شود، به پایانی بس خطرناک و بد می‌انجامد.

 شخصی در زندگی پیوسته شراب می‌نوشید و آن شراب هم‌نشین و دوست همیشگی او بود، وقتی دچار سكرات مرگ شد، یكی از بستگانش نزد او آمد و شهادتین را به وی تلقین می‌کرد؛ اما او به جای كلمه‌ی توحید گفت: بنوش و به من نیز بنوشان. سپس جان سپرد.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

الف: فضیلت نماز - قسمت ششم

برادران و خواهران مسلمان توجه نمایید كه چگونه الله متعال حال اهل جنت را بیان می نماید كه در جنت و در بین نعمتها و لذتهای آن زندگی می‌كنند، و الله متعال اهل دوزخ و حالت آنها را به اهل بهشت نشان می‌دهد در آن حال اهل جنت از آنهایی كه در جهنم اند می پرسند: «چه چیزهائی شما را به دوزخ کشانده است و بدان انداخته است؟» مدثر:42

 یعنی اهل جنت از آنها می پرسند كه چه چیز سبب شده كه در این عذاب سخت گرفتار باشید؟ جواب می‌دهند: «میگویند: (در دنیا) از  زمرة نماز گزاران نبوده‌ایم». مدثر:43

آری، آن گروهی كه در این عذاب سخت گرفتارند، از ذكر الله متعال روی گردان بودند. دنیا را در عیش و عشرت بسر بردند و از آخرت غافل شدند، و در حالی از دنیا رفتند كه اطاعت پروردگار خود را نمی كردند زیرا كه از خدای خود نمی ترسیدند و متكبر و سركش بودند، پس جزای آنها این هست كه در آن روز به روی خود افتاده و كشان كشان آنها را به سوی آتش ببرند. «روزیکه کشیده شوند در آتش، بر روهای شان، روی زمین کشیده میشوند(گفته شود بایشان) بچشید مزه (رسیدن) آتش را». قمر:48

ای كسی كه از نماز غافلی! ای كسی كه دنیا و لذتها و شهوات زودگذر آن ترا مغرور كرده است و نمی‌خواهی در مقابل خالقت و پروردگارت سر به سجده بگذاری! «ای انسان چه چیز ترا در مقابل پروردگارِ بزرگوارت مغرور ساخته است ودر حق او فریبت داده است». انفطار:6

که چنین بی باکانه نافرمانی میکنی و خود را به گناه ونافرمانی آلوده می سازی؟  ترا به خدا، نفس و وجدان تو آرام است؟ و آیا از آتش دوزخ نمی‌هراسی؟ آیا از عاقبت بدی كه بعد از حساب و كتاب در انتظار توست نمی ترسی؟ ای كسی كه در قوت و غرورِ جوانی غرق هستی! و ای كسی كه مویت سفید شد و تا هنوز در غفلتی! آیا نمی دانی كه هر لحظه ممكن است كه اجلت فرا رسد و در آنوقت دفتر اعمالت را می بندند و دیگر ترا فرصتی نیست؟!! «هر گروهی دارای مدت زمانی (مشخص ومعلوم) است، و هنگامی که زمان (محدود) آنان به سر رسید، نه لحظه ای (از آن) تأخیر خواهند کرد ونه لحظه ای (بر آنان) پیشی میگیرند». اعراف:34

ادامه موضوع در قسمت بعدی

R: اسباب و عوامل بیماری‌های باطنی و تباهی فساد قلب - قسمت دوم

تباه‌کننده‌ی اول: زیاده‌روی در آمیختن با دیگران: - قسمت اول

اثرات و پیامدهای افراط در روابط با دیگران عبارتند از:

انباشته‌شدن قلب از شنیدن و دیدن گفتار و کردارهای ناپسند دیگران و سخت و سیاه‌شدن آن، که باعث پریشانی و پراکندگی و دلمشغولی و غم و غصه و تضعیف توانایی‌های آن می‌گردد. و باری بیش از حد توان آن بر دوشش نهاده می‌شود، و ناچار می‌گردد بیشتر به مشکلات دوستان و نزدیکان بدمشغول بگردد و خیر و مصلحت خویش را از دست بدهد، و فکر و اندیشه او در دشت و دمن خواسته‌ها و باروهای آنان پریشان و سرگردان شود و برای اندیشه و عمل خود و کسب قرب خداوند و تهیه توشه برای جهان آخرت توانی و وقت چندانی برای او باقی نماند!

از طرف دیگر در آمیختن بیش از حد با دیگران چه نقمت‌هایی را که سبب نشده و چه نعمت‌هایی را که از بین نبرده است؟! به راستی معاشرت بیش از حد لازم با دیگران محنت‌ساز و سعادت‌سوز و سلب‌کننده‌ی آسایش و مانع از آرامش است. مگر بلای جان و آفت آفرین برای سعادت انسان، جز از طریق کردار و گفتار و معاشرت بیش از حد لازم با دیگران، ممکن است؟ مگر این نزدیکانی ناسالم نبودند که – حتی در دم مرگ مانع از آن شدند که ابوطالب کلمه‌ای را بر زبان بیاورد که سعادت ابدی او را تضمین نماید، چه زیانی و خسرانی بدتر از این؟!

این معاشرت و در آمیختن که غالباً در قالب دوستی و رفاقت دنیوی و ارضای کشش‌های نفسانی طرفین است، وقتی و زمانی که حقایق واقعیت پیدا کردند به دشمنی و عداوت تبدیل می‌شوند و سبب ندامت می‌گردند. همانگونه که خداوند متعال می‌فرماید: «در آن روز ستمکار (کفرپیشه) هردو دست خود را (از شدت حسرت و ندامت) با دندان می‌گزد. و می‌گوید: ای کاش با رسول خدا راه (بهشت را) برمی‌گزیدم!ای کاش فلانی را به دوستی نمی‌گرفتم. به ویژه زمانی که قرآن به دستم رسیده بود. (آن دوستی) مرا گمراه کرد». [الفرقان: 29 – 27]

همچنین می‌فرماید: «در آن روز دوستان (و هم‌کیشان) به غیر از پرهیزگاران دشمن یکدیگر خواهند شد». [الزخرف: 67]

ابراهیم خلیل علیه السلام خطاب به قوم خویش فرمود: «(ابراهیم به قوم خود) گفت: شما غیر از خدا بت‌هایی را برای خویش برگزیده اید، تنها به خاطر محبت (بزهکارانه‌ای) که در زندگی دنیا میان خودتان دارید، سپس در روز قیامت برخی از شما از برخی دیگر بیزاری می‌جویید و بعضی از شما بعضی دیگر را نفرین می‌کنید، و بالأخره جایگاه شما آتش دوزخ خواهد بود، و هیچ یار و یاوری نخواهید داشت؟» [العنکبوت: 25]

این وضع و حال تمامی کسانی است که بر اساس هدفی مادی، دنیوی و غیر مشروع باهم دوست و همکار می‌شوند. مادامی که غرض و هدف آنان تأمین بشود به دوستی خویش ادامه می‌دهند و هرگاه آن هدف قطع گردید، ندامت و درد و اندوه را در پی خواهد داشت و آن مودت به عداوت تبدیل خواهد شد. دو طرف یکدیگر را مورد لعن و نفرین قرار خواهند داد و آن هدف و غرض به غم غصه مبدل خواهد گردید. این چیزی است که در این جهان و در میان دوستان و رفیقانی که بر پایه پیوندهای ناپسند و ناپایدار باهم دوست و شریک می‌شوند، مشاهده می‌شود. هرگاه آن دو مورد بازخواست قرار گیرند، غالباً هر دو بر باطل بوده و دوستی آنان بر پایه‌ای پوشالی قرار داشته و طبیعی است که چنین مودتی بی‌ریشه به عداوتی ریشه‌دار تبدیل شود.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

ذ: وصیت اول: پرهیز از شرک

رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

«هر کس در حالی که به خدا شرک نورزیده، او را ملاقات کند، وارد بهشت می‌شود. و هر کس در حالی با خدا ملاقات کند که به او شرک کرده است، وارد دوزخ می‌شود».

 

ادامه موضوع در قسمت بعدی

A: حدیث پانزدهم

رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:

 «هركس كه دوست دارد روزی‌اش زیاد گردد و عمرش طولانی شود، باید كه صله رحم داشته باشد».

 

ادامه موضوع در قسمت بعدی

40. تفسیر سوره هود - مکی و 123 آیه است.

آیه‌ 28 - 25:

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوْمِهِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ «و به راستی که ما نوح را به‌سوی قومش فرستادیم (و گفت): همانا من برای شما بیم دهنده‌ای آشکار هستم».

أَن لَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ ۖ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ «که جز خداوند را پرستش نکنید، بدون شک من از عذاب روز دردناک بر شما می‌ترسم».

فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَوْمِهِ مَا نَرَاكَ إِلَّا بَشَرًا مِّثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ وَمَا نَرَىٰ لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ «سران کافر قوم او گفتند: تو را جز بشری همچون خودمان نمی‌بینیم، و ما می‌بینیم که جز افراد فرومایه و کوتاه فکرِ ما کسی از تو پیروی نکرده‌اند، و شما هیچ فضل و برتری بر ما ندارید، بلکه شما را دروغگو می‌پنداریم».

قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَآتَانِي رَحْمَةً مِّنْ عِندِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمْ لَهَا كَارِهُونَ «گفت: ای قوم من! به من بگویید اگر دلیلی روشن از سوی پروردگارم داشته باشم و رحمتی از نزد خود به من داده باشد و این رحمت الهی بر شما پنهان مانده باشد، آیا می‌توانم شما را به پذیرش آن وادارم درحالیکه شما دوستش نمی‌دارید؟».

ادامه نوشته

G: نکته یکصدم

#100#

دندان های کج و کوله را به کمک دندانپزشک صاف کن.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

Q: آیا پیش از فرا رسیدن رستاخیز، کسی دوزخ را می‌بیند؟

بر ما روشن است كه رسول الله صلی الله علیه وسلم بهشت و دوزخ را دید. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:‏ «‏بهشت را دیدم و خواستم خوشه انگوری از آن بچینیم. اگر آن خوشه را می‌چیدم، شما تا پایان دنیا از آن می‏خوردید. هم‌چنین دوزخ به من نشان داده شد. صحنه‌ای هولناك‌تر از آن تا کنون ندیده‌ام و بیشتر دوزخیان زنان بودند‏»‏.

رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «‏بهشت چنان به من نزدیك شد، که ‌اگر می‌خواستم می‌توانستم خوشه انگوری را از آن‌جا بیاورم. دوزخ نیز چنان به من نزدیك شد که‌ گفتم: پروردگارا! مگر من هم از دوزخیانم؟ در آن هنگام چشمم به زنی افتاد كه گربه‏ای، چهره‌اش را می‌خراشید. گفتم: چرا این زن گرفتار چنین عذابی است؟ گفتند: این زن آن گربه را نزد خود اسیر كرد تا این‌که آن گربه از گرسنگی مرد. نه‌ غذایی به‌ گربه‌ داد و نه‌ آن‌را رها کرد تا از حشرات روی زمین بخورد‏»‏.

پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «‏دوزخ آن‌چنان به من نزدیك شد که‌ گرمی آن‌را در صورتم احساس كردم. در لابه‌لای آن صاحب محجن(عصا یا چوب‌دستی کج. منظور شخصی است که با این عصا از مسافران و زائران دزدی می‌کند.اگر متوجه او شوند، می‌گوید: این وسایل به عصای من آویزان شدند و من مقصر نیستم.اگر هم متوجه او نشوند، مال دزدی را با خود می‌برد.) رایج‌گر بحیره(در زمان جاهلیت هر گاه شتر یا گوسفندی ده شکم می‌زایید، گوش او را می‌شکافتند، او را آزاد می‌گذاشتند و ذبحش را حرام می‌دانستند.) صاحب حمیر و صاحب گربه را دیدم‏»‏.

رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «‏بهشت به من نشان داده شد تا آن‌جا که‌ خواستم خوشه انگوری را از آن بچینم. اما از آن دست کشیدم و دوزخ به من نشان داده شد. از ترس این‌كه آتش آن مرا در برگیرد، از آن دور شدم. زنی از بنی ‌اسرائیل را دیدم كه به خاطر گربه‌اش شكنجه می‌شد. وی گربه را نزد خود اسیر كرده بود. نه آن‌را رها كرد تا از حشرات روی زمین تغذیه كند و نه خود آن‌را آب و طعام می‌داد تا این‌که از گرسنگی جان داد. ابوثمامه عمر بن مالك را در آن دیدم كه دامنی آتشین را با خود می‌كشید‏»‏.

وقتی کسی می‌میرد، به عالم برزخ منتقل می‌شود و در آن‌جا، اگر مؤمن باشد، جایگاهش در بهشت و اگر کافر باشد، جایگاهش در دوزخ به او نشان داده می‌شود.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

ر: خودکم‌بینی و خودپسندی - قسمت دوم

یکی از نشانه‌های خیر و سلامت در میان یک ملت این است که به دو بیماری بسیار خطرناک «غرور» و «خودکمتربینی» دچار نگردیده باشد. غرور و خودبرتربینی این است که: افراد آن با چشم تحقیر به دیگران نگاه کنند، در امور خارج از توان خود دخالت نمایند، پا را از گلیم خود بیرون بگذارنند و در مورد اموری که از آن اطلاع ندارند اظهارنظر کنند. حتی گاهی از توجه به اندرز دیگران و گوش فرادادن به دیدگاه صاحب‌نظران و تسلیم در برابر منزلت بزرگان و احترام نهادن به عالمان خودداری می‌نمایند!.

هر یک از آنان خود را عالمی برتر از دیگر عالمان، حکیم و خردمندی هوشیارتر از همه خردمندان و سیاستمداری کارکشته‌تر از دیگر سیاستمداران و بزرگ و والامقامی می داند که هیچ‌کس را شایسته بزرگی و برتری نمی‌شمارد. این همان بیماری است که غالباً بسیاری از ملت‌های ضعیف که در حالت انتقال از مرحله خامی و خواب‌آلودگی به مرحله پختگی و بیداری یا ملتی که از قلة سربلندی و افتخار به دره ضعف و خواری سقوط کرده‌اند، به آن مبتلا می‌شوند.

این بیماری امروزه در بین مردم مسلمان گسترش یافته و توجه به سخنان مردم در اجتماعات عمومی و کوچه و بازار و باشگاه‌ها و گردهم‌آیی‌ها برای اثبات این ادعا کافی است، که چگونه هر یک از آنها خود را در همه امور متخصص و کارشناس گمان می‌برند و در مورد این و آن موضوع اظهار نظر می‌نمایند، و چگونه به جایی از غرور و خودبرتربینی رسیده‌اند که نظر خود را بالاتر و برتر از همه نظریه‌ها و دیدگاه‌ها به شمار می‌آورند و خود را از هر دانشمندی دانشمندتر می‌دانند.

بسیاری از آنها در ضمن سخنان خود مردم را به حماقت و نادانی توصیف می‌نمایند، و عالمان را به ناآگاهی متهم می‌کنند. هرگاه ملتی به این بیماری مبتلا شوند، به اندرز ناصحان بی‌توجهی می‌کنند، و در شرایطی که در حال سقوط قرار دارند، خود را بر فراز قله‌ها تصور می‌نمایند، در عین این‌که در دام مشکلات و مصایب بسیاری گرفتار آمده‌اند، خود را بی‌عیب و نقص گمان می‌برند. همچنین در حالی که دیگران علیه ایشان متفق شده‌اند، آنان خود را از همه دشمنان خویش قوی‌تر گمان می‌کنند. فکر می‌کنند، می‌توانند با فریادی آنان را مرعوب نمایند و با یک اشاره ایشان را به عقب‌نشینی وادار کنند و با داد و فریاد و جار و جنجال با ایشان به مقابله بپردازند!.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

P: نشانه دهم: بدگمانی و تهمت زدن به انسانهای درستکار

وَمَا كَانَ لِنَبِی أَن یغُلَّۚ وَمَن یغۡلُلۡ یأۡتِ بِمَا غَلَّ یوۡمَ ٱلۡقِیٰمَةِۚ ثُمَّ تُوَفَّىٰ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا كَسَبَتۡ وَهُمۡ لَایظۡلَمُونَ[ال‌عمران:١٦١] «(منافقان پیامبر را متهم كردند که به آنها خیانت خواهد کرد! در حالی كه) هیچ پیغمبری را نسزد كه خیانت كند، و هر كس خیانت ورزد، در روز رستاخیز آنچه را كه در آن خیانت كرده است با خود (به صحنه محشر) می آورد، سپس به هركسی پاداش و پادافره آنچه كرده است به تمام و كمال داده می شود، و بدانان ستم نخواهد شد».

ادامه موضوع در قسمت بعدی‏

8-2: قواعد مهم حفظ قرآن کریم

1- اخلاص رمز موفقیت و شمول عنایت خداوند متعال است، برآن مواظبت داشته باشید. 2- حفظ در کودکی و نوجوانی همانند نقش بر سنگ است، به این مطلب توجه داشته باشد. 3- برای حفظ قرآن وقت مناسبی را انتخاب کنید.

4- قرائت با تجوید و آهنگ قرائت و زمزمه­ی قرآن بسیار به شما کمک می‌کند. 5- همواره از یک چاپ قرآن استفاده‌کردن آیات قرآن را در ذهن شما ثابت نگاه می‌دارد. 6- تصحیح قرائت نزد مربی قرآن را بر حفظ قرآن مقدم بدارید.

7- ایجاد ارتباط میان آیات و تمرین وصل‌کردن آنها به یکدیگر به حفظ بادوام می‌انجامد. 8- تکرار و مداومت آن, حفظ قرآن شما را از فراموشی و پاک‌شدن آن از ذهن شما را مصون و محفوظ می‌دارد. 9- حفظ روزانه به طور منظم و پیوسته، بهتر از حفظ پراکنده و گسسته است.

10- حفظ کُند و آرام بهتر از حفظ تُند و شتابزده است. 11- تمرکز بر همانندی آیات و عبارات قرآنی از اشتباه در حفظ جلوگیری می‌کند. 12- با مربی حافظ قرآن و تجوید دان کار کنید.

13- در اثنای حفظ با دقت روی آیات نگاه کنید تا آیات در ذهن شما ثبت شوند. 14- قرائت قرآن را با عمل به قرآن همراه کنید، و در طاعت و عبادت و ترک معصیت بکوشید. 15- تکرار و تمرین منظم و پیوسته محفوظات ما را تثبیت می‌کند و در ذهن شما جایگیر می‌کند.

16- فراگیری کامل مفاهیم آیات راهی به سوی حفظ تکامل یابنده است. 17- انگیزه­ی شما برای حفظ قرآن باید قوی باشد و تمایل درونی و همت بلند شما بسیار کارساز خواهد بود. 18- با خواندن دعای حفظ به درگاه خداوند نیایش کنید و از او یاری بجویید.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

ز: کالبد انسان

در حیات هرکدام از انسان‌ها نشانه‌های اعجازآوری است که آشکارا بر عظمت خدای عزّ و جلّ دلالت می‌نمایند، که ازجمله آنها کالبدی است که از هر چیز به ما نزدیک‌تر است، در سر هر کدام از ما سیصد هزار موی وجود دارد، که هر موی دارای پیاز، رگ، سرخرگ، ماهیچه، عصب، غده چربی و وراثتی می‌باشد. و شبکه چشم دارای ده قسمت می‌باشد، که در بین مخروط [چشم] و کمانک [آن] صد و چهل میلیون گیرنده نور یافت می‌گردد، و عصبی بینایی که از چشم به مغز می‌رسد شامل پانصد هزار تار عصبی است.

و در گوش همسان شبکه چشم (قسمت‌های مختلف) وجود دارد، و در آن سی هزار سلول شنیداری جهت رساندن پایین‌ترین صداها وجود دارد، و در مغز دستگاهی است - که تفاضل زمانی - که از یک هزار و ششصدم ثانیه کمتر است – برای وصول صدا به هر گوش را اندازه‌گیری می‌نماید، و جهت صدا را برای انسان معلوم می‌سازد. و بر روی زبان جهت شناخت مزه‌های شیرین، ترش، تلخ و شور برآمدگی چشایی وجود دارد، و سپس مزه را به مغز می‌رساند. و هر حرفی که بر روی زبان به صدا در می‌آید، هفده عضله در تشکیل آن شرکت می‌نمایند.

چه کسی باور می‌نماید؟ که در قسمت داخلی دهان پانصدهزار سلول وجود دارد؟ و در هر پنج دقیقه نیم میلیون سلول در دیواره داخلی از بین رفته، و نیم میلیون سلول (زنده) جدید دیگر جای آنها را می‌گیرند. گلبول‌های قرمز خون چنانچه کنار هم چیده شوند طول آن شش برابر محیط زمین می‌باشد، و در هر میلی‌مترمکعب خون پنج میلیون گلبول قرمز وجود دارد، و هر گلبول قرمزی در روز هزار و پانصد بار در خون به گردش درمی‌آید، و مسافت هزار و پنجاه کیلومتر را طی می‌نماید.

قلب (انسان) در عمر متوسط بیشتر از ظرفیت یک [ساختمان] آسمان‌خراش خون تلمبه می‌نماید، در یک دقیقه شصت الی هشتاد بار نبض می‌زند، و در روز هزار بار می‌تپد، که در این تعداد تپش هشت هزار لیتر خون تلمبه می‌نماید و هر دویست لیتر معادل یک بشکه می‌باشد، و برخی دانشمندان تهیه خون توسط قلب را در عمر، پنجاه و شش میلیون گالن حساب نموده‌اند و هرگالن معادل پنج لیتر می‌باشد.

و انسان در هر 2 ثانیه صد و بیست میلیون سلول مصرف می‌نماید، و مغز انسان دارای چهارده میلیارد سلول بیرونی و صد میلیارد سلول پایه‌ای می‌باشد که کارآیی آنها هنوز شناخته نشده است، و مغز پیچیده‌ترین دستگاه در وجود آدمی می‌باشد، با این وجود مغز از فهم حقیقت خود عاجز است. و در دو شش (انسان) همسان خوشه‌های انگور هفتصد میلیون نوع سلول ریوی وجود دارد، و اگر پخش گردند، مساحت دویست متر مکعب را اشغال می‌نماید، و هر دو شش در روز بیست و پنج هزار بار می‌تپند، و صد و هشتاد متر مکعب استنشاق می‌نمایند و در کبد سیصد میلیارد سلول وجود دارد که در ظرف چهار ماه تماماً تجدید می‌گردند، و وظیفه کبد فراوان، مهم و حیرت‌آور است، به طوری که انسان بدون کبد بیش از سه ساعت نمی‌تواند دوام بیاورد.

در جداره معده میلیاردها سلول وجود دارد. در یک روز افزون بر چند لیتر اسید را تراوش می‌نماید، و دانشمندان در حل این معمّا - که چرا معده خودش را هضم نمی‌نماید؟ - بسیار تلاش نموده‌اند، آیا معده اعجازآور نیست؟ و در روده‌ها سه هزار و ششصد موی روده‌ای جهت مکیدن در هر سانتی‌مترمربع یافت می‌گردد، و این موی‌ها تماماً هر چهل و هشت ساعت دوباره تجدید حیات می‌نمایند. و در کلیه دو میلیون دستگاه تصفیه [خون] که طول آنها روی هم صد کیلومتر می‌باشد که در هر روز، پنج بار خون از آنها عبور می‌نماید.

و زیر لایه پوست پانزده میلیون تنظیم‌کننده و تهویه حرارت بدن یافت می‌شود، که همان غدد عرق ریز باشند و هر غدد عرق ریز نیز دارای تهویه، تنظیم، تعدیل حرارت و رطوبت می‌باشد. و کالبدی که ما با آن زیست می‌نمائیم نزدیک‌ترین شیء نسبت به ما می‌باشد و این واقعیت‌هایی است که پزشکان دهها سال پیش آنرا کشف نموده‌اند و مطلقاً جای جر و بحث نیست و قرآن نیز می‌فرماید: «و در خود شما [آیاتی] وجود دارد آیا نمی‌بینید؟». (ذاریات : 21)

ادامه موضوع در قسمت بعدی

O: آشنایی با آیاتی از قرآن کریم - قسمت هفتم

31-  إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلَّذِینَ إِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَجِلَتۡ قُلُوبُهُمۡ وَإِذَا تُلِیتۡ عَلَیۡهِمۡ ءَایٰتُهُۥ زَادَتۡهُمۡ إِیمَٰنٗا وَعَلَىٰ رَبِّهِمۡ یتَوَكَّلُونَ [الأنفال: 2]. «مؤمنان کسانی هستند که هر وقت نام خدای سبحان برده می‌شود دل‌هایشان هراس می‌گردد و هنگامی که آیات او برا آنان خوانده شود بر ایمان‌شان می‌افزاید و به پروردگار خود توکل می‌کنند».

32- وَأَوۡفُواْ بِٱلۡعَهۡدِۖ إِنَّ ٱلۡعَهۡدَ كَانَ مَسۡ‍ُٔولٗا [الإسراء: 34]. «عهد و پیمان را رعایت کنید زیرا عهد و پیمان مسؤولیت دارد».

33-  رَبَّنَا فَٱغۡفِرۡ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرۡ عَنَّا سَی‍َٔاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ ٱلۡأَبۡرَارِ [آل عمران:193]. «پروردگارا پس گناهان ما را ببخش و کارهای بد ما را بپوشان و ما را با نیکان بمیران».

34-  وَلَا تَقۡفُ مَا لَیۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٌۚ إِنَّ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡبَصَرَ وَٱلۡفُؤَادَ كُلُّ أُوْلَٰٓئِكَ كَانَ عَنۡهُ مَسۡ‍ُٔولٗا [الإسراء: 36]. «از آن‌چه که نمی‌دانی پیروی مکن چرا که گوش و چشم و دل‌ها مسئولند»

ادامه موضوع در قسمت بعدی

43. تفسیر سوره یوسف - مکی و 111 آیه است.

آیه‌ 29 - 25:

وَاسْتَبَقَا الْبَابَ وَقَدَّتْ قَمِيصَهُ مِن دُبُرٍ وَأَلْفَيَا سَيِّدَهَا لَدَى الْبَابِ ۚ قَالَتْ مَا جَزَاءُ مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِكَ سُوءًا إِلَّا أَن يُسْجَنَ أَوْ عَذَابٌ أَلِيمٌ «و با همدیگر به‌سوی در شتافتند و آن زن پیراهن یوسف را از پشت پاره کرد. شوهرش را دم در دریافت. (زن به شوهر خود) گفت: سزای کسی که نسبت به همسرت قصد انجام کار زشت کند چیست جز این که یا زنداین گردد یا عذابی دردناک ببیند؟».

قَالَ هِيَ رَاوَدَتْنِي عَن نَّفْسِي ۚ وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِّنْ أَهْلِهَا إِن كَانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِن قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَهُوَ مِنَ الْكَاذِبِينَ «یوسف گفت: او با نیرنگ مرا به خود خواند، و شاهدی از خانوادۀ آن زن گواهی داد که اگر پیراهن یوسف از جلو پاره شده باشد زن راست می‌گوید، و یوسف از دروغگویان است».

وَإِن كَانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِن دُبُرٍ فَكَذَبَتْ وَهُوَ مِنَ الصَّادِقِينَ «و اگر پیراهنش از پشت پاره شده باشد زن دروغ می‌گوید و او (= یوسف) از راستگویان است».

فَلَمَّا رَأَىٰ قَمِيصَهُ قُدَّ مِن دُبُرٍ قَالَ إِنَّهُ مِن كَيْدِكُنَّ ۖ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ «هنگامی که (عزیز مصر) دید پیراهن یوسف از پشت پاره شده است، گفت: این از مکر شماست، آری! مکرتان (بسیار) بزرگ است».

يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَٰذَا ۚ وَاسْتَغْفِرِي لِذَنبِكِ ۖ إِنَّكِ كُنتِ مِنَ الْخَاطِئِينَ «(عزیز مصر گفت:) ای یوسف! از این ماجرا در گذر (و تو نیز ای زن!) برای گناهت آمرزش بخواه که تو از خطاکاران بوده‌ای».

ادامه نوشته

G: نکته نود و نهم

#99#

وقتی کسی مشغول تعریف کردن حادثه مهمی است که برایش رخ داده، با تعریف قصه دیگری درباره خودت، از او پیشی نگیر و صحنه را به او واگذار.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

ژ: آیا می‌دانید چگونه مار پیتون شکار خود را می‌کُشد؟

مار پیتون، خزنده بزرگی است که برای شکار کردن کمین می‌کند. حیوانات بزرگ در دهان پیتون گرفتار می‌شوند و سپس پیتون به دور قربانی خود می‌پیچد و با فشاری سخت، طعمه را بی‌جان می‌کند. مار پیتون حتی ممکن است رگ‌های طعمه خود را برای بی‌حال کردن پاره کند و سرانجام آن را ببلعد و تا چند هفته از آن تغذیه کند.

مار پیتون در منطقه بین هندوستان و چین و بخشی از آفریقا پیدا شده است و هیچ مار پیتونی در جنوب غربی آسیا دیده نشده است. مار بوآ که در آمریکای جنوبی و ماداگاسکار زندگی‌ می‌کند، مثل مارهای پیتون شکار می‌کند. پایان

ادامه موضوع در قسمت بعدی

N: توبه - قسمت 4

ج: خداوند توبه‌پذیر است

رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: هر شخص گناهكار كه وضو كند و دو ركعت نماز بخواند و از خداوند طلب مغفرت و آمرزش نماید خداوند او را می‌آمرزد.

در حدیثی قدسی پیامبر صلی الله علیه وسلم از قول خداوند تبارک وتعالی فرمود: ای بندگانم، شما شب و روز گناه می كنید و من آمرزنده كلیه گناهان هستم، پس از من طلب آمرزش نمائید من شما را می آمرزم.

رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: هر گاه بنده به گناهی اعتراف نموده توبه كند، خداوند توبه او را می پذیرد.

ادامه موضوع در قسمت بعدی

س: ازدواج

ازدواج، پیوندی مقدّس و بنایی محکم، بقایی محبوب نزد معبود است و عاملی مؤثر و مفید در حفظ دین، پذیرش عبادت انسان، تکوین مودّت و رحمت به‌شمار می‌رود و شیوه پاسداری و صیانت از حریم عفت و پاکدامنی، تضمین رزق و روزی و تعظیم سنت نبوی است. ازدواج آرامش‌بخش روحهای سرگشته و سرگردان، حیات‌بخش دلهای افسرده و نگران و هدایتگر افکار گسسته و پریشان است.

مکتب متعالی اسلام، ازدواج را وسیله‌ای برای رشد و کمال، تأمین سلامت جامعه و بقای نسل می‌داند. از این‌رو پیروان خود را به تسریع در ازدواج و ترک عزوبت دعوت می‌کند. در فرهنگ اسلامی، ازدواج مقدمه‌ی رحمت و محبّت، عشق و مودت و موجب سامان یافتن زندگی انسان است. همسران شایسته، غمخوار یکدیگر در سفر پرفراز و نشیب زندگی و یاور هم در طاعت پروردگارند. زن و مرد، استوانه‌های کیان خانواده و ستونهای خیمه زندگی‌اند و تعامل و حسن سلوک آن دو، الگو و سرمشق زندگی فرزندان است.

در شرع مقدّس اسلام، جهاد زن، نیکو شوهرداری و امتیاز مرد، حسن تدبیر در اداره امور زندگی است. اسلام بر تسهیل امر ازدواج و تحکیم بنیان خانواده و سامان بخشیدن به زندگی نسل جوان و پیشگیری از مفاسد اخلاقی و اجتماعی آنان تأکید دارد و همگان را در فراهم ساختن مقدّمات ازدواج ترغیب داده است. تحقیقات گوناگون نشان می‌دهد که افراد متأهل در مجموع خوشبخت‌تر و راضی‌تر از افراد مجرّد و مطلّقه و بدون همسر هستند، همچنین سلامت جسمی و روانی افراد متأهل بیشتر است و عموماً عمر طولانی‌تر و وضعیت اقتصادی بهتری دارند!

به این منظور، اسلام به پی‌ریزی خانواده شایسته و نیک فرمان داده و به‌خاطر پرورش و تربیت نسلی شایسته و تاریخ‌ساز و سعادت و سکون، اساس انتخاب را در وهله نخست ایمان، اخلاق و نجابت بیان کرده است. باید دانست که ازدواج امر گذرایی نیست، بلکه یک عمر زندگی مشترک ب راساس پیمان استواری است که به‌هیچ وجه شوخی‌بردار نیست و شرایطی هم که زوجین بر آن توافق کرده‌اند قابل تحریف و تنقیض نمی‌باشد. لذا باید چشمها را خوب باز کرد و شتابزده مبادرت به انجام این جریان تأثیرگذار در سعادت خویش ننمود.

بنابراین چاره این است که برای تشکیل خانواده‌ای که جایگاه مهر و محبّت، پایگاه انس و مودّت و کانون اصلی تکوین شخصیت انسان است، اصول و برنامه‌های اسلام را موبه‌مو به اجرا درآوریم تا خانواده‌های ما وسیله‌ای شود برای اقناع و ارضای مشروع سائقه‌های جنسی، تولید و تربیت نسل، ایجاد صمیمیت و تفاهم و تعاضُد، تکمیل و تکامل و آرامش روح و روان.

ادامه موضوع در قسمت بعدی