6- اسلام برنامهای کامل و
دستوری مستقل است
اسلام برنامهای
کامل و تأمینکننده هدف حیات انسانیت میباشد که شامل عقل و معرفت و استقلال فکری
است و هر انسانی را آگاه به وظایف و مقام و شخصیت خودش مینماید که در سایۀ آن هر
فردی سیادت خود را مییابد و هیچ زورگویی و سلطانی بر او حق ندارد، الاّ سلطان حق
نباشد که «الإِسْلاَمُ یعْلُو وَلاَ یعْلَى
عَلَیهِ» و عقل و معرفتی به انسان میدهد تا قدرت خداوند را در خلقت کائنات و حکمت
طبیعت بشناسد.
أَوَلَمۡ ینظُرُواْ فِی مَلَكُوتِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ
وَمَا خَلَقَ ٱللَّهُ مِن شَیۡءٖ [الأعراف: 185]. «آیا در ملکوت آسمانها و زمین و هرچیزی که خداوند آفریده است ننگریستهاند».
اگر انسان در
خلقت کائنات فکر نکند و درک و فهم خود را در بارۀ آن به کار نیاندازد، از نظر
اسلام جرمی دارد که در بارۀ آن سؤال و محاسبۀ سخت خواهد شد. إِنَّ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡبَصَرَ وَٱلۡفُؤَادَ كُلُّ أُوْلَٰٓئِكَ كَانَ عَنۡهُ
مَسُۡٔولٗا [الاسراء: 36]. «قطعاً گوش و چشم و قلب همه
مورد پرسش قرار خواهند گرفت».
اسلام با عقاید پاک و
عبادات و با مَثَل و قصه و داستان قرآنی، به عاطفههای خشک شده، حیات تازهای
بخشیده و بیداری را به دلهای خوابیده و بیحرکت داده و محرک انگیزههای مثبت در
انسان شده تا این که برای ارتباط شایسته و معاشرت اسلامی آماده باشد. و از طرف دیگر کوبندۀ ظلم
و ستم و بیدادگری، حافظ کرامات و شخصیت هر فرد است، هتک حرمت هیچ فردی را جایز نمیداند،
ضعیفان را دستکم نمیگیرد و مال مردم را به ناحق نمیخورد.
اسلامخواهان آن است که
مردم پاکترین و بهترین شیوه زندگی را در روی زمین داشته باشند. زندگی که شرک و بتپرستی
در آن نباشد و در آن عبادات را تنها برای قصد رضای خدا انجام دهند. زندگی بدون ظلم و ستم و
بدون استبداد که در آن عدالت و آزادی و برادری رعایت شود. زندگی دور از جهل و بیسوادی،
بلکه دارای علم و معرفت و حکمت. زندگی عاری از گناه و جدل
و سراسر طهارت و پاکی و پاکدامنی. زندگی بدون حسادت و کینه و
بغض و پر از محبت و همکاری و همبستگی. حیاتی بدون اسراف و تبذیر،
بلکه دارای بخشش و کَرَم و ایثار.
مقصود اسلام، پاکی فرد،
همکاری جمعی و تأسیس حکومتی که اساس آن شورای و غایت و هدف نهایی آن محافظت دین و
سیاست دنیاست، میباشد. اولین وظیفه حکومت اسلامی
دعوت و راهنمایی به سوی دین مبین اسلام است تا اخوت و برادری انسانی در جامعه
برقرار باشد و مردم با سلامتی و امن و امان در سایۀ آن زندگی کنند. و در حقیقت
اسلام با این اوصاف را در این عصر که عصر اکتشاف اتم و تمدن و علم است شاید
بتوانیم به مردم ارائه دهیم.
7- ضرورت تشکیل دولتی برای دعوت
به اسلام
ضرورت دارد دولتی فراهم
شود برای دعوت اسلامی؛ و اکنون بهترین و مناسبترین وقت جهت حرکت و قیام میباشد
که به اجتماع آرا، در اروپا و آمریکا سرانجام به این نتیجه رسیده اند که دعوت به
دین اسلام جنبه وجوب پیدا کرده و تحولات و تغییرات مادی ارزش و فایدهای دربر
نداشته؛ الا خسارت و تباهی نباشد، طمع و شرّ و خودخواهی، انسان را خوار و ذلیل
کرده و برای اصلاح نفس احتیاج به مودت و دل نرمی، محبت و همکاری، گذشت و ایثار است
که البته این فضائل مخصوص دین و ایمان است، و هیچ دینی نیست غیر از دین اسلام که
دارای این فضایل باشد، و این تنها رأی علمای ما نیست، بلکه رأی دانشمندان غربی است
که اسلام را تدریس میکنند، و بر حقایق آن اطلاع کامل دارند.
گولدزیهر میگوید: اگر ما
انصاف بدهیم باید معتقد باشیم، در روش اسلام نیروی سازندهای وجود دارد که برای
انسان خیر است.
زندگی موافق با تعالیم
اسلامی جای هیچگونه نگرانی و غبار پشیمانی بر آن نیست، چرا که آن زندگی طالب رحمت
برای تمام مخلوقات خدا میباشد. وفا به عهد، محبت، اخلاص، دوری از غرایز و
خودخواهی، این فضایل جزء اخلاق حسنه اسلامی است. «مسلمان صالح آن است که در زندگی اخلاق رذیله را تبدیل به روش شرعی و انسانی
نماید».
برای این که
هرچه سریعتر، در کوتاهترین وقت و کمترین کوشش کارهایمان را اسلامی کنیم، لازم
است دولتی قدرتمند و آماده برای دفاع از اسلام و همچنین ملتی غیور و مخلص جهت
پاسداری و نگهداری آن وجود داشته باشد، زیرا افراد توانایی حفاظت این امر و حرکت
بزرگ را ندارند. بنابراین، بر دولت و یا ملتی که فراهم آمده اند لازم است که مبادی
و تعالیم اسلامی را علمی و عملی مطابق قرآن و سنت عمل نمایند.
اسلام را به صورت صحیح و
درست مطابق آن دستوری که بر اساس آن استوار و محکم پایهریزی شده، به مردم ارائه
دهیم و علم و عمل ما قویترین حجت و واضحترین دلیل و برهان برای استدلال و الزم
دشمن معارض باشد. همانا اسلام به ذات خود
قوی است چون حق است، ولی احتیاج به توضیح و تفسیر دارد که حقیقتهای آن روشن و
نشانههایش معلوم شود که البته هرچه در راه اسلام کوشش بشود خدمت به نفسِ انسانیت
است. و این صدها میلیون که به
اسلام ایمان آورده اند و آن را قبول کرده اند و قسمت زیادی از زمین خدا را اشغال
نموده اند، احتیاج ضروری به تعلیمات دینی و تبلیغات اسلامی دارند، چون استعداد و
آمادگی قبول دین را دارند و دوست دارند انصار و لشکر مخلص دین خدا باشند.
دولتها برای ترویج افکار
و خواستههای مذهبی خود تمام امکانات را آماده کرده، وزارتخانهها را تأسیس نموده
و به وسایل جنگی ادبی و فنی خود را مجهز کردهاند، تا بتوانند طرف مقابل را به آن
قانع کنند. اگر کشورها، این مخارج هنگفت را جهت توسعۀ افکار و اندیشههای بشریت
صرف مینمایند، مسلمانان به بذلِ توجه و مخارج بیشتری، جهت حمایت و نگهداری و
ارشاد و راهنمایی مردم به سوی دین مبین اسلام و شریعت غرّای محمّدی، برتری و
اولویت دارند که این یک نوع جهاد است (جهاد زمانه) و از جهاد حربی کمتر نیست. هر زحمتی در این راه باشد
جهاد بسیار بزرگی است که دارای پاداش نیک و اجر عظیم میباشد، و وفا به دینی است
که خداوند ما را به آن مشرّف کرده است.
ادامه موضوع در قسمت بعدی