71. ترجمه و تفسیر سوره قصص - مکی و 88 آیه است.

آیه 56:

إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ ۚ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ «(ای پیامبر!) تو نمی‌توانی كسی را كه دوست داری هدایت كنی، بلكه خداوند هر كس را كه بخواهد هدایت می‌كند، و او به هدایت شدگان داناتر است».

ادامه نوشته

71. ترجمه و تفسیر سوره قصص - مکی و 88 آیه است.

آیه‌ ۵۵ - ۵۲:

الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِن قَبْلِهِ هُم بِهِ يُؤْمِنُونَ «كسانی‌كه پیش از این (قرآن) به آنان كتاب داده‌ایم به آن ایمان می‌آورند».

وَإِذَا يُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ «و چون (قرآن) بر آنان خوانده شود، می‌گویند: به آن ایمان آوردیم، چرا كه آن حق می‌باشد و از سوی پروردگار ماست. ما پیش از (نزول) آن فرمان‌بردار بودیم».

أُولَٰئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُم مَّرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ «اینانند كه به پاس آنكه بردباری ورزیدند پاداششان دو بار به آنان داده می‌شود، و بدی را با نیكی از میان بر می‌دارند، و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم می‌بخشد».

وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ «و هنگامی كه سخن بیهوده بشنوند، از آن روی می‌گردانند و می‌گویند: اعمال ما از آن ما، و اعمال شما از آن شماست. سلام بر شما ما خواهان (همنشینی با) نادانان نیستیم».

ادامه نوشته

71. ترجمه و تفسیر سوره قصص - مکی و 88 آیه است.

آیه‌ ۵۱ - ۴۹:

قُلْ فَأْتُوا بِكِتَابٍ مِّنْ عِندِ اللَّهِ هُوَ أَهْدَىٰ مِنْهُمَا أَتَّبِعْهُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ «بگو: اگر راست می‌گویید از نزد خداوند كتابی هدایتگرتر از این دو (كتاب) بیاورید تا من از آن پیروی كنم».

فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهْوَاءَهُمْ ۚ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِّنَ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ «پس اگر سخن تو را نپذیرفتند، بدان كه تنها از خواسته‌های خود پیروی می‌كنند، و كیست گمراه‌تر از كسی كه بدون راهنمایی از (سوی) خداوند از هوی و هوس خود پیروی می‌كند؟! بی‌گمان خداوند گروه ستمكاران را هدایت نمی‌كند».

وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ «و همانا (این) سخن را برای آنان پیاپی در میان آوردیم تا پند پذیرند».

ادامه نوشته

71. ترجمه و تفسیر سوره قصص - مکی و 88 آیه است.

آیه‌ ۴۸ - ۴۳:

وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ مِن بَعْدِ مَا أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولَىٰ بَصَائِرَ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ «و ما به راستی بر موسی كتاب آسمانی نازل كردیم بعد از آنكه اقوام روزگاران پیشین را نابود نمودیم، تا برای مردم مایة بینش و وسیله هدایت و رحمت باشد و تا ایشان پند پذیرند».

وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنَا إِلَىٰ مُوسَى الْأَمْرَ وَمَا كُنتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ «(ای محمد) و تو در جانب غربی (كوه طور) نبودی، در آن دم كه فرمان نبوت را به موسی ابلاغ كردیم، و تو حضور نداشتی».

وَلَٰكِنَّا أَنشَأْنَا قُرُونًا فَتَطَاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ ۚ وَمَا كُنتَ ثَاوِيًا فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَلَٰكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ «در حقیقت ما نسل‌هایی را پدید آوردیم، آنگاه عمرشان طولانی شد. و تو در میان اهل مدین نبودی تا آیات ما را بر آنان بخوانی ولی این ما هستیم كه تو را فرستاده‌ایم».

وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الطُّورِ إِذْ نَادَيْنَا وَلَٰكِن رَّحْمَةً مِّن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أَتَاهُم مِّن نَّذِيرٍ مِّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ «و تو در كنار كوه طور نبودی بدانگاه كه ما ندا دادیم،‌ ولی (وحی) از روی رحمتی از سوی پروردگارت (آمد) تا گروهی را بیم دهی كه قبل از تو بیم دهنده‌ای پیش ایشان نیامده است، شاید آنان پند پذیرند».

وَلَوْلَا أَن تُصِيبَهُم مُّصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَيَقُولُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ «اگر (پیش از فرستادن پیامبر) بلا و عذابی به خاطر اعمالشان گریبانگیرشان می‌گردید، می‌گفتند: پروردگارا! چرا به‌سوی ما پیامبری نفرستادی تا از آیات تو پیروی كنیم و از مؤمنان باشیم؟!».

فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا لَوْلَا أُوتِيَ مِثْلَ مَا أُوتِيَ مُوسَىٰ ۚ أَوَلَمْ يَكْفُرُوا بِمَا أُوتِيَ مُوسَىٰ مِن قَبْلُ ۖ قَالُوا سِحْرَانِ تَظَاهَرَا وَقَالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُونَ «پس چون حق از سوی ما برایشان آمد، گفتند: چرا مانند آنچه كه به موسی داده شده بود بدو داده نشده است؟ آیا به آنچه پیش از این به موسی داده شده كفر نورزیده‌اند؟ گفتند: این دو جادو هستند كه یكدیگر را پشتیبانی می‌كنند. و گفتند: ما همه را انكار می‌كنیم».

ادامه نوشته

71. تفسیر سوره قصص - مکی و 88 آیه است.

آیه‌ 42 - 36:

فَلَمَّا جَاءَهُم مُّوسَىٰ بِآيَاتِنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّفْتَرًى وَمَا سَمِعْنَا بِهَٰذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ «پس هنگامی كه موسی با معجزات روشن ما به نزد آنان آمد، گفتند: این چیزی جز جادوی به هم بافته نیست، و در میان نیاكان نخستین خود این را نشنیده‌ایم».

وَقَالَ مُوسَىٰ رَبِّي أَعْلَمُ بِمَن جَاءَ بِالْهُدَىٰ مِنْ عِندِهِ وَمَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدَّارِ ۖ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ «و موسی گفت: پروردگار من بهتر می‌داند كه چه كسی هدایت را از سوی او آورده است، و سرای آخرت از آنچه كسی است، بی‌گمان ستمكاران رستگار نمی‌شوند».

وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَٰهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَا هَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَل لِّي صَرْحًا لَّعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَىٰ إِلَٰهِ مُوسَىٰ وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ «و فرعون گفت: ای سران و بزرگان قوم! من جز خودم خدایی را برای شما سراغ ندارم! پس ای هامان! برای من بر گِل آتش افروز (و آجر ببند) آنگاه برای من كاخ بزرگی بساز، شاید من به خدای موسی پی ببرم. و به راستی من او را از دروغگویان می‌پندارم».

وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ «و فرعون و سپاهیانش به ناحق تكبر ورزیدند و پنداشتند كه آنان به‌سوی ما بازگردانده نمی‌شوند».

فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ ۖ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ «پس ما او و سپاهیانش را گرفتیم، آنگاه آنان را به دریا افكندیم. پس بنگر سرانجام ستمكاران چگونه بود؟!».

وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنصَرُونَ «و آنان را پیشوایانی گرداندیم كه به‌سوی آتش (دوزخ) فرا می‌خواندند، و روز قیامت یاری نمی‌شوند».

وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هَٰذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ هُم مِّنَ الْمَقْبُوحِينَ «و در این دنیا لعنتی بدرقه راهشان كردیم، ‌و در روز قیامت از زمره دور داشتگان هستند».

ادامه نوشته

71. تفسیر سوره قصص - مکی و 88 آیه است.

آیه‌ 35 - 29:

فَلَمَّا قَضَىٰ مُوسَى الْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِن جَانِبِ الطُّورِ نَارًا قَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَّعَلِّي آتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِّنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ «و چون موسی آن مدت را به پایان رساند و همراه خانواده‌اش حركت كرد، از سوی (كوه) طور آتشی دید. به خانواده‌اش گفت: بایستید كه من آتشی را دیده‌ام، امیدوارم از آنجا خبری یا شعله‌ای از آتش برایتان بیاورم تا خود را بدان گرم كنید».

فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِيَ مِن شَاطِئِ الْوَادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَن يَا مُوسَىٰ إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ «وهنگامی‌که به کنار آتش آمد، از کرانه راست درّه، در جایگاه خجسته از درخت آواز داده شد: ای موسی! من خداوند پروردگار جهانیانم».

وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ ۖ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّىٰ مُدْبِرًا وَلَمْ يُعَقِّبْ ۚ يَا مُوسَىٰ أَقْبِلْ وَلَا تَخَفْ ۖ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ «و عصای خود را بیانداز، پس چون آن‌را دید كه حركت می‌كند گویی كه ماری است می‌جنبد، موسی پشت كرد و بازنگشت. (گفتیم) برگرد و نترس، كه تو از زمره افرادی هستی كه در امانند».

اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ الرَّهْبِ ۖ فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِن رَّبِّكَ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ «دستت را به گریبانت فرو ببر تا سفید (و) بی‌عیب بیرون آید. و برای زدودن این ترس دست‌هایت را به‌سوی خود جمع كن این دو دلیل از سوی پروردگارت برای فرعون و اشراف (قوم) اوست. بی‌گمان آنان گروهی گناهكار می‌باشند».

قَالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْسًا فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ «(موسی) گفت: پروردگارا! من از آنان كسی را كشته‌ام، پس می‌ترسم كه مرا بكشند».

وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِيَ رِدْءًا يُصَدِّقُنِي ۖ إِنِّي أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ «و برادرم هارون از من زبان‌آورتر است، پس او را با من بفرست تا یاور من باشد و مرا تصدیق نماید. من می‌ترسم از آنكه مرا تكذیب كنند».

قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَانًا فَلَا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا ۚ بِآيَاتِنَا أَنتُمَا وَمَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغَالِبُونَ «فرمود: ما بازوان تو را به وسیله برادرت (هارون) تقویت و نیرومند خواهیم كرد، و به شما سلطه و برتری خواهیم داد. پس به سبب معجزات ما آنان به شما دسترسی پیدا نمی‌كنند. شما و كسانی كه از شما پیروی می‌كنند پیروز خواهید شد».

ادامه نوشته

71. تفسیر سوره قصص - مکی و 88 آیه است.

آیه‌ 28 - 22:

وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاءَ مَدْيَنَ قَالَ عَسَىٰ رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَوَاءَ السَّبِيلِ «و هنگامی‌كه رو به جانب مدین كرد، گفت: امید است كه پروردگارم مرا به راه راست هدایت نماید».

وَلَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودَانِ ۖ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا ۖ قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّىٰ يُصْدِرَ الرِّعَاءُ ۖ وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ «و هنگامی كه به آب مدین رسید، بر آن گروهی از مردم را دید كه به (حیوانات) آب می‌دادند، و آن طرف دیگر دو زن را یافت كه گوسفندان خویش را دور می‌كردند. گفت: منظورتان از این كار چیست؟ گفتند: ما (گوسفندان خود را) آب نمی‌دهیم تا اینكه چوپانان (گوسفندانشان را) باز گردانند، و پدر ما پیرمرد كهنسالی است».

فَسَقَىٰ لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّىٰ إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ «آنگاه گوسفندان ایشان را سیراب كرد، سپس به سایه روی آورد و گفت: پروردگارا! من به هر خیری كه بسویم بفرستی نیازمندم».

فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا ۚ فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ ۖ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ «آنگاه یكی از آن دو درحالیكه با نهایت حیا گام برمی‌داشت به نزد آو آمد (و) گفت: پدرم تو را دعوت می‌كند، تا تو را پاداش آب دادنِ (گوسفندانمان) مزد دهد. هنگامیكه موسی به نزد او آمد و داستان را برای او حكایت كرد، گفت: نترس كه از مردمان ستمگر رهایی یافته‌ای».

قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ ۖ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ «یكی از آن دو (دختر) گفت: ای پدر من! او را استخدام كن، بی‌گمان بهترین كسی است كه استخدام می‌كنی: هم نیرومند (و هم) درستكار و امین است».

قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَىٰ أَن تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ ۖ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِكَ ۖ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ ۚ سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ «(پدر آن دختر) گفت: من می‌خواهم یكی از این دو دخترانم را به نكاح تو درآورم، در برابر اینكه هشت سال برای من كار كنی، پس اگر ده سال را تمام گردانی اختیار با تو است. من نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم. اگر خدا بخواهد مرا از زمرة نیكان خواهی یافت».

قَالَ ذَٰلِكَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ ۖ أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلَا عُدْوَانَ عَلَيَّ ۖ وَاللَّهُ عَلَىٰ مَا نَقُولُ وَكِيلٌ «(موسی) گفت: این قراردادی میان من و تو است، البته هركدام از این دو مدّت را بر آوردم نباید تجاوزی در حق من صورت بگیرد، و خداوند بر آنچه می‌گویم گواه است».

ادامه نوشته

71. تفسیر سوره قصص - مکی و 88 آیه است.

آیه‌ ۲۱ - ۲۰:

وَجَاءَ رَجُلٌ مِّنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعَىٰ قَالَ يَا مُوسَىٰ إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ «و مردی از نقطه دوردست شهر شتابان آمد، گفت: ای موسی! درباریان و سران درباره تو مشورت می‌كنند تا تو را بكشند، پس بیرون برو، مسلماً من از خیرخواهان تو هستم».

فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ ۖ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ «پس موسی از شهر خارج شد، درحالیكه ترسان و چشم به راه بود. گفت: پروردگارا! مرا از گروه ستمكار نجات بده».

ادامه نوشته

71. تفسیر سوره قصص - مکی و 88 آیه است.

 آيه‌ ۱۹ - ۱۴:

 وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَىٰ آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا ۚ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ «و زماني كه موسي به كمال رشد خود رسيد و تكامل پيدا كرد، و به او فرزانگي و دانش داديم. و اينگونه به نيكوكارن پاداش مي‌دهيم».

 وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَىٰ حِينِ غَفْلَةٍ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلَانِ هَٰذَا مِن شِيعَتِهِ وَهَٰذَا مِنْ عَدُوِّهِ ۖ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِن شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَىٰ فَقَضَىٰ عَلَيْهِ ۖ قَالَ هَٰذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ ۖ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِينٌ «و روزي كه مردمان شهر غافل بودند وارد آن شد و ديد كه دو مرد مي‌جنگند، يكي از قوم او، و آن ديگري از دشمنانش بود. آن كه از گروهش بود، از موسي در برابر دشمنش كمك خواست، و (موسي) مشتي بدو زد و او را كشت. گفت اين از كار شيطان است، بي‌گمان او دشمن گمراه كننده آشكاري است».

 قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ «گفت: پروردگارا! من به خود ستم كرده‌ام، پس مرا ببخش. و او را بخشيد، بي‌گمان او آمرزنده مهربان است».

 قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًا لِّلْمُجْرِمِينَ «گفت: پروردگارا! به پاس نعمت‌هايي كه به من داده‌اي من هرگز پشتيبان گناهكاران نخواهم بود».

 فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خَائِفًا يَتَرَقَّبُ فَإِذَا الَّذِي اسْتَنصَرَهُ بِالْأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ ۚ قَالَ لَهُ مُوسَىٰ إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُّبِينٌ «و شب را ترسان و نگران در شهر به روز آورد كه ناگهان (ديد) همان كسي كه ديروز از او ياري خواسته بود، او را به فرياد مي‌خواند. موسي بدو گفت: بي‌گمان تو گمراه آشكاري».

 فَلَمَّا أَنْ أَرَادَ أَن يَبْطِشَ بِالَّذِي هُوَ عَدُوٌّ لَّهُمَا قَالَ يَا مُوسَىٰ أَتُرِيدُ أَن تَقْتُلَنِي كَمَا قَتَلْتَ نَفْسًا بِالْأَمْسِ ۖ إِن تُرِيدُ إِلَّا أَن تَكُونَ جَبَّارًا فِي الْأَرْضِ وَمَا تُرِيدُ أَن تَكُونَ مِنَ الْمُصْلِحِينَ «پس چون (موسي) خواست به شخصي كه دشمن هردوي آنان بود حمله‌ور شود، گفت: آيا مي‌خواهي مرا بكشي، همانگونه كه ديروز كسي را كشتي؟ فقط مي‌خواهي در زمين ستمگر باشي، و نمي‌خواهي از نيكوكاران باشي».

ادامه نوشته

71. تفسیر سوره قصص - مکی و 88 آیه است.

 آيه‌ ۱۳-۷:

وَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ أُمِّ مُوسَىٰ أَنْ أَرْضِعِيهِ ۖ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي ۖ إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ «و به مادر موسي الهام كرديم كه به او شير بده، و هنگامي كه بر او ترسيدي، او را به دريا بيانداز، و مترس و اندوهگين مباش، به يقين ما او را به نزد تو باز خواهيم گرداند، و او را از زمره پيامبران مي‌گردانيم».

 فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَحَزَنًا ۗ إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا كَانُوا خَاطِئِينَ «آنگاه خانواده فرعون او را برگرفتند تا سرانجام دشمن آنان و ماية اندوهشان گردد. بي‌گمان فرعون و هامان و لشكريانش خطاكار بودند».

 وَقَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِّي وَلَكَ ۖ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَىٰ أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ «و همسر فرعون گفت: (او) براي من و براي تو چشم روشني است، او را نكشيد، شايد به ما سود بخشد، و يا او را به فرزندي بگيريم و آنان نمي‌دانستند (كه سرانجام دشمنشان خواهد شد)».

 وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَىٰ فَارِغًا ۖ إِن كَادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْلَا أَن رَّبَطْنَا عَلَىٰ قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ «و دل مادر موسي تهي (از صبر و قرار) شد، و اگر دل او را استوار نمي‌داشتيم تا از زمره باورمندان باشد نزديك بود او را آشكار سازد».

 وَقَالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ ۖ فَبَصُرَتْ بِهِ عَن جُنُبٍ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ «و به خواهرش گفت: به دنبالش برو، و او را از دور مي‌ديد، بدون اينكه آنان بدانند».

 وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ الْمَرَاضِعَ مِن قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَىٰ أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ «و شير همه دايگان را از قبل بر او حرام ساختيم، آنگاه (خواهرش) گفت: آيا شما را به خانواده‌اي رهنمود كنم كه سرپرستي او را برايتان به عهده بگيرد درحاليكه خيرخواه او باشند؟».

 فَرَدَدْنَاهُ إِلَىٰ أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ «پس موسي را به مادرش باز گردانديم تا چشمش روشن شود، و غمگين نگردد، و بداند كه وعدة خداوند حق است. ولي بيشترشان نمي‌دانند».

ادامه نوشته

71. ترجمه و تفسیر سوره قصص - مكی و 88 آيه است.

 آيه‌ ۶ - ۱:

 طسم «طا، سين، ميم».

 تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ «اين است آيه‌هاي كتاب روشنگر».

 نَتْلُو عَلَيْكَ مِن نَّبَإِ مُوسَىٰ وَفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ «از خبر موسي و فرعون براي گروهي كه باور دارند، به حق بر تو مي‌خوانيم».

 إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ ۚ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ «بي‌گمان فرعون در آن سرزمين تكبر ورزيد، و مردمان آن جا را به گروهها و دسته‌هاي مختلف تبديل كرد، گروهي از ايشان را ضعيف و ناتوان مي‌كرد، پسرانشان را سر مي‌بريد، و زنانشان را زنده نگاه مي‌داشت، بي‌گمان او از تباهكاران بود».

 وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ «و مي‌خواهيم بر آنان كه در زمين ضعيف و ناتوان قرار داده شده‌اند منت نهيم و ايشان را پيشوايان سازيم و آنها را وارثان (حكومت و قدرت) گردانيم».

 وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَنُرِيَ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا كَانُوا يَحْذَرُونَ «و ايشان را در زمين مستقر گردانيم، و سلطه و حكومتشان دهيم، و به فرعون وهامان و لشكريانشان آنچه را كه از آن مي‌ترسيدند، بنمايانيم».

ادامه نوشته