6-1: وجود برزخ در میان دریاها
قرآن كریم در سورههای «فرقان» و «رحمان» قانونی را كه مخصوص آب است، ذكر میكند. در آیهی 53 سورهی فرقان میگوید: وَهُوَ ٱلَّذِی مَرَجَ ٱلۡبَحۡرَیۡنِ هَٰذَا عَذۡبٞ فُرَاتٞ وَهَٰذَا مِلۡحٌ أُجَاجٞ وَجَعَلَ بَیۡنَهُمَا بَرۡزَخٗا وَحِجۡرٗا مَّحۡجُورٗا «و اوست ذاتی كه دو دریا را به هم درآمیخت كه این یكی دارای آب گوارا و شیرین و آن دیگر، شور و تلخ است و بین این دو آب در حین به هم آمیختن آنها واسطه و حایلی قرار دارد تا همیشه از هم جدا باشند».
و در آیات 19 و 20 سورهی رحمان میگوید: مَرَجَ ٱلۡبَحۡرَیۡنِ یلۡتَقِیانِ بَیۡنَهُمَا بَرۡزَخٞ لَّا یبۡغِیانِ «اوست ذاتی كه دو دریای شور و شیرین را به هم در آمیخت، به نحوی كه در میان آنها پردهی حایلی قرار داد كه به هم در نمیآمیزند».
بیگمان پدیدهی طبیعیی كه قرآن در این آیات از آن یاد میكند، از قدیمترین عصرها تا كنون نزد انسان شناخته شده بوده است، این پدیدهی طبیعی میگوید: هر گاه دو رودخانه در یك گذرگاه آبی با همدیگر یك جا شوند، آب یك رودخانه با آب دیگری در هم نمیآمیزد. به طور مثال در شهر چانگام واقع پاكستان شرقی، دو رودخانه با هم یكجا شده و سپس مسیر خود را به سوی شهر اراكان در كشور برمه طی میكنند، وقتی هر بینندهیی به سوی این رودخانه بنگرد، خط فاصلی را به عنوان مرز میان دو رودخانه در میان آنها مشاهده میكند و بدین گونه ملاظه مینماید كه هر یك از این رودخانهها، استقلال خویش را به گونهیی محسوس حفظ كرده اند.
جالب توجّه است كه در یك پهلوی این رودخانه آب شیرین و در پهلوی دیگر آن آب، نمكین میباشد. نگارنده نیز در كشور پاكستان جریان مستقل دو رودخانهی مختلف را كه با هم یكجا میشوند، ولی هر كدام آنها استقلال خود را به وسیلهی یك خط فاصل نشان میدهند، بالای پل اتك كه مرز فاصل میان ولایت سرحد و ولایت پنجاب پاكستان است مشاهده نموده است. رودخانهی اتك از كوههای كشور ما افغانستان سرچشمه میگیرد و رودخانهی دیگر از كوه های سرزمین پاكستان. این دو رودخانه دقیقاً در نزدیك پل اتك كه در میان راه پیشاور و اسلام آباد قرار گرفته با هم یكجا میشوند و شما از فراز پل درحال عبور این خط فاصل را آشكارا مشاهد میكنید. البته تمام رودخانههایی كه به سواحل دریاها نزدیك اند، نیز عین وضعیت را دارا میباشند.
انسان که گفتیم، این پدیده در نزد انسانهای قدیم نیز شناخته شده بود، اما بشر قانون مربوط به آن را فقط از چند دهه به این سو كشف كرد، زیرا مشاهدات و تجارب علمی نشان دادند كه در اینجا قانونی هست كه اشیاء سیال را در تحت ضابطهی خاصی نگه میدارد كه آن را به نام «كشش سطحی» مینامند، این قانون حكم میكند كه دو مایع سیال به دلیل اختلاف و تفاوتی كه در كیفیت جذب و ذوبان آنها وجود دارد، در همدیگر آمیخته و یا به تعبیر دقیقتر ذوب نشوند. علم جدید از این قانون كه قرآن از آن به عنوان «برزخ» تعبیر نموده، فراوان بهره برده است. هرچند ما با همهی اطمینان گفته نمیتوانیم كه مراد از «برزخ» در قرآن كریم، همان قانون «كشش سطحی»یی است كه در میان دو آب وجود داشته و مانع در هم آمیختن یك آب با آب دیگر میشود، اما كشف این قانون مسلماً در راستای تفسیر آیات قرآنی فوق الذكر قرار دارد.
قانون برزخ یا به تعبیر جدید «كشش سطحی» را میتوانیم با مثال سادهیی بیشتر روشن سازیم: شما مثلاً وقتی پیالهیی را پر از آب میكنید، این پیاله لبریز نمیشود مگر آنگاه كه آب از سطح پیاله به یك اندازهی معینی بالاتر برود، چرا؟ به دلیل اینکه همانگاه كه اجزای مایع سیال، بالاتر از سطح پیاله چیزی را نمییابند كه به آن اتصال یابند، واپس به ما تحت خود بر میگردند و در این زمان است كه پردهی ظاهراً نرم و ظریفی بر سطح آب ایجاد میشود و همین پرده است كه آب را تاحد یك فاصلهی معین، از بیرون ریختن از پیاله مانع میگردد. این پرده برخلاف آنچه ظاهراً دیده میشود، چندان هم نرم نیست و به درجهیی قوی میباشد كه اگر شما سوزنی از آهن را بالای آن بگذارید، به آب داخل پیاله غوطهور نمیشود. چنانچه همین پرده است كه مانع اختلاط آب و روغن، و آب شیرین و آب شور با یكدیگر نیز میشود.
ادامه موضوع در قسمت بعدی
این مـــرگ،