وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ و همانا به موسی كتاب تورات دادیم، مِن بَعْدِ مَا أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولَىٰ پس از آنكه اقوام روزگاران پیشین را نابود كردیم، كه آخرین آنها فرعون و لشكریانش بودند. و این دلیلی است بر این كه بعد از نازل شدن تورات مردم به صورت دسته‌جمعی هلاك نشده‌اند، و جهاد با شمشیر مشروع شد. بَصَائِرَ لِلنَّاسِ كتابی كه خداوند بر موسی نازل كرد در آن چیزهایی بود كه مردم در پرتو آن آنچه را كه به آنها فایده می‌داد و آنچه را كه به آنها زیان می‌رساند می‌دیدند. پس حجت بر گناهكار اقامه می‌گردد، و مؤمن از آن بهره‌مند می‌شود، و رحمتی برای او و مایه هدایتش به راه راست است. بنابراین فرمود: وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ و مایه هدایت و رحمت است، باشد كه پند پذیرند.

پس از آنكه خداوند این داستانهای‌غیبی را برای پیامبرش حكایت كرد، بندگان را آگاه نمود. كه اینها اخبار غیبی هستند كه پیامبر جز از طریق وحی راهی برای دانستنشان ندارد. بنابراین فرمود: وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الْغَرْبِيِّ ای پیامبر! تو در جانب غربی كوه طور نبودی، إِذْ قَضَيْنَا إِلَىٰ مُوسَى الْأَمْرَ وَمَا كُنتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ آنگاه كه فرمان نبوت را به موسی دادیم، و تو را در آنجا حضور نداشتی تا گفته شود از این طریق این خبر به او رسیده است.

إِذْ قَضَيْنَا إِلَىٰ مُوسَى الْأَمْرَ وَمَا كُنتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ و ما اقوام و نسل‌هایی را پدید آوردیم و زمان‌های طولانی بر آنان گذشت، پس علم از بین رفت و نشانه‌های آنان فراموش شد. پس زمانی كه به شدت به تو و به آنچه ما به تو وحی كرده‌ایم نیاز بود، تو را فرستادیم، وَمَا كُنتَ ثَاوِيًا فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا و تو در میان اهل مدین اقامت نداشتی تا به آنان بیاموزی و از آنان یادبگیری، تا گفته شود آنچه در مورد موسی گفته‌ای از آن‌جا به تو رسیده است. وَلَٰكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ ولی خبری كه در مورد موسی آورده‌ای اثری از آثار نبوت و رسالت تو می‌باشد. و اگر این وحی را نفرستیم راهی برای آگاه شدن از آن نداری.

وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الطُّورِ إِذْ نَادَيْنَا و تو در كنار كوه طور نبودی بدانگاه كه ما موسی را ندا دادیم و به او دستور دادیم تا به نزد قوم ستمگر برود و رسالت و پیام ما را به آنان برساند، و نشانه‌ها و معجزات ما را به آنها نشان بدهد، نشانه‌هایی كه برای تو حكایت كردیم. منظور این است ماجراهایی كه برای موسی علیه السلام در این اماكن اتفاق افتاد و ما آن را بدون كم و زیاد و آن‌گونه كه بودند برای تو حكایت نمودیم از دو حال خالی نیستند:

یا اینكه تو در آنجا حضور داشته‌ای، یا به محل وقوع آن رفته و آن را از اهل آن دیار یاد گرفته‌ای. پس اگر چنین باشد این بدان معنی است كه تو پیامبر خدا نیستی، چون كارهایی كه انسان می‌بیند و می‌خواند و از آن خبر می‌دهد، امور مشتركی هستند كه ویژه پیامبران نمی‌باشد. اما معلوم است كه چنین نمی‌باشد و تو در آن‌جا نبوده‌ای، و دشمنان تو این را نیك می‌دانند.

پس امر دوم مقرر می‌گردد، و آن اینكه این اخبار از جانب خداوند و به وسیله ‌وحی به تو رسیده است. پس صحت رسالت تو با دلیل قطعی ثابت شد، و خداوند با فرستادن تو بر بندگان رحم نمود، بنابراین فرمود: وَلَٰكِن رَّحْمَةً مِّن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أَتَاهُم مِّن نَّذِيرٍ مِّن قَبْلِكَ ولی از روی رحمتی از سوی پروردگارت وحی و رسالت به‌سوی تو آمد، تا گروهی را بیم دهی كه پیش از تو بیم دهنده‌ای به نزد ایشان نیامده است. یعنی عرب و قریش كه قبل از آمدن پیامبر رسالت و پیامبری در میان آنها نبوده است.

لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ باشد كه خیر و خوبی‌را به یاد آورند و آن را انجام دهند، و شر را بشناسند و رهایش كنند. پس بر اساس جایگاهی كه تو داری، بر آنها لازم بود كه بی‌درنگ به تو ایمان آورند و شكر این نعمت را به جای آورند كه مقدار و اندازه آن را نمی‌توان تعیین كرد و شكر حقیقی آن را نمی‌توان ادا نمود. و بیم دادن عرب‌ها از سوی پیامبر به این معنی نیست كه او به‌سوی غیرعرب فرستاده نشده است. او عرب بود و قرآنی كه بر وی نازل شد به زبان عربی است، و اولین كسانی كه دعوت او را پدیرفتند عرب بودند.

 پس در اصل او به‌سوی آنها فرستاده شده، اما دعوت او دیگران را نیز در بر می‌گیرد. همانطور كه خداوند متعال فرموده است: أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَيْنَا إِلَىٰ رَجُلٍ مِّنْهُمْ أَنْ أَنذِرِ النَّاسَ [یونس: 2]. «آیا برای مردم شگفت‌آور است كه به مردی از آنها وحی نمودیم كه مردم را بترساند». قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا [الأعراف: 158]. «بگو: ای مردم! من فرستاده خدا به‌سوی همة شما هستم».

وَلَوْلَا أَن تُصِيبَهُم مُّصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ و اگر پیش از فرستادن پیامبر، عذابی به خاطر كفر و گناهانش گریبانگیرشان می‌گردید، می‌گفتند:‌«پروردگارا! چرا به‌سوی ما پیامبری نفرستادی تا از آیات تو پیروی كنیم؟ یعنی ای محمد! تو را فرستادیم تا دلیل و سخنی نداشته باشند.

فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا پس چون حقی كه در آن هیچ شك و تردیدی نیست از سوی ما برایشان آمد، و آن حق قرآن است كه آن را بر تو وحی نمودیم، قَالُوا آنها با تكذیب كردن و با اعتراض بی‌جا گفتند: لَوْلَا أُوتِيَ مِثْلَ مَا أُوتِيَ مُوسَىٰ چرا همانند آنچه كه به موسی داده شده به او داده نشده است؟! یعنی چرا یك دفعه كتابی بر او نازل نشده است؟ (آن‌ها می‌گفتند:) چون این كتاب به صورت پراكنده نازل می‌شود پس از جانب خدا نیست آنان چه دلیلی بر صحت این گفته دارند؟ ‌و چه شبهه‌ای ایجاد می‌شود مبنی بر اینكه چون به صورت متفرق نازل شده است از جانب خدا نیست؟!.

اینگونه نیست كه شما تصور می‌كنید، بلكه از ان‌جا كه این قرآن بسی كامل است و خداوند به رسول خود توجه و عنایت فراوانی دارد، آن را به صورت متفرق و جدا جدا نازل كرده است تا دل پیامبرش را با آن استوار بدارد و بر ایمان مؤمنان بیفزاید. وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًا [الفرقان: 33]. «و آنان برای تو هیچ مثلی نمی‌آورند مگر اینكه ما حق را برایت آورده‌ایم و بهترین تفسیر و توضیح را از آن ارائه داده‌ایم».

و آن‌ها كه قرآن را با كتاب موسی مقایسه می‌كنند، خودشان این قیاس را نقض كرده‌اند. آنها چگونه قرآن را با كتابی مقایسه می‌كنند كه به آن كفر ورزیده و به آن ایمان نیاورده‌اند؟ بنابراین فرمود: أَوَلَمْ يَكْفُرُوا بِمَا أُوتِيَ مُوسَىٰ مِن قَبْلُ ۖ قَالُوا سِحْرَانِ تَظَاهَرَا آیا به آنچه پیش از این به موسی داده شده است كفر نورزیده‌اند؟ و گفتند: قرآن و تورات دو (نسخه از) جادو هستند كه در جادو و گمراه كردن مردم همدیگر را پشتیبانی و یاری می‌كنند.

وَقَالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُونَ و گفتند: ما هیچكدام را قبول نداریم. پس ثابت شد كه این قوم می‌خواهند حق را بدون دلیل باطل كنند، و حق را با چیزی نقض نمایند كه با آن نقض نمی‌شود. و سخنان متضاد و متناقضی می‌گویند، و این حالت هر كافری است. بنابراین تصریح كرد كه آنها به هر دو كتاب و هر دو پیامبر كفر ورزیده‌اند، وَقَالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُونَ ما به هر دو كافر هستیم. ولی آیا كفر ورزیدنشان به این دو كتاب به خاطر طلب حق و پیروی كردن از چیزی است كه نزد آنهاست و از قرآن و تورات بهتر است؟! یا فقط از روی هوی‌پرستی چنین می‌كنند؟!.