سابعاً: ایجاد شك وتردید، دو دلی و بدگمانی است

ایجاد شك و تردید و بدگمانی یكی از راههای خطرناكی است كه شیطان بوسیله آن در انسان نفوذ پیدا كرده و بر او غلبه می‌كند… و این كار چگونه اتفاق می‌افتد؟ شیطان –مثلاً- در ارتباط با صحت و درستی روش تربیتی كه فردی، صادق، پایبند به اطاعت از اوامر الله متعال به دور از كارهای ناشایست، در آن مسیر حركت می‌كند، در رابطه با صحت و درستی روش مورد نظر او را به شك و تردید می‌اندازد، مخصوصاً زمانیكه این شخص در برابر تعداد زیادی افراد گناهكار، افرادی كه پایبند به اطاعت از اوامر الله تعالی نمی‌باشند، قرار می‌گیرد، شیطان او را به اینطریق دچار وسوسه می‌كند كه: آیا تمامی این مردم جهنمی هستند و فقط تو اهل بهشت هستی؟!.

طریقه برخورد درست و فكر صحیح آن است كه هیچگاه زیادی گروهی و یا كمی جماعتی را مقیاس سنجش و صحت و نادرستی قرار ندهی …. حق آن است كه موافق كلام الله متعال (قرآن) و مطابق كلام رسول الله صلی الله علیه وسلم باشد. مقیاس و میزان سنجش جماعت، اكثریت مردم نیست، ولی منظور از جماعت كسی یا كسانی هستند كه موافق با حق باشند و مطابق با حق رفتار كنند، اگرچه تو تنها باشی …خداوند تبارك و تعالی به رسول خودص می‌فرماید: «بیشتر مردم (به سبب تصمیم بر كفر وپیروی از هوی وهوس، به تو) ایمان نمی آورند، هرچند كه تلاش  كنی». [یوسف: ١٠٣].

همانا جماعت آن كسی است كه موافق با اطاعت خداوند باشد و هرگاه جماعت فاسد شد، بر تو واجب است كه از آنچه كه جماعت قبل از فاسد شدن از آن اطاعت می‌كرد، اطاعت كنی، اگر چه تنها باشی در این حالت تو، جماعت هستی….  یكی از راههای نفوذ شیطان در رابطه با شك و تردید، در زمینه نیت درونی شخص است؛ یعنی شخص را وسوسه می‌كند كه در صداقت  نیت درونی خود نسبت به انجام كاری یا عملی شك و تردید و دودلی كند، به انسان می‌گوید: تو ریا كار هستی، بخاطر ریا این عمل را انجام می‌دهی، تو منافق هستی؛ این كار را بخاطر مردم انجام می‌دهی نه بخاطر خداوند تبارك و تعالی- تمامی این شك و تردیدها، بخاطر این است كه فرد، عمل مورد نظر را ترك كند و آن را انجام ندهد.

 از مثالهای دیگری كه در این رابطه می‌توان به آن اشاره كرد. شخصی است كه می‌خواهد صدقه بدهد، و دیگری او را درحین انجام آن كار می‌بیند، با خود می‌گوید: هرگاه من را ببینید، فكر می‌كند كه من ریا كار هستم و بخاطر او این كار را می‌كنم؛ بهترآن است كه این صدقه را ندهم!! در حالیكه ما موظفیم در ارتباط با قضیه نیت به درون خودمان مراجعه كنیم، كه آیا این كار را به خاطر رضایت الله انجام می‌دهیم یا بخاطر رضایت غیرالله. اگر بخاطر رضایت الله است بهتر است آن عمل را انجام بدهیم هر چند كه مثلاً‌ شخصی یا كس دیگری ما را ببیند، و اگر بخاطر رضایت غیرالله است، باید نیت درونی خود را اصلاح نماییم.

به حقیقت مراجعه به درون و نیت درونی خود را در نظر گرفتن؛ كاری بس مطلوب و خوب است، ولی مراجعه آن نیست كه تو را از عمل كردن، باز دارد، بلكه مراجعه آن است كه باعث شود تو كارها را به خاطر رضایت الله متعال انجام دهی و هر لحظه به انجام آن كارها اضافه كنی. : هر گاه در حال نماز خواندن، شیطان تو را وسوسه كرد، به او بگو: ریاكار تو هستی؛ و نمازت را طولانی‌تر بخوان.

ادامه موضوع در قسمت بعدی