خداوند در قرآن می‌فرماید: ‚و فی أنفسکُم أفَلا تُبصرون (ذاریات : 21) «و در خود نشانه‌هایی [در حقانیت خداوند] وجود دارد چرا آنها را نمی‌بینید؟»

کالبد بشری از سلول‌ها تشکیل یافته، و سلول دستگاه اساسی است که موجود زنده از آن تشکیل می‌یابد، و در کالبد انسان بالغ بر صد تریلیون، یعنی هزارها میلیون سلول وجود دارد، و سلول موجود زنده‌ای است، که با حواس ما قابل تشخیص و رؤیت نیست، و از جمله گلبول‌هایی که نیازمند میکروسکوپ می‌باشد - که شیء را صد و چهل برابر نماید تا با چشم دیده شود، - گلبول‌های قرمز می‌باشد، چون اگر گلبول‌های قرمز را صد و چهل مرتبه بزرگ‌تر کنیم با چشم آنرا می‌بینیم، و وزن آن یک میلیاردم گرم می‌باشد،

و کالبد بشری در هر ثانیه صد و بیست و پنج میلیون سلول را مصرف می‌نماید، و سلول‌ها هر هفته جوانی خود را تجدید می‌نمایند، و اصل و پایه تمام این سلول‌ها که صد تریلیون سلول می‌باشند، سلول نطفه آمیخته (امشاج) می‌باشند که قرآن به آن اشاره نموده و می‌فرماید: انّا خلقنا الانسان من نطفه أمشاج نبنلیه فجعلنهُ سمیعاً بصیراً ƒ(انسان : 2) «ما انسان را از نطفة آمیخته آفریده‌ایم، و چون او را می‌آزمائیم او را شنوا و بینا کرده‌ایم».

و این سلول دارای هسته‌ای می‌باشد، که درباره آن گفته‌اند: این هسته مرکز اداره مدیریت رهبری است، و بر این هسته بیست و سه جفت کروموزوم می‌باشد، و این ماده حیات بوده و اسرار وجود در آن نهفته است، و بر این ژن‌ها، ارائه داد افزون بر هزار میلیون مطلب و اطلاعات را می‌توان چنانچه بخواهیم آنها را بر روی کاغذ بیاوریم، نیازمند یک دایره‌المعارف – افزون بر یک میلیون صفحه، در هر صفحه پنج هزار مطلب و نکته – می‌باشد، و ما از آن مطالب شناخت و آگاهی نداریم.

بحث ژنها، کروموزم‌ها، و سلول‌ها چیز اعجازآوری است، که می‌توان از خلال آن عظمت خداوند را بشناسیم، خداوند می‌فرماید:  وَ فی انفسکم افلا تبصرون (ذاریات : 21)

هنگامیکه انسان غسل می‌نماید و برخی از چیزها به نام چرک از پوست وی دور می‌رود، که همان سلول‌های مرده می‌باشند، و هر سلولی دارای هسته، پرتوپلاسم و جسم و غشاء می‌باشند، و سلول موجود زنده، و قائم به نفس و دارای رشد می‌باشد، و بحث و بررسی درباره سلول به تنهایی سالیانی طولانی در دانشگاه‌ها تدریس می‌گردد. آیا چنین می‌پنداری که تو جسم کوچکی هستی و حال جهان بزرگی در تو نهفته است. آیا آفریدگار بلندمرتبه‌ای که شما را آفریده است، و تو چیز قابل ذکری نبودی نباید به او شناخت پیدا کنی و آیا نباید از وی پیروی و اطاعت کرد؟

ادامه موضوع در قسمت بعدی