بر ما روشن است كه رسول الله صلی الله علیه وسلم بهشت و دوزخ را دید. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:‏ «‏بهشت را دیدم و خواستم خوشه انگوری از آن بچینیم. اگر آن خوشه را می‌چیدم، شما تا پایان دنیا از آن می‏خوردید. هم‌چنین دوزخ به من نشان داده شد. صحنه‌ای هولناك‌تر از آن تا کنون ندیده‌ام و بیشتر دوزخیان زنان بودند‏»‏.

رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «‏بهشت چنان به من نزدیك شد، که ‌اگر می‌خواستم می‌توانستم خوشه انگوری را از آن‌جا بیاورم. دوزخ نیز چنان به من نزدیك شد که‌ گفتم: پروردگارا! مگر من هم از دوزخیانم؟ در آن هنگام چشمم به زنی افتاد كه گربه‏ای، چهره‌اش را می‌خراشید. گفتم: چرا این زن گرفتار چنین عذابی است؟ گفتند: این زن آن گربه را نزد خود اسیر كرد تا این‌که آن گربه از گرسنگی مرد. نه‌ غذایی به‌ گربه‌ داد و نه‌ آن‌را رها کرد تا از حشرات روی زمین بخورد‏»‏.

پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «‏دوزخ آن‌چنان به من نزدیك شد که‌ گرمی آن‌را در صورتم احساس كردم. در لابه‌لای آن صاحب محجن(عصا یا چوب‌دستی کج. منظور شخصی است که با این عصا از مسافران و زائران دزدی می‌کند.اگر متوجه او شوند، می‌گوید: این وسایل به عصای من آویزان شدند و من مقصر نیستم.اگر هم متوجه او نشوند، مال دزدی را با خود می‌برد.) رایج‌گر بحیره(در زمان جاهلیت هر گاه شتر یا گوسفندی ده شکم می‌زایید، گوش او را می‌شکافتند، او را آزاد می‌گذاشتند و ذبحش را حرام می‌دانستند.) صاحب حمیر و صاحب گربه را دیدم‏»‏.

رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «‏بهشت به من نشان داده شد تا آن‌جا که‌ خواستم خوشه انگوری را از آن بچینم. اما از آن دست کشیدم و دوزخ به من نشان داده شد. از ترس این‌كه آتش آن مرا در برگیرد، از آن دور شدم. زنی از بنی ‌اسرائیل را دیدم كه به خاطر گربه‌اش شكنجه می‌شد. وی گربه را نزد خود اسیر كرده بود. نه آن‌را رها كرد تا از حشرات روی زمین تغذیه كند و نه خود آن‌را آب و طعام می‌داد تا این‌که از گرسنگی جان داد. ابوثمامه عمر بن مالك را در آن دیدم كه دامنی آتشین را با خود می‌كشید‏»‏.

وقتی کسی می‌میرد، به عالم برزخ منتقل می‌شود و در آن‌جا، اگر مؤمن باشد، جایگاهش در بهشت و اگر کافر باشد، جایگاهش در دوزخ به او نشان داده می‌شود.

ادامه موضوع در قسمت بعدی