R: اسباب و عوامل بیماریهای باطنی و تباهی فساد قلب - قسمت دوم
تباهکنندهی اول: زیادهروی در آمیختن با دیگران: - قسمت اول
اثرات و پیامدهای افراط در روابط با دیگران عبارتند از:
انباشتهشدن قلب از شنیدن و دیدن گفتار و کردارهای ناپسند دیگران و سخت و سیاهشدن آن، که باعث پریشانی و پراکندگی و دلمشغولی و غم و غصه و تضعیف تواناییهای آن میگردد. و باری بیش از حد توان آن بر دوشش نهاده میشود، و ناچار میگردد بیشتر به مشکلات دوستان و نزدیکان بدمشغول بگردد و خیر و مصلحت خویش را از دست بدهد، و فکر و اندیشه او در دشت و دمن خواستهها و باروهای آنان پریشان و سرگردان شود و برای اندیشه و عمل خود و کسب قرب خداوند و تهیه توشه برای جهان آخرت توانی و وقت چندانی برای او باقی نماند!
از طرف دیگر در آمیختن بیش از حد با دیگران چه نقمتهایی را که سبب نشده و چه نعمتهایی را که از بین نبرده است؟! به راستی معاشرت بیش از حد لازم با دیگران محنتساز و سعادتسوز و سلبکنندهی آسایش و مانع از آرامش است. مگر بلای جان و آفت آفرین برای سعادت انسان، جز از طریق کردار و گفتار و معاشرت بیش از حد لازم با دیگران، ممکن است؟ مگر این نزدیکانی ناسالم نبودند که – حتی در دم مرگ مانع از آن شدند که ابوطالب کلمهای را بر زبان بیاورد که سعادت ابدی او را تضمین نماید، چه زیانی و خسرانی بدتر از این؟!
این معاشرت و در آمیختن که غالباً در قالب دوستی و رفاقت دنیوی و ارضای کششهای نفسانی طرفین است، وقتی و زمانی که حقایق واقعیت پیدا کردند به دشمنی و عداوت تبدیل میشوند و سبب ندامت میگردند. همانگونه که خداوند متعال میفرماید: «در آن روز ستمکار (کفرپیشه) هردو دست خود را (از شدت حسرت و ندامت) با دندان میگزد. و میگوید: ای کاش با رسول خدا راه (بهشت را) برمیگزیدم!ای کاش فلانی را به دوستی نمیگرفتم. به ویژه زمانی که قرآن به دستم رسیده بود. (آن دوستی) مرا گمراه کرد». [الفرقان: 29 – 27]
همچنین میفرماید: «در آن روز دوستان (و همکیشان) به غیر از پرهیزگاران دشمن یکدیگر خواهند شد». [الزخرف: 67]
ابراهیم خلیل علیه السلام خطاب به قوم خویش فرمود: «(ابراهیم به قوم خود) گفت: شما غیر از خدا بتهایی را برای خویش برگزیده اید، تنها به خاطر محبت (بزهکارانهای) که در زندگی دنیا میان خودتان دارید، سپس در روز قیامت برخی از شما از برخی دیگر بیزاری میجویید و بعضی از شما بعضی دیگر را نفرین میکنید، و بالأخره جایگاه شما آتش دوزخ خواهد بود، و هیچ یار و یاوری نخواهید داشت؟» [العنکبوت: 25]
این وضع و حال تمامی کسانی است که بر اساس هدفی مادی، دنیوی و غیر مشروع باهم دوست و همکار میشوند. مادامی که غرض و هدف آنان تأمین بشود به دوستی خویش ادامه میدهند و هرگاه آن هدف قطع گردید، ندامت و درد و اندوه را در پی خواهد داشت و آن مودت به عداوت تبدیل خواهد شد. دو طرف یکدیگر را مورد لعن و نفرین قرار خواهند داد و آن هدف و غرض به غم غصه مبدل خواهد گردید. این چیزی است که در این جهان و در میان دوستان و رفیقانی که بر پایه پیوندهای ناپسند و ناپایدار باهم دوست و شریک میشوند، مشاهده میشود. هرگاه آن دو مورد بازخواست قرار گیرند، غالباً هر دو بر باطل بوده و دوستی آنان بر پایهای پوشالی قرار داشته و طبیعی است که چنین مودتی بیریشه به عداوتی ریشهدار تبدیل شود.
ادامه موضوع در قسمت بعدی
این مـــرگ،