23. تفسیر سوره انعام - مکی و 165 آیه است.
بدان که این سوره کریمه با ارائه دلایل عقلی و نقلی، توحید خدا را اثبات مینماید، و بیشترِ سوره در مورد توحید و مجادله با کسانی است که به خدا شرک ورزیده و پیامبرش را تکذیب کردهاند. پس خداوند در این آیات آنچه را که به وسیله آن هدایت روشن میگردد، و شرک از بین میرود بیان کرده است. بنابراین فرمود: لَهُ از آن خداوند متعال است، مَا سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ همه مخلوقات، و آنچه که در شب و روز قرار دارد. از انسان و جن و فرشته گرفته تا حیوانات و جمادات.
پس همه اینها آفریدگانی هستند که خدا در آنها تصرف میکند، و بندگانی هستند که در برابر پروردگار بزرگشان مسّخر و تسلیم میباشند، خداوندی که مسلط و فرمانرواست.
پس آیا از دیدگاه عقل و نقل درست است که یکی از این مملوکها که نمیتواند سودی ببخشد و زیانی برساند پرستش شود؟ و بندگی خالصانه آفرینندهای که مدبر و مالک و ضارّ و نافع است ترک گردد؟! هرگز، چرا که عقل سالم و سرشت پاک، آدمی را به اخلاص در عبادت، و محبت و ترس و امید پروردگار جهانیان فرا میخواند.السَّمِيعُ شنواست و همه صداها را علی رغم اختلاف زبانها و تنّوع نیازها میشنود. الْعَلِيمُ به آنچه شده و آنچه خواهد شد و آنچه که هنوز نشده است آگاه و داناست و بر امور آشکار و پنهان اطلاع دارد.
قُلْ به کسانی که به خدا شریک میورزند، بگو: أَغَيْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا آیا جز خدا کسی از این مخلوقات ناتوان را به یاوری بگیرم؟ نه، هرگز چنین کاری نمیکنم، چون او آفریننده آسمانها و زمین و مدّبر آنهاست. وَهُوَ يُطْعِمُ وَلَا يُطْعَمُ و او روزی دهنده همه آفریدگان است، بدون اینکه خود به آنها نیاز داشته باشد. پس چطور شایسته است که غیر از خداوند آفریننده و روزی دهنده بینیاز و ستوده، کسی دیگر را به یاوری بگیرم؟!
قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ بگو: من فرمان داده شدهام تا نخستین کسی باشم که تسلیم خدا شده و از او فرمان برده است، زیرا من در اطاعت کردن از دستورات پروردگارم از دیگران سزاوارترم. وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ و از مشرکین مباش. یعنی از اینکه از مشرکان باشم نهی شدهام، و از پذیرش عقیده آنها، و از همنشینی با آنان نهی شدهام، پس این واجبترین واجبات من است.
قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ بگو: من اگر نافرمانی پروردگارم را بکنم از عذاب روزی بزرگ میترسم، زیرا نافرمانی خدا و ارتکاب شرک باعث همیشه ماندن در جهنم و ناخشنودی خداوند جبّار میگردد. و آن روز، روزی است که عذاب و کیفر آن سنگین و وحشتناک است، و هر کس در آن روز، عذاب خدا از وی دور شود به او رحم شده است، و هرکس در آن روز نجات پیدا کند پیروز و رستگار واقعی است. و کسی که در آن روز نجات نیابد بدبخت و زیانمند است.
و از جمله دلایل یگانگی خدا و توحید وی این است که او در برطرف کردن زیان و رنج، و پدید آوردن خوبی و شادی یگانه است. بنابراین فرمود: وَإِن يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ و اگر خداوند زیانی از قبیل فقر یا بیماری و یا سختی و تنگدستی یا غم و اندوه و امثال آن را به تو برساند، فَلَا كَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ ۖ وَإِن يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ جز او هیچ کسی آن را برطرف نمیکند، و اگر خیری به تو برساند پس او بر هر چیزی تواناست. بنابراین چون تنها او فایده دهنده و زیان رساننده است، همو نیز سزاوار پرستش و الوهیت است.
وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ و او بر بندگانش چیره است. پس هیچکس از آنان تصرفی نمیکند، و هیچ حرکتکنندهای حرکتی انجام نمیدهد، و هیچ ساکنی آرام نمیگیرد مگر با خواست و اراده او و پادشاهان و فرمانروایان نمیتوانند از حیطه فرمانروایی و پادشاهی او بیرون روند، بلکه همه تحت تدبیر الهی و سلطه او میباشند، پس چون او چیره است و دیگران همه تحت سلطه او قرار دارند، همو شایسته و سزاوار عبادت است. وَهُوَ الْحَكِيمُ و او در فرمان و نهی، و پاداشی که میدهد، و مجازاتی که مینماید، و در آنچه آفریده و مقدر نموده است با حکمت است. الْخَبِيرُ و بر آنچه که در دلها است، و بر امور پوشیده مطلع و آگاه است. و اینها همه از دلایل توحید و یگانگی او میباشند.
قُلْ به آنان بگو آنگاه که هدایت را برایشان روشن کردیم و راهها را برای آنان توضیح دادیم أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً چه چیزی از شهادت دادن بر این اصل بزرگ و استوار بزرگتر است؟ قُلِ اللَّهُ بگو: گواهی خدا بالاتر و بزرگتر است. پس او شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ میان من و شما گواه است، و هیچ گواهی و شهادتی بزرگتر از گواهی او وجود ندارد، و او با اقرار و فعل خود بر صداقت من گواهی میدهد، و بر آنچه که برایتان میگویم، اقرار میکند.
همانگونه که خداوند متعال فرموده است: وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ [الحاقة: ۴۶-۴۴]. و اگر محمد صلی الله علیه وسلم بر ما دروغ ببندد و از خود چیزهایی غیر واقعی بگوید، با دست راست خود او را میگیریم سپس شاهرگ گردنش را قطع میکنیم. پس خداوند با حکمت و توانا است، و از حکمت و توانایی او بعید است فردی را تأیید کند که به او دروغ نسبت داده، و ادعا میکند خدا او را فرستاده است، حال آنکه او را نفرستاده است.
و ادعا میکند که خداوند او را به فراخواندن مردم فرمان داده است، حال آنکه او را فرمان نداده است. و ادعا کند که خداوند ریختن خون و گرفتن مال و زنان کسانی را که با او مخالفت میورزند برایش جایز قرار دادهاست، و خداوند او را با اقرار خویش و در عمل تصدیق مینماید، پس برای اثبات آنچه که میگوید او را با معجزات و دلایل آشکار تایید نموده، و یاری میدهد، و هر کس را که با او مخالفت کند و دشمنی ورزد خوار میگرداند. پس چه گواهی بالاتر از این گواهی است؟!
وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَٰذَا الْقُرْآنُ لِأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ و این قرآن به خاطر مصلحت و منفعت شما به من وحی شده است تا به وسیله «ترغیب» و «ترهیب» و بیان پاداش کردار و گفتارهای ظاهری و باطنی و یا عذاب شدیدی که بر اعمال بد مترتب میشود، شما را برحذر دارم. پس ای مخاطبان قرآن! و ای کسانی که تا روز قیامت قرآن به شما میرسد! در این قرآن چیزهایی وجود دارد که شما با آن بر حذر داشته میشوید. زیرا در این قرآن هرآنچه که مورد نیاز باشد بیان شده است.
پس از آنکه خداوند گواهی خود را بیان کرد که بزرگترین گواهی بر توحید است، فرمود: ای پیامبر! به مخالفان رسالت خدا، و تکذیب کنندگان پیامبران بگو: أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَةً أُخْرَىٰ ۚ قُل لَّا أَشْهَدُ آیا شما گواهی میدهید که معبودانی دیگر در کنار پروردگار جهانیان وجود دارند؟ بگو: من گواهی نمیدهم. یعنی اگر گواهی دادند، تو با آنها گواهی مده. پس راستترین و برترین گواهی را که گواهی پروردگار جهانیان بر توحید خداوند است و با دلایل قاطع و حجتهای روشن تأیید شده است، با گواهی مشرکان مقایسه کن، آنهایی که عقل و دین و آرا و اخلاقشان فاسد شده و عقلا و اندیشمندان را به ریشخند و تمسخر گرفتهاند. بدون شک گواهی آنان با سرشت و فطرتشان مخالف بوده، و گفتههایشان در خصوص اینکه همراه با خدا معبودان دیگری وجود دارد متضاد و دارای تناقض است، و کوچکترین دلیلی بر گرفته خود ندارند. پس شما اگر خود میورزیدید یکی از این دو گواهی را برای خود انتخاب کنید.
و ما برای خود آن گواهی را انتخاب میکنیم که خداوند برای پیامبرش انتخاب نموده، و ما را به پیروی از آن دستور داده است، پس فرمود: قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ بگو: بدون شک او معبود یگانه و تنها و یکتا است، و کسی جز او سزاوار بندگی، و پرستش نیست، همانطور که او در آفرینش و تدبیرِ امور یگانه است. وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ و من از بتها و همتایان و هر آنچه که شریک او قرار داده شود، بیزارم. بنابراین توحید حقیقی به معنی اثبات الوهیت برای خدا و نفی آن از غیر او میباشد.
پس از آنکه خداوند متعال گواهی خود و گواهی پیامبرش را بر توحید بیان نمود،و گواهی مشرکان را که ناشی از ناآگاهی و بیخردی آنان بود ذکر کرد، بیان داشت که اهل کتاب از قبیل یهودیان و نصارا، يَعْرِفُونَهُ درستی و صحت توحید را میشناسد، كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمُ همانطور که فرزندانشان را میشناسند. آنان به هیچ صورت شکی در صحت آن ندارند، همانطور که در شناخت فرزندانشان دچار اشتباه و تردید نمیشوند، به ویژه پسران که اغلب با پدرانشان هستند.
و احتمال دارد که ضمیر به پیامبر برگردد. یعنی اهل کتاب در صحت رسالت او دچار اشتباه نمیشوند، و شکی در آن ندارند، چون در کتابهایشان به رسالت پیامبر صلی الله علیه وسلم مژده داده شده، و صفتهایی که نزد آنها است بر او منطبق بوده، و برکسی دیگر جز او انطباق پیدا نمیکند. و هر دو معنی لازم و ملزوم یکدیگرند.
الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ کسانی که خویشتن را ضایع و تباه کردند. و آنچه را که برای آنان آفریده شده بودند از قبیل ایمان و توحید ضایع کردند، و خود را از فضل پادشاه بزرگوار محروم گرداندند، فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ آنان ایمان نمیآورند. و چون ایمان نمیآورند زیان و خسران فراوانی دامنگیرشان خواهد شد.
این مـــرگ،