31. تفسیر سوره انفال - مدنی و 75 آیه است.
خداوند متعال در بیان کینه توزی و عناد کسانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم را تکذیب میکردند، میفرماید: وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا و چون آیات ما که بر صدق رسالت محمد دلالت مینماید، بر آنان خوانده شود، قَالُوا قَدْ سَمِعْنَا لَوْ نَشَاءُ لَقُلْنَا مِثْلَ هَٰذَا ۙ إِنْ هَٰذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ گویند: شنیدیم، اگر میخواستیم، قطعا ما هم مثل این را میگفتیم، این چیزی جز افسانههای پیشینیان نیست.
و این از عناد و ستمگری آنها بود چرا که قبلا خداوند آنها را به مبارزه طلبیده بود تا سورهای مانند قرآن را بیاورند، و در این راستا از هرکسی کمک بطلبند، اما نتوانستند این کار را بکنند و ناتوانی آنها آشکار گردید.
پس اینکه گفتند: «اگر بخواهیم ما هم میتوانیم مانند این قرآن را بگوییم» فقط یک ادعا است، و واقعیت آن را تکذیب کرد، و معلوم گردید که او صلی الله علیه وسلم بیسواد است و نمیتواند بخواند و بنویسد، و به جایی نرفته بود تا اخبار گذشتگان را بخواند، اما با این وجود، این کتاب ارزشمند را آورد که باطل از هیچ طرفی به آن راه نمییابد، و از جانب خداوند حکیم وستوده فرستاده شده است.
وَإِذْ قَالُوا اللَّهُمَّ إِن كَانَ هَٰذَا و به یادآور آنگاه که گفتند: بار خدایا! اگر آنچه که محمد مردم را بهسوی آن فرا میخواند، هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِندِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِّنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ حق است، و از جانب تو است، پس، سنگهایی از آسمان بر ما بباران، یا ما را به عذاب دردناکی گرفتار ساز. این را در حالی گفتند که آنان به طور قطع به باطل خویش اعتقاد داشتند. و از گفتن سخن شایسته ناآگاه بودند.
و اگر آنان آنگاه که چنان دلایلی واهی و غیر حقیقی برای خود دست و پا کرده بودند که به طور قطع و یقین بر باطل خود پافشاری کنند به کسی که با آنان مناظره میکرد و مدعی آن بود که حق با وی است، میگفتند: «اگر این حق است از جانب تو، پس ما را بهسوی آن راهنمایی کن». اگر آن زمان این را میگفتند برایشان بهتر بود و از شدت ستم آنان میکاست.
پس وقتی که گفتند: اللَّهُمَّ إِن كَانَ هَٰذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِندِكَ به محض گفتن این سخن معلوم شد که آنها بیخرد و احمق و نادان و ستمگر هستند. زیرا اگر خداوند عذاب را در این دنیا بر آنان فرود میآورد هیچکس را از آنها باقی نمیگذاشت، اما خداوند متعال به خاطر حضور پیامبر صلی الله علیه وسلم در میان آنها، عذاب را از آنان دور کرد، و فرمود: وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِيهِمْ و خداوند تا تو در میانشان هستی آنان را عذاب نمیدهد، پس وجود پیامبر صلی الله علیه وسلم آنها را از عذاب بیمه کرد.
آنان با وجود اینکه این سخن را میگفتند و آن را در ملأ عام بیان میکردند، اما به قبح و زشتی آن واقف بودند و میترسیدند که گرفتار عذاب شوند. بنابراین از خداوند متعال طلب آمرزش کردند. به همین جهت خداوند متعال فرمود: وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ و نیز در حالی که ایشان آمرزش میخواهند خداوند آنها را عذاب نمینماید. این در حالی است که اسباب عذاب آنان فراهم شده بود، اما «استغفار آنان» مانع حلول عذاب خدا بر آنان گردید.
سپس فرمود: وَمَا لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ چرا خداوند آنها را عذاب ندهد؟ یعنی چه چیزی آنها را از عذاب دور مینماید حال آنکه آنها کاری را که موجب عذاب است انجام دادند، و آن بازداشتن مردم از مسجدالحرام است؟!به خصوص اینکه آنها پیامبر صلی الله علیه وسلم و یارانش را که به مسجد الحرام اولیتر بودند از ورود به آن بازداشتند.
بنابراین فرمود: وَمَا كَانُوا أَوْلِيَاءَهُ و مشرکین به مسجدالحرام اولیتر نیستند. احتمال دارد که ضمیر به «الله»برگردد، در این صورت معنی آیه چنین میشود: آنها هرگز دوستان خدا نمیباشند. و احتمال دارد ضمیر به «مسجدالحرام» برگردد، و در این صورت معنی آن چنین میشود، آنان از دیگران به مسجدالحرام اولیتر نیستند. إِنْ أَوْلِيَاؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ اولیترین به آن فقط پرهیزگارانند، و آنها کسانی هستند که به خدا و پیامبرش ایمان آورده، و خدا را یگانه دانسته، و تنها او را عبادت کرده، و دین را برای او خالص گردانده اند. وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ولی بیشترشان نمیدانند، بنابراین چیزی را برای خود ادعا کردهاند که دیگران از آنان بدان اولیترند.
این مـــرگ،