یوسف مدتی در چاه باقی ماند تا اینکه وَجَاءَتْ سَيَّارَةٌ کاروانی آمد که می‌خواست به مصر برود فَأَرْسَلُوا وَارِدَهُمْ و آب آور و پیشاهنگ خود را فرستادند. یعنی کسی را فرستادند که آب برایشان تهیه می‌کرد، و محل پیدایش آب را برایشات جستجو می‌کرد و زمینه‌ی فرود آمدن آنان را بر حوض و یا چاهی را فراهم نمود.

فَأَدْلَىٰ دَلْوَهُ و او دلوش را به چاه انداخت و یوسف داخل دلو شد و بیرون آمد. قَالَ يَا بُشْرَىٰ هَٰذَا غُلَامٌ گفت: مژده باد! با این جوانِ گرانقدری است وَأَسَرُّوهُ بِضَاعَةً و او را به عنوان کالایی پنهان داشتند. و برادرانش یوسف را از نزدیک تعقیب می‌کردند و سپس او را از برادرانش خریدند. بِثَمَنٍ بَخْسٍ با پولی ناچیز و بسیار اندک او را خریدند، دَرَاهِمَ مَعْدُودَةٍ وَكَانُوا فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ تنها به چند درهم او را فروختند، و نسبت به او بی‌علاقه بودند، چون هدفی جز پنهان کردن و دور نمودن او از پدرش نداشتند. هدفشان این نبود که پول بگیرند و بخورند. هنگامی که کاروانیان او را یافتند، خواستند آن را پنهان بدارند و آن را از جمله کالاهایی که همراهشان بود قرار دهند، تا اینکه برادرانش آمدند و گفتند: این برده ایست متعلق به ما که فرار کرده بود. و کاروانیان یوسف را از آنان با پولی اندکی خریدند و از آنها عهد گرفتند که فرار نکند.

کاروانیان او را به مصر بردند و عزیز مصر وی را خرید و مورد پسندش قرار گرفت، پس زنش را در مورد او سفارش نمود و گفت: أَكْرِمِي مَثْوَاهُ عَسَىٰ أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا او را گرامی بدار، شاید چون بردگان و خدمتگزاران برای ما خدمت کند و به ما فایده برساند، و یا از او همانطور است،اده نماییم که از فرزندانمان بهره برداری می‌کنیم. و شاید این بدان خاطر بود که آنها فرزندی نداشتند.

وَكَذَٰلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ و همچنانکه زمینه را برای یوسف فراهم کردیم که عزیز مصر او را بخرد و مورد تکریم قرار دهد، به همان شیوه از این رهگذر زمینه را برایش فراهم نمودیم که در زمین قدرت و سلطه یابد.

وَلِنُعَلِّمَهُ مِن تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ و یا تعبیر خوابها را به او بیاموزیم. پس او شغل و حرفه‌ای جز علم و دانش اندوزی نداشت و این کار سبب شد تا دانش فراوانی در مورد احکام و تعبیر خواب و غیره به دست آورد. وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَىٰ أَمْرِهِ و خداوند بر کار خود چیره و غالب است. یعنی ارادۀ خداوند جاری است و هیچ‌کس نمی‌تواند او را شکست بدهد. وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ اما بیشتر مردم نمی‌دانند، بنابراین به منظور نقض نمودن اوامر تقدیری خداوند کارهایی از آنان سر می‌زند، حال آنکه آنها بسی نانتوانتر و ضعیف‌تر از آنند که بتوانند چنین کاری را بکنند.

وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ و هنگامی که یوسف به مرحلۀ رشد و قدرت معنوی و جسمی‌اش رسید و صلاحیت پیدا کرد که بتواند بارهای سنگینی از قبیل نبوت و رسالت را بر دوش بکشد. آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا او را پیامبر و عالمی ربانی قرار دادیم، وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ و بدینسان نیکوکاران را پاداش می‌دهیم، کسانی که عبادت خداوند را به نحو احسن و از روی اخلاص انجام داده، و به بهترین وجه ممکن به خلق خدا کمک می‌کنند و از جمله پاداشی که در برابر نیکوکاریشان به آنان می‌هد علم و دانش مفید است. و این دلالت می‌نماید که یوسف در مقام احسان بود، پس خداوند داوری و دانش فراوان و نبوت را به او داد.