پس وقتی که تمامی مخلوقات خواه ناخواه برای پروردگارشان سجده می‌نمایند، او معبود راستین است و معبود شایسته و به حق است و الوهیت دیگر چیزها باطل می‌باشد. بنابراین باطل بودن آن را بیان کرد و بر بطلان آن دلیل آورد و فرمود: به کسانی که غیرخدا و همتایانی را شریک خدا می‌سازند و آنها را مانند خدا دوست می‌دارند و انواع تقرب و عبادت‌ها را برای آنان انجام می‌دهند: بگو : آیا عقلهایتان را از دست داده‌اید که دوستانی را به خدایی گرفته‌اید و با پرستش آنها به آنان ابراز عشق و علاقه می‌کنید، در صورتی که آنها شایسته‌ی عبادت نیستند؟

زیرا آنها لَا يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ نَفْعًا وَلَا ضَرًّا برای خودشان سود وز یانی ندارند اما شما آنها را به دوستی برگرفته‌اید و ولایت و دوستی کسی را ترک می‌کنید که دارای نامها و صفات کامل است، و مالک مردگان و زندگانی می‌باشد، و آفرینش تدبیر و سود و زیان بدست اوست، در حالی که پرستش خداوند یگانه و عبادت کسانی که شریک او می‌سازید برابر نیست. همچنانکه کور و بینا برابر نیستند، و تاریکی‌ها و روشنی هم برابر نمی‌باشند؟

و اگر آنها دچار شک و اشتباه شدند و برای او شریکانی قرار دادند و گمان بردند چیزهایی که آنها شریک خدا می‌سازند مانند او می‌آفرینند و کار انجام می‌دهند، پس این التباس و اشتباه را با دلیل و برهانی که بر یگانگی خداوند دلالت می‌نماید برطرف کن و به آنها بگو: اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ خداوند آفرینندۀ هر چیزی است، پس محال است که چیزی خود به خود آفریده شده باشد.و نیز غیر ممکن است که بدون آفریننده به وجود آمده باشد، پس مشخص شد که هر چیزی آفریننده و خدایی دارد که در آفرینش شریکی ندارد و یگانه تواناست.

و یگانی و توانمندی را جز خداوند نشاید، و بالاتر از هر مخلوق توانمندی مخلوقی قویتر و توانمندتر وجود دارد و این سلسله همچنان تداوم می‌یابد تا به خداوند یگانه و توانمند می‌رسد. پس توانمندی و یگانگی همزاد یکدیگرند و هر دو ویژه‌ی خداوند یگانه هستند. پس با دلیل عقلی روشن شد که آنچه به جای خدا خوانده می‌شود کوچکترین پیزی از آفریدن مخلوقاتی در دست او نیست، بنابراین پرستش آن باطل می‌باشد.