هُ دَعْوَةُ الْحَقِّ دعوت حق تنها از آن خداست، و آن عبارت است از: انجام دادن عبادت برای او، خدایی که هیچ شریکی ندارد، و اینکه دعای عبادت و دعای مسالت خالصانه رای او صورت پذیرد. (یعنی ستایش و تمجید، و طلب و مسالت فقط از او بعمل می‌آید) و خداوند سزاوار هر دو نوع دعا می‌باشد، و شایستۀ ترس و امید و محبت و علاقه و بیم است. و شایسته است که انسان به‌سوی او باز گردد، زیرا تنها الوهیت او حق است، و الوهیت دیگران باطل می‌باشد.

وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ و کسانی که به‌جای او و انبازهایی را که شریک خدا کرده‌اند به فریاد می‌خوانند، و آنها را پرستش می‌کنند، لَا يَسْتَجِيبُونَ لَهُم به هیچ وجه آنها را اجابت نمی‌کنند و کمترین نیازی از نیازهایشان را از کارهای دنیا و امور آخرت بر آورده نمی‌نمایند. إِلَّا كَبَاسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْمَاءِ مگر مانند کسی‌که هر دو دستش را به‌سوی آب دراز کرده است و به خاطر دوری آب دستهایش به آن نمی‌رسد، لِيَبْلُغَ فَاهُ وَمَا هُوَ بِبَالِغِهِ تا با گشودن دستهایش آب به به دهانش برسد، زیرا او تنشه است و از شدت تشنگی می‌خواهد با دستش آب را بگیرد، آبی که امکان ندارد به آن برسد.

همین طور کافران که همواره خدایان دیگری را به فریاد می‌خوانند به هیچ وجه آنها را اجابت نخواهند کرد و کمترین نیازی از نیازهایشان را برآورده نخواهند ساخت، و در اوقاتی که آنها به شدت به آن معبودان نیاز دارند به آنها سودی نمی‌بخشند، چون آنها خود نیازمند هستند، و آن معبودان به اندازه ذره‌ای در آسمانها و زمین اختیاری ندارند و آنها هیچ مشارکتی در آن ندارند و هیچ یک از آنها پشتیبان و یاور خدا نیست.

وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ و دعای کافران جز گمراهی نیست، چون آنچه که به جای خدا می‌خوانند باطل است، پس عبادت و دعایشان نیز باطل می‌باشد، زیرا با باطل گشتن هدف و مقصود، وسیله نیز باطل می‌گردد. و از آنجا که خداوند پادشاه و فرمانروای به حق و آشکار است پرستش و عبادت او نیز حق است، و کسی که او را پرستش می‌نماید در دنیا و آخرت سود می‌بیند.

و تشنه کردن دعایی که کافران و مشرکان از غیر خدا بعمل می‌آورند به کسی که دستهایش را به‌سوی آب دراز می‌کند تا آب به دهانش برسد از بهترین مثالها است. زیرا این، تشبیه دادن به کار غیر ممکن است، پس همانگونه که این کار ممکن نیست آنچه که بدان تشبیه شده است نیز محال و غیر ممکن است. و منوط کردن چیزی به امری محال و غیر ممکن به بهترین و رساترین صورت بیانگر محال بودن آن می‌باشد، همان طور که خداوند متعال فرموده است: إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهَا لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَلَا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّىٰ يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ [الأعراف: 40]. «بی‌گمان کسانی که آیات ما را تکذیب کردند و در مقابل آن تکبر ورزیدند دروازه‌های آسمان برای آنها گشوده نمی‌شود و به بهشت وارد نمی‌گردند مگر اینکه شتر از سوراخ سوزن عبور کند».