46. تفسیر سوره ابراهیم - مکی و 52 آیه است.
بنابراین پیامبرانشان به آنان گفتند: أَفِي اللَّهِ شَكٌّ آیا در وجود خداوند شک و تردیدی هست؟! یعنی وجود خداوند آشکارترین و روشنترین موضوع است، پس هرکس در وجود خداند که آفرینندۀ آسمانها و زمین است شک کند، فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ خداوندی که هستی هر چیزی متکی به هستی اوست، چنین کسی به هیچ امر معروفی یقین ندارد و حتی امور محسوس را نیز انکار میکند. بنابراین پیامبران با آنان بر اساس سخن کسی سخن گفتهاند که در وجود خدا تردیدی نداشته و در آن شک نمیکند.
يَدْعُوكُمْ خداوند شما را به سوی منافع و مصالح خودتان فرا می خواند، لِيَغْفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى تا شما را به خاطر پذیرش دعوتش با برخوردار نمودنتان از پاداش دنیا و آخرت مورد عنایت قرار دهد. پس خداوند شما را فرا نمیخواند تا به خاطر عبادت شما سودی به وی برسد، بلکه سود و نفع آن به خود شما باز میگردد. ولی آنها پاسخ پیامبرانشان را همچون بیخردان دادند، قَالُوا و گفتند: إِنْ أَنتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا شما هم انسانهایی مانند ما هستید پس چگونه افتخار نبوت و پیامبری را دارید؟
تُرِيدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا میخواهید ما را از آنچه پدرانمان میپرستیدند باز دارید. پس چگونه نظرات و خط مشی آنانرا به خاطر نظر شما رها کنیم؟ و چگونه از شما فرمان ببریم در حالی که شما انسانهایی همچون ما هستید. فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ پس برای ما دلیلی آشکار بیاورید. منظورشان دلیل و حجتی بود که آنها خودشان پیشنهاد میکردند، وگرنه قبلاً بیان شد که پیامبرانشان با معجزهها و دلایلی روشن نزد آنان آمدند.
این مـــرگ،