وَيْلٌۭ لِّلْمُطَفِّفِينَ «ويل» کلمه عذاب و عقاب است. و «مطففين» را خداوند اينگونه  تفسير کرده است: ٱلَّذِينَ إِذَا ٱكْتَالُوا۟ عَلَى ٱلنَّاسِ يَسْتَوْفُونَ کساني‌که وقتي براي خود پيمانه مي‌زنند به تمام و کمال و بدون کم و کاست از مردم دريافت مي‌دارند.

 وَإِذَا كَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ و هنگامي‌که مي‌خواهند حق مردم را که بر آن‌هاست وزن کنند و بدهند از آن مي‌کاهند و به اندازه لازم نمي‌دهند. از آن کم مي‌کنند، يا به وسيله پيمانه و ترازويي که کم نشان مي‌دهند حق آن‌ها را پايمال مي‌کنند و يا اين که پيمانه و ترازو را پر نمي‌کنند و يا از راه‌هاي ديگري از حق مردم مي‌کاهند.

پس کسي که به زور و يا از راه دزدي اموال مردم را از دستشان مي‌گيرد به طريق اولي سزاوار چنين عذابي است. آيه دلالت مي‌کند که انسان هم چنان که حق خود را از مردم مي‌گيرد بايد حق مردم را نيز در معاملات به آنها بدهد. بلکه حجت و سخن هم در اين داخل است، پس همان‌طور که عادت بر اين است که دو فردِ مناظره‌گر هريک مي‌کوشد تا دلايل خود را ارائه دهد بر او لازم است که دليل طرف خودش را که خود آن را نمي‌داند بيان کند. و همان طور که به دلايل خود مي‌نگرد دلايل طرف راهم نگاه کند. و در اين جا، انصاف از تعصب و فروتني از تکبر و خردمندي از بي‌خردي مشخص مي‌گردد.

از خداوند مي‌خواهيم که ما را بر انجام هر کار خيري توفيق دهد. سپس خداوند کاهندگان را تهديد کرد و از حالتشان و از آنچه که بر آن بودند اظهار شگفتي نمود و فرمود: أَلَا يَظُنُّ أُو۟لَـٰٓئِكَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ لِيَوْمٍ عَظِيمٍۢ يَوْمَ يَقُومُ ٱلنَّاسُ لِرَبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ پس آنچه به آن‌ها جرأت داد که از حقوق مردم بکاهند ايمان نداشتن آن‌ها به روز قيامت است و اگر به قيامت ايمان داشتند و مي‌دانستند روزي در پيشگاه خدا مي‌ايستند و آن‌ها را در مورد همه چيز بازخواست مي‌کند از اين کارها دست مي‌کشيدند و از آن توبه مي‌کردند.