54. تفسیر سوره کهف - مکی و 110 آیه است.
خداوند متعال خبر میدهد که اهل کتاب در رابطه با تعداد افراد اصحاب کهف با هم اختلاف داشتند و این اختلاف از حدس و گمانشان سرچشمه میگیرد، زیرا به دروغ چیزهایی میگویند که نمیدانند آنها در مورد تعداد اصحاب کهف سه گروه بودند: برخی میگفتند آنان سه نفراند و چهارمین ایشان سگشان است. و برخی میگفتند: پنج نفر بوده و ششمین ایشان سگشان است، و خداوند بعد از این سخن بیان داشته است که اینها سخنهای بیدلیلی است، و آنها از روی ظن و گمان این را میگویند، پس بیدلیل بودن این سخنان دلیلی بر بطلان آن میباشد.
و گروهی میگفتند: «اصحاب کهف هفت نفرند و هشمین ایشان سگشان است». و این ـ خدا بهتر میداند ـ درست است چون خداوند دو قول پیش از این را باطل قرار داد اما این را باطل قرار نداد، پس باطل قرار ندادن این قول بر این دلالت مینماید که آن درست است.
و در این اختلاف نظر فایده یا وجود ندارد، و اگر تعداد افراد اصحاب کهف دانسته شود هیچ منفعت دینی و معنوی برای مردم ندارد. بنابراین خداوند متعال فرمود: قُل رَّبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ بگو: پروردگارم به تعدادشان آگاهتر است. جز اندکی تعدادشان را نمیدانند، و گروه کمی که تعدادشان را میدانند کسانی هستند که به حقیقت رسیده، و میدانند آنچه بدان رسیدهاند درست است.
لَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا بنابراین، جز بر اساس علم و یقین دربارۀ آنان مجادله مکن، و اگر مجادلۀ تو بر این اساس باشد مفید فایده خواهد بود. اما مماشات و همسوییاش که بر اساس ناندانی و از روی ظن و گمان باشد، و یا بیفایده باشد، یعنی طرف مجادله کننده مخالفت و کینه توزی ورزد، و یا اینکه مسئله اهمیتی نداشته و دانستن آن فایدهای دینی دربر نداشته باشد مانند دانستنِ تعداد اصحاب کهف و امثال آن، به درستی که مناقشه زیادی در اینگونه موارد باعث ضایع شدن وقت میگردد، و تأثیر منفی بر همدلی و دوستیها میگذارد.
وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَدًا و در مورد اصحاب کهف از هیچ کسی از اهل کتاب سوال مکن، چون سخنان آنها بر اساس حدس و گمان است و انسان را به حق نمیرساند. پس این بیانگر آن است نباید از کسی که صلاحیت فتوان دادن را ندارد استفتا کرد، چون یا او در مسئلهای که از وی پرسیده میشود توان پاسخگویی را نداشته، و یا اینکه باکی ندارد که چه میگوید، و تقوای آن چنانی ندارد که او را از گفتن سخن غیر واقعی باز بدارد.
و مادامی که از استفتاء و پرسیدن از چنین کسانی نهی شده است، به طریق اولی چنین افرادی از دادن فتوا منع میشوند. و نیز آیه بیانگر آن است که ممکن است فردی در یک چیز ممنوع الاستفتاء باشد، اما در موردی دیگر از او استفتاء کرد. پس در آن قسمت که صلاحیت دارد فتوا میدهد، به خلاف قسمتهای دیگر که صلاحیت فتوا دادن در آن را ندارد، به دلیل اینکه خداوند از استفتاء اهل کتاب به طور مطلق نهی نکرده است، بلکه فقط از استفتاء از آنان در مورد اصحاب کهف و امثال آن نهی کرده است.
این مـــرگ،