خداوند متعال در حالي که عظمت قرآن را براي پيامبرش محمد صلی الله علیه وسلم بيان مي‌دارد، به او مي‌فرمايد: كِتَابٌ أُنزِلَ إِلَيْكَ اين قرآن کتاب بزرگي است که به‌سوی تو فرستاده شده است و تمام آنچه را که بندگان بدان نياز دارند، و همه مطالب الهي و اهداف شرعي را به طور استوار و مشروح در بردارد.

فَلَا يَكُن فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِّنْهُ پس نبايد از ناحيه آن در دل تو هيچ تنگي و ترديدي باشد. بلکه بايد بداني که اين کتاب از جانب خداوند با حکمت و ستوده نازل شده است: لَّا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ ۖ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ [فصلت: 42]. «باطل از هيچ سمت و سو در آن راه نمي‌يابد، از سوي خداوند فرزانه و ستوده فرو فرستاده شده است». و اين قرآن راست‌ترين سخن است. پس بايد در مورد آن سينه‌اي گشاد داشته باشي. و خاطرات جمع باشد، و بايد اوامر و نواهي آن را آشکارا ابلاغ کني، و از هيچ سرزنش‌کننده و مخالفي نترسي.

لِتُنذِرَ بِهِ تا بوسيله آن مردم را بيم داده و آنان را پند دهي و حجّت بر مخالفان اقامه شود. وَذِكْرَىٰ لِلْمُؤْمِنِينَ و تا براي مومنان پند باشد. و همانطور که خداوند متعال فرموده است: وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَىٰ تَنفَعُ الْمُؤْمِنِينَ[الذاریات: 55]. «و پند بده. زيرا پند دادن مؤمنان را فايده مي‌دهد». و مؤمنان بوسيله قرآن راه راست را يافته و خوب و بد کارهاي ظاهري و باطني را يافته و خوب و بدِ کارهاي ظاهري و باطني را شناخته و راه را از چاه تشخيص داده و با موانع راه آشنا مي‌شوند.

سپس خداوند متعال بندگانش را مورد خطاب قرار داد و توجه آنها را به اين کتاب جليل القدر جلب کرد و فرمود: اتَّبِعُوا مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ از کتابي که براي شما نازل شده است پيروي کنيد. مِّن رَّبِّكُمْ و اين کتاب از جانب پروردگارتان است، و تربيت خويش را از طريق اين کتاب در مورد شما کامل مي‌گرداند. پس اين کتاب را بر شما نازل مي‌گردد، و نعمت بر شما کامل مي‌شود، و شما به بهترين کارها و بهترين اخلاق و والاترين آن رهنمود مي‌شويد. وَلَا تَتَّبِعُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاءَ و از اوليا و معبوداني غير از او پيروي نکنيد. يعني آنها را به دوستي نگيريد و از هوي و هوسشان پيروي مکنيد، و به خاطر آنان حق را ترک ننماييد.

قَلِيلًا مَّا تَذَكَّرُونَ بسيار کم پند مي‌پذيريد، و اگر پند مي‌گرفتيد و صلاح کار را تشخيص مي‌داديد زيان و ضرر را به نفع و سود، و دشمن را بر دوست ترجيح نمي‌داديد. سپس خداوند آنها را از عذابي برحذر داشت که دامن امت‌هایی را گرفت که پيامبران را تکذيب کردند. و آنان را برحذر داشت که نبايد با آنها مشابهت داشته باشند، پس فرمود: وَكَم مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا فَجَاءَهَا بَأْسُنَا چه بسيار اهالي آبادي‌هایی را هلاک نموده‌ايم، پس عذاب سخت ما آنها را، بَيَاتًا أَوْ هُمْ قَائِلُونَ شبانگاه يا به هنگام ظهر فرا گرفت. يعني زماني آنان را از ميان برداشتيم که آنها غافل و بي‌خبر بودند و هلاک شدن به دل آنها خطور نمي‌کرد.

پس وقتي که عذاب خدا پيش آنها آمد، آن‌را از خودشان دور نکردند، و خدايانشان که به آنان دل بسته بودند چيزي را از آنها دور نکرده و نتوانستند ستم و گناهاني را که مرتکب شده بودند انکارکنند. فَمَا كَانَ دَعْوَاهُمْ إِذْ جَاءَهُم بَأْسُنَا إِلَّا أَن قَالُوا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ پس سخن آنها وقتي که عذاب ما پيش آنها آمد جز اين نبود که گفتند:همانا ما ستمگر بوده‌ایم.

همچنانکه خداوند متعال فرموده است: وَكَمْ قَصَمْنَا مِن قَرْيَةٍ كَانَتْ ظَالِمَةً وَأَنشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْمًا آخَرِينَ فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنَا إِذَا هُم مِّنْهَا يَرْكُضُونَ لَا تَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلَىٰ مَا أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَمَسَاكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْأَلُونَ قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ فَمَا زَالَت تِّلْكَ دَعْوَاهُمْ حَتَّىٰ جَعَلْنَاهُمْ حَصِيدًا خَامِدِينَ [الأنبیاء: ۱۵-۱۱]. «و چه بسيار شهرها و آباديها و ساکنانشان را که بر اثر کفر ورزيدن به آنچه پيامبران آورده بودند، و به سبب ستمي که در حق خود روا داشته بودند، هلاک و نابود ساختيم، و بعد از آنان قوم ديگري را بوجود آوريم. هنگاميکه آن ستمگران عذاب ما را ديدند، به سرعت از آباديهايشان فرار کردند، در آن حال فرا خوانده شدند که فرار نکنيد، و به‌سوی عيش و تنعمي برگرديد که در آن قرار داشتيد و به‌سوی خانه‌هاي مرتفع و محکم خود بازگرديده باشد که مورد پرسش قرار گيريد. گفتند: «اي واي بر ما»، واقعا ما ستمکار بوديم. پيوسته اين سخنشان بود تا اينکه آنان را درو شده بي‌جان گردانديم».

فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ پس حتما از امت‌هایی که پيامبران به‌سوی آنها فرستاده شدند خواهيم پرسيد که پيامبرانشان را چه پاسخ دادند؟ وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ مَاذَا أَجَبْتُمُ الْمُرْسَلِينَ [القصص: 65]. و روزي که خداوند آنان را صدا مي‌زند و مي‌فرمايد: پيامبران را چه جواب داديد؟ وَلَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ و حتما از پيامبران در مورد رساندن پيام پروردگارشان خواهيم پرسيد، و از پاسخي که امت‌هايشان به آنان دادند مي‌پرسيم. فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِم و همه کارهايي را که مردم کرده‌اند، آگاهانه براي آنان بيان مي‌کنيم.

بِعِلْمٍ از روي آگاهي و علمي که خداوند متعال نسبت به اعمالشان دارد. وَمَا كُنَّا غَائِبِينَ و ما در هيچ وقتي از اوقات غائب نبوده‌ایم. همان‌طور که خداوند متعال فرموده است: أَحْصَاهُ اللَّهُ وَنَسُوهُ [مجادله: ۶]. خداوند آن را شمرده و خود آن را فراموش کرده‌اند. و خداوند متعال فرموده است: وَلَقَدْ خَلَقْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرَائِقَ وَمَا كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غَافِلِينَ [المؤمنون: 17]. و همانا بر بالاي سر شما هفت آسمان را آفريده‌ايم و ما از خلق بي‌خبر نبوده‌ايم. سپس پاداش و جزا را بر طبق اعمالتان بيان کرد و فرمود: