120. تفسیر سوره انسان - مدنی و 31 آيه است.
خداوند در اين سوره ابتداي حالت انسان و ميانه و انتهاي آنرا بيان کرده است. پس فرمود مدت زماني طولاني بر انسان گذشت و او چيز قابل ذکري نبود. اين همان زماني است که انسان وجود نداشته است.
وقتي خداوند خواست انسان را بيافريند پدر انسان آدم را از خاک آفريد. سپس نسل او را مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍۢ به صورت متسلسل از نطفهاي آميخته و بيارزش گسترش داد. نَّبْتَلِيهِ با آن انسان را ميآزماييم تا بدانيم آيا به حالت نخستين خود فکر ميکند يا آن را فراموش ميکند و مغرور ميشود؟ پس خداوند انسان را آفريد و به او تواناييهاي ظاهري و باطني مانند شنوايي و بينايي و ديگر اعضا عطا کرد و اعضايش را کامل و سالم گرداند به گونهاي که ميتواند به وسيله آن مقاصد خويش را به دست آورد.
سپس خداوند پيامبران را بهسوی انسانها فرستاد و کتابها را نازل کرد و انسان را به راهي که او را به خدا ميرساند رهنمود کرد و راه را برايش روشن نمود و او را به برگرفتن آن تشويق نمود و او را از نعمتهايي که نزد خداوند است آگاه کرد. سپس انسان را از راهي که او را به هلاکت و بدبختي ميرساند آگاه نمود و او را از آن برحذر داشت و او را خبر داد که چه عذابي در انتظار اوست چنانچه آن راه را در پيش گيرد، و از اين طريق او را آزمود. پس مردم به دو گروه تقسيم شدند، برخي نعمتهاي پروردگار را سپاس گزارده و وظايفي را که خداوند آنها را بدان مکلف نموده است انجام دادند. و برخي به خداوند کفر ورزيدند و نعمتهاي ديني و دنيوي خداوند را کفران نمودند و راهي را که منجر به هلاکت و نابودي ميگردد در پيش گرفتند.
این مـــرگ،