70. تفسیر سوره نمل - مکی و 93 آیه است.
پیامبر ما لوط را یاد كن، آنگاه كه قومش را بهسوی خدا دعوت كرد و خیرخواهشان بود و به آنان گفت: أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ آیا كار زشت را انجام میدهید، كاری كه از نظر عقل و سرشت آدمی زشت است، و آیینها آن را زشت میدانند؟ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ و شما این را میبینید، و زشتی آن را میدانید، اما مخالفت و عناد ورزیده و از روی ستمگری و جسارت مرتكب این كار میشوید؟!.
سپس این زشتی را توضیح داده و گفت: أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاءِ ۚ یعنی چگونه شما به این حالت و وضعیت رسیدید، و شهوت شما به مردان متمایل شد و به عقب آنان كه محل خروج مدفوع و كثافت است گراییدید، و زنانی را كه خدا برایتان آفریده است ترك نمودید و محلهای پاكی را كه در آنها موجود است و فطرت آدمی بر گرایش به آن سرشته شده است كنار نهادید، و كار بر شما دگرگون گشت، به گونهای كه زشت را نیكو انگاشتید و نیكو را زشت. بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ بلكه شما قومی نادان هستید كه از حدود الهی تجاوز نموده و پا را فراتر گذاشته، و بر هتك محارم الهی گستاخ شدهاید.
فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ قومش سخنان او را نپذیرفتند، و باز نیامدند و پند نپذیرفتند، بلكه آنان مخالفت نمودند و پیامبر دلسوز و اندرزگو و امانتدارشان را تهدید كردند كه او را از وطنش بیرون خواهند راند، و از شهرش آواره خواهند كرد. پس جوابشان جز این نبود كه گفتند: أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِّن قَرْيَتِكُمْ خانواده لوط را از شهر و سرزمین خود بیرون كنید. گویا گفته شد: گناه آنها چیست كه باعث شده آنها را بیرون كنید؟! گفتند: إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ آنان مردمانی هستند كه از لواط و همجنسبازی خود را دور و پاك میدارند.
خداوند آن قوم زشت بگرداند! بهترین خوبیها را به منزله بدترین بدیها قرار داده بودند. آنها به نافرمانی پیامبرشان اكتفا نكردند، و به جایی رسیدند كه او را بیرون كنند و بلا در گرو نحوهی سخن گفتن است. پس آنها گفتند: أَخْرِجُوهُم مِّن قَرْيَتِكُمْ ۖ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ [الأعراف: 82]. «آنان را بیرون كنید، چرا كه مردمانی پاكدامن و دور از ناپاكیها هستند». و مفهوم این سخن چنین است: و شما مردمانی آلوده هستید و كار زشتتان اقتضا میكند كه عذاب خدا بر آبادی و شهرتان نازل شود و هر كس از آن بیرون رود نجات مییابد.
بنابراین خداوند متعال فرمود: فَأَنجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَاهَا مِنَ الْغَابِرِينَ او و خانوادهاش را نجات دادیم، مگر زنش را كه خواستیم جزو باقی ماندگان باشد. ماجرا به این صورت بود كه وقتی فرشتگان به صورت مهمان به نزد لوط آمدند، و قومش از آمدن آنها با خبر شدند، بهسوی آنها آمدند، و قومش از آمدن آنها باخبر شدند، بهسوی آنها آمدند و خواستند كه با آنان كار زشت انجام دهند. لوط در را به روی آنها بست، و بسیار بر او دشوار آمد، سپس ملائكه او را از اهمیت وضعیت خبر داده و گفتند: ما آمدهایم تا تو را از میان آنان نجات دهیم، و گفتند: ما میخواهیم این قوم را هلاك كنیم، و زمان نابودیاشان صبح است. و لوط را دستور دادند تا به هنگام شب حركت كند، به جز زنش كه عذاب قومش او را نیز فرا گرفت. پس لوط به همراه خانوادهاش شبانه از شهر بیرون رفت، و آنان نجات پیدا كردند. و به هنگام صبح عذاب خدا قومش را فرا گرفت، خداوند خانههایشان را زیر و رو كرد، و آنان را سنگباران نمود، سنگهایی كه نزد خداوند نشانهگذاری شده بودند.
بنابراین در اینجا گفت: وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًا ۖ فَسَاءَ مَطَرُ الْمُنذَرِينَ و بر آنان باران سنگ باراندیم و باران بیم داده شدگان چه بد بارانی است، و عذابشان چه بد عذابی است! و چون آنها بیم داده شدند، اما باز نیامدند، پس خداوند عذاب سخت خود را بر آنان فرود آورد.
قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلَامٌ عَلَىٰ عِبَادِهِ الَّذِينَ اصْطَفَىٰ بگو:ستایش و مدح و تعریف است، چرا كه صفتهای او كامل است و خوبیها و بخشودگیها و عدالت، و حكمت او در كیفر دادن تكذیب كنندگان و ستمگران زیبا و به جاست. نیز بر بندگان خدا سلام و درود بفرست، بندگانی كه خداوند آنانرا در میان جهانیان برگزیده است، و آنها پیامبران و برگزیدگان پروردگار جهانیاناند. بر آنها سلام بگو تا یادشان گرامی داشته و جایگاه و ارزش آنها خاطرنشان شود، چون آنان از هر شر و آلودگی سالم بوده، و پروردگارشان را از هر نقص و عیبی بدور دانستهاند.
آللَّهُ خَيْرٌ أَمَّا يُشْرِكُونَ این استفهامی است كه جوابش معلوم است. یعنی آیا خداوند بزرگ كه صفتهایش كامل و الطافش بیكران میباشد، بهتر است یا بتهایی كه به همراه خدا پرستش میكنید؟! حال آنكه این بتها از هر جهت ناقصاند و فایده و زیانی به كسی نمیرسانند، و به اندازه ذرهای نمیتوانند به خودشان و به عبادت كنندگان خود سود و زیان برسانند پس خدا بهتر است از چیزهایی كه شریك وی میسازند.
این مـــرگ،