95. تفسیر سوره ذاریات - مکی و 60 آیه است.
خداوند با بیان قدرت بزرگش میفرماید: وَالسَّمَاءَ بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ و آسمان را با توانمندی بنا نموده و آن را محکم کرده و آن را سقفی برای زمین و آن چه روی زمین است قرار دادهایم. وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ و ما همواره گوشه و کرانههای آنرا وسعت میبخشیم. و روزی را برای بندگان خود گشاده و فراوان میداریم، که هیچ جنبندهای در دل صحراها و قعر دریاها و گوشههای جهان نیست مگر اینکه به اندازه کافی به آن روزی میرسد. و خداوند از احسان خویش آن قدر به او میدهد که او را بینیاز سازد. پس پاک است خداوندی که بخشش او همه مخلوقات را فرا گرفته است. و خجسته است خداوندی که رحمت او همه آفریدهها را فرا گرفته است.
وَالْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا و زمین را بستری برای خلق قرار دادهایم که میتوانند در آن خانه بسازند و درخت بکارند و کشاورزی کنند و بنشینند. و راههایی در آن قرار دادهایم که میتوانند به وسیله آن به مقاصد خود برسند و منافعشان را در زمین تامین نمایند. و از آن جا که بستر و فرش ممکن است از جهتی قابل استفاده و مناسب باشد. و از جهتی نامناسب، خداوند خبر داد که آنرا به بهترین صورت گسترده است، و خود را بر این چیز ستوده و فرمود: فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ و چه نیک گسترانیدهایم، خدایی که آنچه رحمت و رحمتش اقتضا نموده برای بندگانش گسترانده است!.
وَمِن كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ و از هر حیوانی دو نوع نر و ماده آفریدیم، لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ تا نعمتهای خداوند را که به شما ارزانی داشته یاد آورید. و چنین مقّدر نموده هر حیوانی دارای نر و ماده باشد. و حکمت الهی را به یاد آورید که نر و ماده بودن را سبب بقای همه حیوانات گردانده است تا به پرورش دادن و تربیت آن بپردازید و در نتیجه منافع فراوانی برایتان به دست آید.
وقتی بندگان را به اندیشیدن در نشانههایش فراخواند که موجب ترس از خدا و روی آوردن به او میشوند به چیزی فرمان داد که از تامل و اندیشه کردن در آیات خدا همان چیز حاصل میشود، و آن فرار به سوی خداست. یعنی فرار از آن چه خدا در ظاهر و باطن دوست ندارد و روی آوردن به آن چه در ظاهر و باطن دوست دارد، گریز از جهالت بهسوی علم و از کفر بهسوی ایمان و از معصیت بهسوی طاعت و از غفلت بهسوی یادآوری.
پس هرکس این چیزها را کامل نماید به راستی که تمام دین را کامل نموده و هر امر نامطلوبی از او دور شده و به مقصود و مراد خود رسیده است. و خداوند بازگشت به سوی خویش را فرار نامیده است، چون بازگشت بهسوی غیر او دارای انواع هراسها و ناگواریهاست و در بازگشتن به سوی او انواع امور دوست داشتنی و امنّیت و شادی و سعادت و رستگاری است. پس بنده از قضا و تقدیر الهی بهسوی قضا و تقدیر او میگریزد و از هر آن چه که بترسد از آن به سوی خدا میگریزد. پس به هر اندازه که انسان از چیزی بترسد به همان اندازه از آن بهسوی خدا فرار میکند.
إِنِّي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ مُّبِينٌ همانا من برای شما از جانب او بیمدهنده آشکاری هستم. یعنی شما را از عذاب خدا میترسانم و بیمدهنده و ترساننده آشکاری هستم. وَلَا تَجْعَلُوا مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ و با خداوند معبود دیگری را انباز مسازید. این از جمله فرار کردن به سوی خداست، بلکه این اصل فرار و گریز به سوی خداست و انسان باید از برگرفتن معبودی دیگر به غیر از خدا از قبیل بتها و همتایان و قبرها و دیگر چیزهایی که به جای خدا پرستش میشوند فرار کند و ترس و عبادت را خاص خداوند نماید و تنها به او امید داشته باشد و او را بخواند و فقط بهسوی او روی آورد.
این مـــرگ،