98. تفسیر سوره قمر - مکی و 55 آیه است.
كَذَّبَتْ ثَمُودُ ثمود قبیله معروف و مشهوری در سرزمین حجر بودند، و پیامبرشان صالح علیه السلام وقتی آنها را به عبادت خداوند یگانه و بیشریک دعوت نمود و آنها را از عذاب بیم داد، با او مخالفت کردند.
پس آنها صالح را تکذیب کردند و خود را از او برتر داشتند و از روزی تکبّر و سرکشی گفتند: أَبَشَرًا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ چگونه از یک انسان که فرشته نیست پیروی کنیم. همچنین او از خود ماست و از دیگران که نزد مردمان از ما بزرگتر هستند والا و مهمتر نمیباشد، با وجود این او یک نفر است. إِنَّا إِذًا اگر در این صورت ما از او پیروی کنیم، همانا لَّفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ دیوانه و بدبخت خواهیم بود. آنها این سخن را به سبب گمراهی و شقاوتشان میگفتند آنها نپذیرفتند که پیامبر انسان باشد و این امر را عیب میپنداشتند. امّا این را عیب و ننگ نمیدانستند که درخت و سنگ و مجسمههایی را پرستش میکنند.
أَأُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا چگونه از میان همه ما خداوند اورا میگزیند و وحی را بر او نازل میکند؟ کدام ویژگی او سبب شده که وی از میان ما برگزیده شود؟ این اعتراضی بود که تکذیب کنندگان میکردند و همواره با این اعتراض دعوت پیامبران را رد میکردند و خداوند با این گفته که پیامبران به امّتهایشان گفتهاند پاسخ آنها را داده است: قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِن نَّحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ [ابراهیم: 11]. «پیامبرانشان گفتند: ما جز انسانهایی همچون شما نیستیم، ولی خداوند بر هرکس از بندگانش که بخواهد منّت میگذارد». خداوند صفات و اخلاق و کمالاتی به پیامبران ارزانی داشته است که با آن برای حمل رسالت پروردگارشان شایسته میگردند و وحی الهی را به خود اختصاص دادهاند. و این از رحمت و حکمت الهی است که پیامبران انسان بودهاند، و اگر فرشته بودند انسانها نمیتوانستند از آنها فرا بگیرند. و اگر پیامبران را از فرشتگان مقّرر میکرد تکذیب کنندگان را هرچه زودتر عذاب فرا میگرفت.
منظور قوم ثمود از سخنی که به پیامبرشان صالح میگفتند تکذیب کردن او بود، بنابراین حکم ستمگرانهای در حق او نمودند و گفتند: بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ بلکه او زیاد دروغ میگوید و بدی او زیاد است. خداوند رویشان را زشت بگرداند! چقدر نادان و ستمگر بودند و چقدر با سخنان زشت و سخت با راستگویان خیرخواه برخورد میکردند. پس وقتی که طغیان و سرکشیشان شدّت گرفت خداوند آنها را گرفتار کیفر و عذاب کرد.
پس خداوند ماده شتر را فرستاد که از بزرگترین نعمتهایش بر آنها بود و آنها شیر آن را میدوشیدند و همه را کفایت میکرد. فِتْنَةً لَّهُمْ و برای امتحان و آزمون آنها بود. فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ پس بر دعوت کردن خود شکیبا باش و منتظر عذابی باش که بر آنها فرود خواهد آمد. یا منتظر باش و ببین آیا ایمان میآورند یا کفر میورزند؟
وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاءَ قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ و به آنان خبر ده آیی که استفاده میکنند میان آنها و ماده شتر تقسیم شده است، یک روز نوبت ماده شتر است و یک روز دیگر نوبت آب آنهاست. كُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَرٌ و هرکس که نوبتش باشد بر سر آب میآید و هرکس که نوبتش نباشد بر سر آب نمیآید.
فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ پس همان یارشان را که شتر را پی زد کسی که بدبختترین فرد قبیله بود صدا زدند، فَتَعَاطَىٰ و دستوری را که به او دادند اطاعت کرد. فَعَقَرَ و شتر را پی زد.
فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ پس عذاب خدا سختترین عذاب بود و خداوند بانگی مرگبار و زلزلهای را برای نابودیشان فرستاد که همه را نابود کرد و صالح و کسانی را که همراه او ایمان آورده بودند نجات داد.
إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً پس از چهار روز، بعد از این که شتر را پی زدند بر آنان بانگ مرگباری فرستادیم که جبرئیل علیه السلام آنرا سر داد. فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ پس آنان همگی به صورت گیاه خشکیده و خُرد شدهای درآمدند. یا مانند گیاه خشکی درآمدند که صاحب چهارپایان در آغل جمعآوری میکند. خلاصه معنی این است که بر آنها بانگ مرگباری مسلط کردیم و به سبب آن مانند گیاهان خشکی شدند که هرکس بخواهد آن را جمع آوری میکند تا به چهارپایانش بدهد. وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ و به درستی که قرآن را برای پندپذری آسان گرداندهایم، پس آیا پند پذیری هست؟
این مـــرگ،