در اينجا خداوند به مشرق‌ها و مغرب‌ها خورشيد و ماه و ستارگان سوگند ياد مي‌کند چون در اين چيزها نشانه‌اي آشکار بر زنده شدن پس از مرگ است. خداوند سوگند مي‌خورد که مي‌تواند خلقت آنها را تغيير دهد بدون اينکه ذاتشان تغيير يابد. همان طور که مي‌فرمايد: وَنُنشِئَكُمْ فِي مَا لَا تَعْلَمُونَ [الواقعة: 61]. «و شما را در آنچه نمي‌دانيد پديد مي‌آوريم».

وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ و هیچ‌کس از ما سبقت نمي‌گيرد، و اگر بخواهيم او را باز زنده گردانيم از دست ما در نمي‌رود و ما را ناتوان نمي‌کند. پس وقتي که زنده شدن پس از مرگ و سزا و جزا ثابت شد و آن‌ها به تکذيب و فرمان نبردن از آيات خدا ادامه دادند، فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَيَلْعَبُوا آنان را به حال خود واگذار کن تا در گفته‌هاي باطل و عقايد فاسد خود فرو روند و به خود سرگرم شوند و بخورند، بياشامند و بهره‌مند گردند.

حَتَّىٰ يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ تا آن که به آن روزشان برسند که وعده داده مي‌شوند. در آن روز خداوند برايشان شکنجه و عذابي آماده کرده است که سرانجام سرگرمي و فرو رفتن آن‌ها در باطل است. سپس حالت مردم را در روزي که به آنان وعده داده مي‌شود بيان کرد و فرمود: يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ سِرَاعًا روزي که دعوت کننده را اجابت مي‌کنند و از گورها بيرون مي‌آيند و شتابان به‌سوی ندا دهنده مي‌روند.

 كَأَنَّهُمْ إِلَىٰ نُصُبٍ يُوفِضُونَ انگار به‌سوی نشانه‌اي مي‌دوند، پس نمي‌توانند از فرمان دعوت دهنده سرپيچي کنند، بلکه خوار و مغلوب نزد پروردگار جهانيان مي‌آيند. خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ خواري و پريشاني دل‌هايشان را فرا مي‌گيرد، به همين سبب چشم‌هايشان به زير مي‌افتد و مردم از حرکت مي‌ايستند و صداها قطع مي‌شود. ذَٰلِكَ الْيَوْمُ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ اين حالت و سرنوشت، همان روزي است که وعده داده مي‌شدند و وعده خداوند به طور قطع تحقق مي‌پذيرد و بايد به آن وفا شود.

 پايان تفسير سوره‌ معارج