118. تفسیر سوره مدثر - مکی و 56 آیه است.
كَلَّا واژه «کلا» در اين جا يا به معني حق و قطعا است و يا به معني «إلا» استفتاحي ميباشد. خداوند به ماه، و به شب بدانگاه که پشت ميکند و ميرود، و به روز بدانگاه که روشن ميشوند سوگند خورده است. چون اين چيزها مشتمل بر آيات بزرگ خدا هستند و بر کمال قدرت خداوند و حکمت و گستردگي فرمانروايياش و فراگير بودن رحمت و احاطهی علم و آگاهياش دلالت مينمايند.
و آنچه خداوند برايش سوگند خورده اين است که ميفرمايد: إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ جهنم يکي از چيزهاي بزرگ و مهم است. پس شما را به آن خبر داديم و از آن آگاه شديد، پس هرکسي از شما ميخواهد گام به پيش بگذارد و کارهايي انجام دهد که او را به خدا و خشنودي و بهشتش نزديک ميگرداند يا از آنچه که براي آن آفريده شده و خدا آن را دوست ميدارد و ميپسندد عقب بکشد و مرتکب گناه شود و خودش را به جهنم نزديک گرداند. همانطور که خداوند متعال ميفرمايد: وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ ۖ فَمَن شَاءَ فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاءَ فَلْيَكْفُرْ [الکهف: 29]. «و بگو: حق از سوي پروردگارتان است، پس هرکس ميخواهد ايمان بياورد و هرکس ميخواهد کفر بورزد».
كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ هرکس در گرو کارهاي بدي است که کرده است. پس در مقابل آن گروگان گرفته ميشود و آن کارها طوق گردنش خواهند بود و باعث گرفتار شدنش به عذب ميگردند. إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ مگر کسانيکه کارنامه اعمالشان به دست راست داده ميشود و از سعادتمندان هستند. اينها گروگان گرفته نميشوند بلکه آزاد و شاد خواهند بود.
فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءَلُونَ عَنِ الْمُجْرِمِينَ در باغهايي بهشتي خواهند بود که همه خواستههايشان در آن فراهم است و در آسايش کامل هستند. آنان رو به همديگر مينمايند و از يکديگر درباره گناهکاران ميپرسند که حالتشان چگونه شد، آيا آنچه را که خدا به آنها وعده داده بود يافتند؟ و برخي به برخي ديگر ميگويند: «آيا از آنها خبر داريد؟». آنگاه آنان را در وسط دوزخ ميبينند که عذاب داده ميشوند. پس به آنان ميگويند: مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ چه چيزي شما را وارد دوزخ گردانيده است؟ و به چه گناهي شما مستحق دوزخ شدهايد؟
قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ ميگويند: از نمازگزاران نبوديم و به بينوا خوراک نميداديم پس آنها نه عبادت خدا را انجام دادهاند و نه به مردم نيازمند کمک کردهاند.
وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ و به وسيله باطل به مجادله با حق ميپرداختيم. وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ و ما روز جزا را دروغ ميانگاشتيم.
و اين آثار فرو رفتن در باطل است که وقتي کسي در باطل فرو رود که روز قيامت است اعراض مينمايد، قيامتي که محل جزاي اعمال است و جايي است که پادشاهي خدا و حکم دادگرانهی او براي ساير مردم آشکار ميگردد. پس اين راه باطل را ادامه داديم حَتَّىٰ أَتَانَا الْيَقِينُ تا اين که مرگ به سراغمان آمد. و هنگاميکه بر کفر مردند درِ همه آرزوها به رويشان بسته شد، و هيچ راه چارهاي برايشان نماند.
فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ پس ديگر شفاعت و ميانجيگري شفاعت کنندگان سودي به آنان نميبخشد، چون شفاعت کنندگان فقط براي کسي شفاعت مينمايند که خداوند بپسندد. اما خداوند اعمال اينها را نميپسندد. پس از اينکه خداوند سرنوشت مخالفان را بيان کرد، مشرکاني را که در قيد حيات هستند مورد سرزنش و ملامت قرار داد و فرمود: فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ پس آنانرا چه شده است که از پند روي گردان و غافل هستند.
كَأَنَّهُمْ آنها چنان از اندرز گريزان و متنفر هستند انگار حُمُرٌ مُّسْتَنفِرَةٌ خرهاي وحشي هستند که رم کردهاند. وقتي رم کنند تندتر ميدوند. فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍ گورخراني که از دست شکارچي و يا از پيش شيري و امثال آن گريخته باشند. اين بزرگترين گريز از حق است. آنها با وجود چنين گريز و رويگرداني ادعاهاي بزرگي ميکنند.
بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن يُؤْتَىٰ صُحُفًا مُّنَشَّرَةً بلکه هرکس از آنها ميخواهد که به او صحيفههايي گشوده داده شود، صحيفههايي که از آسمان بر او نازل شود و ادعا ميکند که تا چنين کاري انجام نشود از حق پيروي نخواهد کرد. حال آن که دروغ ميگويند و اگر هر نشانهاي براي اينها بيايد ايمان نميآورند تا آنکه عذاب دردناک را ببينند، چون نشانههاي روشنگري که حق را روشن و واضح ميگرداند نزد آنها آمده است پس اگر خيري در اينها بود ايمان ميآوردند.
بنابراين فرمود: كَلَّا آنچه را که ميخواهند به آنها نميدهيم و آنها هدفشان فقط اين است که بگويند خدا نميتواند.
بَل لَّا يَخَافُونَ الْآخِرَةَ بلکه اصلا آنان از آخرت نميترسند و اگر از آن ميترسيدند چنين کارهايي از آنان سر نميزد. كَلَّا إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ آنگونه نيست، به درستي که آن يادآوري است. ضمير در «إِنَّهُ» یا به این سوره بر میگردد و یا به موعظه ای که سوره در بر دارد. فَمَن شَاءَ ذَكَرَهُ پس هرکس ميخواهد آن را ياد کند، چون اين راه را براي او روشن گردانيده و دليل را پيش روي او گذارده است.
وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ و پند نميپذيرند مگر اين که خدا بخواهد چون مشيت و خواست خداوند نافذ و فراگير است و کوچکترين اتفاقي بيرون از خواست خداوند صورت نميپذيرد. در اينجا اعتقاد و نظريات قدريه رد شده است، آنهايي که معتقدند کارهاي بندگان تحت مشيت و خواست خداوند انجام نميگيرد.
همچنين ردي است بر جبريه که گمان ميبرند بنده هيچ اراده و خواستي ندارد و در حقيقت کاري انجام نميدهد بلکه او بر انجام دادن کارش مجبور است. پس خداوند ثابت کرد که بنده داراي خواست و ارادهی حقيقي و فعلي است اما خواست او تابع مشيت و خواست خداوند ميباشد.
هُوَ أَهْلُ التَّقْوَىٰ وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ خداوند سزاوار است که از خشم او پرهيز شود و مورد پرستش قرار گيرد چون او معبود به حقّي است که عبادت جز براي او شايستهی کسي نيست، و سزاوار است که کسي را بيامرزد که از او ميترسد و دنبال رضايت اوست.
پايان تفسير سوره مدثر
این مـــرگ،