وَمَكَرُوا مَكْرًا كُبَّارًا و آن سران براي مخالفت با حق مکري بزرگ ورزيدند. وَقَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ سران کفر با دعوت کردن آن‌ها به‌سوی شرک و زيبا جلوه دادن آن گفتند: معبودانتان را رها نکنيد، پس آن‌ها را به تعّصب بر شرکي که بودند فراخواندند و از آن‌ها خواستند تا معبوداني را که پدران و نياکانشان بر آن بوده‌اند رها نکنند.

سپس معبودان آن‌ها را مشخص کردند و گفتند: لَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلَا سُوَاعًا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْرًا ودّ و سواع و يغوث و يعوق و نسر را رها نکنيد. اين‌ها نام‌هاي مردان صالحي بود که وقتي مردند شيطان براي قومشان اين را آراست که تمثال‌هايشان را درست کنند، تا وقتي که عکس‌ها و تمثال‌هاي آنان را مي‌بينند براي عبادت قوّت بگيرند. سپس روزگاري طولاني گذشت و نسلي ديگر آمد و شيطان به اين‌ها گفت پدرانتان اين تمثال‌ها را عبادت مي‌کردند و به آن‌ها توسل مي‌جستند.

و به وسيله‌ی اين‌ها باران بر آنان مي‌باريده است. پس اينان بت‌ها و مجسمّه‌ها را پرستش کردند. بنابراین، سران و اشرافشان پيروان خود را توصيه کردند که عبادت اين بت‌ها را رها نکنند.

وَقَدْ أَضَلُّوا كَثِيرًا سران و بزرگان با دعوت خود بسياري از مردم را گواه کرده‌اند. وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا ضَلَالًا و جز گمراهي بر کافران ميفزاي. يعني اگر انحراف آنها موقعي که ايشان را دعوت مي‌کردم به‌سوی حق مي‌بود، چنين انحرافي مصلحت بود، اما آنها با دعوت سران و بزرگانشان جز گمراهي عايدشان نشد. بنابراین، خداوند عذاب و عقوبت دنيوي و اخروي آن‌ها را بيان کرد و فرمود: مِّمَّا خَطِيئَاتِهِمْ أُغْرِقُوا آن‌ها به سزاي گناهانشان در دريا که آن‌ها را از هر سو احاطه کرده بود غرق شدند.

فَأُدْخِلُوا نَارًا پس جشم‌هايشان در آب غرق شد و ارواح آن‌ها وارد آتش گرديد. و اين همه به خاطر گناهانشان بود، پيامبرشان نزد آن‌ها آمد و آن‌ها را هشدار داد و آن‌ها را از عاقبت بد گناهان خبر داد اما آن‌ها گفته‌هاي پيغمبر خود را نپذيرفتند تا اين که عذاب آن‌ها را فرا گرفت.

فَلَمْ يَجِدُوا لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ أَنصَارًا پس در برابر خداوند ياوراني نيافتند که آن‌ها را هنگام فرود آمدن عذاب ياري کند و هيچ کسي نبود که جلوِ قضا و تقدير الهي را بگيرد.