103. تفسیر سوره حشر - مدنی و 24 آيه است.
خداوند متعال بندگان مؤمن خويش را به آنچه که ايمان اقتضا مينمايد، و آن ترس از خدا در همه حالات و در پنهان و پيداست امر مينمايد، و به آنها فرمان ميدهد تا آنچه را که خداوند به آن امر نموده و يا از آنهي به عمل آورده است رعايت کنند، و به آنچه که سود يا زيانشان در آن است بنگرند و در آن بيانديشند، چون آنها وقتي آخرت را نصب العين خود قرار دهند و براي جاي گرفتن در بهشت اهمّيت بدهند بيشتر در انجام دادن کارهايي که انسان را به بهشت ميرسانند کوشش خواهند نمود و از آنچه که مانع رسيدن به بهشت ميشود و يا آنها را از حرکت در مسير آن باز ميدارد دوري خواهند کرد.
نيز وقتي که بدانند خداوند به آنچه آنها انجام ميدهند، آگاه است و اعمالشان بر خداوند پوشيده نميماند و نزد او ضايع نميگردد و خداوند آن را فراموش نميکند اين باعث ميشود تا بکوشند و تلاش نمايند. اين آيه کريمه اصل و قاعده ايست براي اين که انسان خودش را محاسبه کند و به خويشتن بپردازد، پس اگر در خود لغزشي يافت با دست کشيدن از آن، و توبه نصوح و روي گرداني از اسبابي که او را به آن لغزش ميرساند آن را جبران نمايد. و اگر ديد که در انجام امري از اوامر الهي کوتاهي ورزيده است تلاش نمايد آن را جبران کند و فضايل را در وجود خويش رشد دهد، و براي انجام دادن اوامر الهي از پروردگارش کمک بخواهد.
و منّتها و نعمتهايي که خداوند به او ارزاني داشته است با تقصير و کوتاهيهايي که از او سر زده است مقايسه کند، و اين کار باعث ميشود تا او قطعا شرم کند. محرومّيت حقيقي آن است که بنده را از ياد برده و از ذکر او و اداي حقّ او غافل شده و به اميال و خواستههاي نفس خود روي آورده باشند.
قطعا چنين کساني فايدهاي به خود نرساندهاند. بلکه خداوند آنها را از آنچه که به مصلحتشان ميباشد غافل گردانده است و در هر دو جهان زيانمند شدهاند. و چنان کلاهي بر سرشان رفته است که امکان جبران آن نيست چون آنان بدکارند و از اطاعت پروردگارشان منحرف شده و به نافرمانيهاي خداوند گرفتار آمدهاند.
پس آيا کسي که تقواي الهي را رعايت کرده و از آنچه که براي فردي قيامتش از پيش فرستاده فکر کرده و سزاوار برخورداري از باغهاي بهشت و زندگي سالم با کسانيکه خداوند بر آنها انعام نموده از قبيل پيامبران و صديقان و شهيدان و صالحان شده است با کسي يکسان است که از ذکر خدا غافل بوده و حقوق الهي را فراموش کرده و در دنيا بدبخت شده و سزاوار عذاب آخرت گرديده است؟! ترديدي نيست که گروه اوّل رستگارانند و گروه دوّم زيانکاران ميباشند.
وقتي خداوند مطالبي را براي بندگانش بيان کرد و آنها را در کتاب بزرگ خويش امر و نهي نمود، اين ايجاب ميکند تا آنها به آنچه خداوند آنان را بهسوی آن فرا خوانده و بر آن تشويق نموده است بشتابند، هرچند که دلهايشان چون کوه سخت باشد. چون اين قرآن اگر بر کوهي نازل شود از ترس خداوند کرنشکنان از هم پاشيده خواهد شد.
يعني تأثير قرآن بر دلها چنان زياد است که حتّي کوهها هم نميتوانند در برابر آن مقاومت کنند. زيرا مواعظ و اندرزهاي قرآن بهطور مطلق بزرگترین مواعظ هستند و اوامر و نواهي قرآن مشتمل بر حکمتها و مصالحي فراوان ميباشد و انجام اين اوامر و نواهي براي انسان بسيار آسان است و هيچ تکلّف و تناقض و دشواري در آن نيست و براي هر زمان و مکاني و براي هر کسي مناسب ميباشند.
سپس خداوند متعال خبر داد که او براي مردمان مثالها ميزند و حرام و حلال را براي بندگانش توضيح ميدهد تا در آيات او بينديشند و تدبّر نمايند، چون انديشيدن در آيات خداوند گنجينههاي علم و دانش را براي انسان ميگشايد و راههاي خير و شرّ را براي او روشن ميگرداند و او را بر انجام فضايل اخلاقي باز ميدارد. پس هيچ چيزي براي بنده از انديشيدن در قرآن و تدبّر در معاني آن سودبخشتر نيست.
این مـــرگ،