إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ قیامت حتماً خواهد آمد، أَكَادُ أُخْفِيهَا نزدیک است موعد آن را از خود نیز پنهان دارم. این تفسیر مطابق برخی قرائت‌ها است که می‌فرماید: «اکاد اخفیها عن نفسی» مانند اینکه فرموده است: ‘يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا ۖ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي [الأعراف: 187]. «تو را از قیامت می‌پرسند: قیامت کی برپا می‌شود؟ بگو: علم آن نزد خداوند است». وَعِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ [الزخرف: 85]. «و نزد اوست علم و آگاهی از قیامت»، و خداوند موعد و وقت فرا رسیدن قیامت را از همۀ بندگانش پنهان داشته است. پس هیچ فرشتۀ مقرب و پیامبری آن‌را نمی‌داند.

و حکمت در قرار دادن روز قیامت این است که: لِتُجْزَىٰ كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَىٰ تا هرکس برابر تلاش و کوشش نیک و بد خو سزا و جزا داده شود. پس قیامت دروازۀ سرای سزا و جزا می‌باشد، لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَسَاءُوا بِمَا عَمِلُوا وَيَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى [النجم: 31]. «تا بدکاران را سزا کارهایشان بدهد و نیکوکاران را پاداش نیک».

فَلَا يَصُدَّنَّكَ عَنْهَا مَن لَّا يُؤْمِنُ بِهَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَتَرْدَىٰ پس کسی‌که به قیامت کافر است و به وقوع آن باور ندارد و در وقوع آن شک و تردید ایجاد کرده، و به نحاق در مورد آن مجادله می‌نماید، و شبهه‌هایی را در این زمینه ایجاد می‌کند، و دراین مورد از هوی و هوس خود پیروی میکند، و هدفش این نیست که به حق برسد، بلکه از خواسته‌های نفس پیروی می‌نماید، نباید تو را از ایمان داشتن به قیامت و سزا و جزا باز بدارد، و هرگز نباید از گفته‌ها و کارهایشان را که از عدم ایمان به قیامت سرچشمه می‌گیرد، بپذیری.

 خداوند ما را از تبعیت از چنین کسانی بر حذر داشته است، چون وسوسه‌ها و نیرنگهایشان برای مؤمن خطرناک است، نیز انسانها بر همسان سازی و پیروی از هم نوعان خود خوی گرفته‌اند. این اشاره است به اینکه انسان باید از هر فردی که به باطل دعوت می‌کند، و آدمی را از ایمان یا تکامل آن باز می‌دراد، و یا در دل شبهه و شک می‌اندازد، پرهیز کند، و از کتابهایی نیز که چنین چیزهایی را در بر دارند باید دوری نماید. و در اینجا از ایمان به خدا و عبادت پروردگار و اعتقاد به روز قیامت سخن رفته است، زیرا این سه امر، اصول ایمان و اساس دین می‌باشند، و هرگاه اینها به طور کا مل انجام شوند، امر دین کامل می‌گردد. و ناقص شدن و یا فقدان آن ـ دین ـ با ناقص بودن آن ـ سه امر ـ و یا ناقص بودن چیزی از آن روی می‌دهد.

و این مانند فرمودۀ خداوند است که از میزان سعادت و شقاوت فرقه‌های اهل کتاب خبر داده و می‌فرماید: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَارَىٰ وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ [البقرة: 62]. «بی گمان کسانی‌که ایمان آورده‌اند «مسلمین» و کسانی‌که یهودی و صابئی و نصرانی بوده‌اند، هرکس از آنان که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و کار شایسته انجام داده باشد اجرشان نزد پروردگارشان است، نه ترسی بر آنهاست و نه اندوهگین می‌شوند». فَتَرْدَىٰ یعنی اگر از راه کسی پیروی نمایی که آدمی را از ایمان به قیامت باز می‌دارد، هلاک و بدبخت می‌شوی.