43. تفسیر سوره یوسف - مکی و 111 آیه است.
قَالَ قَائِلٌ برادران یوسف میخواستند وی را بکشند یا تبعید کنند، اما یکی از آنان گفت: لَا تَقْتُلُوا يُوسُفَ یوسف را مکشید، زیرا کشتن او گناهی بسیار بزرگ و زشت است، بلکه او را تبعید کنید، و شما با دور کردنش از پدر به هدف خود میرسید، پس او را فِي غَيَابَتِ الْجُبِّ به ژرفای چاه بیاندازید و تهدیدش کنید که ماجرای شما را به اطلاع کسانی نرساند که او را مییابند بلکه بگوید «بردهای فراری هستم». تا يَلْتَقِطْهُ بَعْضُ السَّيَّارَةِ برخی از کاروانهایی که مقصد دوری را در پیش دارند و از آن جا رد میشوند او را بر میگیرند و با خود ببند.
و نظر این گوینده در مورد یوسف از همه بهتر، و در این قضیه از همه نیکوکارتر و پرهیزگارتر بود. زیرا شر نیز مراتبی دارد و میتوان با تحمل ضرر سبک ضرر سنگین را دفع نمود.
و هنگامی که بر این رأی اتفاق نمودند، قَالُوا برادران یوسف برای اینکه به هدف خود برسند، به پدرشان گفتند: يَا أَبَانَا مَا لَكَ لَا تَأْمَنَّا عَلَىٰ يُوسُفَ پدر جان! چرا نسبت به یوسف به ما اطمینان نداری و به خاطر چه نگران یوسف هستی؟ بدون اینکه سبب و انگیزهای برای ترس داشته باشی؟
وَإِنَّا لَهُ لَنَاصِحُونَ حال آنکه ما خیر خواه او هستیم و نسبت به او دلسوزیم و آنچه را برای خود دوست داریم برای او هم دوست میداریم. و این دلالت مینماید که یعقوب علیه السلام اجازه نمیداد یوسف با برادرانش به صحرا و جاهای دیگر برود.
پس هنگامی که اتهامات را از خود دور کردند آنچه را که به نفع یوسف بود و پدر نیز آن را برای او میپسندید بیان کردند تا پدر اجازه بدهد یوسف همراه آنان به بیانان برود. بنابراین گفت:
أَرْسِلْهُ مَعَنَا غَدًا يَرْتَعْ وَيَلْعَبْ فردا او را با ما بفرست تا بخورد و در بیابان تفریح نماید و لذت ببرد. وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ و ما او را از هر اذیت و آزاری محافظت خواهیم کرد. یعقوب در پاسخ آنان گفت: إِنِّي لَيَحْزُنُنِي أَن تَذْهَبُوا بِهِ به محض اینکه او را ببرید ناراحت میشوم و این کار بر من دشوار میآید، زیرا توان تحمل جدایی او را حتی برای مدت اندکی ندارم، پس او را نمیفرستم. و دلیل دوم برای نفرستادن وی این است که، أَخَافُ أَن يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَأَنتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ میترسم از او غافل بمانید و گرگ او را بخورد. چون او کوچک است و نمیتواند در مقابل گرگ از خود دفاع کند و خود را برهاند. قَالُوا لَئِنْ أَكَلَهُ الذِّئْبُ وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّا إِذًا لَّخَاسِرُونَ گفتند: «اگر گرگ او را بخورد در حالی که ما گروه نیرومندی هستیم و بر محافظت او میکوشیم آنگاه زیانکار خواهیم بود، و خیری در ما نیست، امید فایده و سودی از ما نمیرود.
هنگامی که اسباب آرامش پدرشان را فراهم آوردند و موانع فرضی این کار را برطرف نمودند یعقوب به منظور سرگرمی و تفریح یوسف به وی اجازه داد همراه برادرانش برود.
این مـــرگ،